آري! حسين(علیه السلام) با عزّتي كه از نبوّت جدّش داشت و عزّت شخصيت خودش، خود را نباخت و تاريخ هم از پشت سر او از اينكه اقرار كند به مثل و نظيري
ص: 194
1- . قسمتي از خطبه امام حسين(علیه السلام) در روز عاشورا است كه در كتب معتبره مقاتل ذكر شده است. ابن نما حلّي، مثيرالاحزان، ص40 - 41؛ ابن طاووس، اللهوف، ص59 - 60.
2- .[1] چه جوانمرد بزرگي که دست حقارت و پستي را به خواري و زبوني به دشمن نداد و عوض آن سر خود را در اين راه داد. آري، آزاد مرد مرگ را بر زندگي پست که همراه زبوني و پستي باشد ترجيح مي دهد؛ چه منش و اخلاق نيکو که طريقه و سيرة خوبي است که در طول تاريخ چراغ هدايت گرديد.
براي او يا اينكه همانندي براي او بشناسد خودداري كرد. او مردان دنيا را مردانگي آموخت.
ابن ابي الحديد ميگويد:
سَيِّدُ أَهْلِ الْإِبَاءِ الَّذِي عَلَّمَ النَّاسَ الْحَمِيَّةَ وَالْمَوْتَ تَحْتَ ظِلَالِ السُّيُوفِ إِخْتِيَاراً لَهُ عَلَی الدَّنِيَّةِ أَبُو عَبْدِ اللهِ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(علیهما السلام) الَّذِي عُرِضَ عَلَيْهِ الْأَمَانُ وَأَصْحابِهِ فَأَنِفَ مِنَ الذُّلِّ.(1)
آقاي آزادمردان و ستم ستيزان به انسان ها درس حميّت و جوانمردي و شهادت در زير ساية شمشيرها را آموخت و اين گونه مردن را بر زندگي با پستي برگزيد؛ حسين بن عليبن ابي طالب(علیهما السلام) بود كه به او و اصحابش پيشنهاد امان و تسليم داده شد و او نپذيرفت و راضي به تحمّل خواري نشد.
ب. عظمت در مردانگی: در اين عظمت نيز حسين(علیه السلام) مقامي عجيب و سخت شگفتانگيز داشت و مردانگي در وجود او به حدّ اكمل نمايش يافت، و شايد برجستهترين موارد ظهور مردانگي آن حضرت آن وقتي بود كه سپاه كفرپيشه، آن حضرت و اصحابش را تيرباران نمودند، حسين(علیه السلام) برخاست، يك نگاه به آن تيرها كرد، و يك نگاه به اصحابش سپس فرمود:
«قُومُوا رَحِمَكُمُ اللهُ إِلَی الْمَوْتِ الَّذِي لَابُدَّ مِنْهُ فَإِنَّ هَذِهِ السِّهَامَ رُسُلُ الْقَوْمِ إِلَيْكُمْ»؛(2)
«برخيزيد! خدا شما را رحمت كند، و از مرگي كه چارهاي از آن نيست پيشواز نماييد. اينك اين تيرها فرستادههاي اين مردم به سوي شمايند».
ص: 195
1- . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج3، ص249.
2- . ابن طاووس، اللهوف، ص60؛ مجلسي، بحارالانوار، ج45، ص12.
اصحاب برخاستند و ساعتي را با آنها نبرد كردند تا جمعي از اصحاب شهيد شدند. در اين هنگام حسين(علیه السلام) دست بر محاسن شريف زد و فرمود:
«إِشْتَدَّ غَضَبُ اللهِ عَلَی الْيَهُودِ إِذْ جَعَلُوا لَهُ وَلَداً، وَاشْتَدَّ غَضَبُهُ عَلَی النَّصَارَی إِذْ جَعَلُوهُ ثَالِثَ ثَلَاثَةٍ وَ اشْتَدَّ غَضَبُهُ عَلَی الْمَجُوسِ إِذْ عَبَدُوا الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دُونَهُ، وَاشْتَدَّ غَضَبُهُ عَلَی قَوْمٍ اتَّفَقَتْ كَلِمَتُهُمْ عَلَی قَتْلِ ابْنِ بِنْتِ نَبِيِّهِمْ.أَمَا وَاللهِ لَا اُجِيبُهُمْ إِلَی شَيْءٍ مِمَّا يُرِيدُونَ حَتَّی أَلْقَی اللهَ وَأَنَا مُخَضَّبٌ بِدَمِي».(1)
«خشم خدا بر يهود شدّت يافت وقتي براي او فرزندي قرار دادند، و غضب خدا بر نصاري سخت شد وقتي او را سوّمين خدا خواندند، و غضب خدا بر مجوس سخت شد وقتي آفتاب و ماه را به جاي خدا پرستيدند، و خشم خدا شدّت يافت بر قومي كه هم كلام و متّفق شدند براي كشتن پسر دختر پيغمبر خودشان، به خدا آنها را به آنچه که ميخواهند جواب نميدهم، تا اينكه ملاقات كنم خدا را درحالي كه به خون خود خضاب شده باشم».
جملهاي كه از مردانگي حسين(علیه السلام) هراس انگيز است اين است كه فرمود:
«قُومُوا رَحِمَكُمُ اللهُ إِلَی الْمَوْتِ».
و ديگر اينكه فرمود:
«أَمَا وَاللهِ لَا اُجِيبُهُمْ...».
اين دو جمله با كمال وضوح، مردانگي حسين(علیه السلام) را آشكار مي سازد كه در چنان موقف مهيب و وحشتناك هيچ گونه بيم و هراس و شكست و خودباختگي
ص: 196
1- . ابن طاووس، اللهوف، ص60 - 61؛ مجلسي، بحارالانوار، ج45، ص12؛ علايلی، سموالمعني في سموالذات، ص118.
در وجودش وارد نشد؛ اصحابش را به استقبال از مرگ دعوت فرمود، مانند آنكه آنها را برخوان لذيذترين غذاها بخواند.
و حقّاً هم آن مرگي كه حسين(علیه السلام) به آن دعوت ميكرد، لذيذ بود؛ زيرا ميخواست با باطل نبرد كند و برهان خدا كه مبدأ او بود، در پيش چشمش مرتسم بود وصداي خدا را كه صداي ضمير و وجدان پاك و ايمان سرشارش بود ميشنيد و جز اين كلمات چيز ديگر نميديد: خدا، پيغمبرخدا، قرآن (كتاب خدا).
اگر پيرامون شجاعت روحي و بدني حسين(علیه السلام)، سخن را دنبال كنيم كتاب به اين زودي به پايان نميرسد، پس بهتر اين است كه به همين مقدار قناعت كنيم و خوانندگان گرامي را به كتاب هاي مقتل و تفكّر در تاريخ زندگي آن حضرت حواله دهيم.
11- صبر و شكيبايی امام حسين(علیه السلام)
اين صفت از اصول اخلاق حميده و ملكات پسنديده است و آيات شريفه و احاديث در فضيلت آن بسيار است، و در بيش از هفتاد موضع در قرآن مذكور است. ازجمله اين آيات است:
﴿إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِساب ٍ﴾؛(1)
﴿وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾؛(2)
﴿وَاصْبِرُوا إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾؛(3)
﴿وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا﴾؛(4)
ص: 197
1- . زمر، 10. «به درستی که صبرکنندگان را به صورت کامل و بدون حساب پاداش خواهد داد».
2- . نحل، 96. «به درستی که اجری که به صبرکنندگان می دهیم، بسیار بهتر از عملی است که انجام داده اند».
3- . انفال، 46. «و صبور باشید که خداوند با صبرکنندگان است».
4- . سجده، 24. «و برخی از آنها (بنی اسرائیل) را امام و پیشوایانی قرار دادیم که خلق را به امر ما هدایت کنند، به خاطر اینکه (در راه حق) صبر کردند».
﴿اِصْبِرُوا وَ صَابِرُوا﴾؛(1)
﴿وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ﴾؛(2)﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾.(3)
و از روايات، اين حديث معروف و معتبر كافي است:
«اَلصَّبْرُ مِنَ الْإِيمَانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ لَا خَيْرَ فِي جَسَدٍ لَا رَأْسَ مَعَهُ، وَلَا فِي إِيمَانٍ لَا صَبْرَ مَعَهُ»؛(4)
از حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) نيز روايت است:
«إِطْرَحْ عَنْكَ وَارِدَاتِ الْهُمُومِ بِعَزَائِمِ الصَّبْرِ، وَحُسْنِ اليَقينِ».(5)
و از حضرت امام حسن مجتبي(علیه السلام) در حديث است كه فرمود:
«آزمايش كرديم، و آزمايش كنندگان آزمايش كردند، نديديم چيزي را كه وجودش سودمندتر و عدمش زيان بارتر باشد از صبر. با صبر همه امور مداوا ميشود، و صبر به غير خود مداوا نميشود».(6)
ص: 198
1- . آل عمران، 200. «صبور باشید و یکدیگر را به صبر سفارش کنید».
2- . مريم، 65. «و در راه بندگی او صبر کن».
3- . بقره، 153. «ای کسانی که ایمان آورده اید، از صبر و نماز یاری بجویید، به درستی که خداوند با صبرکنندگان است».
4- . طبرسی، مشکاة الانوار، ص61؛ حلوانی، نزهة الناظر، ص51؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج18، ص232؛ سید رضی، خصائص الائمه، ص94؛ فتال نیشابوری، روضةالواعظین، ص422. «جايگاه صبر از ايمان همانند سر از بدن است. جسدي که سر ندارد در آن خيري نيست و ايماني هم که همراه با صبر و شکيبايي نباشد فايده اي ندارد».
5- . نهج البلاغه، نامه31 (ج3، ص55)؛ ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص83؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج1، ص324. «غم و اندوه ها که بر تو روي آورده به وسيلة صبر و شکيبايي و يقين زيبا آنها را از خود دور کن».
6- . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج1، ص319.
راجع به فضيلت صبر و تعريف و مراتب و درجات و اقسام آن، مراجعه به كتاب هاي حديث و اخلاق مانند بحارالأنوار، المحجّة البيضاء، جامع السّعادات و معراج السّعاده مفيد و سودمند است.
راغب در مفردات القرآن ميگويد:
اَلصَّبْرُ حَبْسُ النَّفْسِ عَلَی مَا يَقْتَضِيهِ العَقْلُ وَالشَّرْعُ أَوْ عَمَّا يَقْتَضِيَانِ حَبْسَهَا عَنْهُ؛(1)
صبر، واداركردن نفس است بر آنچه که عقل و شرع مي خواهد، يا حبس و بازداشتن نفس است از آنچه که عقل و شرع بازداشتن نفس را از آن لازم ميشمارند.
از آيات و روايات، علاوه بر آنكه بلندي مقام و رتبه صابران معلوم ميگردد، دانسته ميشود كه صبر، كليد بركات و مقدمه نيل به تمام مقامات معنوي و شرط توفيق در هر كار و كسب هر فضيلت است.
حسين(علیه السلام) در مقام صبر امتحاني داد كه دوست و دشمن از آن در شگفتي شدند، بلكه فرشتگان آسمان (برحسب فقره زيارت ناحيه مقدسه: «وَلَقَدْ عَجَبَتْ مِنْ صَبْرِكَ مَلَائِكَةُ السَّمَاءِ»(2) نيز از آن صبر و شكيبايي در تعجّب ماندند، و ظهور اين فضيلت از آن حضرت به نوعي شد كه سخن از صبر و خويشتن داري آن امام شهيد(علیه السلام) از توضيح واضحات است مع ذلك از جهت فايده اخلاقي چند قسم از اقسام عالي صبر را بيان ميكنيم و سپس موقف عظيم و بينظير آن حضرت را در هريك نشان ميدهيم:
الف. صبر در جهاد: صبر در جهاد اين است كه مجاهد في سبيل الله به واسطه ورود جراحات و زخم اسلحه پشت به ميدان نكند و از زخم هاي كاري،پريشان خاطر نشود و روحيهاش از يورش و حمله دسته جمعي قواي مسلّح دشمن ضعيف نگردد.
ص: 199
1- . راغب اصفهاني، مفردات، ص273.
2- . و به راستي از صبر و استقامّت تو ملائكه آسمان به شگفت آمدهاند.
يكي از علل فتوحات مسلمانان در صدر اسلام همين حال صبرشان در جهاد بود كه براي كسب ثواب و فوز به قرب خدا در ميدان هاي نبرد، آسوده حواس و بااطمينان صابرانه جهاد ميكردند. قرآن از اين مردم مدح كرده، و صبر در حين بأس كه در آيه:
﴿وَالصَّابِرينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ
وَحِينَ الْبَأْسِ﴾(1)
ذكر شده همين صبر در هنگام جهاد و قتال است.


نقل قول
