صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 33 , از مجموع 33

موضوع: داستان هاي امام حسين عليه السلام

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    5,689
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    8,816
    مورد تشکر
    9,905 در 3,378
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    (29) ایمنی از آتش به برکت حسین علیه السلام


    فاضل دربندی در کتاب اسرار از سید اجل سید محمدی علی مولوی هندی دکنی که از افراد مورد اطمینان بود و در اول عمر در دکن ساکن بوده، نقل می کند که اهل قریه دکن که از توابع حیدر آباد هند است، در شب هفتم ماه محرم گودالی بزرگ و مدور حفر می کنند که عمق آن گودال حدود یکصد ذرع می شود. سپس درخت بزرگی از درختان تمرهندی را که آتش آن در نهایت سوزندگی است، از ریشه کنده و آن را قطعه قطعه می کنند و در همان گودال می اندازند و در همان گودال مانند دریای آتش شعله ور و موج آور می شود.
    نزدیکی آنجا واقع گشته و آن را بیت العاشورا می گویند غسل می کنند و هر یک لنگی برای پوشاندن عورت به کمر خود می بندد. سپس برهنه و صیحه زنان و نوحه خوانان و شاه حسین شاه حسین گویان به سوی آن گودال روانه می شوند و علما را در جلو ایشان می کشند تا آن که به نزد آن چاه آتش می رسند و این در حالی است که عده ای اطراف آن آتش ایستاده و با باد زنهایی که در دست دارند آن آتش را باد می زنند که خاکستر و غبار از روی آن برود و اخگر آن شعله ور می شود. در این زمان حرارت آتش به گونه ای است که تا بیست ذارع بالای آتش حرارت آتش پرنده قدرت پرواز ندارد، چرا که می سوزد. و آتش آن چوب هم به گونه ای است که اگر مقداری روی انسان تا استخوان بسوزاند.
    و چون آن جماعت شاه حسین گویان بر آن آتش وارد شوند، اول بزرگ ایشان با نیزه بلندی که در دست خود دارد داخل گودال می شود و سایرین نیز شاه حسین شاه حسین گویان متابعت بزرگ خود کرده، وارد آتش می شوند، بدون آنکه پایشان در آتش فرو رود یا آنکه بر بدن یا پای آنها از آتش صدمه ای وارد شود و این عادت در میان ایشان هر سال جاری و برقرار است و من به چشم خود آن را مکرر دیده ام. (37)








    امضاء


  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    5,689
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    8,816
    مورد تشکر
    9,905 در 3,378
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    (30) نام حسین علیه السلام گشاینده مشکلها

    شنیدم از زاهد عابد و واعظ متعظ مرحوم حاج شیخ غلامرضا طبسی که تقریباً در 35 سال قبل شیراز تشریف آورده و چند ماهی در مدرسه آقا باباخان توقف داشتند و بنده هم به فیض ملاقاتشان رسیدم، فرمود:
    با چند نفر از دوستان با قافله به عتبات عالیات مشرف شدیم.
    هنگام مراجعت برای ایران شب آخر که در سحر آن باید حرکت می کردیم، متذکر شدم که در این سفر مشاهد مشرفه و مواضع متبرکه را زیارت کردم جز مسجد براثا و حیف است از درک فیض آن مکان مقدس محروم باشیم. به رفقا گفتیم: بیایید به مسجد براثا برویم.
    گفتند: مجال نیست و خلاصه نیامدند. خودم تنها از کاظمین بیرون آمدم تا به مسجد ولی دیدم در بسته است و معلوم شد در را از داخل بسته و رفته اند و کسی هم نیست. حیران شدم که چه کنم؛ این همه راه به امیدی آمدم. به دیوار مسجد نگریستم دیدم می توانم از دیوار مسجد شدم و با فراغت مشغول نماز و دعا شدم به خیال اینکه در مسجد را از داخل بسته اند و باز کردنش آسان است. در داخل مسجد هم کسی نبود.
    پس از فراغت خواستم در را باز کنم، دیدم قفل محکمی بر در زده اند و به وسیله نردبان یا چیز دیگر رفته اند. حیران شدم چه کنم. دیوار داخل مسجد هم طوری بود که هیچ نمی شد از آن بالا رفت. با خود گفتم: عمری است دم از حسین علیه السلام می زنم و امیدوارم که به برکت آن حضرت در بهشت به رویم باز شود، با اینکه درب بهشت یقیناً مهمتر است و باز شدن این هم در هم به برکت حضرت ابی عبدالله علیه السلام سهل است.
    پس با یقین تمام دست به قفل گذاشتم و گفتم: یا حسین علیه السلام و آن را کشیدم. فوراً باز گردید. در را باز کردم و از مسجد بیرون آمدم و شکر خدا را به جا آوردم و به قافله هم رسیدم.
    باید گفت که مسجد براثا از مساجد و متبرک است و بین بغداد و کاظمین در راه زوار واقع شده است و زوار غالباً از فیض آن محرومند و اعتنایی به آن ندارند، با همه فضایل و شرافتی که برای آن نقل شده است. (38)





    امضاء


  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    5,689
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    8,816
    مورد تشکر
    9,905 در 3,378
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    (31) تربت حسین علیه السلام و احیای مرده ها

    پسر مرحوم نخودکی نقل می کند:
    حدود دو سال قبل از وفات پدرم (حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی) کسالت شدیدی مرا عارض شد و پزشکان از مداوای بیماری من عاجز آمدند و از حیاتم قطع امید شد.
    پدرم که عجز طبیبان را دید. اندکی از تربت طاهر حضرت سید الشهدا، ارواح العالمین له الفدا، به کامم ریخت و خود از کنار بسترم دور شد.
    در آن حالت بی خودی و بی هوشی دیدم که به آن سوی آسمانها می روم و کسی که نوری سپید از او می تافت، بدرقه ام می کرد.
    چون مسافتی اوج گرفتیم، ناگهان دیگری از سوی بالا آمد و به آن نورانی سپید که همراه من بود، گفت: دستور است که روح این شخص را به کالبد بازگردانی؛ زیرا که به تربت حضرت سید الشهداء علیه السلام استشفا کرده اند.
    در آن هنگام دریافتم که مرده ام و این، روح من است که به جانب آسمان در حرکت است و به هر حال. همراه آن دو شخص نورانی به زمین بازگشتم و از بی خودی به خود آمدم و با شگفتی دیدم که در من، اثری از بیماری نیست. لیکن همه اطرافیانم به شدت منقلب و پریشانند. (39)





    امضاء


صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی