نقل است که عبد الرّحمان بن عوف با مشاهدۀ گریه پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: ای پیامبرخدا صلی الله علیه و آله شما هم؟! حضرت فرمود: «ای پسر عوف! این اشک مهر است.» سپس به گریستن ادامه داد و فرمود: «چشم می گرید و دل می سوزد، امّا آنچه پروردگار
ص:46
1- 1) - المجالس الفاخره، سید شرف الدین عاملی، 12، دار النعمان، نجف،1386 ق.
2- 2) - السیرة الحلبیّه، حلبی، علی بن برهان الدین، 382/1؛ السیرة، دحلانی، سید احمد زینی، 97/1.
3- 3) - همان، 268/2 ؛ السیرة، دحلانی، 71/2 ؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، 395/3؛ مسند، ابن حنبل، 40/2 ؛ الطّبقات الکبری، ابن سعد، 11/3 ؛ المستدرک، حاکم، 159/3 ؛ مجمع الزوائد، هیثمی، 118/6 ؛ ذخائر العقبی، 180. [1]
4- 4) - مغازی، واقدی، 766/2؛ تاریخ الإسلام، 488/2، 496، 884 ؛ مختصر تاریخ دمشق، ابن منظور، 73/6، 73/12، 357/9 ؛ صحیح، بخاری،92/2؛ الاستیعاب، ابن عبد البر، 546/2.
نمی پسندد، بر زبان نمی آوریم. ای ابراهیم! از جدایی تو بسیار اندوهناکیم.» (1)
5 - آن حضرت در زیارت قبر مادرش، آمنه، به اندازه ای گریست که اطرافیان را به گریه انداخت. (2)
6 - در وفات یکی از دخترانش چشمانش غرق اشک شد. (3)
7 - آن حضرت در وفات یکی از نوادگان دختریش می گریست. سعد که چنین دید.
گفت: «ای پیامبر خدا! این چه اشکی است؟» حضرت فرمود: «مهری است که خدا در دل بندگان قرار داده است. همانا خداوند از میان بندگان خود، به مهرورزان مهر می ورزد.» (4)
8 - در بیماری سعد بن عباده، آن حضرت با شماری از صحابیان به عیادت وی رفت.
حضرت گریست و یاران نیز گریستند. آن گاه فرمود: «خدا کسی را به خاطر اشک چشم و سوز دل عذاب نمی کند.» (5)
9 - هنگامی که رقیّه دختر پیامبر درگذشت، زنان بر وی می گریستند و عمر آن ها را با تازیانه می زد و منع می کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله که خود به آنان اجازۀ گریستن داده بود، فرمود:
«بگذار تا بگریند.» سپس فرمود: «هر چه از دل و چشم باشد از خدا و از مهر است.» سپس کنار قبر نشست. حضرت فاطمه علیها السلام نیز در کنارش بود و می گریست و پدر اشک های وی را از سر مهر با جامه خویش پاک می کرد. (6)
ص:47
1- 1) - المنتخب من مسند، عبد بن حمید، 309؛ مسند، ابویعلی، 42/6؛ مسند، ابن حنبل، 273/2، 194/3، 147 ؛ سنن، ابوداوود، 193/3، تحقیق: محمد محیی الدین، عبدالحمید؛ صحیح، بخاری، 155/1؛ الطّبقات الکبری، 137/1 ؛ فتح الباری، ابن حجر، 173/3، اشراف: عبد العزیز بن عبداللّه.
2- 2) - صحیح، مسلم، 359/1، 671/2 ؛ مسند، ابن حنبل، 359 ؛ الطّبقات الکبری، ابن سعد، 116/1 ؛ دلائل النبوة، بیهقی، 188/1 ؛ مختصر تاریخ دمشق، 31/15 ؛ سنن النسائی، سیوطی، 90/4 ؛ السنن الکبری، نسائی 654/1.
3- 3) - صحیح، بخاری، 100/2 ؛ مسند، ابن حنبل، 132/45، 157، 41/5، 204 ؛ السنن، ابن ماجه، 505/1، 506 ؛ السنن الکبری، نسائی، 605/1 ؛ صحیح، مسلم، 635/2 ؛ مجمع الزوائد، هیثمی، 17/3-18.
4- 4) - صحیح، بخاری، 100/2 ؛ صحیح، مسلم، 340/1 .
5- 5) - همان، 106/2 ؛ صحیح، مسلم، 341/1، 636/2 .
6- 6) - مسند، ابن حنبل، 335/1، 41/5؛ الطّبقات الکبری، ابن سعد، 290/3؛ مجمع الزوائد، 17/3،302/9، سنن، ابوداوود، 192/3.
10 - هنگامی که عثمان بن مظعون در گذشت پیامبر صلی الله علیه و آله چنان گریست که اشک بر گونه های آن حضرت جاری شد. (1)
11 - هنگام درگذشت دخترش ام کلثوم، بر قبرش نشسته بود و می گریست. (2)
12 - هنگامی که فاطمه دختر اسد بن هاشم، مادر حضرت علی علیه السلام درگذشت، پیامبرخدا صلی الله علیه و آله ، با پیراهن خود وی را کفن کرد و بر او نماز گزارد و بر وی هفتاد تکبیر گفت و درون قبر رفت و به اطراف آن به گونه ای اشاره می کرد که گویا آن را فراخ و صاف می کند؛ و چون از قبر بیرون آمد چشمانش اشکبار بود. (3)




نقل قول
