صفحه 23 از 23 نخستنخست ... 131920212223
نمایش نتایج: از شماره 221 تا 226 , از مجموع 226

موضوع: پرتوی از عظمت امام حسین علیه السلام

  1. Top | #221

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,621
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,055
    مورد تشکر
    4,159 در 1,895
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آري! حسين(علیه السلام) با عزّتي كه از نبوّت جدّش داشت و عزّت شخصيت خودش، خود را نباخت و تاريخ هم از پشت سر او از اينكه اقرار كند به مثل و نظيري
    ص: 194


    1- . قسمتي از خطبه امام حسين(علیه السلام) در روز عاشورا است كه در كتب معتبره مقاتل ذكر شده است. ابن نما حلّي، مثيرالاحزان، ص40 - 41؛ ابن طاووس، اللهوف، ص59 - 60.
    2- .[1] چه جوانمرد بزرگي که دست حقارت و پستي را به خواري و زبوني به دشمن نداد و عوض آن سر خود را در اين راه داد. آري، آزاد مرد مرگ را بر زندگي پست که همراه زبوني و پستي باشد ترجيح مي دهد؛ چه منش و اخلاق نيکو که طريقه و سيرة خوبي است که در طول تاريخ چراغ هدايت گرديد.
    براي او يا اينكه همانندي براي او بشناسد خودداري كرد. او مردان دنيا را مردانگي آموخت.
    ابن ابي الحديد ميگويد:
    سَيِّدُ أَهْلِ الْإِبَاءِ الَّذِي عَلَّمَ النَّاسَ الْحَمِيَّةَ وَالْمَوْتَ تَحْتَ ظِلَالِ السُّيُوفِ إِخْتِيَاراً لَهُ عَلَی الدَّنِيَّةِ أَبُو عَبْدِ اللهِ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(علیهما السلام) الَّذِي عُرِضَ عَلَيْهِ الْأَمَانُ وَأَصْحابِهِ فَأَنِفَ مِنَ الذُّلِّ.
    (1)
    آقاي آزادمردان و ستم ستيزان به انسان ها درس حميّت و جوانمردي و شهادت در زير ساية شمشيرها را آموخت و اين گونه مردن را بر زندگي با پستي برگزيد؛ حسين بن عليبن ابي طالب(علیهما السلام) بود كه به او و اصحابش پيشنهاد امان و تسليم داده شد و او نپذيرفت و راضي به تحمّل خواري نشد.
    ب. عظمت در مردانگی: در اين عظمت نيز حسين(علیه السلام) مقامي عجيب و سخت شگفتانگيز داشت و مردانگي در وجود او به حدّ اكمل نمايش يافت، و شايد برجستهترين موارد ظهور مردانگي آن حضرت آن وقتي بود كه سپاه كفرپيشه، آن حضرت و اصحابش را تيرباران نمودند، حسين(علیه السلام) برخاست، يك نگاه به آن تيرها كرد، و يك نگاه به اصحابش سپس فرمود:
    «قُومُوا رَحِمَكُمُ اللهُ إِلَی الْمَوْتِ الَّذِي لَابُدَّ مِنْهُ فَإِنَّ هَذِهِ السِّهَامَ رُسُلُ الْقَوْمِ إِلَيْكُمْ»؛
    (2)
    «برخيزيد! خدا شما را رحمت كند، و از مرگي كه چارهاي از آن نيست پيشواز نماييد. اينك اين تيرها فرستادههاي اين مردم به سوي شمايند».
    ص: 195


    1- . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج3، ص249.
    2- . ابن طاووس، اللهوف، ص60؛ مجلسي، بحارالانوار، ج45، ص12.
    اصحاب برخاستند و ساعتي را با آنها نبرد كردند تا جمعي از اصحاب شهيد شدند. در اين هنگام حسين(علیه السلام) دست بر محاسن شريف زد و فرمود:
    «إِشْتَدَّ غَضَبُ اللهِ عَلَی الْيَهُودِ إِذْ جَعَلُوا لَهُ وَلَداً، وَاشْتَدَّ غَضَبُهُ عَلَی النَّصَارَی إِذْ جَعَلُوهُ ثَالِثَ ثَلَاثَةٍ وَ اشْتَدَّ غَضَبُهُ عَلَی الْمَجُوسِ إِذْ عَبَدُوا الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دُونَهُ، وَاشْتَدَّ غَضَبُهُ عَلَی قَوْمٍ اتَّفَقَتْ كَلِمَتُهُمْ عَلَی قَتْلِ ابْنِ بِنْتِ نَبِيِّهِمْ.أَمَا وَاللهِ لَا اُجِيبُهُمْ إِلَی شَيْءٍ مِمَّا يُرِيدُونَ حَتَّی أَلْقَی اللهَ وَأَنَا مُخَضَّبٌ بِدَمِي».
    (1)
    «خشم خدا بر يهود شدّت يافت وقتي براي او فرزندي قرار دادند، و غضب خدا بر نصاري سخت شد وقتي او را سوّمين خدا خواندند، و غضب خدا بر مجوس سخت شد وقتي آفتاب و ماه را به جاي خدا پرستيدند، و خشم خدا شدّت يافت بر قومي كه هم كلام و متّفق شدند براي كشتن پسر دختر پيغمبر خودشان، به خدا آنها را به آنچه که ميخواهند جواب نميدهم، تا اينكه ملاقات كنم خدا را درحالي كه به خون خود خضاب شده باشم».
    جملهاي كه از مردانگي حسين(علیه السلام) هراس انگيز است اين است كه فرمود:
    «قُومُوا رَحِمَكُمُ اللهُ إِلَی الْمَوْتِ».
    و ديگر اينكه فرمود:
    «أَمَا وَاللهِ لَا اُجِيبُهُمْ...».
    اين دو جمله با كمال وضوح، مردانگي حسين(علیه السلام) را آشكار مي سازد كه در چنان موقف مهيب و وحشتناك هيچ گونه بيم و هراس و شكست و خودباختگي
    ص: 196


    1- . ابن طاووس، اللهوف، ص60 - 61؛ مجلسي، بحارالانوار، ج45، ص12؛ علايلی، سموالمعني في سموالذات، ص118.
    در وجودش وارد نشد؛ اصحابش را به استقبال از مرگ دعوت فرمود، مانند آنكه آنها را برخوان لذيذترين غذاها بخواند.
    و حقّاً هم آن مرگي كه حسين(علیه السلام) به آن دعوت ميكرد، لذيذ بود؛ زيرا ميخواست با باطل نبرد كند و برهان خدا كه مبدأ او بود، در پيش چشمش مرتسم بود وصداي خدا را كه صداي ضمير و وجدان پاك و ايمان سرشارش بود ميشنيد و جز اين كلمات چيز ديگر نميديد: خدا، پيغمبرخدا، قرآن (كتاب خدا).
    اگر پيرامون شجاعت روحي و بدني حسين(علیه السلام)، سخن را دنبال كنيم كتاب به اين زودي به پايان نميرسد، پس بهتر اين است كه به همين مقدار قناعت كنيم و خوانندگان گرامي را به كتاب هاي مقتل و تفكّر در تاريخ زندگي آن حضرت حواله دهيم.
    11- صبر و شكيبايی امام حسين(علیه السلام)
    اين صفت از اصول اخلاق حميده و ملكات پسنديده است و آيات شريفه و احاديث در فضيلت آن بسيار است، و در بيش از هفتاد موضع در قرآن مذكور است. ازجمله اين آيات است:
    ﴿إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِساب ٍ﴾؛
    (1)
    ﴿وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾؛
    (2)
    ﴿وَاصْبِرُوا إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾؛
    (3)
    ﴿وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا﴾؛
    (4)
    ص: 197


    1- . زمر، 10. «به درستی که صبرکنندگان را به صورت کامل و بدون حساب پاداش خواهد داد».
    2- . نحل، 96. «به درستی که اجری که به صبرکنندگان می دهیم، بسیار بهتر از عملی است که انجام داده اند».
    3- . انفال، 46. «و صبور باشید که خداوند با صبرکنندگان است».
    4- . سجده، 24. «و برخی از آنها (بنی اسرائیل) را امام و پیشوایانی قرار دادیم که خلق را به امر ما هدایت کنند، به خاطر اینکه (در راه حق) صبر کردند».
    ﴿اِصْبِرُوا وَ صَابِرُوا﴾؛
    (1)
    ﴿وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ﴾؛
    (2)﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾.(3)
    و از روايات، اين حديث معروف و معتبر كافي است:
    «اَلصَّبْرُ مِنَ الْإِيمَانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ لَا خَيْرَ فِي جَسَدٍ لَا رَأْسَ مَعَهُ، وَلَا فِي إِيمَانٍ لَا صَبْرَ مَعَهُ»؛
    (4)
    از حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) نيز روايت است:
    «إِطْرَحْ عَنْكَ وَارِدَاتِ الْهُمُومِ بِعَزَائِمِ الصَّبْرِ، وَحُسْنِ اليَقينِ».
    (5)
    و از حضرت امام حسن مجتبي(علیه السلام) در حديث است كه فرمود:
    «آزمايش كرديم، و آزمايش كنندگان آزمايش كردند، نديديم چيزي را كه وجودش سودمندتر و عدمش زيان بارتر باشد از صبر. با صبر همه امور مداوا ميشود، و صبر به غير خود مداوا نميشود».
    (6)
    ص: 198


    1- . آل عمران، 200. «صبور باشید و یکدیگر را به صبر سفارش کنید».
    2- . مريم، 65. «و در راه بندگی او صبر کن».
    3- . بقره، 153. «ای کسانی که ایمان آورده اید، از صبر و نماز یاری بجویید، به درستی که خداوند با صبرکنندگان است».
    4- . طبرسی، مشکاة الانوار، ص61؛ حلوانی، نزهة الناظر، ص51؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج18، ص232؛ سید رضی، خصائص الائمه، ص94؛ فتال نیشابوری، روضةالواعظین، ص422. «جايگاه صبر از ايمان همانند سر از بدن است. جسدي که سر ندارد در آن خيري نيست و ايماني هم که همراه با صبر و شکيبايي نباشد فايده اي ندارد».
    5- . نهج البلاغه، نامه31 (ج3، ص55)؛ ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص83؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج1، ص324. «غم و اندوه ها که بر تو روي آورده به وسيلة صبر و شکيبايي و يقين زيبا آنها را از خود دور کن».
    6- . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج1، ص319.
    راجع به فضيلت صبر و تعريف و مراتب و درجات و اقسام آن، مراجعه به كتاب هاي حديث و اخلاق مانند بحارالأنوار، المحجّة البيضاء، جامع السّعادات و معراج السّعاده مفيد و سودمند است.
    راغب در مفردات القرآن ميگويد:
    اَلصَّبْرُ حَبْسُ النَّفْسِ عَلَی مَا يَقْتَضِيهِ العَقْلُ وَالشَّرْعُ أَوْ عَمَّا يَقْتَضِيَانِ حَبْسَهَا عَنْهُ؛
    (1)
    صبر، واداركردن نفس است بر آنچه که عقل و شرع مي خواهد، يا حبس و بازداشتن نفس است از آنچه که عقل و شرع بازداشتن نفس را از آن لازم ميشمارند.
    از آيات و روايات، علاوه بر آنكه بلندي مقام و رتبه صابران معلوم ميگردد، دانسته ميشود كه صبر، كليد بركات و مقدمه نيل به تمام مقامات معنوي و شرط توفيق در هر كار و كسب هر فضيلت است.
    حسين(علیه السلام) در مقام صبر امتحاني داد كه دوست و دشمن از آن در شگفتي شدند، بلكه فرشتگان آسمان (برحسب فقره زيارت ناحيه مقدسه: «وَلَقَدْ عَجَبَتْ مِنْ صَبْرِكَ مَلَائِكَةُ السَّمَاءِ»
    (2) نيز از آن صبر و شكيبايي در تعجّب ماندند، و ظهور اين فضيلت از آن حضرت به نوعي شد كه سخن از صبر و خويشتن داري آن امام شهيد(علیه السلام) از توضيح واضحات است مع ذلك از جهت فايده اخلاقي چند قسم از اقسام عالي صبر را بيان ميكنيم و سپس موقف عظيم و بينظير آن حضرت را در هريك نشان ميدهيم:
    الف. صبر در جهاد: صبر در جهاد اين است كه مجاهد في سبيل الله به واسطه ورود جراحات و زخم اسلحه پشت به ميدان نكند و از زخم هاي كاري،پريشان خاطر نشود و روحيهاش از يورش و حمله دسته جمعي قواي مسلّح دشمن ضعيف نگردد.
    ص: 199


    1- . راغب اصفهاني، مفردات، ص273.
    2- . و به راستي از صبر و استقامّت تو ملائكه آسمان به شگفت آمدهاند.
    يكي از علل فتوحات مسلمانان در صدر اسلام همين حال صبرشان در جهاد بود كه براي كسب ثواب و فوز به قرب خدا در ميدان هاي نبرد، آسوده حواس و بااطمينان صابرانه جهاد ميكردند. قرآن از اين مردم مدح كرده، و صبر در حين بأس كه در آيه:
    ﴿وَالصَّابِرينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ
    وَحِينَ الْبَأْسِ﴾
    (1)
    ذكر شده همين صبر در هنگام جهاد و قتال است.
    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 09-07-2026 در ساعت 13:53
    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #222

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,621
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,055
    مورد تشکر
    4,159 در 1,895
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    و در آيه ديگر ميفرمايد:
    ﴿كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾
    (2)
    اين افتخار در ميدان هاي جهاد اسلامي در درجه نخست نصيب علي(علیه السلام) و خاندانش بود كه در هيچ يك از جنگ ها پشت به جهاد نكردند. علي(علیه السلام) در جنگ بدر، حنين، احزاب و غزوات ديگر كه شركت داشتند در نهايت صبر و تحمل، ثابت قدم بودند به طوري كه در جنگ احد، نود جراحت بر بدنش رسيد و همچنان رزم ميكرد و از پيغمبر و اسلام مردانه و صادقانه دفاع نمود.
    (3) برادر آن حضرت جعفر بن ابي طالب در جنگ موته بيش از هفتاد زخم شمشير و نيزه بر بدنش وارد شد، و آن مجاهد فيسبيل الله پرچم اسلام را نگاه داشت تا دست هايش را قطع كردند، و همچنان مقاومت کرد تا او را برحسب بعضي تواريخ به دو نيمه ساختند.(4)
    ص: 200


    1- . بقره، 177. «و صبرکنندگان در سختی و رنج و هنگام کارزار».
    2- . بقره، 249. «چه بسيار شده كه گروهي اندك به اذن خداوند، بر گروهي بسيار، پيروز شدند و خدا با شكيبايان است».
    3- . قمی، تفسیر، ج1، ص116؛ مجلسی، بحارالانوار، ج20، ص54؛ ج108، ص279.
    4- . ابن هشام، السیرة النبویه، ج3، ص833؛ ابن کثیر، البدایة و النهایه، ج4، ص279؛ همو، السیرة النبویه، ج3، ص462.
    امضاء

  4. Top | #223

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,621
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,055
    مورد تشکر
    4,159 در 1,895
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    حسين(علیه السلام) به روايت ابن اثير و مسعودي و نقل عقّاد، سي وسه طعن نيزه، و سي وچهار زخم شمشير و خنجر برداشت كه اين شصت وهفت زخم به غير از زخم تيرها بود.
    (1)
    عقّاد نقل كرده كه مجموع جراحاتي كه اثرش در لباس آن حضرت بود صدوبيست جراحت بوده بلكه از بعضي روايات استفاده ميشود كه مجموع جراحات وارده بر آن بدن عزيز خدا از شمشير و تير و نيزه و سنگ، بيش از سيصدوده جراحت بوده است و به اتّفاق تمام اين زخم ها از پيش رو و سينه مطهر بر آن حضرت رسيد.
    (2)
    با اين كثرت جراحات جنگ ميكرد و رجز ميخواند و حملههاي مردانه ميكرد و تا ممكن بود سواره و سپس پياده، و حتي آن وقتي كه بر زمين افتاده بود با كمك شمشير برميخاست و آن مردمي را كه ننگ عالم انسانيت شدند از خود دور ميكرد، و دفاع مينمود و صبر داشت.
    ب. صبر در مصيبت جوانان و برادران و اصحاب: اين نوع صبر از صبر بر جراحات، و آلام بدني به مراتب دشوارتر، و از پا در آورندهتر است. اما حسين(علیه السلام) كه صبر و شكيبايي اش از كوه هاي عالم بيشتر بود در داغ مرگ جوانان و برادران، و مصيبت بهترين اصحاب و ياران كه همه را با لب تشنه در پيش رويش به فجيعترين وضعي شهيد ميساختند و بدنشان را پاره پاره ميكردند، صبري كرد كه از آغاز عالم تا به حال چنان صبري از كسي آشكار نشده است. طفل شيرخوارش را در بغلش تيرميزدند و هلاك ميكردند. فرزند كوچك برادرش را در آغوشش بعد از آنكه دستش را با شمشير قطع كردند به طوري كه با پوست آويخته شد، شهيد كردند.
    كودك خردسال ديگرش را كه لرزان از خيمه بيرون آمده بود با ضربت عمود، تشنه كام كشتند. در تمام اين مصيبات جانكاه صبر ميكرد، حتي كودكي را كه شمشير دشمن دستش را قطع كرده بود مانند مردان دنيا ديده؛ امر به صبر ميكرد و ميفرمود:
    ص: 201


    1- . مسعودی، مروج الذهب، ج3، ص62؛ ابن اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، ج4، ص79؛ ر.ک: معتمد الدوله، قمقام زخار، ج2، ص468.
    2- . عقّاد، ابوالشّهداء، ص250.
    «يَا ابْنَ أَخِي اِصْبِرْ عَلَی مَا نَزَلَ بِكَ، وَاحْتَسِبْ فِي ذَلِكَ الخَيْرَ»؛
    (1)
    «برادرزادهام! صبر كن بر آنچه كه بر تو وارد شده (از بلاها و مصيبتها) و اينها را خير حساب كن!».
    اهل بيتش را در معرض اسيري ميديد بااينكه اين مصيبت براي او كه مجسمه غيرت و مردانگي بود بسيار سخت و جانگداز بود صبر فرمود، و آنها را به صبر و وقار و خاموشي و خويشتن داري سفارش ميكرد و به رحمت خدا مژده ميداد و ميفرمود:
    «وَرَحْمَةُ اللهِ لَا تُفَارِقُكُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ».
    (2)
    ج. صبر در غضب و خشم: از پيامبر اعظم(صلی الله علیه وآله)
    روايت است كه نيرومند كسي است كه به هنگام خشم، مالك خويش گردد. حسين(علیه السلام) هرگز تحت تأثير خشم و غضب، كاري را انجام نداد، در هنگام غضب بر خود مسلط بود؛ و اگر تمام عوامل خشم فراهم ميشد آن حضرت از طريق اعتدال و ميانهروي و راه صواب به قدر چشم برهم زدن بيرون نميشد.
    علايلي ميگويد:
    غلامي از غلامانش آب بر دست مباركش ميريخت، ابريق از دستش در طشت افتاد، آب طشت بر روي مقدسش پاشيد. غلام عرض كرد: اي آقاي من! «وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ». فرمود: خشمم را فرو خوردم. غلام گفت: «وَالْعَافِينَ عَنِ النَاسِ». فرمود: عفو كردم از تو. عرض كرد: «وَاللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ».
    (3)
    فرمود:
    ص: 202


    1- . طبري، تاريخ، ج4، ص344.
    2- . سپهر، ناسخ التواريخ، ج2، ص360. «رحمت خدا در دنيا و آخرت از شما جدا نخواهد شد».
    3- 3. سخنان اين غلام اقتباسي است از قسمتي از آيه 134 سوره آل عمران: ﴿...وَ الْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ﴾.
    «اِذْهَبْ فَأَنْتَ حُرٌّ لِوَجْهِ اللهِ الْكَرِيمِ»؛
    (1)
    «برو كه تو در راه خدا آزادي!».
    و يكي از نمايش هاي حسن خلق و كرم آن حضرت كه نشان ميدهد آن امام شهيد در برابر عوامل غضب و خشم و كينه، كمال قدرت و ايستادگي را داشت سيراب كردن لشكر حرّ است. وقتي در گرمگاه روز رسيدند و حضرت ديد به سختي تشنه هستند، فرمان داد تا به آنها و اسب هايشان آب بدهند. برحسب امر امام(علیه السلام) تمام سپاه دشمن را از مرد و مركب سيراب كردند و بر پاها و شكم چهارپايانشان آب پاشيدند.
    علي بن طعان محاربي گفت: من پس از همه رسيدم آن بحر مكرمت و نور ديده ساقي كوثر مرا به آن حال ديد، به زبان مبارك به نهايت لطف و مرحمت به لغت حجاز فرمود:
    «يَا ابْنَ أَخِي أَنِخِ الرَّاوِيَةَ»؛
    «برادرزاده! شتر را بخوابان».
    من معناي كلام امام را ندانستم. امام دانست كه نفهميدم فرمود:
    «أَنِخِ الْجَمَلَ».من شتر را خوابانيدم، فرمود:
    «إِخْنِثِ السِّقَاءَ»؛
    «دهانه مشك را بر گردان و آب بنوش»!
    من نتوانستم، امام پيش آمد و دهانه مشك را به دست مبارك پيچيد تا آب نوشيدم.
    (2)
    ص: 203


    1- . علایلی، سموالمعني في سموالذات، ص161.
    2- . ابومخنف، مقتل الحسین(علیه السلام)، ص82؛ طبری، تاریخ، ج4، ص302؛ مفید، الإرشاد، ج2، ص78؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج44، ص376؛ معتمد الدوله، قمقام زخار، ج1، ص350 و ساير كتب مقتل.
    و ديگر از نمونههاي صبر آن حضرت امتناعي است كه از شروع كردن به جنگ داشت، بااينكه ميدانست آن لشكر كفرپيشه به هيچ وجه بر او و عزيزانش رحم نميكنند، و بااينكه از آنها كارها و حركاتي سر ميزد كه صبر بر آن اعمال نكوهيده دشوار بود، آن حضرت حجت را بر آنها تمام ساخت، نه خود و نه اصحابش دست به اسلحه نبردند.
    موقعي كه نامه ابن زياد به حرّ رسيد و در آن دستور داده بود كه حرّ بر حسين(علیه السلام) كار را تنگ بگيرد، و ايشان را در بياباني بيآب و سبزه فرود آورد؛ زهير بن قين به امام(علیه السلام) عرض كرد:
    به خدا قسم! آن سپاهي كه پس از اينها بيايند بسي بيشتر باشند، اجازه بده تا هم اكنون با اين گروه نبرد كنيم.
    آن حضرت فرمود:
    «من ابتدا به جنگ نميكنم».
    (1)همچنين وقتي آب را بر روي امام(علیه السلام) و اصحابش بسته بودند و در لشكرگاه آن حضرت جانداري نبود از زن و مرد، كوچك و بزرگ، جوان و پير، بيمار و سالم؛ حتي اسب ها و مراكب، مگر آنكه تشنه بود و صيحة تشنه كامان همواره به گوش امام(علیه السلام) ميرسيد از ابتداي به جنگ خودداري كرد.
    حتي وقتي جرثومه شرارت و خباثت، شمر ملعون روز عاشورا به خيام طاهره نزديك شد و در پيرامون خيمههاي جلالت و عظمت ميگرديد تا نقطهاي را كه از آنجا مي توان به خيام و لشكرگاه امام(علیه السلام) حمله كرد، معين سازد، خندقي را ديد كه آتش در آن افروختهاند؛ بانگ برداشت و به امام(علیه السلام) جسارت كرد.
    ص: 204


    1- . ابن داوود دینوری، الاخبارالطوال، ص251 - 252؛ مفید، الإرشاد، ج2، ص83 - 84؛ عقّاد، ابوالشّهداء، ص188.
    مسلم بن عوسجه كه در تيراندازي مهارت داشت اجازه خواست شمر را با تير بزند، و زمين را از لوث وجود خبيث آن دشمن خدا پاك سازد، حضرت اجازه نفرمود، چون از ابتدا كردن به جنگ كراهت داشت،
    (1) مثل اينكه ميخواست جنگش با آنها صورت دفاع داشته باشد.
    يكي ديگر از نمونههاي گذشت و عفو و صبر آن حضرت - كه به مفاد آيه شريفه:
    ﴿وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَإِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ﴾
    (2)
    دليل بر عزم محكم، و قوت تصميم و بلندي همّت است - قبول توبه حرّ و آن همه ملاطفت و محبّتي است كه نسبت به او از آن معدن صبر و حلم و عفو و بخشش صادر شد.
    د. صبر در تشنگی: اين شكيبايي سخت دشوار است، به خصوص اگر تشنگي در نهايت شدت باشد. تسليم نشدن به دشمن با زحمت تشنگي، علامت تصميمو عزم راسخ فوق العاده است. شايد در تاريخ موردي را پيدا نكنيم كه آب را بر روي طرف بسته باشند و او از تسليم خودداري كرده باشد.
    برحسب تواريخ و كتاب هاي معتبر مقتل از روز هفتم محرم آب را بر روي آن حضرت و خاندان و اصحابش بستند از آن روز تا عاشورا اگر هم يكي دو مرتبه به وسيله حفر چاه و كوشش حضرت عباس قمر بني هاشم(علیه السلام) آبي تهيه شد، طبعاً سالمندان و بزرگان از آن استفاده نميكردند و فقط اطفال و خردسالان و مراكب زبان بسته را يكي دو وعده با آن آب دادند؛ بنابراين داستان تشنگي امام(علیه السلام) فوق العاده غم انگيز و شكيبايي آن حضرت بر رنج تشنگي تحيّرآميز است.
    ص: 205


    1- . مفید، الإرشاد، ج2، ص96؛ طبرسی، اعلام الوری، ج1، ص458؛ معتمدالدوله، قمقام زخار، ج1، ص 390؛ عقّاد، ابوالشّهداء، ص237.
    2- . شوري، 43. «و هرکس صبر کند و ببخشد این عزم در امور خداوند است».
    کساني که گرماي عراق را ديدهاند ميدانند كه تحمل تشنگي چند ساعت در آنجا طاقت فرساست. زحمت جهاد در آفتاب سوزان و كثرت جراحات و ريزش خون، همه باعث شدت تشنگي است ولي آن امام تشنه كام بر اين رنج عظيم صبر فرمود، و تسليم آن ناكسان نگرديد. صَلَّی اللهُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللهِ.
    ه-. صبر در اطاعت فرمان خدا: معلوم است كه ظهور تمام اقسام صبر از آن حضرت براي اطاعت فرمان خدا بود، و براي امتثال امر خدا از آن همه بلاها و مصيبت ها استقبال كرد و پيشنهادهايي را كه دوستان يا دشمنان دادند كه با يزيد بيعت كند يا به نحوي با او به سازش و سكوت رفتار نمايد نپذيرفت و ردّ كرد.
    خواننده گرامي! شخصيت عظيم و مناقب و كرائم اخلاق حضرت سيدالشهدا(علیه السلام) در هر ناحيه آن قدر وسيع است كه با بسط مقال يا تأليف كتاب هاي مستقلّ هم نميتوان جمال آفتاب تمثال آن خلق و خوي را نشان داد، لذا ناچار به ايجاز و اختصار پرداختيم، و به طور جامع و خلاصه ميگوييم كه آن حضرت در علم و معرفت و حلم و فصاحت و بلاغت
    (1) و خلق و خوي سرآمد تمام خلق بود.

    ص: 206


    1- . كلمات معجزآسا، و خطبههاي فصيحه و بليغه و مواعظ و نصايح جامع و ادعيهاي كه از آن حضرت نقل شده و در كتب عامه و خاصه ضبط است هريك برهان اين است كه آن حضرت نيز مانند پدر بزرگوارش مالك ملك فصاحت و حاكم اقاليم بلاغت بوده است. معاويه در وصف آن منطق شيوا و گفتار رسا به يزيد گفت: لَكِنَّهَا اَلْسِنَةُ بَنِي هَاشِمِ الْحُدَادِ الَّتِي تَفْلِقُ الصَّخْرَ وَتَغْرِفُ مِنَ الْبَحْرِ؛ لكن زبان هاي بني هاشم از تيزي، سنگ را ميشكافد و از دريا بهره ميگيرد (همچنان كه هرچه از دريا بردارند، آب دريا كم نميشود، آنها هم هر قدر سخن بگويند، مطالبشان تمام نميشود)». امين عاملي، اعيان الشيعه، ج1، ص583؛ علایلی، سموالمعني في سموالذات، ص162.



    امضاء

  5. Top | #224

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,621
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,055
    مورد تشکر
    4,159 در 1,895
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    «يَا ابْنَ أَخِي اِصْبِرْ عَلَی مَا نَزَلَ بِكَ، وَاحْتَسِبْ فِي ذَلِكَ الخَيْرَ»؛
    (1)
    «برادرزادهام! صبر كن بر آنچه كه بر تو وارد شده (از بلاها و مصيبتها) و اينها را خير حساب كن!».
    اهل بيتش را در معرض اسيري ميديد بااينكه اين مصيبت براي او كه مجسمه غيرت و مردانگي بود بسيار سخت و جانگداز بود صبر فرمود، و آنها را به صبر و وقار و خاموشي و خويشتن داري سفارش ميكرد و به رحمت خدا مژده ميداد و ميفرمود:
    «وَرَحْمَةُ اللهِ لَا تُفَارِقُكُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ».
    (2)
    ج. صبر در غضب و خشم: از پيامبر اعظم(صلی الله علیه وآله)
    روايت است كه نيرومند كسي است كه به هنگام خشم، مالك خويش گردد. حسين(علیه السلام) هرگز تحت تأثير خشم و غضب، كاري را انجام نداد، در هنگام غضب بر خود مسلط بود؛ و اگر تمام عوامل خشم فراهم ميشد آن حضرت از طريق اعتدال و ميانهروي و راه صواب به قدر چشم برهم زدن بيرون نميشد.
    علايلي ميگويد:
    غلامي از غلامانش آب بر دست مباركش ميريخت، ابريق از دستش در طشت افتاد، آب طشت بر روي مقدسش پاشيد. غلام عرض كرد: اي آقاي من! «وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ». فرمود: خشمم را فرو خوردم. غلام گفت: «وَالْعَافِينَ عَنِ النَاسِ». فرمود: عفو كردم از تو. عرض كرد: «وَاللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ».
    (3)
    فرمود:
    ص: 202


    1- . طبري، تاريخ، ج4، ص344.
    2- . سپهر، ناسخ التواريخ، ج2، ص360. «رحمت خدا در دنيا و آخرت از شما جدا نخواهد شد».
    3- 3. سخنان اين غلام اقتباسي است از قسمتي از آيه 134 سوره آل عمران: ﴿...وَ الْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ﴾.
    «اِذْهَبْ فَأَنْتَ حُرٌّ لِوَجْهِ اللهِ الْكَرِيمِ»؛
    (1)
    «برو كه تو در راه خدا آزادي!».
    و يكي از نمايش هاي حسن خلق و كرم آن حضرت كه نشان ميدهد آن امام شهيد در برابر عوامل غضب و خشم و كينه، كمال قدرت و ايستادگي را داشت سيراب كردن لشكر حرّ است.


    امضاء

  6. Top | #225

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,621
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,055
    مورد تشکر
    4,159 در 1,895
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض

    علايلي ميگويد:
    غلامي از غلامانش آب بر دست مباركش ميريخت، ابريق از دستش در طشت افتاد، آب طشت بر روي مقدسش پاشيد. غلام عرض كرد: اي آقاي من! «وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ». فرمود: خشمم را فرو خوردم. غلام گفت: «وَالْعَافِينَ عَنِ النَاسِ». فرمود: عفو كردم از تو. عرض كرد: «وَاللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ».
    (3)
    فرمود:
    ص: 202


    1- . طبري، تاريخ، ج4، ص344.
    2- . سپهر، ناسخ التواريخ، ج2، ص360. «رحمت خدا در دنيا و آخرت از شما جدا نخواهد شد».
    3- 3. سخنان اين غلام اقتباسي است از قسمتي از آيه 134 سوره آل عمران: ﴿...وَ الْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ﴾.
    «اِذْهَبْ فَأَنْتَ حُرٌّ لِوَجْهِ اللهِ الْكَرِيمِ»؛
    (1)
    «برو كه تو در راه خدا آزادي!».
    و يكي از نمايش هاي حسن خلق و كرم آن حضرت كه نشان ميدهد آن امام شهيد در برابر عوامل غضب و خشم و كينه، كمال قدرت و ايستادگي را داشت سيراب كردن لشكر حرّ است.

    امضاء

  7. Top | #226

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,621
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,055
    مورد تشکر
    4,159 در 1,895
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض

    538 (تفسير سوره قدر)؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج3، ص444؛ ج4، ص6؛ سیوطی، الدرالمنثور، ج4، ص191؛ همو، تاريخ الخلفاء، ص13؛ ابن عقیل علوی، النصائح الکافیه، ص139.
    ابن عساكر از ابي ذر روايت كرده كه پيغمبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: وقتي بني اميّه به چهل تن برسند بندگان خدا را به غلامي و كنيزي ميگيرند و مال خدا را در اموال خود وارد سازند و كتاب خدا را به كار نبندند.
    (1)
    ابن منده و ابونعيم از عمران (حمران) بن جابر يماني و ابن قامع از سالم حضرمي از پيغمبر(صلی الله علیه وآله)
    روايت كرده اند كه فرمود:
    «وَيْلٌ لِبَنِي اُمَيَّةَ وَيْلٌ لِبَنِي اُمَيَّةَ وَيْلٌ لِبَنِي اُمَيَّةَ».
    (2)
    ابن مردويه از علي(علیه السلام) روايت كرده كه فرمود: در سوره محمّد(صلی الله علیه وآله)
    آيهاي در شأن ما و آيهاي در شأن بني اميه است.
    «إِقْرَأْ السُّورَةَ مِنْ أَوَّلِهَا إِلَی آخِرِهَا»؛
    (3)
    «سوره را از اول تا به آخر بخوان».و اما روايات در مذمّت بني اميّه و اينكه آنها آفت دين و آفت اين امت و دشمن پيغمبر(صلی الله علیه وآله) و شجره ملعونه هستند بسيار است.
    (4)
    امضاء

صفحه 23 از 23 نخستنخست ... 131920212223

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi