صفحه 24 از 142 نخستنخست ... 142021222324252627283474124 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 231 تا 240 , از مجموع 1411

موضوع: تورا من چشم در راهم .....(( ادبيات انتظار ٬نجوا بامولاي منتظران))

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #231

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    285
    نوشته
    883
    تشکر
    2,344
    مورد تشکر
    2,523 در 818
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))


    صبر و قرار من به سر آمده
    زود بیا وقت سحر آمده

    گو چه کنم از غم هجران تو
    از همه کس جز تو خبر آمده

    بس زغمت گریه کنم روز و شب
    چشم من از کاسه به در آمده

    چون شده ام در صف دیوانگان
    لیلی و مجنون به نظر آمده

    کی شود این مژده ز تو بشنوم

    یوسف گمگشته ز در آمده

    بهر خدا و دل کاشف بیا
    وقـت رهـائی بشـر آمده






    امضاء

    تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

    بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

    دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

    درجوارحرم عشق همه خاک شویم


  2. تشكرها 4


  3. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  4. Top | #232

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,952
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,567 در 15,356
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    ghalb3 پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))



    او می آید
    کی شود در ندبه های جمعه پیدایت کنم
    گوشه ای تنها نشینم تا تماشایت کنم

    می نویسم روی هر گل نام زیبای تو را
    تا که شاید این شب جمعه ملاقاتت کنم

    هر سحر با یاد تو در گریه ام می خوانمت
    تا به کی از سوز دل ناله ز هجرانت دهم

    چشمهای خسته ام بارد ز هجرانت عزیز
    آنقدر بارم ز دیده تا که پیدایت کنم

    هردم از نومیدی شمارم عقده های خویش را
    تا به کی از پشت در آهسته نجوایت کنم

    بی قرارم مهدیا از بهر دیدار رخت
    تا به کی از مادرت زهرا تمنایت کنم ؟؟؟



    ویرایش توسط نرگس منتظر : 13-05-1389 در ساعت 02:22
    امضاء

  5. تشكرها 5

    بیقرار ظهور (25-05-1392), خادمه صدیقه طاهره(س) (13-05-1389), درگاه محبوب (14-05-1389), شكوه انتظار (17-05-1389), شوق یار (17-04-1390)

  6. Top | #233

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,589 در 11,361
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    kabotar. پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))



    بد شده دنياي ما مهدي بيا

    غم شده دلهاي ما مهدي بيا

    مكرو حيله دين ما كرده فنا

    آن نبود سيماي ما مهدي بيا

    عاشقانت شمع سوزان شبا

    ماه بود شيداي ما مهدي بيا

    آن خوارج باز هم كرده جفا

    داغ در دلهاي ما مهدي بيا

    ذلفقارت را بكن از تن جدا

    تو بكش دَدهاي ما مهدي بيا

    آه، از خون شهيد دارد دعا

    خفه شد صداي ما مهدي بيا

    بارها گريه بكرديم بي صدا

    كور شد چشماي ما مهدي بيا

    شمع مجنونيم توي اين شبا

    تو شدي ليلاي ما مهدي بيا

    سعيد مطوري/شمع شبستان

    از دفتر تنهايي



    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  7. تشكرها 4

    نرگس منتظر (13-05-1389), بیقرار ظهور (25-05-1392), درگاه محبوب (14-05-1389), شكوه انتظار (14-05-1389)

  8. Top | #234

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,680 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shapark پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))



    در غروب چندمين سال طلوع دردها

    مي رسي از راه , فانوس دل شبگردها !



    بي حضور آبي ات اي تک سوار سبز پوش !

    کوفه کوفه بي وفايي ديدم از نامردها



    با توام موعود چشمان غزلباراني ام

    پاک کن از وسعت آيينه هامان گردها



    مثل يک خورشيد پاييز پر از بغض غروب

    نور مي پاشي سر دلمرده ها , دلسردها



    تا طلوع روشناي چشم هاي ابري ات

    چشم بر هم مي گذارم بر عبور دردها




    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. تشكرها 3


  10. Top | #235

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,680 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))


    مهتاب مثل گذشته ها با ماه دمخور نيست. خورشيد هم با ابرها قهر کرده. آقاجان! به خدا دلمان براي ظهورتان از ذره هم ذره تر شده. آقاجان! از عبور مداوم «جمعه»ها دلتنگ شده ام.


    دنيا به دور شهر تو ديوار بسته است

    هر جمعه راه سمت تو انگار بسته است



    کي عيد مي رسد که تکاني دهم به خويش

    هر گوشه از اتاق دلم تار بسته است



    شب ها به دور شمع کسي چرخ مي خورد

    پروانه اي که دل به دل يار بسته است



    از تو هميشه حرف زدن کار مشکلي ست

    در مي زنيم وخانه ي گفتار بسته است



    بايد به دست شعر نمي دادم عشق را

    حتي زبان ساده ي اشعار بسته است



    وقتي غروب جمعه رسد بي تو آفتاب

    انگار بر گلوي خودش دار بسته است



    مي ترسم آخرش تو نيايي و پر کنند

    در شهر : شاعري زجهان بار بسته است



    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  11. تشكرها 3


  12. Top | #236

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    285
    نوشته
    883
    تشکر
    2,344
    مورد تشکر
    2,523 در 818
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shapark پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))



    گفتي هرجا دلي شکسته باشد,
    گفتي هر کجا که اميدي
    به نيامدن نگاهي نگران باشد ..
    تو آنجا هستي ,
    تو بهانه هر آهي و مسير هر نگاه ...
    گفتي هر صبحگاه به طلوع آمدنت خيره شوم ,
    گفتي بر سياهي ابر باران مي شوي و مي باري ,
    با توام , با تو که گفتي دلت
    براي پايان عمر يک قطره اشک مي لرزد.
    تو که گفتي بي صبرانه آمدنت را بي تابي ,
    تو که گفتي مي آيي ... کي مي شود ...
    پس کي مي شود که بيائي ؟؟؟


    امضاء

    تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

    بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

    دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

    درجوارحرم عشق همه خاک شویم


  13. تشكرها 4

    نرگس منتظر (14-05-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (17-05-1389), شكوه انتظار (15-05-1389), شوق یار (17-04-1390)

  14. Top | #237

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,680 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))


    شب های جمکران یعنی عشق یعنی صفا یعنی خود را ندیدن و مولا را با چشم دل دیدن.
    شب های جمکران یعنی آرزوی ظهور...
    یعنی فدای مهدی (عج)شدن....
    یابن الحسن روحی فداک...
    شب های جمکران یعنی به مهدی زهراء سلام کردن...
    صلی الله علیک یا بقیت الله .....
    شب های جمکران یعنی.....


    گرفته بوي تورا خلوت خزاني من

    کجايي اي گل شب بوي بي نشاني من

    غزل براي تو سر مي برم عزيزترين

    اگرشبانه بيايي به ميهماني من

    چنين که بوي تنت در رواق ها جاري است

    چگونه گل نکند بغض جمکراني من

    عجب حکايت تلخي است نااميد شدن

    شما کجا و من و چادر شباني من

    دراين تغزل کوچک سرودمت اي خوب

    خداکند که بخندي به ناتواني من

    به پاي بوس تو آيينه دستچين کردم

    کجايي اي گل شب بوي بي نشاني من..





    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  15. تشكرها 2


  16. Top | #238

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,680 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))


    اي آئينه دار خدا
    آه!
    اي موعود
    سبز

    در انتظار
    سرخت

    تمام شب را
    تا سحر
    آه مي کشم
    و در پشت پنجره هاي
    تنهايي

    تو را
    گريه مي
    کنم

    چه شبها
    که در خلوت کوچه هاي
    باراني

    تو را
    صدا نکردم
    مگر
    در پناه چتر
    مهرت

    آرام گيرم
    معشوقه من!
    نمي دانم
    شب فراق عاشقان
    بيدل

    کي
    به پايان خواهد
    رسيد؟

    و غروب
    غيبت

    و صبح
    حضورت

    کي خواهد
    دميد؟

    و آذرخش ذوالفقارت
    پرده شب را
    کي خواهد
    دريد؟

    و طنين يا لثارات
    الحسينت را

    کي خواهيم
    شنيد؟

    آي آئينه دار
    خدا!

    بيا و زمين را به نور
    پروردگارت روشن ساز!


    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  17. تشكر


  18. Top | #239

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,680 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))


    بيا و ختم کن به چشم هايت انتظار را
    به بي صدا تبسمي، صدا بزن بهار را

    نبودن تو کوه را پر از سکوت کرده است
    و دشت هاي خسته از قرون بي شمار را

    به گوشه چشمي از تو دردها به باد مي روند
    بزن به زخم عشق آن نگاه شاهکار را

    بيا که مدتي ست از ميانه، نو رسيده ها
    به گوشه رانده اند عاشقانِ کهنه کار را

    تمام جمعه ها، زمين اميدوار مي شود
    که پرکني از آفتاب، آسمان تار را

    بريز خون تازه عبور زير گام خود
    رگان خشک جاده هاي خفته در غبار را

    نشسته در غروب، روي زين اسب خسته اش
    نظاره مي کند گذشت تند روزگار را

    »رکاب در رکاب تو، به سمت شعله تاختن«
    برآور آرزوي واپسين اين سوار را!

    و باز هم جمعه یی دیگر...
    وباز هم غم و اندوه..
    بیا ای محبوب من..
    بیا ای گمشده شهر قلبم..
    تا به کی؟
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  19. تشكر

    درگاه محبوب (22-05-1389)

  20. Top | #240

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,680 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : تورا من چشم در راهم ......(( شعر سبز انتظار))



    اي کاش چون هميشه و براي بيان مطالب کلمات از پي هم مي آمدند و مي رفتند و مرا از وجود غمها تهي مي ساختند اما براي بيان واژه دلتنگي کلمات ياريم نميکنند ،
    زيرا براي در دلتنگي براي نوشتن تواني نيست

    ايکاش اينجا بودي و در کنارم مي نشستي و در بيان مطالب ياريم مي ساختي تا من با حس گرماي وجودت از دلتنگيهايم مي رهيدم .
    آيا نمي خواهي بيايي؟
    آيا نمي خواهي بيايي ، و مرا از اين دنياي عذاب برهاني ؟

    آيا نمي خواهي بيايي و هستي ام را دگر باره بنيان نهي و مرا از تهي شدني که هر لحظه بيش از قبل وجودم را تباه ميسازد برهاني ،
    آيا نمي خواهي بيايي و و مرا از شادي پر سازي و از غم تهي ؟ مگر اين وجود کوچک چقدر توان ذخيره غمها را دارد ؟
    آيا نمي خواهي بيايي و مرا به لحظات شيرين ديدار پيوند زني و از اسارت زخمها برهاني و لذت پرواز را به وجودم بچشاني ؟
    مگر ديگر جايي براي بوجود آمدن زخمي ديگر مانده است ؟
    آيا نمي خواهي بيايي و مرا با خود به سرزميني از شادي و نور و محبت ببري ، تا ابد ، در کنار خود ؟
    آخر مرا در اين گردابهاي طاقت فرساي افکار که از هر سو احاطه ام کرده اند رها مکن !
    آيا نمي خواهي بيايي و مرا از دام گسترده تنهايي برهاني و به لذت پيوند زني ؟
    آيا نمي خواهي بيايي و لحظات درد آلود فراق را به پايان برساني ؟
    اين تنهايي و فراق دارد مرا مي کشد !
    آيا نمي خواهي بيايي و مرا از زندان خاک برهاني و به ابديت پيوند زني ، رنج را پايان بخشي و درد را مرهم نهي ؟
    من بخاطر دردها و رنجها ، غمها و سختيها و زخمها ـ که اينک آنقدر زياد گشته که جانکاه و جانفرسا گشته ـ نمي نالم ، بلکه آنها را بهانه ديدار تو کرده ام تا از جانکاه ترين دردها که همان درد فراق توست رهايي يابم و به شيرين ترين لذتها که همانا ديدار تست ، دست يابم ،

    آيا نمي خواهي بيايي و مرا با خود ببري ؟؟؟؟؟؟؟؟ آخر کي ؟ محبوبم آخر کی
    تا به کی در تو حیران باشم
    تا به کی پلک بزنم به عشق جمعه...
    وااای که چقدر غروبش دلگیر است...
    دلگیر است مهدی
    بیا
    بی تو دنیا بی صفاست
    بیا
    بی تو عشق بی معناست
    بیا
    بی تو زندگی بی معناست
    بیا
    بی تو قلب ها بی قرار است
    بیا



    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  21. تشكر

    درگاه محبوب (22-05-1389)

صفحه 24 از 142 نخستنخست ... 142021222324252627283474124 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

◆☼◆☼◆مولای سبز پوش جمعه ها ................ ◆☼◆☼◆, قؤان ناب, لایق وصف مقام علی, منتظر, مهدی(عج), مولا برای از تو سرودن غزل کم است, متن ادبی مهدوی, متن ادبی درباره حضرت مهدی(عج), نجوا با مولای منتظران, هیجای نهروان و شکوه جمل, وقتی تو اینجایی بیا معنا ندارد, وصف دلتنگی برای مولای منتظران, کدام جمعه میآیی؟, گفتگو با امام زمان, گفتگو در باره امام زمان, گرم یاد آوری یانه من از یادت نمی کاهم, آقا کجا هستی کجا معنا ندارد, امام زمان, انتظار, اي, ای, ادبیات مهدوی, ادبیات انتظار, ادعیه مربوط به امام زمان, اشگ و انتظار ، شوق ظهور, ترا من جشم در راهم, جمعه های چشم انتظاری, حرفهای دلتنگی, حرفهای دلتنگی ، نجوابا مولای منتظران, خورشید پنهان در پشت ابرغیبت, دلنوشته های شما برای امام زمان, دلتنگی های انتظار, دلسروده ها در وصف امام زمان, درد دل منتظران, درد دل با امام زمان عج الله تعالی, دعا, دعا برای فرج امام زمان عج الله تعالی ظهوره, سرودن غزل, شمس ضحی یا ابالحسن, شوکت و جلالت تو, شرمندگی ازکوتاهی منتظران, شعر, شعر انتظار, شعر درباره امام زمان, شعرغربت امام زمان, ظهور

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی