نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: دنيا گرائي و دنيا پرستي

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    84,495
    صلوات
    31137
    دلنوشته
    70
    شادی روح پدران و مادارن آسمانی
    تشکر
    75,825
    مورد تشکر
    199,749 در 61,120
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض دنيا گرائي و دنيا پرستي




    اشاره

    يكى از ريشه‏هاى «حرص» كه به عواقب دردناك آن در بحث گذشته اشاره شد، دلباختگى و دلدادگى در برابر زرق و برق دنياست.

    هنگامى كه آتش سوزان اين عشق در درون جان انسان زبانه مى‏كشد او را به سوى حرص و ولع نسبت‏به مواهب دنياى مادى مى‏كشاند، مانند: ساير عشاق بى‏قرار كه فارغ از هرگونه فكر منطقى پيوسته دست و پا مى‏زنند و روز به روز خود را در اين لجنزار آلوده‏تر مى‏سازند.

    به همين دليل قرآن مجيد براى خشكانيدن ريشه حرص و ولع به سراغ حب دنياى افراطى و يا به تعبير ديگر «دنياپرستى» مى‏رود و با تعبيرات گوناگون قدر و قيمت مواهب دنيا را در نظرها مى‏شكند تا عاشقان بى‏قرار دنيا به خود آيند و حريصانه به دنبال آن نشتابند و همه ارزشها را به خاطر وصول به آن زير پا نگذارند.

    با اين اشاره به قرآن مجيد بازمى‏گرديم و تعبيرات دقيق و حساب شده قرآن را در اين زمينه بررسى مى‏كنيم.

    1- قرآن در موارد متعددى زندگى دنيا را نوعى بازيچه كودكانه و سهو و سرگرمى مى‏شمرد، مى‏فرمايد:

    «و ما الحياة الدنيا الا لعب و لهو...؛ زندگى دنيا چيزى جز بازى و سرگرمى نيست». [1]

    در جاى ديگر مى‏فرمايد: «اعلموا انما الحياة الدنيا لعب و لهو و زينة و تفاخر بينكم و تكاثر فى الاموال و الاولاد...؛

    بدانيد زندگى دنيا فقط بازى و سرگرمى و تجمل پرستى و فخرفروشى در ميان شما و افزون‏طلبى در اموال و فرزندان است». [2]

    در حقيقت دنياپرستان را به كودكانى تشبيه مى‏كند كه از همه چيز غافل و بى‏خبرند و تنها به سرگرمى و بازى مشغولند و حتى خطراتى را كه در يك قدمى آنها وجود دارد نمى‏بينند!

    بعضى از مفسران زندگى انسان را به پنج دوران(از كودكى تا چهل سالگى) تقسيم كرده‏اند و براى هر دورانى مدت شت‏سال قائلند و مى‏گويند: هشت‏سال به بازى مشغول است، هشت‏سال به لهو و سرگرمى‏ها، هشت‏سال در بحبوحه جوانى به سراغ زينت و زيبايى مى‏رود، هشت‏سال به تفاخر و فخرفروشى مى‏پردازد و بالاخره در هشت‏سال آخر به دنبال تكاثر و افزون‏طلبى در اموال و نيروها مى‏رود و در اينجا شخصيت انسان تثبيت مى‏شود و اين حالت تا آخر عمر ممكن است‏باقى بماند و در نتيجه مجالى براى دنياپرستان جهت انديشيدن به حيات معنوى در ارزشهاى جاودانى باقى نماند.

    2- در آيات ديگرى زندگى دنيا سرمايه «فريب و غرور» شمرده شده است، مى‏فرمايد: «...و ما الحياة الدنيا الا متاع الغرور؛ زندگى دنيا چيزى جز سرمايه فريب نيست!» [3]

    در جاى ديگر مى‏فرمايد: «...فلاتغرنكم الحياة الدنيا و لايغرنكم بالله الغرور؛ پس مبادا زندگى دنيا شما را بفريبد و مبادا(شيطان) فريبكار شما را به(كرم) خدا مغرور سازد و فريب دهد!» [4]
    اين تعبيرات نشان مى‏دهد كه زرق و برق دنياى فريبنده يكى از موانع مهم بر سر راه تكامل معنوى انسان است كه تا اين مانع را پشت سر ننهد راه به جايى نمى‏برد.

    زندگى دنيا همچون سرابى است كه تشنه‏كامان را در بيابان سوزان تعلقات مادى به سوى خود فرامى‏خواند، اما هنگامى كه نزد آن مى‏آيند چيزى كه عطش را فرونشاند پيدا نيست، بلكه دويدن در اين بيابان سوزان آنها را تشنه‏تر مى‏كند، باز سراب را در فاصله ديگرى جلو خود مى‏بينند و به گمان اينكه آنجا آب است به سوى آن مى‏شتابند و باز هم تشنه‏تر و تشنه‏تر مى‏شوند تا هلاك گردند.

    بسيارند كسانى كه سالها به سوى دنيا دويده‏اند، هنگامى كه به آن رسيده‏اند صريحا اعلام مى‏كنند نه تنها گمشده خود را(يعنى آرامش و آسايش) پيدا نكرده‏اند، بلكه «شهد» آن را با «شرنگ» و «گل» آن را با «خار» همراه ديده‏اند، غالبا به جاى آرامش، نگرانى‏ها و اضطراب‏هاى آنها براى حفظ آنچه دارند چندين برابر شده است!
    امضاء



    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************







  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    84,495
    صلوات
    31137
    دلنوشته
    70
    شادی روح پدران و مادارن آسمانی
    تشکر
    75,825
    مورد تشکر
    199,749 در 61,120
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض پاسخ : دنيا گرائي و دنيا پرستي

    3- گروه ديگرى از آيات از اين حقيقت پرده برمى‏دارد كه مجذوب شدن به زرق و برق دنيا انسان را از آخرت غافل مى‏كند؛ يعنى شغل شاغل و هم واحد آنها مى‏شود و تمام توجه آنان را به سوى خود جلب مى‏كند.

    مى‏فرمايد: «يعلمون ظاهرا من الحياة الدنيا و هم عن الآخرة هم غافلون؛ آنها تنها ظاهرى از زندگى دنيا را مى‏دانند و از آخرت غافلند!» [5]

    آنها حتى زندگى دنيا را نشناخته‏اند و به جاى اينكه آن را مزرعه آخرت و قنطره و گذرگاهى براى نيل به مقامات معنوى و ميدانى براى ورزيدگى و تمرين جهت‏به دست آوردن فضايل اخلاقى بشناسند آن را به عنوان هدف نهايى و مطلوب حقيقى و معبود واقعى خود شناخته‏اند و طبيعى است كه چنين افرادى از آخرت غافل مى‏شوند.

    در جاى ديگر مى‏فرمايد: «ارضيتم بالحياة الدنيا من الآخرة؛ آيا به زندگى دنيا به جاى آخرت راضى شده‏ايد؟!» سپس مى‏افزايد: «فما متاع الحياة الدنيا فى الآخرة الا قليل؛ با اينكه متاع زندگى دنيا در برابر آخرت چيز اندكى بيش نيست.» [6]

    آرى افراد كم ظرفيت و هوسباز، چنان دنياى كوچك و ناپايدار در نظرشان بزرگ جلوه مى‏كند كه حيات جاويدان و ابدى را كه مملو از مواهب الهى است‏به فراموشى مى‏سپارند.

    4- در بخش ديگرى از آيات، دنيا به عنوان «عرض»(بر وزن غرض) به معنى موجود بى ثبات و زوال پذير تعبير شده است، از جمله مى‏فرمايد: «...تبتغون عرض الحيوة الدنيا فعند الله مغانم كثيرة...؛ شما سرمايه زوال‏پذير دنيا را طلب مى‏كنيد در حالى كه نزد خداوند غنيمت‏هاى فراوانى براى شما(در سراى آخرت) است». [7]

    در جاى ديگر خطاب به اصحاب پيامبر اسلام(ص) مى‏فرمايد: «شما متاع ناپايدار دنيا را مى‏خواهيد ولى خداوند سراى ديگر را براى شما مى‏خواهد»، (...يريدون عرض الدنيا و الله يريد الآخرة...) [8]

    در آيات ديگرى نيز همين گونه تعبير ديده مى‏شود كه نشان مى‏دهد گروهى از مسلمانان يا غير مسلمين به خاطر حرص در جمع آورى متاع زوال‏پذير و ناپايدار دنيا از پرداختن به مواهب پايدار الهى در سراى ديگر و ارزشهاى والاى انسانى و مقام قرب به خدا باز مى‏مانند. آرى نعمت‏حقيقى زوال ناپذير نزد اوست و باقى همه «عرض» و «عارضى» و زوال پذير است.
    اين تعبير هشدارى است‏به همه دنياپرستان كه مراقب باشند سرمايه‏هاى عظيم انسانى خود را فداى امور زوال‏پذير نكنند.
    5- در بخش ديگرى از آيات، از مواهب مادى دنيا تعبير به زينة الحياة الدنيا شده است. [9]

    امضاء



    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************







  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    84,495
    صلوات
    31137
    دلنوشته
    70
    شادی روح پدران و مادارن آسمانی
    تشکر
    75,825
    مورد تشکر
    199,749 در 61,120
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض پاسخ : دنيا گرائي و دنيا پرستي

    تعبيراتى مشابه آن در آيات ديگر نيز آمده است، مانند: «من كان يريد الحياة الدنيا و زينتها نوف اليهم اعمالهم فيها و هم فيها لايبخسون؛ كسانى كه زندگى دنيا و زينت آن را بخواهند، (نتيجه) اعمالشان را در همين دنيا به طور كامل به آنها مى‏دهيم و چيزى از آنها كم و كاست نخواهد شد(ولى در آخرت بهره‏اى نخواهند داشت)». [10]

    در جاى ديگر خطاب به زنان پيامبر(ص) مى‏فرمايد: «يا ايها النبى قل لازواجك ان كنتن تردن الحياة الدنيا و زينتها فتعالين امتعكن و اسرحكن سراحا جميلا؛ اى پيامبر! به همسرانت‏بگو: اگر شما زندگى دنيا و زرق و برق آن را مى‏خواهيد بياييد با هديه‏اى شما را بهره‏مند سازم و به طرز نيكويى رها سازم!(تا بتوانيد به مقصد خود برسيد)». [11]

    اين تعبيرات به خوبى نشان مى‏دهد كه اين زرق و برق‏ها تنها زيور و زينتى است‏براى حيات دنياى مادى. بديهى است هرگز در مورد امور حياتى و سرنوشت‏ساز تعبير به زينت نمى‏شود آن هم زينت «حيات دنيا» كه به معنى زندگى پست است.

    شايان توجه اينكه: حتى زينت‏بودن آن هم در آيات ديگر زير سؤال رفته است و تعبير به «زين» شده كه نشان مى‏دهد يك زينت مصنوعى و خيالى و پندارى است، نه يك زينت واقعى و حقيقى.
    مثلا در سوره بقره آيه 212 مى‏خوانيم: «زين للذين كفروا الحياة الدنيا...؛ زندگى دنيا براى كافران زينت داده شده است»!

    و در سوره آل عمران آيه 14 مى‏فرمايد: «زين للناس حب الشهوات من النساء و البنين و القناطير المقنطرة من الذهب و الفضة...؛ محبت امور مادى از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و... در نظر مردم زينت داده شده است»!

    اين تعبيرات و تعبيرات مشابه آن نشان مى‏دهد كه حتى زينت ‏بودن اين امور جنبه پندارى و خيالى دارد و گرفتاران آنها در واقع گرفتار خيال و پندار خويشند.

    در اينجا سؤال مهمى مطرح است: چرا خداوند اين امور را در نظرها زينت داده؟! به يقين براى آزمايش انسانها و تربيت و پرورش آنهاست؛ زيرا هنگامى كه از اين اشياى زينتى جالب و دلربا كه غالبا با گناه و حرام آلوده است‏به خاطر خدا رها مى‏كند، نهال ايمان و تقوا در وجود آنها بارور مى‏شود وگرنه صرف نظر كردن از اشياى غير جالب افتخارى محسوب نمى‏شود.

    به تعبير دقيق‏تر تمايلات افسار گسيخته درونى و هوا و هوس‏هاى سركش، امور مادى و گناه آلود را در نظر انسان جلوه مى‏دهد، بنابراين زينت‏بودنش از درون انسان مى‏جوشد و اگر به خدا نسبت داده شده است‏به خاطر آن است كه خداوند چنين اثرى را در آن تمايلات و هوس‏هاى سركش آفريده و اگر در بعضى از آيات به شيطان نسبت داده شده، مانند «...و زين لهم الشيطان اعمالهم...؛ شيطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داد» [12] نيز به خاطر همين است كه اين تزيين از يك نظر كار خداست چرا كه اثر هر چيزى از اوست و از نظر ديگر كار هوس‏هاى درونى است و از ديدگاه سوم كار شيطان است(دقت كنيد).

    به هر حال از مجموعه آيات بالا به دست مى‏آيد كه حب دنيا هرگاه به صورت افراطى در آيد انسان را به بيگانگى از خدا مى‏كشاند.

    امضاء



    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************







اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی