نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: ۩ (*) ۩ جوان در قرآن ۩ (*) ۩

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,464
    تشکر
    19,638
    مورد تشکر
    12,374 در 3,818
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض ۩ (*) ۩ جوان در قرآن ۩ (*) ۩






    چکيده:

    قرآن در مورد جوانان گزارش و ارزش گذارى چشم گيرى دارد و آنان را داراى قدرتى مى داند كه در بعد روحى اش به خير خواهى ، آرمان گرايى ، ستيز با فساد محيط ، همگرايى و الگوپذيرى قابل تفسير مى باشد. اگر جوانان از آسيب هاى: ركود فكرى ، حماقت ناشى از خودخواهى ، نااميدى ، حاكميت غريزه جنسى و احساس حقارت مصون بمانند و بزرگسالان در حوزه تعبد ، آموزش ، پرورش ، مدارا ، احترام به شخصيت ، معرفى الگو و ازدواج با آنان همكارى نمايند تاريخ به شكل مطلوب رقم مى خورد.

    كليد واژه‏ ها : جوان ، قرآن ، نيروى جوانى ، آموزش ، پرورش ، كمال طلبى ، آرمان گرايى ، آسيب پذيرى ، تعبد ، الگو ، هميارى ، شخصيت.
    قرآن فصل جوانى را فرصت استثنايى عمر انسان مى‏ داند. اين واقعيت در آيات متعدد، با تعبيرات گوناگون مطرح شده است.
    گفته ‏هاى قرآن در باب شناخت نيرو و استعداد جوانى به دو بخش گزارش و ارزشگذارى، قابل تقسيم است:


    نويسنده:سيد ابراهيم سجادي






    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-03-1392 در ساعت 22:08
    امضاء

  2. تشكرها 2

    ملکوت (29-11-1389), حسنعلی ابراهیمی سعید (29-02-1395)

  3. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,464
    تشکر
    19,638
    مورد تشکر
    12,374 در 3,818
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩ (*) ۩ جوان در قرآن ۩ (*) ۩



    گزارش ها

    در بخش گزارش، قرآن از رخدادهاى تاريخى ياد مى ‏كند كه به دست جوان طرّاحى و اجرا شده است. در اين قسمت، هم اتفاقات تلخ و هشداردهنده كه اشاره به آسيب پذيرى فوق‏ العاده اين قشر دارد، مطرح مى ‏شود و هم از شاهكارهاى مثبت و سرنوشت ‏ساز آنان سخن به ميان مى ‏آيد.

    اقدام همراه حضرت موسى عليه السلام به نابودى غلامى (يعنى جوانى كه تازه صورتش موى و سبيل در آورده بود)، به اين دليل كه به نيروى تهديد شده نسبت به پدر و مادرش تبديل شده بود، گواهى است بر آسيب پذيرى جوان. قرآن مى‏گويد:
    «فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلاَماً فَقَتَلَهُ» (كهف /74)

    «پس آن دو به راه خود ادامه دادند تا اين كه به نوجوانى برخوردند پس معلم موسى او را كشت».
    همراه حضرت موسى ‏عليه السلام راز و رمز اين اقدام به ظاهر ناخوشايند را، اين گونه توضيح داد:
    «وَأَمَّا الْغُلاَمُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَاناً وَكُفْراً» (كهف /80)
    «اما آن نوجوان (كه كشتم) پدر و مادر با ايمان داشت و ترسيديم كه آن دو را به طغيان و كفر بكشاند.

    ماجراى پسر نوح و هلاكت او به دليل مخالفت با پدرش، نمونه ديگرى است براى آسيب ‏پذيرى جوان؛ چه آن كه تعبير «بُنَىّ» به معناى جوان است. چنانكه در آيات: يوسف /5 و لقمان /13 و صافات /12 به همين معنا مى ‏باشد. و سيره قوم نوح نيز اين بود كه روحيه مخالفت با نوح عليه السلام را در سنين جوانى در فرزندان‏شان پرورش مى ‏دادند. در روايتى آمده است:

    «كان الرجل منهم يأتى بابنه و هو صغير فيقفه على رأس نوح فيقول يا بنى ان بقيت بعدى فلا تطيعن هذا المجنون» 1

    «سيره هر مردى از قوم نوح اين بود كه پسرش را در خوردسالى مى ‏آورد بالاى سر نوح‏ عليه السلام و مى ‏گفت: اگر بعد از من زنده بودى، از اين مرد ديوانه پيروى مكن».
    سيره تبليغاتى تربيتى قوم نوح چونان جا افتاده بود كه نوح ‏عليه السلام در مقام مناجات با پروردگارش عرض كرد:

    «إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلاَ يَلِدُوا إِلَّا فَاجِراً كَفَّاراً» (نوح /27)

    «همانا اگر آنها را باقى بگذارى بندگانت را گمراه مى ‏كنند و جز نسل فاجر و كافر به دنيا نمى ‏آورند».
    موج سيره تبليغاتى مخالفان كنعان پسر نوح را نيز در سنين جوانى به دور از ديد پدرش به كام خود برد، به گونه‏ اى كه ترس از طوفان هم نتوانست او را به همراهى با پدر وا دارد.

    «وَنَادَى نوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِى مَعْزِلٍ يَا بُنَىَّ ارْكَبْ مَعَنَا وَلاَ تُكُن مَعَ الْكَافِرِينَ. قَالَ سَآوِى إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنى مِنَ الْمَاءِ» (هود /43 - 42)


    « نوح فرزندش را كه در گوشه ‏اى بود، صدا زد: پسرم همراه ما سوار شو و با كافران مباش گفت: به زودى به كوهى پناه مى‏ برم تا مرا از آب حفظ كند».
    در بخش گزارش‏هاى مثبت ، قرآن به نقل مواردى مى ‏پردازد كه جوان صرفاً به دليل روحيه فضيلت پذيرى ويژه اين مقطع سنى به اقدام تاريخى و آموزنده دست يازيده است:





    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-03-1392 در ساعت 22:10
    امضاء

  5. تشكرها 2

    ملکوت (29-11-1389), حسنعلی ابراهیمی سعید (29-02-1395)

  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,464
    تشکر
    19,638
    مورد تشکر
    12,374 در 3,818
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩ (*) ۩ جوان در قرآن ۩ (*) ۩



    نمونه يكم :

    حضرت ابراهيم ‏عليه السلام در جوانى به رشد لازم دست يافت و بر اساس آن به سراغ بت شكنى و پى آمد منفى آن شتافت.

    « وَ لَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَكُنَّا بِهِ عَالِمِينَ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِى‏أَنْتُم لَهَا عَاكِفُونَ» (انبياء /51 - 52)

    «ما رشد ابراهيم را از پيش به او داديم و به او آگاه بوديم آن هنگام كه به پدر و قوم او گفت اين مجسمه‏ هاى بى روح چيست كه همواره آنها را مى ‏پرستيد».

    «فَجَعَلَهُمْ جُذَاذاً إِلَّا كَبِيراً لَّهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ قَالُوا مَن فَعَلَ هذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ قَالُوا سَمِعْنَا فَتىً يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ» (انبياء / 58-60)


    «همه بتها را قطعه قطعه كرد مگر بزرگ آنها را، بدين منظور كه شايد به سراغ آن بيايند. گفتند: كه با بتهاى ما چنين كارى را كرده است؟ بى ترديد او از ستمگران است. گفتند: شنيده ‏ايم كه جوان ابراهيم نام درباره بتها سخن مى‏ گفته است».




    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-03-1392 در ساعت 22:11
    امضاء

  7. تشكرها 2

    ملکوت (29-11-1389), حسنعلی ابراهیمی سعید (29-02-1395)

  8. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,464
    تشکر
    19,638
    مورد تشکر
    12,374 در 3,818
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩ (*) ۩ جوان در قرآن ۩ (*) ۩





    نمونه دوم :

    اسماعيل، در سنين نوجوانى در اوج بردبارى و حلم، قدم نهاد و در پاسخ مشورت خواهى پدرش كه خواب ديده بود وى را سر مى‏ برد، گفت: به مأموريتت عمل كن و خواست خداوند را انجام بده مرا ثابت قدم خواهى يافت:

    «فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلاَمٍ حَلِيمٍ فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَىَّ إِنِّى أَرَى فِى الْمَنَامِ أَنِّى أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِى إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ وَنَادَيْنَاهُ أَن يَاإِبْرَاهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا كَذلِكَ نَجْزِى الْمُحْسِنِينَ» (صافات /101 - 105)


    «ما به ابراهيم بشارت نوجوان حليم و بردبار را داديم، هنگامى كه آن غلام در عرصه فعاليت، همكار پدرش شد، ابراهيم گفت: پسرم: خواب ديده ‏ام كه تو را ذبح مى ‏كنم، نظرت در اين باره چيست؟ گفت: پدرم: دستورى كه به تو داده شده اجرا كن، به خواست خدا مرا از صابران خواهى يافت. وقتى هر دو تسليم شدند و ابراهيم جبين اسماعيل را بر زمين گذاشت، او را ندا داديم كه ‏اى ابراهيم، آن مأموريتى كه در عالم خواب به عهده‏ ات گذاشته شده بود، انجام دادى ما اين گونه نيكوكاران را پاداش مى‏ دهيم».









    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-03-1392 در ساعت 22:12
    امضاء

  9. تشكرها 2

    ملکوت (29-11-1389), حسنعلی ابراهیمی سعید (29-02-1395)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی