صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 70

موضوع: امام مهدی علیه السلام جلوه جمال الهی

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    5,397
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    8,265
    مورد تشکر
    9,179 در 3,204
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    اندوه برای غیبت امام مهدی

    از روایات، چنان که قبلاً ذکر شد، استفاده می شود که پس از ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زمین و محیط، آن چنان دگرگون می شود، که دیگر آن زمین و محیط سابق نخواهد بود [1] معنای این حدیث این است که زمین (محیط ها و
    جامعه ها) درعصر ظهور، غیر آن زمینی است که ما امروز در آن هستیم، و مردم آن عصر در اخلاق و صفات و مانند آن غیر از مردم این عصر هستند که امروزه هستند، آن عصر مانند بهشت نیست، بلکه بین دنیای فعلی و بهشت موعود است، چنان که قبلاً اشاره شد، لازمه چنین تغییر و موقعیت، برای منتظران این است که خود را آماده ظهور سازند؛ بنابراین، انسان به خاطر غیبت حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف غمگین و محزون خواهد بود، از این رو که می بیند دین در جامعه تضعیف شده، و معتقدین به دین، در امور دین ضعیف و سست هستند، و در برابر حوادث تلخ و ناگواری ها، بی تفاوت می باشند. چنان که در بخشی از دعای ندبه این مطلب منعکس شده است، آن جا که می خوانیم:
    عزیزٌ علی اَنْ اَرَی الخلقَ وَ لا تُری، و لا اَسمْمَعُ لَکَ حَسیساً و لا نَجوی، عَزیزٌ عَلَی اَن تحیطَ بِکَ دُونی البَلْوی، و لا ینالَکَ مِنّی ضَجیجٌ و لا شَکوی، بِنَفسی اَنتَ مِنْ مغیب لم یخْلُ مِنّا، بِنَفسی اَنتَ من نازحٍ ما نَزَحَ عَنّا، بنفسی اَنتَ، اُمنیهُ شائقٍ یتَمنّی، مِنْ مُؤمِنٍ و مُؤمِنَهٍ ذََکراً فَحَنّا بنفسی اَنتَ مِن عَقیدِ عِزٍّ لا یسامی ]تا آنجا که می خوانیم:[ اِلی مَتی احارُفیکَ یا مَولای، و الی مَتی وَ اَی خِطابٍ اَصِفُ فیکَ و اَی نجوی، عزیز عَلَی اَن اُجابَ دونَکَ و اُناغی، عزیزٌ علی ان ابکیکَ و یخذُلَکَ الوَری، عَزیزٌ عَلَی اَنْ یجری عَلَیکَ دُونَهُم ماجری، هل من مُعینٍ فَاُطیلَ مَعَهُ العویلَ و الْبُکاءَ، هَل مِن جزُوعٍ فَاُساعِدَ جَزَعَهُ اذا
    خلا، هَلّ قَذیت عینٌ فساعَدَتْها عَینی عَلَی القذی، هل اِلیکَ یاَبنَ اَحمَدَ سَبیلٌ فتُلقی، هل یتَّصل یومُنا مِنْکَ بعدَهٍ فنحظی، متی نَرِدُ مَناهِلَکَ الرَّویه فنروی، متی ننتَقِعُ من عذب مائکَ فقدْ طالَ الصدی، متی نُغادیکَ وَ نُراوِحُکَ فَتُقِرَّ عَیناً، متی تَرانا و نَراک و قد نَشَرْتَ لِواءَ النَّصرِ تُری، اَتَرانا نَحُفُّ بِکَ و انتَ تَؤُمُّ الملأ، و قَد مَلَئتَ الارضً عًدلاً و اَذقْتَ اَعدائَکَ هواناً و عِقاباً، و اَبَرْتَ العُتاهَ وَ حَجَدَهَ الحقِّ و قَطَعْتَ دابِرَ المُتکبرینَ، و اجتثثتَ، اُصُولَ الظّالمین و نَحْنُ نَقُولُ الحمدُلله رَبٍّ العالمین.[2].
    بر من بسیار سخت است که خلق را ببینم ولی تو را نبینم، و از تو صدا و رازی نشنوم، بر من بسیار سخت است بلا تنها تو را در برگیرد و مرا، رها سازد، و از جانب من، ناله و ضجّه و شکایتی به تو نرسد.
    جانم به فدایت، تو همان حقیقت پنهانی هستی که از میان ما بیرون نیستی، جانم به قربانت، که تو از نظرم دوری، اما از ما ابداً جدا نیستی. جانم به فدایت، که، تو منظور و آرمان هر مشتاق هستی که آرزویت کنند، از مؤمنان و مؤمنات که به یاد تو ناله از دل سردهند. جانم به فدایت، که تو دارای عزت و مقام ارجمندی هستی که نظیر نداری...
    تا چه زمانی سرگردان تو باشم ای مولای من، و تا کی، و چگونه با چه زبانی، تو را توصیف کنم؟ و چگونه راز دل گویم؟ بسیار بر من سخت است که از غیر تو پاسخ بشنوم، و سرگرم گردم. بسیار بر من سخت است که بر تو بگریم، و دیگران تو را
    واگذارند، بسیار بر من سخت است که دردها تو را در برگیرند و به تو دیگران را رها سازد، آیا کمک کننده ای هست که با او گریه کنم و فریاد و ناله را سر دهم؟ آیا جزع کننده ای هست وقتی که خلوت کند؟ از بی تابیش یاری بگیرم آیا چشمی هرگز مبتلا به خار شده است که چشم من با او شریک درد بر خار گردد؟ آیا به سوی تو ای پسر احمد، راهی هست که ملاقات شوی؟ آیا امروزِ ما، فردایی خواهد داشت که کامیاب گردیم؟ در کجا بر نهرهای جاریت وارد شویم، تا سیراب گردیم؟ کجا از آب گوارای تو بهره مند گردیم؟ که عطش ما طولانی شده است، تا چه وقت صبح و عصر را در فراقت به سرآوریم؟ به امید آن که چشممان روشن شود. کی و کجا ما را ببینی و ما هم تو را ببینیم؟ آن هنگام که پرچم پیروزی به اهتزاز درآمده دیده شود؟ آیا می شود که ما اطراف تو را گرفته باشیم و تو بر مردم امامت کنی، و زمین را از عدالت پرسازی، و دشمنانت را از خواری و عقوبت بچشانی، و منکران حق را ریشه کن کنی؛ متکبّران و پیروان آنها را نابود کنی و اساس ستمگران را واژگون سازی، و ما بگوییم، حمد و سپاس خداوندی را که پروردگار جهانیان است.
    وقتی که انسان این گونه از فراق حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اندوهگین و محزون باشد، و در انتظار فرجش به سر برد، مقداری از حق عظیم و واجب آن حضرت را ادا نموده است.
    پاورقی
    [1] غیبه النّعمانی،
    ص 146، در این کتاب آمده: «وَ من نسلِ علی علیه السلام القائمُ المهدی الَّذِی یبَدِّل الاَرّضَ غیر الارْضِ».
    [2] اقبال سید بن طاووس، ص 298؛ مفاتیح الجنان، دعای ندبه این دعا را محدّث خبیر، محمد بن المشمهدی (از علمای قرن ششم) در کتاب خود «المزار الکبیر»، ص 190-194 نقل کرده و آن دعا را برای امام زمان علیه السلام معرفی نموده است (بحار الانوار، ج 102، ص 104).




    امضاء


  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #62

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    5,397
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    8,265
    مورد تشکر
    9,179 در 3,204
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    گریه حضرت امام صادق بر غیبت امام مهدی

    از سَدیر صیرفی روایت شده که گفت: من و مفضّل و ابوبصیر و اَبان بن تغلب به محضر مولایمان امام صادق علیه السلام شرفیاب شدیم، دیدیم آن حضرت لباس مویین خشن و ساده پوشیده و روی خاک نشسته، و همچون شخص سوگوار و عزیز از دست داده، با حالتی سوزان و جگر سوز گریه می کند، به طوری که اندوه جانکاه از چهره اش دیده می شد، و صورتش دگرگون شده بود، و اشک از اطراف چشمانش می ریخت، و در این حال می گفت:
    «ای آقای من، غیبت تو خواب را از من ربوده، بستر را برایم تنگ ساخته، روح و روانم را بی تاب و پر تنش نموده است؛ ای آقای من، غیبت تو مصیبت مرا، به فاجعه دردناکی تبدیل کرده، و این مصایب به مصیبت های گذشته یکی پس از دیگری، پیوسته که موجب هلاکت و نابودی من شده است، هر اشکی که از چشمانم می ریزد، و هر ناله ای که از سینه ام بر می خیزد، در مورد مصایب پی در پی گذشته، و بلاهای سابق انباشته شده، آن چنان زیاد و طاقت فرسا است که به دیدگانم آسیب
    می رسانند، و هر وقت که این اشک ها را می نگرم و این صدای ناله سینه ام را به خاطر مصیبت های جان سوز گذشته می شنوم، به یقین می نگرم که مصایب آینده بسی بزرگ تر و جانکاه تر از مصایب گذشته است. و سختی های آن، کمر شکن تر است، چرا که با خشم و اندوه تو آمیخته شده است.»
    سَدیر می گوید: از وحشت و ناراحتی، عقل از سرِ ما پرید، و بر اثر جزع و بی تابی، قلب های ما پاره پاره شد، به خاطر آن حالت امام صادق علیه السلام که بسیار هولناک و تکان دهنده و دردآلود بود، گمان بردیم که آن حضرت دچار حادثه بسیار تلخ و کوبنده، ناگوار و طاقت فرسا شده است، عرض کردیم: «ای فرزند بهترین مخلوقات، خداوند چشمانت را نگریاند، برای کدام حادثه آن قدرگریه کرده ای که اشک چشمانت تمام شده، و باران، اشک از دیدگانت جاری گشته است؟ و چه موضوعی این گونه شما را سوگمند و گریان و پریشان نموده است؟»
    آتش بُغض امام آن چنان ترکید و شعله ور شد و ناله ای سوزناک سرداد و سفره دلش گشوده شد، و ترس و هراسش سخت گردید و در این حال فرمود: «وای بر شما، بامداد امروز به کتاب جفر نگاه کردم، و این کتابی است که علم به مرگ ها، بلاها، مصیبت ها وعلم آنچه گذشته و آینده تا روز قیامت خواهد آمد؛ در آن نوشته شده است، که خداوند محمّد صلی الله علیه و آله و سلم و امامان بعد از او را، به این کتاب، اختصاص داده
    است. من در این کتاب تأمّل کردم، ولادت قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف و غیبت او، و طولانی شدن غیبتش و گرفتاری های مؤمنان در عصر غیبت، و پدیدار شدن شک و تردید در قلب های آنان بر اثر طولانی شدن غیبت، و مرتد شدن بسیاری از دین، و خروج آنها از اسلام، و بی تعهد شدن آنها به ولایت را مشاهده کردم، آن گونه که خداوند می فرماید:
    «وَکُلَّ اِنْسانٍ الزَمناهُ طائرَهُ فِی عُنُقِهِ»؛ [1] و هر انسانی، اعمالش را بر گردنش آویخته ایم.
    منظور از این طائر، ولایت ماست، وقتی که این همه ناگواری ها در ارتباط با غیبت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را، در کتاب جفر مشاهده کردم، بی اختیار منقلب شده و قلبم سوخت و اندوه ها مرا فراگرفت.[2].
    پاورقی
    [1] سوره اسراء، آیه 13.
    [2] کمال الدین، ص 354، بحارالانوار، ج 51، ص 219.




    امضاء


  4. Top | #63

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    5,397
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    8,265
    مورد تشکر
    9,179 در 3,204
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    دعا برای امام مهدی


    از وظایف عصر غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دعا کردن برای او است، دعا برای این که خداوند آن حضرت را از شرّ شیطان های جن و انس حفظ کند، و در فرجش تعجیل فرماید، و او را بر کافران و ملحدان و امثال آنها پیروز و یاری نماید، چنان که دستور به چنین دعاهایی در روایات به ما رسیده است. چرا که این گونه دعاها نوعی اظهار محبّت و شوق سرشار به آن حضرت است، روایت شده یونس بن عبدالرّحمن گفت، حضرت رضا علیه السلام در مورد حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف امر می کرد که این دعا را که در مصباح المتهجد طوسی ذکر شده
    است، بخوانند: «اَللّهُمَّ ادْفَعَ عَنْ وَلِیکَ وَ خَلیفَتِکَ و حُجَّتِکَ...».[1].
    و در روایت دیگر به این دعا دستور داده شده است:
    اَللّهم کُنْ لِوَلیکَ الحُجَّهَ بنِ الحَسَنِ العَسْکَری المهدِی صَلَواتُکَ عَلَیه و عَلی آبائهِ فِی هذهِ السّاعَهِ و فِی کُلِّ ساعهٍ وَلیاً وَ حافِظاً وَ قائداً وَ ناصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوعاً، و تُمَتِّعَهُ فِیها طَوِیلاً
    خدایا، تو خود حافظ و نگه دار ولیت، حجّه بن الحسن العسکری مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باش، و درودهای تو بر او و بر پدران و اجدادش باد، در این ساعت و در هر ساعت، سرپرست، نگهبان، پیشوا، یاور، راهنما و دیده بان او باش، تا او را در زمین خود به میل و اشتیاق مردم بنشانی، و او را به مدّت طولانی بهره دهی.[2].
    پاورقی
    [1] مصباح الکفعمی، ص 406، فصل 44؛ مفاتیح الجنان، ص 895 بخش آخر دعای افتتاح: که در شب های ماه رمضان خوانده می شود نیز گویای همین مطلب است.
    [2] البلد الامین، ص 145 و 203 و 359؛ اقبال سید بن طاووس، ص 85؛ مصباح کفعمی، ص 146، و 586، و ص 630؛ فلاح السّائُل، ص 46.




    امضاء


  5. Top | #64

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    5,397
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    8,265
    مورد تشکر
    9,179 در 3,204
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    از آثار دعا


    ناگفته نماند که این دعاها بی اثر نیست، و باعث افزایش ولایت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و حفظ آن حضرت می شود، و خداوند متعال، پیشوا و یاور او می گردد. هرگاه گفته شود: اگر ولایت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مقدّر شده و خدا از هر جهت حافظ او است، بنابراین دعای ما چه اثری دارد؟ و اگر مقدّر نشده، باز از دعا
    کاری ساخته نیست؟
    به طور مختصر باید گفت: جواب این شبهه همانند شبهه در مورد صلوات بر محمّد و آل اوست، که گفته شود اگر صلوات خدا بر آنها مقدّر شده، دعای ما چه فایده دارد؟ و اگر مقدّر نشده، دعای ما کارساز نخواهد بود؟ و مثال های بسیار دیگری از این قبیل، که ما به بعضی از جواب های این شبهه در کتاب خود الدعا و الزیاره [1] اشاره کرده ایم.
    [یکی از پاسخ ها این که: دعا برای آن حضرت، پیوند ما را با او محکم تر می سازد، و اظهار ارادت ما را نسبت به او، برقرار می نماید، وانگهی دعای ما برای او، موجب آمادگی روحی ما برای یاری او، و زمینه سازی برای ظهور، و استحکام بخشیدن به روحیه آرمان طلبی و طاغوت ستیزی ما خواهد شد. ]
    پاورقی
    [1] این کتاب ده جلد خطی است، و هنوز به چاپ نرسیده است.
    صدقه دادن برای حفظ امام مهدی
    بعضی از علما گفته اند: «صدقه دادن برای سلامتی حضرت مهدی مستحب است.» ولی نگارنده طی بررسی کوتاهی روایت صریحی در این مورد نیافتم، اما می توان گفت: که عمومیت روایاتی که صدقه را موجب حفظ از بلا می داند، شامل این مورد نیز خواهد شد، چنان که علاّمه مجلسی در بحارالانوار، و علمای دیگر در کتاب های خود ذکر کرده اند.




    امضاء


  6. Top | #65

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    5,397
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    8,265
    مورد تشکر
    9,179 در 3,204
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    نیابت حج از جانب حضرت مهدی



    هم چنین انجام حج به نیابت از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف استحباب دارد، چنان که قطب راوندی در کتاب الخرائج گوید:
    ابو محمد دِعْلَجی، از اصحاب و شیعیان مورد اطمینان بود، احادیث را می شنید و روایت می کرد، او دو پسر داشت، یکی از آنها انسان سالم و سر به راه با اعتقاد در راه راست حرکت می کرد، ولی دیگری در مسیر باطل بوده، و به فساد و گناه آلوده بود. شخصی مبلغی پول به ابو محمد دِعْلَجی داد تا به نیابت از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حج به جا آورد، او آن مبلغ را پذیرفت، و از آن پول مقداری به پسر فاسق داد، و سپس، به مکّه مشرّف شد و حج نیابتی را انجام داد، پس از بازگشت، به دیدارکنندگان گفت: «در مراسم حج، در سرزمین عرفات ایستاده بودم، ناگاه در نزدیک خود جوانی خوش سیما و گندمگون را دیدم که از دو طرف سر، موی سرش آویزان بود، و با حالی گریان با کمال خضوع به راز و نیاز با خدا مشغول بود. وقتی که حرکت مردم، از سرزمین عرفات نزدیک شد، آن جوان به
    من توجه کرد و فرمود: «ای شیخ، آیا حیا نمی کنی؟»
    عرض کردم: ای آقای من، از چه چیز حیا نمی کنم؟
    فرمود: به تو مبلغی برای حج به نیابت از کسی که می دانی می دهند، و تو مقداری از آن پول را به یک نفر فاسق شراب خوار می دهی؟ ترس آن است که به زودی این چشم تو اشاره به یکی از چشمانم کرد کور گردد. و من تاکنون در این مورد نگران و هراسناک هستم.
    نقل شده چهل روز از این ماجرا نگذشت که در یکی از چشمانش (همان چشمی که امام اشاره کرده بود) زخمی پیدا شد، و آن زخم موجب نابینایی همان چشمش گردید.[1].
    پاورقی
    [1] الخرائج و الجرائح، ص 481 و 482؛ فرج المهموم، ص 256.


    امضاء


  7. Top | #66

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    5,397
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    8,265
    مورد تشکر
    9,179 در 3,204
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    برخاستن هنگام ذکر نام مبارک امام مهدی

    یکی از وظایف مستحبی دیگر این است که وقتی نام مبارک حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را می شنویم، به احترام او از جا بر خیزیم و بایستیم، شاعر معروف شیعه دِعْبِل خُزاعی وقتی که قصیده تائیه خود را در محضر حضرت امام رضا علیه السلام خواند، تا به این شعر رسید:
    «خُرُوجُ اِمامٍ لا مَحالَهَ واقِعٌ یقُومُ عَلَی اسمِ اللهِ بِالْبَرَکاتِ
    ناگزیر خروج و قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقّق می یابد، و او به نام خدا، همراه برکت های اِلاهی قیام می کند.»
    حضرت رضا علیه السلام برخاست و روی دو پایش ایستاد، و سرش را به زیر افکند، سپس دست راستش را بر سرش نهاد و گفت: «اللهم عَجِّل فَرَجَهُ وَ مَخْرَجَهُ، وَ انصُرنا بِهِ
    نَصْراً عَزیزاً؛ [1] خدایا، در فرج خروج حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شتاب فرما، و ما را به وسیله او به پیروزی شکست ناپذیر و پرشکوه، یاری فرما.»
    این مطلب بیانگر آن است که با شنیدن هر یک از نام های امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، برخاستن و ایستادن مستحب است، و این استحباب، اختصاص به واژه «قائم» ندارد.
    ولی عبدالله سبط محدّث جزائری ذکر کرده که، روایتی را به این مضمون دیده است که «روزی نام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف در محضر امام صادق علیه السلام ذکر شد، آن حضرت به احترام و تجلیل از این اسم برخاست و ایستاد.» [2].
    پاورقی
    [1] مشکاه الانوار.
    [2] مترجم گوید: روایت شده: در خراسان در محضر امام رضا علیه السلام سخن از قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به میان آمد، آن حضرت هر دو دستش را بر سر مبارکش نهاد و گفت:
    «اللهُمَّ عَجَّل فَرَجَهُ و سَهِّل مَخْرَجَهُ؛ خدایا، در فرجش تعجیل فرما، و ظهور و قیامش را آسان گردان، و نیز نقل شده: وقتی که دِعْبِل خُزاعی قصیده معروف خود را در محضر امام رضا علیه السلام خواند، حضرت رضا علیه السلام برخاست، و ایستاد، و دستش را از روی تواضع بر سر نهاد، و برای فرج امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دعا کرد (منتخب الاثر، چاپ جدید، ص 641 و 640).



    امضاء


  8. Top | #67

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    5,397
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    8,265
    مورد تشکر
    9,179 در 3,204
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    تضرع و راز و نیاز برای حفظ ایمان

    یکی دیگر از وظایف ما در عصر غیبت این است که همواره با خضوع و خشوع به سوی خدا رو آوریم و با تضرع و زاری
    از درگاه اِلاهی بخواهیم تا ایمان ما، و ایمان مسلمانان و مؤمنان را از نفوذ و راهیابی شیطان ها و انحراف ها در مورد اعتقاد پاک به امامت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حفظ کند، و با خواندن دعاهایی که در این مورد وارد شده، به ایمان خود بیفزاییم.
    شیخ کلینی از زُراره روایت کرده که گفت: از امام صادق علیه السلام شنیدم می فرمود: «حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در ایام کودکی قبل از قیام خود، غایب می گردد» پرسیدم: چرا؟ فرمود: ترس از دشمنان دارد. آن گاه اشاره به شکم خود کرد (یعنی دشمنان اگر به او دست یابند شکم او را می درند و او را می کشند)
    سپس فرمود: «ای زُراره، او همان مُنْتَظَر است، او کسی است که در مورد ولادت او، ایجاد شک و تردید می شود، بعضی می گویند: پدرش بدون فرزند از دنیا رفت، و بعضی می گویند او قبل از وفات پدر، در رحم مادرش بود و هنوز به دنیا نیامده بود،و بعضی می گویند: او دو سال قبل از وفات پدر، متولد شد، و او است مُنتَظَر (انتظار کشیده شده) ولی خداوند می خواهد شیعیان را در این مورد امتحان کند. ای زُراره، در این جاست که باطل گرایان در وادی شک و تردید قرار می گیرند.
    زُراره می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: وقتی که این زمان را درک کردم، چه کاری انجام دهم؟
    امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی که این زمان را درک کردی این دعا را بخوان:
    اللهُمَّ عَرِّفنی نَفْسَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفنی
    نَفْسَکَ لَمْ اَعرِفْ رَسُولَکَ، اَللهُمَّ عَرِّفنی رَسُولَکَ، فاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی رَسُولَکَ لَمْ اَعرِّفْ حُجَّتَکَ، اللهُمَّ عَرِّفنی حُجَّتکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَْم تُعَرِّفنی حُجَّتکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینی؛ [1].
    خدایا، خودت را به من بشناسان، زیرا اگر تو خود را به من نشناسانی، رسول تو را نخواهم شناخت. خدایا، رسولت را به من بشناسان، زیرا اگر رسولت را به من نشناسانی، حجّت تو را نخواهم شناخت، خدایا، حُجّتت را به من بشناسان، زیرا اگر حجّتت را به من نشناسانی از دین خود گمراه خواهم شد.» این دعا، طولانی است و دنباله دارد، و در کتاب مفاتیح الجنان باب غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ذکر شده است.
    و در روایت دیگر آمده است: عبدالله بن سنان گوید امام صادق علیه السلام فرمود: «ستیبکم شبهه فتبقون بلاعَلَم یری، ولا اِمامِ هدی؛ [2] به زودی شبهه ای در شما راه یابد، و شما بدون پرچمی که دیده شود، و بدون امامی که راهنما باشد، قرار می گیرید، در این موقعیت هیچ کس، جز آن کس که دعای غریق می خواند، نجات نیابد.»
    پرسیدم: دعای غریق چیست؟ و چگونه است؟ فرمود؛ چنین است:
    «یا اَللهُ یا رَحْمنُ یا رَحیمُ، یا مُقَلِّبُ، الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ، ثَبِّتْ قَلْبِی عَلی دینکَ؛ ای خدا، و ای رحمان و رحیم و ای گرداننده دل ها و چشم ها، قلب مرا در راه دینت استوار گردان.»
    عرض کردم: «یا مُقلِّبَ القُلُوبِ و الاَبْصارِ ثبَّت قَلْبِی عَلی دِینِکَ؛ ای گرداننده دل ها و چشم ها، قلب مرا در راه دینت ثابت و استوار ساز.»
    امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند متعال هم دگرگون کننده دل
    ها، و هم دگرگون کننده چشم هاست، ولی همان را بگو که من می گویم: «یا مُقلِّبُ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلبِی عَلی دِینکَ» [3].
    شیخ صدوق (ره) در کتاب کمال الدین نیز این گونه نقل می کند، [4] و این مطلب دلالت دارد که انسان نباید بر دعاهایی را که از طرف امامان (ع) نقل شده، چیزی کم و زیاد کند.
    پاورقی
    [1] جمال الاسبوع، ص 520؛ غیبه الطّوسی، ص 33.
    [2] این حدیث را مترجم محترم تحت اللفظی ترجمه کرده است و با آن نوع ترجمه درست هم هست ولی در این عبارت «بلا عَلَم یری و لا اِمامِ هدی» منظور آن نیست که ترجمه شده، چون ضرب المثل است و اگر ضرب المثل تحت اللفظی ترجمه شود پیام اصلی خود را از دست می دهد، لذا باید این گونه ترجمه شود که: به زودی شبهه ای شما را فرا می گیرد که نه نشانی و نه اِمامی از شما باقی نمی ماند، البته منظور این نیست که امام شما از بین می رود. نه، بلکه بود و نبودش یکی می شود و آن قدرت ظهور و بروز نخواهد داشت. این جا «عَلَم یری» را نباید پرچم ترجمه کرد، بلکه موجودیت و هویت یک شیء را می گویند، که حدیث حضرت امام هم اشاره به همین مطلب است. که تقریباً معادل این ضرب المثل در فارسی این است «که: نه از تاک، نشان می ماند و نه از تاک نشان» ویراستار.
    [3] اعلام الوری، ص 432؛ منتخب الانوار المضیئه، ص 80، فصل 6.
    [4] کمال الدین، ص 351، حدیث 49.





    امضاء


  9. Top | #68

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    5,397
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    8,265
    مورد تشکر
    9,179 در 3,204
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    مناظره دو پیامبر


    دلیل دیگر بر اصالت و فضیلت فرح و شادی مهر تأیید خداوند بر آن است. حضرت عیسی و حضرت یحیی علیهما السلام پسر خاله بودند. هر دو پیامبر بودند و در یک زمان زندگی می کردند. اما حضرت یحیی اهل حزن بود؛ حزنی که برای خدا و آخرت است. و حضرت عیسی علیه السلام بهجت و سرور داشت. برخی افراد با حزن به طرف خدا می روند و برخی با شوق و سرور
    ص: 44
    ________________________________________
    1- 1. سوره عبس، آیه 40 _ 38.
    2- 2. سوره غاشیه، آیه 8 و 9.
    و بهجت. بر حضرت یحیی علیه السلام خوف حاکم بود و بر حضرت عیسی علیه السلام رجاء و امید.
    در روایت آمده است که این دو پیامبر با هم برخورد نمودند. حضرت یحیی دید عیسی علیه السلام مسرور و شادمان است. و خنده بر لب دارد. مناظره دو پیامبر شروع شد.
    حضرت یحیی وقتی دید عیسی علیه السلام متبسم است، گفت: مگر از مکر و عذاب خدا در امانی و خیالت راحت است که این قدر متبسم و خوشحالی؟! چقدر به رحمت خدا امیدواری؟! مؤمن باید یک مقدار هم بترسد.
    حضرت عیسی در پاسخ یحیی گفت: چقدر محزونی و گرفته ای! مگر از رحمت خدا مأیوس هستی که این قدر گریه می کنی؟
    با یکدیگر بحثشان شد. یک نفر باید بین آن ها قضاوت کند. گفتند: صبر می کنیم تا به ما وحی شود و ببینیم خداوند چه می گوید.
    خداوند هم به آن ها چنین وحی فرمود:
    اَحَبُّکُما اِلَیَّ الطَّلِقُ البَسّامُ اَحْسَنُکُما ظَنّاًبی؛(1) محبوب ترین شما دو نفر در نزد من کسی است که چهره ای گشاده و لبی خندان دارد. و به من خوش گمان تر است.



    امضاء


  10. Top | #69

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    5,397
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    8,265
    مورد تشکر
    9,179 در 3,204
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    گفتار دیگری از حضرت علی پیرامون علائم ظهور

    از امیرمؤمنان علی علیه السلام در بخشی از گفتارش نقل شده و در آن از قیام حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف خبر می دهد و می فرماید: «وقتی که مردم نماز را ضایع کنند، امانت داری را تباه سازند، دروغ را حلال بشمارند، ربا بخورند، رشوه بگیرند، دین را به دنیا بفروشند، کارها را به دست احمق ها
    بسپرند، قطع رحم کنند، از هوس ها پیروی کنند، خون ریزی را مباح بدانند، حلم به عنوان ضعف تلقّی شود، ظلم یک نوع افتخار به حساب آید، امیران، فاسق شوند، وزیران ستمگر گردند، عارفان خائن، قاریان گنه کار شوند، گواهان زور، و دروغ و فجور و تهمت و گناه و طغیان رواج یابد.
    و نیز ظاهر قرآن ها زینت داده شود، مسجدها تزیین، مناره ها طولانی، به اشرار احترام گذاشته شود، صف ها پر ازدحام، ولی هدف ها خواسته های گوناگون، پیمان ها شکسته، وعده شده ها نزدیک، زن ها از روی حرص بر دنیا، با شوهرانشان در تجارت شریک شوند، صدای فاسقان بلند شود، و شنیده گردد.
    در آن وقت رییس مردم پست ترین آنها باشد، و از آدم شرور به خاطر ترس از آنها، احترام شود، دروغگو تصدیق گردد، خائن به عنوان امین تلقّی شود، زنان ترانه خوانی با آلات لهو و غنا به صحنه آیند، و آیندگان امت، پیشینیان را لعنت کنند، زنان بر اسب ها سوار شوند، و زنان به مردان، و مردان به زنان شباهت پیدا کنند، و شاهدی بی آن که از او تقاضای گواهی شود، گواهی دهد، و شاهد دیگری به قضاوتی که حق بودنش را نشناخته شهادت دهد، و فهم درک، منهای دین شود، و کارهای مادی و دنیوی بر کارهای آخرت، ترجیح داده شود، پوست گوسفند را بر دل های گرگ بپوشانند (گرگ ها در لباس میش درآیند)، دل ها پلیدتر از مُردار متعفّن و تلخ تر از حنظل شوند، در چنین وضعی بشتاب بشتاب، سپس عجله کن، عجله کن که از آن محیط خارج گردی
    و دین خود را حفظ کنی در این زمان بهترین مکان برای سکونت بیت المقدس خواهد بود و زمانی بر مردم می رسد که آرزو کنند در آن سرزمین ساکن شوند» [1].
    ابن عباس می گوید: در حجّه الوداع (آخرین حج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم) همراه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مراسم حج را به جا آوردیم، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حلقه در کعبه را گرفت، سپس رو به ما کرد و فرمود: آیا می خواهید شما را به نشانه های قیامت خبر دهم؟
    سلمان که در آن روز، نزدیک ترین افراد به آن حضرت بود، عرض کرد: آری ای رسول خدا،.
    پیامبر: از علامت های بر پا شدن قیامت؛ تباه کردن، نماز، پیروی از هوی های نفسانی،میل به رأی های باطل، احترام ثروتمندان (به خاطر ثروتشان) و فروختن دین به دنیاست، در این اوضاع، دل مؤمن در درونش ذوب می شود، همانند نمک که در آب ذوب می گردد. چرا که منکرات و زشتی ها را می نگرد، ولی قدرت تغییر آن را ندارد.
    سلمان: ای رسول خدا، آیا چنین کارهایی خواهد شد؟
    پیامبر: سوگند به خداوندی که جانم در دست اوست. آری. ای سلمان، در آن زمان امیران ستمگر، وزیران فاسق، عارفان ظالم و امین های خیانت کار روی کار آیند.
    سلمان: ای رسول خدا، آیا چنین کارهایی خواهد شد؟
    پیامبر: آری سوگند به کسی که جانم در دست اوست. ای سلمان، در آن زمان، منکر در قالب معروف، و معروف به جای منکر خواهد شد، خائن امین می شود، و
    امین خیانت می کند، دروغگو تصدیق می شود، و راستگو تکذیب می گردد.
    سلمان: ای رسول خدا، آیا چنین کارهایی خواهد شد؟
    پیامبر: ای سلمان، سوگند به خداوندی که جانم در دست اوست. آری. ای سلمان، در آن روز زنان بر مسند ریاست می نشینند، و کنیزان مشاور می شوند، کودکان بر فراز منبرها می روند، دروغ به عنوان هنر و زیرکی، و زکات دادن به عنوان خسارت تلقی می شود، اموالی که در جنگ مسلمانان با کافران به دست آمده به عنوان غنیمت شخصی تصرّف می گردد، انسان به پدر و مادرش جفا و بی مهری می کند، و از رفیقش بیزاری می جوید، و ستاره دنباله دار طلوع می کند.
    سلمان: ای رسول خدا، آیا چنین کارهایی می شود؟
    پیامبر: سوگند به کسی که جانم در دست اوست، آری. ای سلمان، در آن زمان، زن در تجارت با شوهرش شرکت می کند، و باران در تابستان می آید، و جوانمردان از بین می روند، فقیر تحقیر می گردد. در این وقت بازارها نزدیک هم شوند، و در آن جا، یکی گوید: من چیزی نفروختم، دیگری گوید: نفعی نداشت، و کسی را جز سرزنش کننده و گله کننده از خدا نمی بینی.
    سلمان: ای رسول خدا، آیا این کارها می شود؟
    پیامبر: سوگند به کسی که جانم در دست اوست، آری. ای سلمان، در آن زمان کسانی حاکم مردم شوند، که اگر مردم سخن بگویند، حاکمان آنها را می کشند، و اگر سکوت کنند، حق آنها را پایمال نمایند، و بیت المال آنها را چپاول کنند، حریم حرمت آنها را بشکنند، خون های آنها
    را بریزند، و ترس و وحشت در دل های آنها ایجاد کنند، آن گاه مردم را جز هراسان، نگران و وحشت زده نمی بینی.
    سلمان: ای رسول خدا، آیا چنین کاری خواهد شد؟
    پیامبر: سوگند به کسی که جانم در دست اوست، آری. ای سلمان، در آن زمان چیزی از مشرق، و چیزی از مغرب آورده شود، و آن چیز را با رنگ های گوناگون بیارایند، پس وای بر ضعفای امت من از آنها، و وای بر آنها از خداوند، آنها که به صغیر رحم نمی کنند، و به کبیر احترام نمی گذارند، و نسبت به بدکاران گذشت ندارند، صورتشان مانند انسان است، ولی دل هایشان مانند دل های شیطان هاست.
    سلمان: ای رسول خدا، آیا چنین کارهایی تحقّق می یابد؟
    پیامبر: سوگند به کسی که جانم در دست اوست، آری. ای سلمان، در آن عصر مردان (از نظر غریزه جنسی) به مردان، و زنان به زنان اکتفا کنند، مردان بر جوانان غیرت (تعصب) می ورزند، چنان که بر دختران، در خانه خاندانش غیرت ورزیده شود. مردان خود را شبیه زنان، و زنان خود را شبیه مردان در می آورند، زنان بر اسب ها سوار گردند، لعنت خدا از امت من بر این زنان باد.
    سلمان: آیا چنین کارها رخ می دهد؟
    پیامبر: سوگند به کسی که جانم در دست اوست، آری. ای سلمان، در آن زمان مسجد ها را مانند معبد یهود و نصاری، تزیین و طلاکاری نمایند، قرآن ها را تذهیب و زیورگون کنند، مناره های مسجدها را طولانی سازند، صفوفشان در ظاهر بسیار، ولی دلهایشان نسبت به هم دیگر پر کینه است،
    و چندگونگی از زبان هایشان شنیده می شود.
    سلمان: ای رسول خدا، آیا این کارها رخ می دهد؟
    پیامبر: سوگند به آن کسی که جانم در دست اوست، آری. ای سلمان، در آن زمان مردان اُمت من، خود را به زیورها آرایش کنند، لباس حریر و ابریشم بپوشند، و از پوست پلنگ لباس زیرین و زره یا فرش برای خود درست نمایند.
    سلمان: ای رسول خدا، آیا این کارها خواهد شد؟
    پیامبر: سوگند به خداوندی که جانم در دست اوست. آری. ای سلمان، در آن زمان ربا آشکار شود، و خرید و فروش عَینه [2] رواج یابد نیز رشوه خواری رایج شود، و دنیا بالا رود و دین در زیر پا قرار گیرد.
    سلمان: ای رسول خدا؛ آیا این کارها رخ می دهد؟
    پیامبر: سوگند به خداوندی که جانم در دست اوست، آری. ای سلمان، در آن عصر، طلاق فراوان شود، و حدود اِلاهی جاری نمی گردد، هرگز به خدا ضرر نمی رسانید (بلکه با این کارها به خود ضرر می زنند)
    سلمان: ای رسول خدا، آیا به راستی این کارها رخ می دهد؟
    پیامبر: سوگند به خداوندی که جانم در دست اوست، آری. ای سلمان، کنیزکان با وسایل لهو و غنا، ترانه خوانی کرده و به ساز و آواز بپردازند، و بدترین افراد امت من بر آنها حکومت و ریاست نمایند.
    سلمان: ای رسول خدا، به راستی این کارها رخ می دهد؟
    پیامبر: سوگند به آن خدایی که جانم در دست او است، آری. ای سلمان، در آن عصر ثروتمندان امت من برای نزهت (و پاک نمایی) حج به جا آورند، و افراد متوسط
    برای تجارت، و فقیران برای ریا و خودنمایی به حج می روند.
    در آن عصر عده ای قرآن را برای غیر خدا بیاموزند، و آن را وسیله خوانندگی قرار دهند، و گروه هایی پیدا شوند که علم دین را برای غیر خدا بیاموزند، و فرزندان زنا زیاد شود، و قرآن را با آواز لهوی بخوانند، و برای دنیا در روی هم دیگر بایستند.
    سلمان: ای رسول خدا، آیا چنین کاری رخ می دهد؟
    پیامبر: سوگند به خداوندی که جانم در دست اوست، آری. ای سلمان، این کارها در وقتی که حریم حرمت ها دریده می شود، و گناهان تحصیل گردد، بَدان بر نیکان تسلّط یابند، دروغ رواج یابد، لجاجت آشکار شود، فقر و احتیاج رایج شود، مردم به لباس خود افتخار کنند، و باران در غیر فصلش ببارد، آلات نوازندگی و لغو را نیکو بشمارند، امر به معروف و نهی از منکر را زشت بدانند، به گونه ای که مؤمن در آن زمان ذلیل تر از کنیز گردد، ملامت و سرزنش در میان قاریان و عابدان فاش شود، و اینها در ملکوت اعلی به عنوان افراد پلید و ناپاک خوانده شوند.
    سلمان: ای رسول خدا، آیا این کارها خواهد شد؟
    پیامبر: سوگند به آن کسی که جانم در دست او است آری... (تا آخر حدیث...) [3].
    پاورقی
    [1] کمال الدین، ص 525، باب 47، حدیث1؛ الخرائج و الجرائح، ص 133؛ منتخب الانوار المضیئه، ص 86.
    [2] منظور از عینه این است که برای حیله و گریز از ربا، کالایی را به قیمت معین می فروشند، سپس همان کالا را به کمتر از آن قیمت از مشتری
    بخرند، ومعامله اول بستگی به معامله دوم دارد.
    [3] تفسیر القمی، ج 2، ص303، سوره محمد صلی الله علیه و آله و سلم با توجه به سند حدیث چه قدر مسائل امروز جامعه مسلمانان با فرمایش رسول خدا تطبیق می کند و چه کسانی در انزوای سکوت جان دل خود را به خاطر حق جوی و حق گویی فرسوده کردند، باید گفت: ای رسول خدا، اُمت تو و حاکمان اسلامی چقدر از تو دورند، دورند به همان فاصله زمانی، هزار و چهار صد سال، ما به اندازه آن ستون حنانه هم در فراق تو نمی نالیم
    استون حنانه از هجر رسول ناله می زد همچو ارباب عقول، کو ناله ها، کو فریادها، (ویراستار).



    امضاء


  11. Top | #70

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    5,397
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    8,265
    مورد تشکر
    9,179 در 3,204
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    آخرین سخن

    آخرین و کوتاه سخن این که: امروز اوضاع جهان به گونه ای شده که غیرت دینی و تعصّب مذهبی از دل ها رخت برکنده، آن طوری که اگر از ناحیه کافری، ضرر و آسیب مهمی به دین برسد، هیچ یک از ما آن گونه ناراحت و برانگیخته نمی شویم که در برابر ضرر مالی جزئی که از ناحیه مسلمانی به ما وارد شود ناراحت و برانگیخته می شویم، و برای افراد ما اهمیت ندارد که اگر همه مردم گروه گروه از دین خارج شوند.
    این است وضع نابسامان جامعه، به درگاه اِلاهی است هر شکایتی، و بر او است اعتماد در سختی و سستی.
    از درگاه خداوند متعال مسئلت داریم که ما را برای انتظار فرج شریف امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف موفّق بدارد، و هم چنین توفیق عمل به واجبات، مانند امر به معروف و نهی
    از منکر را به ما عنایت فرماید، خداوند شنوا و اجابت کننده دعاهاست.
    این آخرین مطلبی بود که می خواستیم در این کتاب بیاوریم، خداوند در فرج امامان علیهم السلام سرعت بخشد، و فرج ما و فرج تمام دنیا را وابسته به فرج آنها قرار دهد.
    درود خداوند بر محمّد صلی الله علیه و آله و سلم و دودمان پاک او باد.
    اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلیکَ فی دَولَهٍ کریمهٍ تُعِزُّبِها الاِسلامَ وَ اَهْلَهُ، وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفاق وَ اَهلَهُ، و تَجْعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاهِ اِلی طاعَتِکَ و الْقادهِ اِلی سَبیلِکَ، وَ تَرْزُقُنا بِها کَرامَهَ الدُّنیا و الآخِرَهِ [1].
    خدایا، ما اشتیاق به سوی تو داریم در مورد برقراری دولت ارجمندی که به وسیله آن، به اسلام و مسلمانان، عزّت بخشی، و به وسیله آن، نفاق و منافقان را ذلیل وخوار نمایی، و ما را از دعوت کنندگان مردم به سوی اطاعت تو، و رهبران به سوی دینت قرار دهی، و به وسیله این دولت ارجمند، کرامت و شرافت دنیا و آخرت را نصیب ما فرمایی.»
    قم
    سید محمّد حسینی شیرازی
    پاورقی
    [1] فرازی از دعای افتتاح؛ اقبال سید بن طاووس، ص 51؛ مصباح کفعمی، ص 581، بلد الامین، ص 195.



    امضاء


صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی