صفحه 26 از 26 نخستنخست ... 162223242526
نمایش نتایج: از شماره 251 تا 256 , از مجموع 256

موضوع: سلامتی تن و روان

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #251

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    3,912
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,046
    مورد تشکر
    6,495 در 1,822
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    تقوا در عبادت :

    نگهداری قلب در این مقام که حریم غیر ، تبدیل به عبودیّت حق گردد .
    2 دانش
    علم حصولی
    علمی است که از تماس ذهنی انسان با یک موضوع یا شیئی حاصل می شود; مانند علم به این که برای روییدن درخت ، آب لازم است که آب و درخت و روییدن ، مفاهیمی خارج از انسانند .
    در حقیقت ، می توان گفت که علم حصولی ، اشراف ذهن به یک شیء یا مطلب است و این امر ، همان انعکاس صور اشیاست در ذهن .
    علم حضوری
    نوعی واردات قلبی و خودهوشیاری و دریافت است که «درکشده» و «درک کننده» یکی می شوند و دوگانگی در میان نیست .
    به عبارت دیگر ، اتحاد در معنی ، علم حضوری است .
    تعریف علم
    در روایات آمده است :
    لیس العلم بکثره التّعلیم والتّعلّم ، بل هو نور یقذفه الله فی قلب من یشاء من عباده .
    دانش ، با کثرت آموزش و آموختن حاصل نمی آید ، بلکه نوری است که خداوند در دل بندگانش که بخواهد می تاباند .
    دانش ابزار است در جان رجال
    نی ز راه دفتر و نی قیل و قال
    بنابراین ، دانش ابزار است (مثل سایر ابزارها) و باید وسیله ای شود که ما را به مقام اصلی انسان و مقام اصلی روح برساند و حجابها و تعلّقات را بزداید و به عبارتی ، سالک راه حق را به منِ اصلی برساند .
    اگر دانش را در جهت اهداف منِ مجازی به کار گیریم ، یا دانش ، از سوی منِ مجازی به کار گرفته شود ، این ، راه به جایی نمی برد و حتی در راه هدف غیرالهی خواهد بود .
    عاقل گر خاک گیرد ، زر شود
    جاهل ار زر برد خاکستر شود
    مشکل اساسی در آموختن و انباشتن علم این است که سالک ، گمان می کند چون تمام همّ خود را به راه فقه ، علم ، طب و فنون به کار گرفته است ، همه هدف ، همین است و کم کم این امر استدراج او می شود ، در حالی که قرار بر این است که فقه ، علم ، طب و فنون ، ابزار رسیدن ما شوند .
    عالم به کنار
    جو پیِ پُل می گشت
    دیوانه پا برهنه از جوی گذشت








    امضاء


  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #252

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    3,912
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,046
    مورد تشکر
    6,495 در 1,822
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    علم مذموم

    علمی است که به صاحبش خیر نرساند و باعث افزایش حجابها شود .
    علم تقلیدی و بدون عمل ، دانشی است که به بینش منتهی نمی شود .
    علم هایی که برای تجارب و سوداگری و پُز و نمایش هستند ، این گونه اند .
    از علم رسوم چه می جویی
    و اندر طلبش تا کی پویی
    علمی بطلب که تو را فانی
    سازد ز علایق جسمانی
    علمی بطلب که کتابی نیست
    یعنی ذوقی است خطابی نیست
    علمی بطلب که نماید راه
    و از سرّ ازل کندت آگاه
    آن علم تو را ببرد به رهی
    کز شرک خفی و حلی برهی
    آن علم ز چون و چرا خالی است
    سرچشمه آن ز نور عالی است






    امضاء


  4. Top | #253

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    3,912
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,046
    مورد تشکر
    6,495 در 1,822
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    علم نافع

    در معارف دینی ، بر علم خاصی تکیه نشده است که چه علمی بد است و چه عملی نیکوست ، بلکه بیشتر ، بر احوال شخص عالم تکیه شده است .
    به عبارت دیگر ، کارکرد شخص عالم است که نافع بودن علم یا مضرّ بودن آن را تعیّن می بخشد و اگر شخص عالم ، با رنگ الهی علم بیاموزد و نور عِلم ، وجودش را فراگیرد و به اسم علیم برسد ، در این صورت ، علم برای خود او و دیگران نافع است .
    نتیجه گیری
    باید مواظب باشیم که علم نیز چون دیگر مطاع های دنیوی نباشد که میل داریم هر چه بیشتر آن را انباشته کنیم ، و حرص به انباشتنش داشته باشیم; مانند حرص به انباشتن مال .
    در خبر است که علم را سه گونه احوال است :
    ایجاد تکبر; ایجاد تواضع; و این که شخص ، با علم می فهمد که هیچ نمی داند .
    باید مواظب باشیم که علم ، به درجه پرستیدن و هدف نرسد که می شود :
    «العلم هو الحجاب الأکبر . »
    علم کز تو تو را به نستاند
    جهل از آن علم به بود صد بار
    و سرانجام ، مواظب باشیم به انباشتن علم نپردازیم ، بلکه عمل به علم مورد نظرمان باشد ، و در درجه بعدی علم برای خدا باشد :
    از صد یکی بجای نیاورده شرط علم
    وز حب جاه در طلب علم دیگری
    از من بگوی عالم تفسیرگوی را
    گر در عمل نکوشی ، نادان مفسّری
    علم آدمیّت است جوانمردی و ادب
    ورنه ددی به صورت انسان مصوّری
    و باید دعای ما همیشه این باشد که پروردگارا :
    قطره علمی که بخشیدی ز پیش
    متصل گردان به دریاهای خویش








    امضاء


  5. Top | #254

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    3,912
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,046
    مورد تشکر
    6,495 در 1,822
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    3 قرآن

    گفتیم که هدف نهایی برای همه این است که از من نازله ، به مقام اصلی روح ، که همان تجلی اسماست ، برسد .
    این امر ، همان صراط مستقیم است که دارای همه نعمتهاست :
    (اهدنا الصّراط المستقیم ، صراط الّذین أنعمتعلیهم)
    و این راه را قرآن کریم ، تضمین کرده است; چرا که در سوره احقاف ، آیه 30 می فرماید :
    (یهدی إلی الحق وإلی طریق مستقیم)
    قرآن کریم به سوی مطلق حق راهنمایی می کند که همان راه مستقیم است .
    و سرانجام ، قرآن کریم ما را به بینش درست می برد که فرمود :
    (کتاب أنزلناه إلیک لتخرج النّاس من الظّلمات إلی النّور)
    و ما را از این که درظلمت باشیم ، به نورمی آورد .
    پاکان و آنان که ظاهر و باطن خود را از بدیها و آلودگیها پیراسته اند ، به آن انس می گیرند که «پاک شو اوّل و سپس دیده بر آن پاک انداز . »
    (لا یمسّه إلاّ المطهّرون) .
    از دقت در آیات فوق به نتایج زیر می رسیم :
    1 قرآن کریم نزولی است که به حق وصل است :
    (بل هو قرآن مجید فی لوح محفوظ)
    و از طرفی می دانیم که انسان نیز نزولی است که به حق وصل می شود .
    نتیجه این که ، حقیقت انسان و قرآن ، به یک جا می رسد .
    از این رو ، انسان ، در نهایت سیر صعودی خود با خدا ، ارتباطی عجیب بین باطن او و باطن قرآن پیدا می شود که وصف ناکردنی است .
    2 قرآن کریم به صورت آیه (ظاهر) ،
    که وجوهی از باطن اصلی است ، تجلّی کرده است ، اما هر آیه ای از قرآن کریم ، که ظاهر قرآن است ، با کلّ قرآن ارتباط دارد که در حدیث است :






    امضاء


  6. Top | #255

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    3,912
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,046
    مورد تشکر
    6,495 در 1,822
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ظاهره حکم وباطنه علم

    ظاهر قرآن ، دستور شریعت و باطنش ، دریافت غیبی است .
    چرا که باطن قرآن ، از عالم امر و متصل به خزائن بی نهایت پروردگار (= لوح محفوظ) است .
    بنابراین ، باطن قرآن ، در نهایت ، خداست .
    می دانیم که هدف همه ، رسیدن به حق است و قرآن از طرف حق آمده است .
    لذا یکی از بهترین راه های رسیدن به حق ، قرآن است :
    (إنّ هذا القرآن یهدی للّتی هی أقوم)
    قطعاً این قرآن به آنچه خود پایدارتر است ، راه می نماید .
    بنابراین ، متوجه می شویم که خواست خدا بوده که قرآن ، که یک حقیقت برتر است و اصل آن نزد اوست ، در مقام تنزیل ، از جانب پروردگار در لفظ و آیه برای ارتباط با انسان نازل گردد :
    (کتاب احکمت آیاته ثمّ فصلت من لدن حکیم خبیر)
    کتابی است که آیات آن استحکام یافته و سپس از جانب حکیمی آگاه به روشنی بیان شده است .
    در حدیث است که برای قرآن ، هفت ، یا هفتاد بطن است .
    باید مواظب باشیم با توقف در ظاهر قرآن (که البته ظاهر آن نیز خوب است) ، از باطن قرآن غافل نشویم .
    حرف قرآن را بدان که ظاهری است
    زیر ظاهر باطن هم قاهری است
    زیر آن باطن ، یک بطن دگر
    خیره گردد اندر او فکر و نظر
    زیر آن باطن ، یکی بطن سوم
    که در او
    گردد خردها جمله گم
    بطن چهارم از بُنی خود کسی ندید
    جز خدای بی نظیر و بی ندید
    همچنین تا هفت بطن ای بوالکرم
    می شمر تو ، زین حدیث مغتنم
    تو ز قرآن ای پسر ظاهر مبین
    دیو آدم را نبیند غیر طین
    ظاهر قرآن چو شخص آدمی است
    که نقوشش ظاهر و جانش خفی است
    در مسائل باطنی انسانی ، درجات و مراتب متعددی داریم که آن نیز ، مراتب طولی و اتحادی می باشد .
    هر کس ، بسته به پاکی و قلب خود ، آن درجات را دریافت می کند و بسته به همین مقام و مرتبه ، به بطنهای قرآن نیز دست می یابد .
    بنابراین ، لفظ ، واسطه ارتباط ما با قرآن است ، اما باید از لفظ بگذریم و به باطن برسیم ، که قرآن ، آینه تجلّی حق است و از قرآن باید به حق رسید .
    نتیجه این که ، باید قرآن را مرتباً بخوانیم ، با آن مأنوس باشیم و به معارفش برسیم و در جهتی حرکت کنیم که نحوه زندگی ما ، چنان باشد که در قرآن آمده است و در حقیقت ، قرآن را در عمل به کار بندیم; همان طور که در قرآن آمده است :
    (واتّبع ما یوحی إلیک من ربّک)
    و آنچه را از جانب پروردگارت به سوی تو وحی می شود ، پیروی کن .
    در خط مشی مشخص زندگی خودمان ، قرآن را محور اصلی قرار دهیم .








    امضاء


  7. Top | #256

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    3,912
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,046
    مورد تشکر
    6,495 در 1,822
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    4 مذهب

    مذهب ، ابزاری است که باید سالک الی الله را از مقام آدم معمولی و مقام نازله ، به مقام اصلی او برساند و برای طی این طریق ، مذهب یک روش تضمین شده
    است .
    از این رو ، در مذهب است که تعالی پیدا کنیم و به کمال می رسیم .
    اگر این امر تحقق یابد ، مذهب به درد ما خورده است و امّا اگر در مذهب در حدّ آداب و احکام باقی بمانیم و به ظواهر بپردازیم ، به آن کمال مطلوب نخواهیم رسید و دین ما یک حالت عادتی و تکراری و خشک و بی روح می شود ، و برای ما حالت خسته کننده ، در آداب و احکام ظاهری و تکراری را می آورد ، اما دینی که ابزار رسیدن به کمال است ، چون بی نهایت کمال ، دوست داشتنی است ، پس این دین نیز با عشق پیوند می خورد و در نتیجه هم مذهب برای ما کشش و جاذبه ای دارد و هم این که از راه مذهب به کمال رسیده ایم ، و همین است که می گویند :
    «جوهر دین ، عشق است . »
    کسب دین عشق است و جذب اندرون
    قابلیّت نور حق دان ای حرون
    دینی که در حد آداب و احکام بماند ، یا دینی که ابزار رسیدن به دنیا شود ، ما را به هدف نهایی ، که همان رسیدن به کمال انسانی است ، نمی رساند .
    چیست مذهب برخاستن از روی خاک
    تا ز خود آگاه گردد جان پاک
    و برای رسیدن به این امر ، یعنی پیوند بین دین و عشق و در نهایت ، رسیدن به کمال باید معرفت دینی خود را بیشتر کنیم تا در معرفت عمیق (این محبت هم نتیجه دانش است) دین را وسیله کمال خود قرار دهیم ، که علی(علیه السلام) فرمود :
    «أوّل
    الدّین معرفته . »
    اساس دین ، معرفت اوست .
    در افکار بیشتر مردم ، راجع به همین عبادت و نتیجه آن ، برداشت درستی نیست .
    این برداشت ، هم در معنای عبادت است و هم در نتیجه آن .
    اشتباه در معنای عبادت :
    بیشتر مردم ، گمان می کنند که عبادت ، عبارت است از تعدادی الفاظ و حرکاتی معیّن که با شرایط خاص و در اوقات مشخص باید انجام می شود و این در حد آداب و احکام است و بس .
    اما اگر انسان این را دریابد که باید در عبادت به کمال برسد ، هر تلاش و کوشش و هر بیان و عملی که در جهت کمال باشد ، عبادت است .
    اشتباه در نتیجه عبادت :
    عبادت ، ابزاری است که در جهت رسیدن به رشد و کمال انسان به کار گرفته می شود .
    پس ، عبادت ، هدف نیست و اگر هدف شود ، نوعی شرک است .







    امضاء


صفحه 26 از 26 نخستنخست ... 162223242526

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی