صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 40

موضوع: آگاه شويم

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,947
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    45,107
    مورد تشکر
    29,777 در 7,848
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض


    مردى در حضور حضرت باقر (عليه السلام ) بر ديگرى افتخار كرد به اين جملات . گفت تو بر من فخر مى كنى ! با اينكه من از شيعيان آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) هستم . حضرت فرمود به پروردگار كعبه قسم تو بر او فخرى ندارى با اينكه اشتباهى نيز در اين دروغ گفتن كردى . آيا مالت را بيشتر دوست دارى براى خود خرج كنى يا براى دوستان مومنت ؟
    عرض كرد بيشتر مايلم براى مخارج خود صرف كنم . فرمود پس تو از شيعيان ما نيستى . خرج كردن اموال در نزد ما براى كسانى كه به ادعا مى گويند شيعه شما هستيم محبوبتر است تا براى خودمان (چه رسد به كسانى كه واقعا شيعه ما هستند) و لكن قل انا من محبيكم و من الراجين النجاة بمحبتكم ، ولى بگو من از دوستان شمايم و از آنهايم كه اميدوارم به واسطه محبت شما نجات بيابم .
    (25)


    امضاء





  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,947
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    45,107
    مورد تشکر
    29,777 در 7,848
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض


    نعمت واقعى چيست ؟

    ابراهيم بن عباس كاتب گفت خدمت حضرت رضا (عليه السلام ) بوديم يكى از فقها گفت معنى نعيم در آيه شريفه (لتساءلن يومئذ عن النعيم ) ((در آنروز سوال خواهيد شد از نعمت )) آب سرد است . على بن موسى (عليه السلام ) با صداى بلند فرمود اين طور تفسير مى كنيد آيه را و هر كسى به يك طريق معنى مى نمايد بعضى مى گويند غذاى خوش طعم است . همانا پدرم از پدرش حضرت صادق (عليه السلام ) نقل فرمود كه وقتى اين گفتار شما راجع به معنى نعيم خدمت آنجناب گفته شد خشمگين شده فرمود هرگز خدا بازخواست و سوال نخواهد كرد مخلوق را راجع به چيزهائى كه به آنها تفضل فرموده و براى چنين چيزى منت نمى گذارد. اين كار از مخلوق ناشايست است اگر از غذائى كه به ديگران داده يا آب سرد يا چيزهاى ديگر را منت گذارد، چگونه مى توان به خداى جلت عظمته نسبت داد چيزى را كه براى مردم شايسته نيست .
    و لكن النعيم حبنا اهل البيت و موالاتنا يساءل الله عنه بعد التوحيد و نبوة رسوله صلى الله عليه و آله ولى نعيم دوستى و ولايت با ما خاندان است كه خداوند بعد از توحيد و نبوت از آن سوال خواهد كرد. زيرا بنده اگر به لوازم ولايت و محبت وفا كرد به نعيم بهشت كه زوال ندارد مى رسد.
    حضرت رضا (عليه السلام ) فرمود پدرم از حضرت صادق و ايشان از امام باقر به همين طريق از على (عليه السلام ) نقل كردند كه پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: يا على ان اول ما يساءل عند العبد بعد موته شهادة ان لا اله الا الله و ان محمد رسول الله و انك ولى المومنين بما جعله الله و جعلته فمن اقر بذلك و كان معتقده صار الى النعيم الذى لازوال له .
    يا على اولين چيزى كه بعد از مرگ از بنده سوال مى كنند شهادت به توحيد و نبوت من و اقرار به ولايت تو است به آن طريقى كه خدا قرار داده و من نيز رسانيدم به آنها. هر كس اعتراف به اين قسمت كرد و اعتقادش ‍ نيز همان بود بسوى نعمتى كه هرگز نابودى و زوال ندارد رهسپار خواهد شد.
    (26)

    امضاء




  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,947
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    45,107
    مورد تشکر
    29,777 در 7,848
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض


    چند روايت در دوستى اهلبيت (عليهم السلام )
    1.
    عن ابى اسامة زيد الشحام قال : قلت لابى عبدالله (عليه السلام ) اسمى فى تلك الاسماء يعنى فى كتاب اصحاب اليمين قال نعم و عنه ايضا قال : قال لى ابو عبدالله (عليه السلام ) يا زيدكم اتى لك سنة قلت كذا و كذا قال يا ابا اسامة ابشر فانت معنا و انت من شيعتنا، اما ترضى ان تكون معنا، قلت بلى يا سيدى فكيف لى ان اكون معكم فقال يا زيد ان الصراط الينا و ان الميزان الينا و حساب شيعتنا الينا و الله يا زيد ان ارحم بكم من انفسكم و الله لكانى انظر اليك و الى الحرث بن مغيرة النضرى فى الجنة فى درجة واحدة .(27)
    ابو اسامه گفت به حضرت صادق (عليه السلام ) عرض كردم آيا اسم من در جمله اصحاب يمين نوشته شده فرمود آرى . از او نيز نقل شده كه حضرت صادق (عليه السلام ) پرسيد از من ! چند سال دارى ؟ گفتم اينقدر فرمود: ابا اسامه بشارت باد تو را، تو با ما هستى و از شيعيان مائى آيا خشنود نيستى از اينكه با ما باشى . عرض كردم آقاى من چگونه ممكن است مثل من با شما باشد. فرمود اى زيد! صراط، قيامت و ميزان اعمال در اختيار ما است حساب شيعيان ما نيز در دست ما است به خدا سوگند اى زيد! من به شما از خودتان مهربانترم . خدا قسم گويا مى بينم تو و حرث بن مغيره را در بهشت به يك درجه مساوى .

    امضاء




  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,947
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    45,107
    مورد تشکر
    29,777 در 7,848
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض


    2. عن الطياسى عن العلا عن محمد قال ساءلت ابا جعفر (عليه السلام ) عن قول الله عزوجل (فاولئك يبدل الله سيئاتهم حسنات و كان الله غفورا رحيما) فقال (عليه السلام ) يوتى بالمومن المذنب يوم القيمة حتى يقام بموقف الحساب فيكون الله تعالى هو الذى يتولى حسابه لا يطلع على حسابه احدا من الناس فيعرفه ذنوبه حتى اذا اقر بسيئاته قال الله عزوجل للكتبة بدلوها حسنات و اظهروها للناس فيقول الناس حينئذ ما كان لهذا العبد سيئة واحدة ثم ياءمرالله به الى الجنة فهذا تاءويل الاية فهى فى المذنبين من شيعتنا خاصة .
    محمد گفت از حضرت باقر تفسير آيه فاولئك يبدل الله سيئاتهم حسنات ((خداوند گناهان اين دسته را به حسنات تبديل مى كند)) سوال كردم . فرمود روز قيامت مومن گناهكار را در معرض حسنات مى آورند خداوند خود به حساب او رسيدگى مى كند، هيچكس را بر گناه او مطلع نمى نمايد، گناهانش را به او گوشزد مى كند وقتى اقرار و اعتراف نمود به ملائكه نويسنده امر مى كند همه گناهان را به حسنات تبديل كنند.
    آنگاه نامه عمل او را ميان مردم آشكار مى نمايند. اهل محشر مى گويند اين بنده را يك گناه نيست ! سپس بسوى بهشت رهسپار مى شود. اين است تاءويل آيه شريفه ، اين كار فقط اختصاص به شيعيان گنه كار ما دارد.

    امضاء




  6. Top | #35

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,947
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    45,107
    مورد تشکر
    29,777 در 7,848
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض


    3. عن الرضا (عليه السلام ) عن آبائه (عليهم السلام ) قال قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) حبنا اهل البيت يكفر الذنوب و يضاعف الحسنات و ان الله تعالى يتحمل عن محبينا اهل البيت و ما عليهم من مظالم العباد الا ما كان منهم على اضرار و ظلم للمومنين فيقول للسيئات كونى حسنات .
    ايضا عن الرضا عن آبائه (عليهم السلام ) قال قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) اذا كان يوم القيمة ولينا حساب شيعتنا فمن كانت مظلمته فيما بينه و بين الله عزوجل حكمنا فيها فاجابنا و من كانت مظلمته فيما بينه و بين الناس استعوهبناه فوهبت لنا و من كانت مظلمته فيما بينه و بيننا كنا احق من عفا و صفح .(28)

    حضرت رضا (عليه السلام ) از آباء خود از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل كرد كه آنجناب فرمود: دوستى ما خانواده گناهان را محو و حسنات را دوچندان مى كند. مظالم عباد كه بر گردن محبين ما خانواده باشد خداوند بر مى دارد مگر زيان يا ظلمى كه به مومنين رسانيده باشند. گناهان را به حسنات برمى گرداند.
    و نيز حضرت رضا (عليه السلام ) از آباء گرام خود و آنها از پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل كردند كه آنجناب فرمود: روز قيامت حساب شيعيانمان به دست ما داده مى شود كسى كه گناهش بين خود و خدا باشد، ما را نسبت به آن حكومت داده اند هر چه بكنم رد نخواهد كرد. كسى كه مظلمه اى از مردم بر گردن او باشد درخواست مى كنيم ببخشد صاحب مظلمه نيز مى بخشد و هر كس را مظلمه اى بين او و ما باشد ما شايسته تريم به عفو و بخشش .
    4. عن ابن ابى يعفور قال قلت لابى عبدالله (عليه السلام ) انى اخالط الناس فيكثر عجبى من اقوام لايتولونكم و يتولون فلانا و فلانا لهم امانة و صدق و وفاء و اقوام يتولونكم ليس لهم تلك الامانة و لاالوفاء و الصدق قال فاستوى جالسا و اقب لعلى كالغضبان ثم قال لادين لمن دان بولاية امام جائر ليس من الله ، و لاعتب على من دان بولاية امام عدل من الله قال قلت لادين لاولئك و لا عتب على هولاء فقال نعم لادين لاولئك و لا عتب على هولاء ثم قال اما تسمع لقول الله (الله ولى الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الى النور) يخرجهم من ظلمات الذنوب الى نور التوبة و المغفرة لولايتهم كل امام عادل من الله و قال (و الذين كفروا اوليائهم الطاغوت يخرجونهم من النور الى الظلمات ) قال قلت اليس الله عنى بها الكفار حين قال و الذين كفروا قال فقال و اى نور للكفافر و هو كافر فاخرج منه الى الظلمات انما عنى الله بهذا انهم كانوا على نورالاسلام فلما ان تولوا كل امام جائر ليس من الله خرجوا بولايتهم اياهم من نورالاسلام فلما ان تولوا كل امام جائر ليس من الله خرجوا بولايتهم اياهم من نورالاسلام الى ظلمات الكفر فاوجب لهم النار مع الكفار فقال اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون .(29)
    امضاء




  7. Top | #36

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,947
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    45,107
    مورد تشکر
    29,777 در 7,848
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض


    ابن ابى يعفور گفت به حضرت صادق (عليه السلام ) عرض كردم : من با مردم مراوده دارم ، بسيار در شگفتم از اينكه عده اى از مردم هستند ولايت نسبت به شما ندارند، فلانى و فلانى را دوست دارند، اما امين و راستگو و باوفايند، عده اى نيز هستند كه شما را دوست مى دارند و داراى ولايتند ولى آن امانت و وفا و راستگويى را ندارند. حضرت صادق (عليه السلام ) اين سخن را شنيد راست نشست و مانند شخص خشمناك روى به من كرده فرمود: آنهائى كه دوستى دارند نسبت به هر پيشواى ظالمى كه از جانب خدا منصوب نشده دين ندارند. كسانى كه ولايت دارند نسبت به امام عادلى كه از طرف خداست بر آنها سرزنش و عتابى نيست . عرض ‍ كردم آنها دين ندارند و اينها سرزنش نمى شوند؟ فرمود آرى آنها دين ندارند و اينها سرزنش نمى شوند.
    سپس فرمود: مگر اين آيه را نشنيده اى كه خداوند مى فرمايد: الله ولى الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الى النور خدا پشتيبان كسانى است كه ايمان آورده اند آنها را از تاريكيها بسوى نور مى برد، يعنى از تاريكيهاى گناه بسوى نور توبه و مغفرت مى برد به واسطه دوستى و ولايت با امام عادلى كه از جانب خدا است .

    امضاء




  8. Top | #37

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,947
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    45,107
    مورد تشکر
    29,777 در 7,848
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض


    و نيز مى فرمايد: و الذين كفروا اوليائهم الطاغوت يخرجونهم من النور الى الظلمات . ابن ابى يعفور مى گويد عرض كردم مگر منظور از اين آيه كفار نيست به دليل اينكه مى فرمايد و الذين كفروا. فرمود مگر كفار در حال كفر نور دارند كه از نور به تاريكيها برده شوند.
    همانا منظور اين اشخاصند كه به واسطه دوست داشتن پيشوايان ستمگرى كه از جانب خدا منصوب نشده اند، از نور اسلام به تاريكيهاى كفر كشيده مى شوند، آتش بر آنها با كفار واجب شده از اينرو خداوند مى فرمايد: اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون اين دسته ، اهل آتشند و در آنجا هميشه خواهند بود.
    5. عن محمد بن سليمان الديلمى عن ابيه قال دخل سماعة بن مهران على الصادق (عليه السلام ) فقال يا سماعة من شر الناس قال نحن يابن رسول الله قال فغضب حتى احمرت و جنتاه ثم استوى جالسا و كان متكئا فقال يا سماعة من شرالناس عندالناس فقلت و الله ما كذبتك يا ابن رسول الله نحن شر الناس عند الناس لانهم سمونا كفارا و رافضة فنظر الى ثم قال كيف بكم اذا سبق بكم الى الجنة و سيق بهم الى النار فينظرون اليكم و يقولون (ما لنا لانرى رجالا كنا نعدهم من الاشرار) يا سماعة بن مهران انه من اساء منكم اسائة مشينا الى الله تعالى يوم القيمة باقدامنا فتشفع فيه فنشفع و الله لا يدخل النار منكم عشرة رجال و الله لا يدخل النار منكم خمسة رجال و الله لا يدخل النار منكم ثلثة رجال و الله لا يدخل النار منمكم رجل واجد فتنافسوا فى الدرجات و اكمدوا عدوكم بالورع .(30)
    امضاء




  9. Top | #38

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,947
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    45,107
    مورد تشکر
    29,777 در 7,848
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض


    محمد بن سليمان ديلمى از پدرش نقل كرد كه سماعة بن مهران خدمت حضرت صادق (عليه السلام ) رسيد. حضرت از او پرسيد بدترين مردم كيانند. جواب داد ما هستيم .
    سماعة گفت آنجناب چنان خشمناك گرديد كه دو گونه اش برافروخته شد تكيه داده بود حركت كرده راست نشست . فرمود سماعه ! بدترين مردم در نظر مردم كيانند.
    گفتم سوگند به خدا به شما دروغ نگفتم بدترين مردم در نظر مردم ما هستيم زيرا آنها ما را كافر و رافضى مى نامند در اين هنگام به من نگاهى كرده فرمود چگونه خواهيد بود آن روز كه شما را بسوى بهشت و آنها را به طرف آتش برند آن زمان به سوى شما نگاه مى كنند و بگويند چه شد؟ كسانى را كه از اشرار مى شمرديم اينكه در جهنم نمى بينيم .
    سماعه ! از هر يك از شما گناهى سر زند روز قيامت به پاى خود به پيشگاه خدا مى رويم و براى او شفاعت مى كنيم ، شفاعت ما را قبول مى فرمايد: سوگند به خدا ده نفر از شما به جهنم وارد نمى شوند. بخدا سوگند سه نفر از شما وارد جهنم نمى شوند، نه بخدا سوگند يك نفر هم از شما وارد نمى شود. كوشش و جديت كنيد در بدست آوردن درجه عالى بهشت و دشمنان خود را به وسيله ورع و پرهيزكارى به اندوه مبتلا نمائيد.
    امضاء




  10. Top | #39

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,947
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    45,107
    مورد تشکر
    29,777 در 7,848
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض


    6. عن حذيفة بن منصور قال كنت عند ابى عبدالله (عليه السلام ) اذ دخل عليه رجل فقال جعلت فدالك ان لى اخالا يوتى من محبتكم و اجلالكم و تعظيمكم غير انه يشرب الخمر فقال الصادق (عليه السلام ) اما انه لعظيم ان يكون محبنا بهذه الحالة و لكن الا انبئكم بشر من هذا. الناصب لنا شر منه و ان ادنى المومنين و ليس فيهم دنى ليشفع فى ماءتى انسان و لو ان اهل السموات السبع و الارضين السبع و البحار السبع شفعوا فى ناصب ما شفعوا فيه . الا ان هذا لا يخرج من الدنيا حتى يتوب او يبتليه الله ببلاء فى جسده فيكون تحبيطا لخطاياه حتى يلقى الله عزوجل لاذنب له . ان شيعتنا على السبيل الا قوم ان شيعتنا لفى خير ثم قال ان ابى كان كثيرا ما يقول احبب حبيب آل محمد و ان كان مرهقا ذيالا و ابغض بغيض آل محمد و ان كان صواما قواما.(31)
    حذيفة بن منصور گفت من خدمت حضرت صادق (عليه السلام ) بودم مردى وارد شده عرض كرد فدايت شوم مرا برادرى است كه شيطان او را از لحاظ محبت و احترام و تعظيم شما خانواده نمى تواند بفريبد ولى عيبى كه در اوست شراب مى خورد. حضرت صادق (عليه السلام ) فرمود همانا اين قسمت خيلى عظيم است كه محب و دوست دار ما شرابخوار باشد. ولى ترا خبر دهم كسى كه از او هم بدتر است دشمن ما خانواده از چنين شخصى بدتر است .
    پست ترين مومنين با اينكه در ميان مومنين ، پست وجود ندارد مى تواند دويست نفر را شفاعت كند ولى اگر هفت آسمان و هفت زمين و هفت دريا درباره دشمن ما خانواده شفاعت كنند پذيرفته نخواهد شد.
    اين شخص را ذكر كردى از دنيا خارج نمى شود مگر اينكه توبه نمايد يا خداوند او را به بلائى در بدنش مبتلا مى كند كه گناهش از بين برود تا خداوند را بدون گناه ملاقات كند. شيعيان ما در راهى استوارند همانا شيعيان ما عاقبت بخيرند.
    آنگاه فرمود پدرم پيوسته مى فرمود دوست بدار آل محمد ((صلوات الله عليهم اجمعين )) و اگر چه فتنه جو و متكبر باشد و دشمن دارد دشمن آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) را اگر چه پيوسته روزه دار و شب زنده دار باشد.
    امضاء




  11. Top | #40

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,947
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    45,107
    مورد تشکر
    29,777 در 7,848
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض




    7. قال ابو عبدالله (عليه السلام ) ابلغ موالينا عنا السلام و اخبرهم انا لانغنى عنهم من الله شيئا الا بعمل و انهم لن ينالوا و لا يتنا الا بعمل او ورع و ان اشد الناس حسرة من وصف عدلا ثم خالفه الى غيره .(32)
    حضرت صادق (عليه السلام ) فرمود سلام مرا به دوستانمان برسان و به آنها بگو ما نمى توانيم بى نياز كنيم شما را از طرف خدا مگر به عمل و هرگز به ولايت ما نخواهيد رسيد مگر به پرهيزكارى و عمل ، پشيمان ترين مردم در روز قيامت كسى ، است كه كار خوبى را توصيف نمايد و خود برخلاف آن عمل كند.
    پى‏نوشتها:‌


    1-روضه كافى ، ص 76.
    2- روضات الجنات ، ص 271، ج 12؛ بحار، ص 72؛ تمام قصيده در ص 219؛الغدير، ج 2 ذكر شده .
    3- ج 2 الغدير، ص 274.
    4- به نقل ديگرى در ص 273 الغدير مى نويسد سيد وقتى كه تمام صورتش سياه شد سه مرتبه گفتهكذا يفعل باوليائك يا على با دوستان تو اينطور معامله مى شود على جان ، در اين موقع نقطه سفيد پيدا شد.
    5-ينابيع الموده ، ج 1، ص 95.
    6- عبدى همان سفيان بن مصعب عبدى شاعر كوفى است كه حضرت صادق (عليه السلام ) درباره او مى فرمود:يا معشر الشيعة علموا اولادكم شعر العبدى فانه على دين الله .
    7-جلد يازدهم بحارالانوار، ص 137.
    8- جلد يازدهم بحارالانوار، ص 144.
    9- هنگامى كه پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) از فتح خيبر بازگشت و وارد مدينه شد زنى يهودى ران مسمومى را بريان كرده به هديه خدمتآنجناب آورد. حضرت فرمود نان بياوريد. هنوز آنجناب دست به غذا نبرده بود براء بن معرور شروع به خوردن كرد. على (عليه السلام ) فرمود براء بر پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) سبقت مگير. گفت مثل اينكه تو پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را نسبت به بخل مى دهى . فرمود نه من از نظر احترام و عظمت پيغمبر مى گويم براى من و تو و احدى جايز نيست كه در كار يا سخن يا خوراك يا آب بر پيغمبر پيشى بگيرد. براء گفت من كه آنجناب را بخيل نمى دانم . على (عليه السلام ) فرمود چون اين غذا را زنى يهودى آورده وضعش معلوم نيست اگر به دستور پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بخورى ترا آسيبى نمى رساند ولى بدون اجازه اگر خوردى چنانچه زيانى ديدى از جانب خودت مى باشد. براء اين سخنان را مى شنيد و لقمه را در دهان گذاشته مى خورد. به واسطه همان لقمه مسموم از دنيا رفت. اين گفتگو همان مزاحى بود كه حضرت اشاره فرمود.
    10- جزء 17 بحارالانوار چاپ آخوندى ، ص 310 و 320.
    11- روضه كافى ، ص 78.
    12- روضه كافى ، ص 236.
    13- اصول كافى ، ج 2، ص 400.
    14- معانى الاخبار، ص 123.
    15- روضات الجنات ، ص 591.
    16- الكنى و الالقاب ، ج 2، ص 136.
    17- خزائن نراقى .
    18- خزائن نراقى ، ص 227.
    19- محمد بن مسلم از بزرگان اصحاب و حوارى حضرت باقر و صادق عليهما السلام است .
    20- دارالسلام نورى ، ج 2، ص 271.
    21- جلد 15 بحارالانوار، جزء اول ص 292.
    22- آيا با حلوائى زعفرانى اى پسر هند جگرخوار مى خواهى شرافت و دين ما را بربائى . به خدا پناه مى برم اين كار نخواهد شد مولا و آقاى ما امير المؤ منين است . الكنى و الالقاب ، ج 1، ص 7.
    23- الكنى ، ج 2، ص 269.
    24- جلد 15 بحارالانوار، جزء اول ، ص 244.
    25- اين چند روايت از جلد 15 بحار جزء اول ، ص 143 و 144.
    26- ينابيع الموده ، جزء اول ، ص 111.
    27- الكنى و الالقاب ، ج 1، ص 4.
    28- جلد 15 بحارالانوار، ص 128، جزء اول .
    29- جلد 15 بحار، جزء اول ، ص 129.
    30- جلد 15، بحارالانوار، جزء اول ، ص 33.
    31- جلد 15 بحارالانوار، ص 135.
    32- جزء دوم بحار، ص 28.






    امضاء




صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi