صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 24 , از مجموع 24

موضوع: ادبِ خیال، عقل و قلب

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    ادبِ خیال، عقل و قلب ادبِ خیال، عقل و قلب ادبِ خیال، عقل و قلب ادبِ خیال، عقل و قلب ادبِ خیال، عقل و قلب ادبِ خیال، عقل و قلب ادبِ خیال، عقل و قلب محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    شهریور 1397
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    6,516
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    9,560
    مورد تشکر
    10,733 در 4,161
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ریشه‌ی خیالات سوء


    سؤال: ریشه‌ی خیالات سوء کجا است؟
    جواب: ریشه‌ی همه‌ی خیالات سوء یك چیز است و آن این كه جز خدا را منشأ اثر بدانیم و برای آن‌ها تأثیر مستقل قائل شویم. البته معلوم است که برای رهایی از خیال سوء باید از جهات مختلف برنامه‌ریزی کرد و مشکل به این آسانی حل ‌نمی‌شود، اما اصل و ریشه‌ی آن را بدانیم تا إن‌شاءالله بتوانیم در تقویتِ توجه به خدا از یک جهت، و در دفع اطمینان به غیر خدا از جهت دیگر، برنامه‌ریزی ‌كنیم.
    به‌اندازه‌ای كه انسان در قوه‌ی واهمه‌ی خود به غیر خدا اصالت داد، به همان اندازه صورت‌های كاذب به عنوان عوامل تأثیرگذار ظاهر می‌شوند و فکر ما را متوجه خود می‌کنند. طبیعی است که توجه به غیر خدا و منشأ اثر دانستن آن‌ها ذهن و فکر ما را متوجه خود می‌کند و موجب می‌شود تا قوه‌ی واهمه، صورت‌هایی مطابق توجه ما در ذهن ما بسازد. حال توجه به غیر خدا، چه توجه به خودمان باشد و خودمان را کاره‌ای بدانیم، یا سایر افراد را، و چه توجه به وسایل و ابزارها باشد. اگر فقط خدا وسط باشد، به خودمان نگاه ‌نمی‌كنیم تا خیالمان مشغول خودمان شود و هزاران صورت خیالیه در رابطه با خودمان در ذهنمان ظاهر شوند.
    حال اگر متوجه این ضعف و نقیصه شدیم، آن وقتی هم که اصالت را به خودمان می‌دهیم از این کار راضی نخواهیم بود و در عین توجه قوه‌ی واهمه به خود، آن را تصدیق نمی‌کنیم و به دنبال آن راه نمی‌افتیم و لذا قوه‌ی واهمه در عینی که از بین نمی‌رود، تقویت هم نمی‌شود تا خیالات واهی به عنوان حقیقت، همه روح و روان و قلب ما را اشغال کنند
    اگر از مشغولیات دیروز ناراحت شده باشید و متوجه شوید علتش توجه به خود است، وقتی دوباره عامل غفلت آمد، دلی که متوجه اصالت حق است، به راحتی به دنبال آن راه نمی‌افتد، در این حال نه تنها خیالات تقویت نمی‌شود، آرام‌آرام ضعیف هم می‌گردند، از آن طرف معارف توحیدی و عرفانی و روایات اخلاقی و دعا و نماز و نیایش، همه و همه کمک می‌کنند که خیالاتِ واهی نه تنها تقویت نشوند، ضعیف و ضعیف‌تر شوند و انسان بتواند خود را به کمک معارف قلبیه و اخلاق فاضله از دست خیالاتِ واهی آزاد کند. خیالات سوء پس از مدتی می‌روند ولی دوباره می‌آیند. حال اگر شما تمرین لازم را نسبت به دفع آن‌ها داشتید کمی می‌مانند و می‌روند، بنا نیست شیطان دست از سرکشی بردارد، بنا است ما تحت تأثیر وسوسه‌های او قرار نگیریم. همین که به دنبال وسوسه‌های او راه نیفتیم و با نور شریعت الهی خود را کنترل کنیم، به خودی خود یک نوع پیروزی است. به گفته مولوی:
    در جهان جنگ این شادی بس است

    که ببینی بر عدو هر دم شکست

    کار روی روح، غیر از كار روی جسم است؛ من اگر بخواهم این لیوان را بردارم با یك اراده دستم را دراز می‌کنم و برمی‌دارم، اما اگر كسی که معتاد به سیگار است بخواهد میل خود را به سیگار از بین ببرد و سیگار نكشد نمی‌تواند با یک اراده آن کار را تمام کند، باید مدت‌ها جهت میل و ذهن خود را نسبت به آن تغییر دهد تا در نهایت به ترک آن موفق شود، روزها و ماه‌ها باید با خودش كَلَنجار برود. كار‌های روحی، با جهت‌گیری روح و اراده‌های مستمر عملی می‌شود و در همین راستا است که عرض ‌می‌كنم؛ چیزهای مهمِ واقعی باید آرام‌آرام برای شما مهم ‌بشود، تا تصورات و تخیلاتِ امور وَهمی نتوانند شما را تا آخر به دنبال خود ببرند.
    اگر شما نسبت به کسی کینه داشته باشید بعد بفهمید دزدی هم ‌كرده ‌است، وقتی شیطان در نمازتان دزدی او را به یادتان ‌می‌آورد، حسابی حال ‌می‌آیید، می‌گویید: چشمش كور شود، آدم نبود، یک مرتبه متوجه می‌شوید «السلام علیكم» نماز را هم گفتند و نماز تمام ‌شد، اما هنوز شما آن خیال را دنبال می‌کنید، چون آن خیال برایتان مهم بود، و طبیعی است که اگر چیزی برای انسان مهم باشد نمی‌تواند از آن دل بکند، اما اگر آنقدر یاد خدا برایتان مهم بود که هر مهم دیگری به حاشیه رفت، دیگر وقتی آن خیال آمد نمی‌تواند شما را به سوی خود ببرد، همین که ملائکه با الهام خود ما را متوجه نماز و یاد خدا کردند، به خود می‌آییم، ولی اگر شدتِ توجه ما به آن خیال زیاد بود اصلاً متوجه الهام ملائکه هم نمی‌شویم. به گفته مولوی:
    عاشقانت در پس پرده ى كرم

    بهر تو نعره زنان بین دم به دم

    عاشق آن عاشقان غیب باش

    عاشقان پنج روزه كم تراش

    كه‌بخوردندت ز خدعه جذبه اى

    سال‌ها ز یشان ندیدى حبه اى

    وقتی یاد خدا در درجه‌ی دوم قرار گیرد، هر فکر و خیالی ما را به دنبال خود می‌برد و لذا وقتی تذكرات روحانی ملائکه آمد، آن قدرت را ندارند كه خیالِ آمده را عقب ‌بزنند.
    پس باید برنامه‌ریزی ‌كنیم و آرام‌آرام برسیم به این‌كه همه کاره‌ی عالم خدا است. برای رسیدن به چنین حضوری معارف توحیدی و حکمت صدرایی و عرفان نظری کمک می‌کنند تا عقل و قلب قانع شوند که موجودات عالم عین تعلق به حق‌اند، و چون وجودشان از خدا است، تأثیرشان نیز از خدا است، در آن حال با تمام وجود در مناجات با خدا می‌گویی:
    آب دریا جمله در فرمان تست

    آب و آتش اى خداوند آن تست

    گر تو خواهى، آتش آب خوش شود

    ور نخواهى آب هم آتش شود

    این طلب در ما هم از ایجاد تست

    رستن از بى داد یا رب داد تست

    می‌رسیم به جایی که دل می‌فهمد، خدا رزّاق است، خدا مُحیی است، خدا مُمیت است، وقتی این معارف آرام‌آرام و از طریق برنامه به دل رسید، در ابتدا خیالات اگر مقاومتی هم بکنند، نمی‌توانند پایدار بمانند و همواره ضعیف و ضعیف‌تر می‌شوند، به طوری که به راحتی می‌توانید آن‌ها را عقب ‌بزنید، پس از مدتی دیگر کمتر به سراغتان می‌آیند، بعد دیگر نمی‌دانم چی می‌شود. فقط می‌دانم اگر انسان از خیالاتش آزاد بشود، تمام بهشت‌ها در قلبش شعله ‌می‌كشد.








    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #22

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    شهریور 1397
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    6,516
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    9,560
    مورد تشکر
    10,733 در 4,161
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    دستورالعملی برای اصلاح ریشه‌ی خیالات سوء


    از جمله دستورالعمل‌هایی که در دفع خیالات مؤثر است، دستورالعمل آیت‌الله بهجت(ره) است که به نظر می‌رسد بهترین دستورالعمل برای مردم امروز باشد، با همان روشی كه ایشان می‌گویند: که «اولاً: علم تو، استاد توست، ثانیاً: گناه ‌نكن». ایشان می‌دانند چه بگویند. کافی است شما خودتان را به آن بسپارید، پس از مدتی احساس می‌کنید دیگر گرفتار خیالات آنچنانی نیستید
    ممکن است ما متوجه نباشیم که پایگاه این دستورالعمل در روح و قلب ما كجاست، ولی اگر عمل کنیم نتایج لازمه را به‌دست می‌آوریم، او می‌داند چه می‌گوید جای این حرف امروز است، این حرف مربوط به سیصد سال پیش نیست مرحوم قاضی(ره) با توجه به روح زمان خودشان این را نمی‌توانند بگویند. زمان یك جنس خاصی دارد، در این زمانی كه بنده و جناب‌عالی در آن هستیم و از یک طرف مردم آگاهی‌های حدّاقلی را در مورد دین دارند و از طرفی سیره‌ی علماء را می‌شناسند، از دستورالعمل آیت‌الله بهجت(ره) به‌‌شدت كار می‌آید. خودتان می‌دانید، راه دیگری هم ندارید.
    سختی ریاضت‌های دینی غیر از سختی‌هایی است که اهل دنیا می‌کشند، سختی ریاضت‌های دینی، جانفزا است. می‌پرسند: «چطوری ریاضت بكشیم؟» ریاضت یعنی همین که در نماز، خیالی به سراغتان آمد که آن خیال مطلوب شما است، برای حفظ ارتباط با خدا، از آن دل بکنیم و این کار از صعود به کوه اورست سخت‌تر است، اما اولاً: ممکن است. ثانیاً: نتیجه‌بخش. دل کندن از مطلوب خود برای خدا و چشم برداشتن از آنچه نفس أمّاره دوست دارد به آن بنگرد، کار آسانی نیست ولی انسان را از دنیای محدود و تنگ به عالم گسترده معنا و غیب سوق می‌دهد. گفت:
    تا خون نکنی دیده و دل پنجه سال

    از قال تو را ره ننمایند به حال

    در ابتدا آدم فكر می‌كند اصلاً نمی‌شود از این میل‌ها دل بکند، ولی باید بداند راه دارد، همچنان یک نفر که معتاد به سیگار است باید مدام به روح و قلب خود فرمان ‌دهد تا پس از مدت‌ها آرام‌آرام توجه آن از سیگارکشیدن به چیز دیگری سوق پیدا کند. انسان باید دائم به خودش فرمان دهد كه بس است این‌همه توجه به دنیا! اگر این فرمان را همچنان ادامه دهد، و خود را در معرض تحریک حُبّ دنیا و حبّ نفس قرار ندهد، آرام‌آرام می‌رسد به جایی که به لطف الهی با خیالات پاک هم‌آغوش است.
    روی دستورالعمل حضرت آیت‌الله‌بهجت(ره) وقت ‌بگذارید، ایشان می‌گویند: گناه ‌نكن. ممكن است شما در ابتدا كه خواستید گناه ‌نكنید، موفق ‌شوید، اما بعد دوباره گناه‌ كنید. بسیارخوب، سعی ‌كنید دوباره گناه ‌نكنید. فرقش این است كه ایشان، استاد شماست و می‌داند با این دستورالعمل آرام‌آرام «حضور» غلبه ‌می‌كند و به جایی که باید برسید، می‌رسید. دستور العمل ایشان دستورالعمل قابل عمل است، همین علمی که نسبت به خدا و معاد و نبوت و امامت دارید و حلال و حرام خدا را نیز می‌دانید، فعلاً برای عمل کافی است.(30)
    با امید آن‌که بتوانیم با رشد همه‌ی ابعاد وجودی خود، در تعادل کامل قرار بگیریم و به راحتی با حقایق قدسی مرتبط شویم.
    «والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. Top | #23

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    شهریور 1397
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    6,516
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    9,560
    مورد تشکر
    10,733 در 4,161
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    فصل دوم، - ضرورت مطالعه و نحوه‌ی آن

    بسم الله الرحمن الرحیم

    مطالعه؛ طریق هم‌آغوش‌شدن با اسرار

    سؤال: آیا مطالعه، یكی از راه‌های كسب معرفت و رسیدن به قرب الهی است، یا این‌که قرب الهی با تزکیه حاصل می‌شود و مطالعه صرفاً وسیله‌ی رفع شبهه‌های فکری خود و دیگران است، تا بتوانیم در راه قرب الهی موانع را برطرف کنیم؟
    جواب: علت آن‌که بعضاً از مطالعه بهره‌ی لازم نصیب عزیزان نمی‌شود و منجر به این‌گونه سؤالات می‌گردد - که گمان کنید مطالعه صرفاً جهت رفع شبهات فکری است- دو چیز می‌تواند باشد، یكی مطالعه بر روی موضوعاتی است كه ارزش مطالعه ندارند و محتوای لازم را به انسان نمی‌دهند، و دیگری بد مطالعه‌كردن. همین‌طور كه هیچ‌كس از نگاه‌كردن بدش نمی‌آید‌ اما اگر انسان به منظره‌ای نگاه ‌كرد كه موجب تنفر او شد چشمانش را می‌بندد. سرخوردن از مطالعه هم همین طور است که اگر انسان در سیر مطالعاتی خود موضوعاتی را مطالعه کرد که جانش استفاده‌ی لازم را از آن‌ها نبرد کلاً از مطالعه سرخورده می‌شود.
    انسان روحاً و فطرتاً مطالعه را به عنوان وسیله‌ای که اولاً: او را متوجه حقایق عالم می‌کند و ثانیاً: وسیله‌ی تذکر برای قلب است، دوست می‌دارد.
    پس اگر از مطالعه آن چیزی را که روح و فطرت ما می‌طلبد به دست نیاوریم، طبیعی است كه از آن فاصله ‌می‌گیریم؛ بسیار کم پیش می‌آید که انسان از خود بپرسد: «چطور شد كه از مطالعه ‌كردن خسته ‌شدم؟»، ولی آرام‌آرام مطالعه را رها ‌می‌كنیم. اما اگر متوجه باشیم ما نیازهایی داریم كه از طریق مطالعه‌ی آثار مکتوب عالمان جواب داده ‌می‌شود، اگر از مطالعه‌ در مورد موضوعی سرخورده شدیم، برمی‌گردیم و گمشده‌ای را که باید بر روی آن مطالعه کنیم پیدا می‌كنیم.
    عنایت داشته باشید علما در خلوت خود اسراری را برای ما مكتوب ‌كرده‌اند تا ما از طریق مطالعه‌ی آن اسرار، با نتایجی كه آن‌ها در خلوت خود به‌‌دست ‌آورده‌اند هم‌آغوش شویم. یكی از عواملی که مانع مطالعه می شود، این است كه در مطالعات خود به دنبال مكتوبات خلوت علمای عالَم‌دار نیستیم.(31) مگر كسی می‌تواند برای كسی چیز مفیدی بنویسد جز این که خودش عالَم داشته ‌باشد و در عالَم خود با میوه‌های خاصّی روبه‌رو شده که طالب ظهوراند؟ و لذا آن عالِم میوه‌ها را به زبان نوشتار به شما می‌نمایاند، شما هم از طریق آن نوشتارها - که بیشتر متذکر احوالات عالمان است- به آن میوه‌ها وصل ‌می‌شوید. البته باید مواظب ‌بود که:
    ای بسا ابلیس آدم‌روی هست



    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. Top | #24

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    شهریور 1397
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    6,516
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    9,560
    مورد تشکر
    10,733 در 4,161
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    مطالعه؛ طریق هم‌آغوش‌شدن با اسرار

    سؤال: آیا مطالعه، یكی از راه‌های كسب معرفت و رسیدن به قرب الهی است، یا این‌که قرب الهی با تزکیه حاصل می‌شود و مطالعه صرفاً وسیله‌ی رفع شبهه‌های فکری خود و دیگران است، تا بتوانیم در راه قرب الهی موانع را برطرف کنیم؟
    جواب: علت آن‌که بعضاً از مطالعه بهره‌ی لازم نصیب عزیزان نمی‌شود و منجر به این‌گونه سؤالات می‌گردد - که گمان کنید مطالعه صرفاً جهت رفع شبهات فکری است- دو چیز می‌تواند باشد، یكی مطالعه بر روی موضوعاتی است كه ارزش مطالعه ندارند و محتوای لازم را به انسان نمی‌دهند، و دیگری بد مطالعه‌كردن. همین‌طور كه هیچ‌كس از نگاه‌كردن بدش نمی‌آید‌ اما اگر انسان به منظره‌ای نگاه ‌كرد كه موجب تنفر او شد چشمانش را می‌بندد. سرخوردن از مطالعه هم همین طور است که اگر انسان در سیر مطالعاتی خود موضوعاتی را مطالعه کرد که جانش استفاده‌ی لازم را از آن‌ها نبرد کلاً از مطالعه سرخورده می‌شود.
    انسان روحاً و فطرتاً مطالعه را به عنوان وسیله‌ای که اولاً: او را متوجه حقایق عالم می‌کند و ثانیاً: وسیله‌ی تذکر برای قلب است، دوست می‌دارد.
    پس اگر از مطالعه آن چیزی را که روح و فطرت ما می‌طلبد به دست نیاوریم، طبیعی است كه از آن فاصله ‌می‌گیریم؛ بسیار کم پیش می‌آید که انسان از خود بپرسد: «چطور شد كه از مطالعه ‌كردن خسته ‌شدم؟»، ولی آرام‌آرام مطالعه را رها ‌می‌كنیم. اما اگر متوجه باشیم ما نیازهایی داریم كه از طریق مطالعه‌ی آثار مکتوب عالمان جواب داده ‌می‌شود، اگر از مطالعه‌ در مورد موضوعی سرخورده شدیم، برمی‌گردیم و گمشده‌ای را که باید بر روی آن مطالعه کنیم پیدا می‌كنیم.
    عنایت داشته باشید علما در خلوت خود اسراری را برای ما مكتوب ‌كرده‌اند تا ما از طریق مطالعه‌ی آن اسرار، با نتایجی كه آن‌ها در خلوت خود به‌‌دست ‌آورده‌اند هم‌آغوش شویم. یكی از عواملی که مانع مطالعه می شود، این است كه در مطالعات خود به دنبال مكتوبات خلوت علمای عالَم‌دار نیستیم.(31) مگر كسی می‌تواند برای كسی چیز مفیدی بنویسد جز این که خودش عالَم داشته ‌باشد و در عالَم خود با میوه‌های خاصّی روبه‌رو شده که طالب ظهوراند؟ و لذا آن عالِم میوه‌ها را به زبان نوشتار به شما می‌نمایاند، شما هم از طریق آن نوشتارها - که بیشتر متذکر احوالات عالمان است- به آن میوه‌ها وصل ‌می‌شوید. البته باید مواظب ‌بود که:
    ای بسا ابلیس آدم‌روی هست

    پس به هر دستی نباید داد دست

    اگر احساس کردیم با خواندن کتابی نمی‌توانیم كتاب دیگری را ‌بخوانیم و از مطالعه سرخورده شده‌ایم باید بدانیم به آن علت بوده که بنای ما از مطالعه ارتباط با اَسرار خلوت علماء عالَم‌دار نبوده ‌است در نتیجه، كتاب‌خواندن از چشم‌ ما می‌افتد.







    امضاء
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 6 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 6 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی