صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 28 , از مجموع 28

موضوع: آموزه هایی از دعای ابوحمزه ثمالی

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    6,542
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    9,634
    مورد تشکر
    10,818 در 4,182
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    نمای زشت خودنمایی

    وَ أَبْرِئْ قَلْبِی مِنَ الرِّیاءِ وَ الشَّکِّ وَ السُّمْعَهِ فِی دِینِکَ حَتَّی یکُونَ عَمَلِی خَالِصا لَکَ.
    بار خدایا، قلب مرا از ریا و شرک و سعمه در دین خودت پاک کن تا عملم فقط برای تو خالص شود.
    گاه و بیگاه، دست شیطان از آستین عبادت و طاعت خداوند بیرون می آید و مؤمنان را نیز از وسوسه های شوم خویش در امان نمی گذارد. به هنگامه طاعت، شوق نیکی و عبادت، بنده را چنان مست و سرخوش می کند که گویی جز خود، کس دیگری را لایق بندگی نمی داند و خودبرتری، چون شمشیری تیز و گرزی پولادین، فرق تواضع و بندگی او را می درد و بنده را در منجلاب خودبینی رها می کند.
    اینجاست که انسان، آهسته آهسته و گام به گام، قدم به منجلاب ریا می نهد و به جای آنکه برای دوست عبادت کند و از او دلبری کند، در هوای دلبری از مخلوق ضعیفی بر می آید که ذرّه ای از پاداش عبادت او را نمی تواند ادا کند.
    این عبادت و بندگی ظاهری در مقام حضرت دوست، پشیزی نیرزد که او هرگز جز عبادت خالص شده، طاعت دیگری قبول نخواهد کرد. پیامبر اکرم(ص) فرمود:
    ص:74
    یقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ: أَنَا خَیرُ شَرِیکٍ مَنْ أَشْرَکَ مَعِی شَرِیکاً فِی عَمَلِهِ فَهُوَ لِشَرِیکِی دُونِی لِأَنِّی لَا أَقْبَلُ إِلَّا مَا أُخْلِصَ لِی. (1)
    خداوند می فرماید: من بهترین شریک ها هستم. پس هرکس مرا در عمل خود شریک خویش قرار بدهد، آن عمل مال خود اوست، نه برای من. چون من فقط عملی را قبول می کنم که خالصانه و تنها برای من باشد.
    می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
    بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند (2)
    از رسول اکرم (ص) سؤال شد که در قیامت نجات در چیست؟ حضرت در جواب فرمود:
    نجات تنها در این است که با خداوند از در خدعه و فریب وارد نشوید که خداوند با شما خدعه کند؛ زیرا هرکس با خدا خدعه کند، خدا با او خدعه خواهد کرد و ایمانش را از وی سلب می کند. کسی که با خدا خدعه می کند اگر درست بفهمد، در واقع، خود را فریب داده است.
    گفته شد: یا رسول اللَّه، چگونه با خدا خدعه می کند؟ فرمود:
    فریضه ای را که خداوند بدان امر فرموده است، انجام می دهد، ولی در نیت، غیر خدا را اراده می کندد. راه تقوا در پیش گیرید و از ریا بپرهیزید که ریا، شرک به خداوند است و ریاکار در قیامت به چهار نام خوانده می شود: ای
    ________________________________________
    1- . شیخ حر عاملی، الجواهر السنیه، ترجمه: زین العابدین کاظمی خلخالی، تهران، انتشارات دهقان، 1380 ه_ .ش، چ 3، ص 327.
    2- . حافظ شیرازی، دیوان اشعار.
    ص:75
    کافر، ای فاجر، ای مکار، ای زیانکار، اعمالت بر باد رفت و اجرت باطل شد. (1)
    و چه تقاضای مهمی است اینکه بنده از پروردگارش بخواهد تا از آلایش به این فساد و پستی در امان بماند. به راستی که ریا، خود، نوعی شرک است و با توحید و یکتاپرستی جمع نمی شود. ازاین رو، هیچ یکتاپرستی نیست که عمل خالص و عبادت افلاکی خویش را برای جلب رضایت دیگری، به حضیض خاک سقوط دهد و اجر آن را از بنده ضعیف دیگری طلب کند.



    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #22

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    6,542
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    9,634
    مورد تشکر
    10,818 در 4,182
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    دنیادوستی

    سَیدِی أَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْیا مِنْ قَلْبِی.
    بار خدایا، دنیادوستی را از قلب من خارج کن.
    آنان که سودای روی دوست، دل و جانشان را واله کرده است و صبح را در انتظار شب و خلوت با محبوب خویش شام می کنند، جز عشق او چیز دیگری در دل ندارند و به جز لطف و مرحمت او به هیچ کس چشم امیدی ندارند. آنان که طالب جلوه محبوبند، خانه دل را از غیر او پاک می کنند. به راستی که فهمیدند قلب، خانه و حریم خداست. (2) ازآن رو، غیر خدا را در آن جای ندادند.
    بود خانه دل حریم خدای مکن جز خدا را در آن خانه جای
    ________________________________________
    1- . محمدتقی فلسفی، الحدیث (روایات تربیتی)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1368، چ 2، ص 40.
    2- . بحارالانوار، ج 67، ص25.
    ص:76
    مگر نه این است که محبت دنیا به منزله سر است برای تمام لغزش ها و چون بخواهی جان از تن کسی برگیری و حیاتش را خاتمه دهی، باید سر از تنش جدا کنی. «حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَه؛ دوستی دنیا، به منزله سر برای تمام لغزش هاست». (1)
    حب دنیا هست رأس هر خطا از خطا کی می شود ایمان عطا (2)
    اولیای خدا هر روز و هر لحظه، پیوسته در تلاشند که اگر اثری از محبت دنیا، در دلشان است، آن را برطرف سازند و جز او را به حرم سرای دل، راه ندهند.
    پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب
    تا در این پرده، جز اندیشه او نگذارم (3)
    به خوبی می دانیم که حضرت حق، در وجود هر انسان، بیش از یک دل ننهاده است و هیچ کس نیست که دو دل داشته باشد. از این رو قلب هر کس یا بوستان یاد خدا و منزلگاه جبروت و محبت او و جایگاه یاد آخرت است، یا تعفن سرای حب دنیا و مزبله جاه و ریاست.
    امیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید:
    ________________________________________
    1- . اصول کافی، ج2، ص130.
    2- . شیخ بهایی، نان و حلوا.
    3- . حافظ.
    ص:77
    إِنَّ الدُّنْیا وَ الْآخِرَهَ عَدُوَّانِ مُتَقَابِلَانِ وَ سَبِیلَانِ مُخْتَلِفَانِ فَمَنْ أَحَبَّ الدُّنْیا وَ تَوَلَّاهَا أَبْغَضَ الْآخِرَهَ وَ عَادَاهَا وَ هُمَا به منزِلَهِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ مَاشٍ بَینَهُمَا کُلَّمَا قَرُبَ مِنْ وَاحِدٍ بَعُدَ مِنَ الْآخَرِ وَ هُمَا ضَرَّتَانِ. (1)
    به راستی که دنیا و آخرت، دو دشمن در مقابل یکدیگر و دو راه متفاوتند. پس هر کس دنیا را دوست بدارد، آخرت را دشمن داشته است. و دنیا و آخرت به منزله مشرق و مغربند و کسی که بین آن دو حرکت می کند، هرچه به یکی نزدیک شود، از دیگری دور خواهد شد.
    این دنیای درد و محنت و سرای فانی برای اهل معنا، بازیچه ای بیش نیست که هرگز خویش را مشغول آن نمی کنند.
    وَ مَا الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَهُ خَیرٌ لِلَّذینَ یتَّقُونَ أَفَلا تَعْقِلُونَ. (انعام: 32)
    زندگی دنیا جز بازیچه و سرگرمی چیزی نیست و سرای آخرت برای کسانی که پیوسته پرهیزکاری می کنند، بهتر است. آیا نمی اندیشید؟
    سعد، یکی از اصحاب پیامبر می گوید: روزی در حال بیماری، به سلمان گفتم: خود را چگونه می بینی؟ سلمان گریه کرد. پرسیدم: چرا می گریی؟ پاسخ داد: به خدا سوگند، برای دنیا (و از دست رفتن آن) گریه نمی کنم، بلکه برای این می گریم که رسول خدا(ص) فرمود: مال و دارایی شما در دنیا باید به اندازه
    ________________________________________
    1- . نهج البلاغه، حکمت 103، ص 486.
    ص:78
    توشه (و خرج سفر) شما باشد و من می ترسم که بیشتر از آن داشته باشم و در قیامت حساب آن را از من بخواهند؟ به اطراف خود نگاه کردم، جز آفتابه و کاسه سفالین و تشتی، چیزی ندیدم. (1)
    در مقابل، آن کس که از خدای خودش روی برگرداند و مال دنیا، چشم دلش را کور کند، زندگی اش را به غفلتکده ای تبدیل می کند که فقط هنگام کوچ از آن، خواهد فهمید چه تاری برای تن خویش تنیده و چه موانعی برای روز آخرت خویش ساخته است.
    به گورستان گذر کردم صباحی
    شنیدم ناله و افغان و آهی
    شنیدم کله ای با خاک می گفت
    که این دنیا نمی ارزد به کاهی
    باباطاهر
    سیدالساجدین و امام العارفین، امام زین العابدین(ع) به پروردگار چنین عرض می کند که: «سَیدِی أَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْیا مِنْ قَلْبِی؛ بار خدایا، حب دنیا را از قلب من خارج کن». (2)
    این مرض، دردش به اینجا ختم نمی شود و تا دنیا و آخرت آدمی را خراب نکند، از او دست بر نخواهد داشت.
    ________________________________________
    1- . حسن بن ابی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ترجمه: علی سلگی نهاوندی، قم، انتشارات ناصر، 1376 ه_ .ش، چ 1، ج 1، ص 65.
    2- . مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه ثمالی.
    ص:79
    مولای متقیان، امام علی(ع) چنین می فرماید: «المحنه مقرونه بحبّ الدّنیا؛ محنت و رنج همراه است با حبّ دنیا.» (1) و این رنج و سختی نه به دنیا ختم می شود، بلکه آتش آن، دودمان انسان در عالم دیگر را به آتش خواهد کشید و سختی و محنت را در آن سرا نیز برای او به ارمغان خواهد آورد. از این روست که می فرماید: «بی رغبتی به دنیا، بزرگ ترین راحت است». (2)
    آلوده دنیا جگرش ریش تر است
    آسوده تر است هرکه درویش تر است (3)




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. Top | #23

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    6,542
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    9,634
    مورد تشکر
    10,818 در 4,182
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    گدایی کاهل

    سَیدِی لَعَلَّکَ عَنْ بَابِکَ طَرَدْتَنِی وَ عَنْ خِدْمَتِکَ نَحَّیتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیتَنِی مُسْتَخِفّاً بِحَقِّکَ فَأَقْصَیتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیتَنِی مُعْرِضاً عَنْکَ فَقَلَیتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ وَجَدْتَنِی فِی مَقَامِ الْکَاذِبِینَ (الْکَذَّابِینَ) فَرَفَضْتَنِی.
    مولای من، شاید تو از درگاه لطفت مرا رانده ای و از خدمت بندگی ات دورم ساخته ای، یا شاید دیدی من حق بندگی ات را خفیف شمردم و از بارگاهت مرا دور کردی.
    ________________________________________
    1- . غررالحکم و دررالکلم، ص 139.
    2- . میزان الحکمه، ص 1133.
    3- . ابوسعید ابوالخیر، دیوان اشعار.
    ص:80
    مولایم، یا آنکه دیدی من از تو روی گردانم، بدین سبب بر من غضب فرمودی، یا آنکه در مقام دروغ گویانم یافتی و از نظر عنایتت دور افکندی.
    گاهی بنده، در بندگی خویش و در اطاعت پروردگارش سست می شود و کاهلی و بی توفیقی آن چنان او را احاطه می کند که فرصت ها، کم کم و آهسته آهسته، از دست می روند و دست خالی و سرافکنده از این بی توجهی، خود را سرزنش می کند. چه می شود که سستی در جان ما رخنه می کند و خداوند به کوچک ترین چیزی توفیق صحبت و عبادتش را از ما سلب می کند. اگر از اهل دل بپرسی و درد خویش را پیش طبیب بری و کمک طلب کنی، عللی خواهد شمرد و تو را به آنچه کردی، توجه خواهد داد.
    در این قسمت، خاضعانه، در محضر طبیب عرفان و سید عارفان زانو می زنیم و در درس او می فهمیم که ما را چه شده است که این همه کاهلی و بی توفیقی، دست در گریبانمان انداخته است و کشان کشان ما را به سوی دنیا می برد و از نعمت عبادت بی نصیبمان می سازد. ببینیم که او با زبان دعا، چه زیبا با خدای خود عاشقانه سخن می گوید و چه زیبا راه را برای بندگان و اولیای پروردگار روشن می سازد.
    خدایا، چندان که به عزم و جزم با خود گفتم و خویش را مهیا و آماده طاعتت ساختم و در پیشگاه تو، به نماز ایستادم، آن هنگام مرا به خواب انداختی و حال راز و نیاز از من گاه مناجات باز گرفتی. خداوندا، چه شد که
    ص:81
    هرچه با خود عهد کردم و گفتم که از این پس نهانم نیکو خواهد شد و به اهل توبه و مقام توبه-کنندگان نزدیک می شوم، بلا و حادثه ای پیش آمد که به عهد ثابت قدم نماندم و آن حادثه میان من و تو فاصله انداخت.
    مرا توفیق نیکو بندگی ده دلم را زنده دار و زندگی ده (1)
    «لَعَلَّکَ رَأَیتَنِی مُسْتَخِفّا بِحَقِّکَ فَأَقْصَیتَنِی؛ شاید چنان دیدی که حقوق تو را سبک می شمارم پس مرا از درت راندی».
    امیر مؤمنان، علی(ع) می فرماید: «أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَخَفَّ بِهِ صَاحِبُهُ؛ سنگین ترین گناهان، گناهی است که صاحبش آن را سبک بشمارد». (2)
    «أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیتَنِی مُعْرِضا عَنْکَ فَقَلَیتَنِی؛ یا اینکه دیدی من از تو روی گردانم، بدین سبب بر من غضب فرمودی».
    آری چون از او گشتی، همه چیز از تو گشت. خداوند در کتاب شریفش چنین می فرماید: «و هرکه از یاد من روی گردان شود، پس برای او زندگی سخت و تنگی خواهد بود». (3)
    «أَوْ لَعَلَّکَ وَجَدْتَنِی فِی مَقَامِ الْکَاذِبِینَ [الْکَذَّابِینَ] فَرَفَضْتَنِی؛ یا آنکه در مقام دروغ گویانم یافتی، پس از نظر عنایتت دورم افکندی».
    ________________________________________
    1- . وسائل الشیعه، ج15، ص312.
    2- . اوحدی مراغه ای، منطق العشاق.
    3- . نک: طه: 124.
    ص:82
    آن گاه که پروردگار، خود در قرآن شریفش می فرماید: فقط کسانی [به خدا و پیامبر] دروغ می بندند که به آیات خدا ایمان ندارند، و اینانند که دروغ گوی حقیقی اند، (1) پس چه امیدی است که دروغ گویان به مجلس انس او راه یابند؟
    «أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیتَنِی غَیرَ شَاکِرٍ لِنَعْمَائِکَ فَحَرَمْتَنِی؛ یا شاید مرا آن چنان یافتی که شاکر نعمت های تو نبودم، پس مرا محروم ساختی».
    چنان که گذشت، خداوند می فرماید:
    لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی لَشَدیدٌ. (نحل: 105)
    اگر شکر گزارید، بر نعمتتان بیفزایم و چون کفران نعمت کنید، پس به درستی که عذاب من شدید است.
    چون کفران نعمت کنیم، لیاقت محبت تو را نداریم و حکمت تو اقتضا می کند که نعمت هایت را شایسته صرف کنیم و حال آنکه آن شایستگی در ما نیست. «أَوْ لَعَلَّکَ فَقَدْتَنِی مِنْ مَجَالِسِ الْعُلَمَاءِ فَخَذَلْتَنِی؛ یا شاید مرا در مجالس اهل علم نیافتی، پس به خواری و خذلانم انداختی».
    تاریکی و گمراهی جهالت و نادانی، انسان را به جایی می برد که گاه نه تنها خودش، بلکه خانواده خویش را در آتش جهالتی که برافروخته است، می سوزاند. بهترین درمان برای این درد، معاشرت با علما و رفت و آمد با آنهاست:
    ________________________________________
    1- . نک: نحل: 105.
    ص:83
    مَنْ خَالَطَ الْعُلَمَاءَ وُقِّرَ وَ مَنْ خَالَطَ الْأَنْذَالَ حُقِّرَ.
    هرکه با علما رفت و آمد کند، محترم شمرده شود و آن که با انسان های پست و حقیر رفت و آمد کند، در چشم مردم، حقیر و کوچک شمرده شود. (1)
    «أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیتَنِی فِی الْغَافِلِینَ فَمِنْ رَحْمَتِکَ آیسْتَنِی؛ یا شاید مرا در میان اهل غفلت یافتی، بدین جرم از رحمتت نومیدم کردی».
    علی(ع) فرمود: «سُکرُ الغِفلَهِ و الغُرورِ اَبعدُ اِفاقهً مِن سُکرِ الخُمورِ؛ کسانی که مست غفلت و غرور هستند، خیلی دیرتر از مست شدگان از شراب، به هوش می آیند». (2)
    «أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیتَنِی آلِفَ مَجَالِسِ الْبَطَّالِینَ فَبَینِی وَ بَینَهُمْ خَلَّیتَنِی؛ یا شاید دیدی در مجالس اهل باطل الفت گرفته ام، مرا میان آنها وا گذاشتی». «أَوْ لَعَلَّکَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعَائِی فَبَاعَدْتَنِی؛ یا شاید دوست نداشتی دعایم را بشنوی از درگاهت دورم کردی».
    گاه چون پروردگار دوست ندارد صدای بنده ای را بشنود حاجتش را می دهد تا دیگر به بارگاه او دعا نکند و خواسته اش را از خدا نخواهد. از امام صادق(ع) می فرماید:
    همانا بنده ای دعا کند، پس خدای عز و جل به دو فرشته (که موکل بر انسان هستند یا دو فرشته دیگر) فرماید: من دعای او را به اجابت رساندم ولی
    ________________________________________
    1- . بحارالانوار، ج74، ص238.
    2- . الحدیث، روایات تربیتی، ج2، ص344.
    ص:84
    حاجتش را نگهدارید، زیرا که من دوست دارم آواز او را بشنوم، و همانا بنده ای هم هست که دعا کند پس خدای تبارک و تعالی فرماید: زود حاجتش را بدهید که آوازش را دوست می دارم. (1)
    «أَوْ لَعَلَّکَ بِجُرْمِی وَ جَرِیرَتِی کَافَیتَنِی؛ یا شاید بجرم و گناهم مکافات کردی».
    چنان که روایت است:
    إِنَّ الرَّجُلَ یذْنِبُ الذَّنْبَ فَیحْرَمُ صَلَاهَ اللَّیلِ وَ إِنَّ الْعَمَلَ السَّیئَ أَسْرَعُ فِی صَاحِبِهِ مِنَ السِّکِّینِ فِی اللَّحْمِ. (2)
    گاهی بنده، گناهی می کند و با آن گناه از نماز شب محروم می شود. عمل ناپسند، بیشتر به صاحب خود ضرر می زند تا چاقو به گوشت.
    «أَوْ لَعَلَّکَ بِقِلَّهِ حَیائِی مِنْکَ جَازَیتَنِی؛ یا شاید به بی شرم و حیایی با حضرتت مجازاتم نمودی».
    پیامبر اکرم(ص) فرمود: «از خداوند چنان که شایسته است، حیاء داشته باشید». عرض کردیم: ای رسول خدا(ص)، ما از خداوند حیا می کنیم و حمد و سپاس او را می گوییم. فرمود:
    چنین نیست، حیا داشتن از خداوند چنان که سزاوار اوست، آن است که سر و آنچه که در سر می گذرد و شکم و آنچه را در بر دارد، حفظ کنی و مرگ و بلا را یاد کنی و هر آن کس که آخرت را می خواهد، باید زینت دنیا را رها
    ________________________________________
    1- . اصول کافی، ترجمه: مصطفوی، ج4، ص 245.
    2- . اصول کافی، ترجمه: مصطفوی، ج2، ص 272.
    ص:85
    کند، پس هر آن کس که چنین کند، از خداوند چنان که سزاوار اوست، حیا کرده است. (1)
    ________________________________________
    1- . بهاء الدین خرمشاهی و مسعود انصاری، پیام پیامبر، تهران، انتشارات منفرد، 1376، چ 1، ص 447.





    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. Top | #24

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    6,542
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    9,634
    مورد تشکر
    10,818 در 4,182
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    فصل پنجم: نگاهی به معاد

    اشاره

    خداوند متعال این دنیا را خانه بلا و امتحان و آزمایش برای بندگان خویش قرار داد، تا در آن، سره از ناسره و نیک از بد و مؤمن از کافر جدا شود و هرکس در جای خود و در مقام خویش قرار بگیرد. یکی را فقیر و دیگری را غنی کرد و به ثروتمند امر کرد تا حق نیازمندان را بپردازد. آن یکی را سالم و دیگری را مریض کرد و به سالم امر کرد در رفع حوایج برادر بیمار خود بکوشد. همه اینها، کافر و مؤمن و نیک و بدکار و غنی و فقیر، در سرای فانی، مهلتی دارند که چون سر آید، جان آنها از بدنشان جدا می شود و به دیار باقی خواهند رفت؛ آنجا که حساب است و بهشت و دوزخ.
    آخر الامر گل کوزه گران خواهی شد
    ص:87
    حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی (1)
    آن کس که دل به صاحب خانه داد و عمر خویش را صرف اطاعت محبوب کرد، پیروز و سرافراز می شود و هم در اینجا و هم در آنجا سربلند و سرافراز است، ولی مرگ و قبر و قیامت چگونه است؟ آیا چنان سخت است که از آن باید گریخت یا چنان شیرین که باید مجذوبش شد؟ اگر مرگ شیرین است، چرا از آن چنین گریزانیم؟





    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. Top | #25

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    6,542
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    9,634
    مورد تشکر
    10,818 در 4,182
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    سفر به دیار باقی

    ارْحَمْ فِی هَذِهِ الدُّنْیا غُرْبَتِی وَ عِنْدَ الْمَوْتِ کُرْبَتِی وَ فِی الْقَبْرِ وَحْدَتِی وَ فِی اللَّحْدِ وَحْشَتِی وَ إِذَا نُشِرْتُ لِلْحِسَابِ بَینَ یدَیکَ ذُلَّ مَوْقِفِی ... وَ ارْحَمْنِی صَرِیعا عَلَی الْفِرَاشِ تُقَلِّبُنِی أَیدِی أَحِبَّتِی وَ تَفَضَّلْ عَلَی مَمْدُودا عَلَی الْمُغْتَسَلِ یقَلِّبُنِی [یغَسِّلُنِی] صَالِحُ جِیرَتِی وَ تَحَنَّنْ عَلَی مَحْمُولا قَدْ تَنَاوَلَ الْأَقْرِبَاءُ أَطْرَافَ جَنَازَتِی وَ جُدْ عَلَی مَنْقُولا قَدْ نَزَلْتُ بِکَ وَحِیدا فِی حُفْرَتِی وَ ارْحَمْ فِی ذَلِکَ الْبَیتِ الْجَدِیدِ غُرْبَتِی حَتَّی لا أَسْتَأْنِسَ بِغَیرِک.
    خدایا، در این دنیا بر غربتم و هنگام مرگ بر غم و حسرتم رحم کن. خدایا، وقتی بر بستر مرگ و در حال احتضار خفته ام و قادر به حرکت نیستم و دوستانم مرا حرکت می دهند، به فریادم برس و آنگاه که در وقت غسل دادن، دست همسایگان صالح به راست و چپم می گرداند، بر من لطف کن. و لطف
    ________________________________________
    1- . حافظ شیرازی، دیوان اشعار.
    ص:88
    و مهربانی کن آنگاه که خویشانم اطراف جنازه ام را گرفته اند و آنگاه که از این جهان رخت بر بستم و در قبر بر حضرتت، غریب و تنها وارد شدم. بر من ببخش و در آن منزل تازه بر غربتم رحم کن تا آنجا هم به غیر تو انس و الفت نگیرم.
    هر آغازی را فرجامی است و هر شروعی را پایانی. زندگی دنیا نیز مهلتی دارد و هر انسانی اجلی. آنگاه که جان آدمی از روح او برمی آید و هرچه هست، می گذارد و فقط اعمالش را با خود می برد و جسم را به خاک و موجودات آن می سپارد، انسان می ماند و اعمالش، گودالی تاریک و دستی از دنیا کوتاه و از کار نیک بریده.
    فَإِنَّ الْیوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ إِنَّ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَلَ. (1)
    به درستی که امروز وقت کار و عمل است و حسابی در کار نیست و فردا (قیامت) زمان حساب رسی است و هنگام عمل سپری شده است.
    قلب سالک که از محبت دنیا رها و فقط بر آستان دوست آویخته است، به هنگام رفتن، نه چیزی دارد که به آن افسوس خورد و نه دلبندی که بخواهد از آن دل بگسلد. دنیا برای او زندانی است که از آن به جایگاهی می رود که پروردگارش به او وعده داده است؛ بهشتی وصف ناشدنی که فقط با دیدن می توان درکش کرد. حال که جز رفتن چاره ای نیست و جز واگذاشتن همه چیز،
    ________________________________________
    1- . نهج البلاغه، ص83، خطبه 42.
    ص:89
    راهی نیست، پس باید خود را مهیا کرد برای غایبی که از همه چیز به انسان نزدیک تر است.
    لَنْ ینْجُوَ مِنَ الْمَوْتِ غَنِیٌّ بِمَالِهِ وَ لَا فَقِیرٌ لِإِقْلَالِه. (1)
    هیچ ثروتمندی با غنایش و هیچ فقیری با ناتوانی اش، نمی تواند از مرگ بگریزد.
    امیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید:
    مرگ، طلبکار سریعی است و از کسی درنمی ماند و کسی نمی تواند از چنگال آن فرار کند. اینک خود را برای مرگ آماده سازید و از ملاقات با آن خودداری نکنید؛ زیرا با هیچ وسیله ممکنی نمی توان از دست آن فرار کرد. شما اگر کشته نشوید، می میرید. سوگند به خدایی که جان علی در دست اوست، اگر هزار ضربت شمشیر به سر انسانی وارد بیاید، آسان تر از آن است که در رخت خواب خود، جان تسلیم کند. ای مردم، شما هدف هایی هستید که کمان های مرگ به سوی شما کشیده می شود و مال-های شما به تاراج مصیبت ها داده می شود. هر غذایی که می خورید، همراه با اندوه هاست و هر آبی که می آشامید، آلوده با گرفتاری ها. خدا گواه است، هر نعمتی که به دست شما بیاید و موجبات نشاط شما را فراهم سازد، بلافاصله به فراق دیگری مبتلا می شوید. ای مردم! ما و شما برای بقا آفریده شده ایم، نه برای فنا و نابودی. باید بدانید [با مرگ] از خانه ای به خانه دیگر کوچ می کنید.
    ________________________________________
    1- . اصول کافی، ج 8، ص 22.
    ص:90
    بنابراین، زاد و توشه خانه ای را که باید به جانب آن حرکت کنید و جاوید باشید، فراهم سازید. (1)





    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  7. Top | #26

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    6,542
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    9,634
    مورد تشکر
    10,818 در 4,182
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    آخرین منزل


    فَمَا لِی لاَ أَبْکِی أَبْکِی لِخُرُوجِ نَفْسِی أَبْکِی لِظُلْمَهِ قَبْرِی أَبْکِی لِضِیقِ لَحْدِی أَبْکِی لِسُؤَالِ مُنْکَرٍ وَ نَکِیرٍ إِیای.
    پس چرا نگریم؟ می گریم بر لحظه جان دادنم. می گریم بر تاریکی قبرم. می گریم بر تنگی لحدم. می گریم برای سؤال منکر و نکیر از من.
    تنها منزلی که تمام انسان ها ناگزیر به آن پای خواهند گذاشت، گودالی کوچک و تاریک و درعین حال، تنگ و وحشتناک است. جایگاهی که انسان به تنهایی در آن خواهد رفت و هیچ کس و هیچ چیز نه مانع رفتن اوست و نه توان همراهی و کمک کردن به او را دارد. همین قدر که تا نزدیکی قبر او را همراهی کنند و ازآن رو که وحشت او را نگیرد، چندین بار تا این منزل، جنازه را بر زمین گذارند. به راستی، تصورش هم بسی دشوار است. اینجا نیز خانه ای است که دارا و ندار و مؤمن و کافر در آن شریکند.
    به قبرستان گذر کردم کم و بیش
    بدیدم حال دولتمرد و درویش
    ________________________________________
    1- . شیخ مفید، ارشادالقلوب، ترجمه: محمدباقر ساعدی خراسانی، تهران، انتشارات اسلامیه، 1380، چ 1، ص 228.
    ص:91
    نه درویش، بی کفن در خاک رفته
    نه دولتمرد برده یک کفن بیش (1)
    اگر بنده مؤمنی بدان راه یابد، بستری از خوشی و لذت و مقدمه ای از بهشت را برای خویش فراهم می بیند و چون بنده کافری به آنجا پا گذاشت، اول روزگار سیاه خویش و مقدمه ای از جهنم را خواهد دید و آنگاه ابتدای بدبختی و بیچارگی و سرآغاز منازل عذاب اوست.
    براء بن عازب می گوید: همراه پیامبر خدا برای تشییع جنازه مردی از انصار رفتیم. پیامبر کنار قبر او نشست و سر مبارکش را پایین انداخته بود. عرض می کرد: بار خدایا، به تو پناه می برم از عذاب قبر. سه مرتبه تکرار کرد. آنگاه فرمود:
    مؤمن وقتی که رو به آخرت می رود، خداوند فرشتگانی را بر او می گمارد که سیمایشان چون خورشید می درخشد و حنوط و کفن وی نیز همراه آنهاست. پس در مقابل چشمش می نشینند. وقتی که روح از بدنش بیرون شد، تمام فرشتگان بین آسمان و زمین و تمام فرشتگان آسمان بر او درود می فرستند و درهای آسمان به روی او گشوده می شود، و هیچ دری از درهای آسمان نیست مگر اینکه دوست دارد روح وی از آن وارد شود. هنگامی که روحش بالا رفت، می گویند: بار خدایا، بنده ات فلانی است! خطاب می رسد: او را
    ________________________________________
    1- . بابا طاهر عریان، دیوان اشعار.
    ص:92
    برگردانید تا به او نشان دهم نعمت هایی را که برایش آماده ساخته ام که من به او وعده داده ام! از آن آفریدیم شما را و بدان باز می گردانیم، و بار دیگر از آن شما را بیرون می آوریم و او صدای پای تشییع کنندگان را می شنود آن هنگامی که برمی گردند. تا اینکه فرشتگان الهی می پرسند: «ای انسان، پروردگارت کیست؟ پیامبرت کیست؟ و امامت کیست؟» جواب می دهد: خدای یکتا پروردگار من است و محمّد(ص)، پیامبر و علی(ع)، امام من و یک یک امامان را می شمرد. فرمود: آن دو فرشته با صدای بلندی او را وامی گذارند. این آخرین خطری است که متوجه او می شود و پس از گفتن آن جواب ها ندا می رسد: راست گفتی، و همان است معنای سخن خدای متعال که فرمود: «خداوند آنانی را که گرویدند به گفتار ثابت در زندگانی دنیا و در آخرت ثابت می گرداند.» آنگاه شخصی خوش سیما، خوش بو و خوش لباس می آید و می گوید: مژده باد به رحمت پروردگارت و بهشت هایی که در نعمت آن جاودانه ای. او می گوید: خداوند تو را به دلیل نیکی ات بشارت بهشت دهد! تو کیستی؟ در جواب می گوید: من عمل صالح تواَم، به خدا سوگند، که من تو را در راه طاعت خدا شتابان و در راه نافرمانی خدا کند (آهسته) و بی اعتنا دیدم. پس خداوند تو را پاداشی نیکو داد. سپس منادی فریاد می زند: برای او بستری از بسترهای بهشتی بگسترید! و دری به جانب بهشت باز می شود و می گوید: بار خدایا قیامت را به زودی به پا دار تا به خانواده، و مالم برگردم.
    ص:93
    کافر برعکس، در برابر تمام نعمت هایی که نصیب مؤمن می شود، به او عذاب می رسد. (1)
    وانفساه، حال که اوضاع و احوال چنین است چه باید کرد و کجا باید رفت؟
    کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
    کی روی، ره ز که پرسی، چه کنی، چون باشی؟ (2)
    وای بر من، اگر با چنین حالی به جانب خوابگاهی بروم که برای خواب خود مهیا نکرده ام و با عمل صالح، در آن فرشی نگسترده ام و چرا نگریم درصورتی که نمی دانم مسیرم تا کجاست و به کجا می روم و اکنون می بینم که نفس با من خدعه می کند و روزگار با من مکر می ورزد، درحالی که عقاب مرگ بر سرم پر و بال گشوده است.
    پس چرا نگریم؟ می گریم بر جان دادنم. می گریم بر تاریکی قبرم. می گریم بر تنگی جای ابدی خودم. می گریم برای سؤال منکر و نکیر از من. بار خدایا، بر من ببخش و در آن منزل تازه، بر غربتم ترحم فرما تا آنجا هم به غیر تو انس و الفت نگیرم. (3)
    ________________________________________
    1- . ورام بن ابی فراس مالکی اشتری، مجموعه ورام (آداب و اخلاق در اسلام)، ترجمه: محمدرضا عطایی، مشهد، انتشارات آستان قدس، 1369 ه_ .ش، چ 1، ص 529.
    2- . حافظ شیرازی.
    3- . مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه ثمالی.
    ص:94






    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. Top | #27

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    6,542
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    9,634
    مورد تشکر
    10,818 در 4,182
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    عرصه حساب

    أَبْکِی لِخُرُوجِی مِنْ قَبْرِی عُرْیَاناً ذَلِیلاً حَامِلاً ثِقْلِی عَلَی ظَهْرِی أَنْظُرُ مَرَّهً عَنْ یَمِینِی وَ أُخْرَی عَنْ شِمَالِی إِذِ الْخَلاَئِقُ فِی شَأْنٍ غَیْرِ شَأْنِی.
    گریه می کنم بر آن حالتی که از قبر، برهنه و خوار و ذلیل بیرون می آیم و بار سنگین اعمالم را بر پشت گرفته ام. گاهی به جانب راست خود می نگرم و گاهی به جانب چپ. در آن حال که خلایق، هرکسی به کاری غیر کار من مشغولند.
    فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید
    شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد (1)
    چون صحنه قیامت به پا شود، خلایق از قبرها خارج می شوند و کارگاه حساب و عقاب، به پا خواهد شد. نه پدر به یاد پسر و نه همسر در فکر همدم خویش است. انسان از برادر و پدر و مادر خویش فرار می کند. (2) هرکس در فکر اعمال دنیایش است. هیچ کس به یاد دیگری نیست و رعب و وحشت، انسان را فرا می گیرد.
    از پیامبر اکرم(ص) روایت است:
    وقتی مردم صحنه قیامت را مشاهده کنند و دقت حساب و عذاب دردناک را از نزدیک ببینند، پدر به سراغ پسر می رود و می گوید: پسرم، من در دنیا به
    ________________________________________
    1- . حافظ شیرازی، غزلیات.
    2- . نک: عبس: 34.
    ص:95
    نفع تو کار کردم و تو را بزرگ کردم و خوراکت دادم و از عرق جبین تو را اداره کردم و لباس بر تو پوشاندم و علم و ادب و قرآن به تو آموختم و برایت همسر اختیار کردم و تو را بر خود مقدم داشتم و مالم را پس از مرگ برایت گذاشتم. پسر می گوید: پدرجان، درست می گویی، حالا چه حاجتی داری؟ پدرش می گوید: پسرم میزان اعمالم سبک است و گناهانم می چربد و فرشتگان می گویند: به یک حسنه نیاز داری تا نجات یابی، اینک می خواهم که حسنه ای به من ببخشی تا میزانم سنگین شود. پسر می گوید: نه واللَّه پدر، من هم مثل تو می ترسم و نمی توانم حسنه ای به تو بدهم
    اینجاست که پدر با چشم گریان و پشیمان از خدمت هایی که در دنیا در حق او روا داشته است، باز گردد.
    و این است معنای کلام خدا: «فَلا أَنْسابَ بَینَهُمْ یوْمَئِذٍ وَ لا یتَساءَلُونَ؛ در این روز خویشاوندی بین مردم نخواهد بود و از حال یکدیگر نمی پرسند». (1)
    عرصه حساب، صحنه ترس و وحشت است. آنان که در دنیا، دوستداران خدا بودند، در آنجا نجات دهنده اند. کسانی که در دنیا زاهدانه و عاشقانه زیستند، امروز شاهانه، بندگان را شفاعت می کنند.
    بااین حال، ترس و وحشت از حساب و عقاب، وجود بسیاری را فرا خواهد گرفت و هول قیامت دل بندگان را خواهد لرزاند. «زمین آنچه درون خود دارد،
    ________________________________________
    1- . ارشاد القلوب، ترجمه: علی سلگی نهاوندی، ج 1، ص 152.
    ص:96
    بیرون می ریزد، انسان می گوید چه شده؟ آن روز، مردم فوج فوج و گروه گروه برانگیخته می شوند تا اعمالشان را ببینند». (1) ما از سختی و ترس اهوال قیامت چه می دانیم؟ علم محدود، دست ما را کوتاه می کند و خدا می داند که در آن دنیا چه خواهد گذشت.
    امام سجاد(ع) بخشی از آن واقعه را چنین توصیف می کند:
    چرا گریه نکنم؟ گریه می کنم .... بر آن حالتی که از قبر برهنه و خوار و ذلیل بیرون آمده و بار سنگین اعمالم را بر پشت گرفته ام، گاهی به جانب راست خود می نگرم و گاهی به جانب چپ. در آن حال که هرکسی به کاری غیر کار من مشغول است و هر شخص در آن روز محتاج کار خویش است و از توجه به غیر بی نیاز. در آن روز گروهی روسفید و خندان لب و دل شادند و گروهی رخسارشان در غبار ذلت و خواری مستور است. (2)
    ________________________________________
    1- . زلزال: 2 _ 6.
    2- . مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه ثمالی.




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  9. Top | #28

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    6,542
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    9,634
    مورد تشکر
    10,818 در 4,182
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    کتاب نامه


    1.حسن بن ابی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب (جلد اول)، ترجمه: محمدباقر ساعدی خراسانی، تهران، اسلامیه، 1380.
    2.حسن بن ابی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب (جلد دوم)، ترجمه: علی سلگی نهاوندی، قم، انتشارات ناصر، 1376.
    3.حسن بن ابی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب (جلد سوم)، ترجمه: سید هدایت الله مسترحمی، تهران، مصطفوی، 1349.
    4.کلینی رازی، محمد، اصول کافی، ترجمه: سیدجواد مصطفوی، تهران، کتاب فروشی علمیه اسلامی.
    5.حر عاملی، الجواهر السنیه (کلیات حدیث قدسی)، ترجمه: زین العابدین کاظمی خلخالی، تهران، انتشارات دهقان، 1380.
    6.فلسفی، محمدتقی، الحدیث (روایات تربیتی)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1368.
    7.کلینی رازی، محمد، اصول الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365.
    8.عطاردی، عزیزالله، ایمان و کفر (ترجمه الایمان و الکفر بحارالانوار)، تهران، انتشارات عطارد، 1378.
    ص:98
    9.مجلسی، محمدتقی، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404 ه_ . ق.
    10.سعدی، شیخ محمد، بوستان.
    11.مجاهدی، محمدعلی، پاداش نیکی ها و کیفر گناهان، قم، انتشارات سرور، 1381.
    12.خرمشاهی، بهاءالدین و مسعود انصاری، پیام پیامبر (جلد اول)، تهران، منفرد، 1376.
    13.حر عاملی، وسائل الشیعه، جهادالنفس، تهران، انتشارات ناس، 1364.
    14.ناصری، محمود، داستان های بحارالانوار.
    15.دهلوی، امیرخسرو، دیوان اشعار.
    16.دیوان اشعار، باباطاهر عریان.
    17.دیوان اشعار، خواجه حافظ شیرازی.
    18.دیوان اشعار، سعدی شیرازی.
    19.صائب تبریزی، دیوان اشعار.
    20.جامی، عبدالرحمان، دیوان اشعار.
    21.زاکانی، عبید، دیوان اشعار.
    22.اصفهانی، هاتف، دیوان اشعار.
    23.ابوالخیر، ابوسعید، دیوان اشعار.
    24.اوحدی مراغه ای، منطق العشاق.
    ص:99
    25.فروغیب سطامی، دیوان اشعار.
    26.قمی، عباس، سفینه البحار.
    27.قمی، عباس، سفینه البحار و مدینه الحکم و الآثار، تحقیق مجمع البحوث الاسلامیه، مشهد، بنیاد پژوهش های اسلامی، 1374 ه_ . ش.
    28.احسائی، ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی، قم، انتشارات سیدالشهدا، 1405 ه_ .ق.
    29.تمیمی آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، قم، انتشارات دفتر تبلیغات، 1366.
    30.دستغیب، عبدالحسین، گناهان کبیره، تهران، انتشارات یاسر.
    31.مشکاه الانوار، ترجمه: مهدی هوشمند و عبدالله محمدی، قم، دارالثقلین، 1379.
    32.محمدی شاهرودی، عبدالعلی، معانی الاخبار، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1377.
    33.قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، قم، انتشارات اسوه، قطع وزیری، یک جلد، 582 صفحه.
    34.سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه: صبحی صالح، قم، انتشارات دارالهجره.
    ص:100
    35.حر عاملی، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، 1408 ه_ .ق.
    36.نجاشی، احمد بن علی، رجال نجاشی، قم، مؤسسه انتشارات اسلامی، 1407 ه_ . ق.
    37.کشی، محمد بن عمر، رجال کشی، مشهد، انتشارات دانشگاه مشهد.
    38.نوری، حسین، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث 1408 ه_ . ق، چ 1.
    39.ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام (آداب و اخلاق در اسلام)، ترجمه: محمدرضا عطایی مشهد، انتشارات آستان قدس، 1361، چ 1.




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 14-01-1389, 16:12

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی