صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 43 , از مجموع 43

موضوع: غذا و تغذيه انسان

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    3,934
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,046
    مورد تشکر
    6,521 در 1,848
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    ضابطه عام حلال بودن طيبات و پاكيزه‌ها


    1- الميـــــــزان ج :12 ص: 524 .
    (146)
    غذا و تغذيه انسان
    «
    يَسْئَلُونَكَ ماذآا اُحِلَّ لَهُمْ قُلْ اُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ...،»
    «
    از تو مي‌پرسند ـ به طور جامع ـ چه چيزهائي بر ايشان حلال است؟ بگو آن‌چه پــاكيــزه است برايتان حلال است...!» (4 / مائده)
    اين جمله سؤالي است مطلق و كلي و جوابي هم كه از آن داده شده عمومي و مطلق است و در آن ضابطه‌اي كلي براي تشخيص حلال از حرام داده شده و آن اين است كه حلال آن چيزي است كه تصرف در آن - البته نه هر تصرف بلكه تصرفي كه هر عاقلي غرض از آن چيز را همان تصرف مي‌داند. از قبيل خوردن نان نه خفه كردن كودكي به وسيله نان - امري طيب و معقول شمرده شود.
    ضابطه عام حلال بودن طيبات و پاكيزه‌ها (147)
    و اگر طيبات را مطلق آورد اين اطلاق نيز براي اين است كه بفهمند معتبر در تشخيص طيب از خبيث فهم متعارف عموم مردم است، نه فهم افراد استثنائي كه يا از پاره‌اي خبائث لذت مي‌برند و يا از پاره‌اي طيبات دچار تهوع مي‌شوند، پس هر چيزي كه فهم عادي عموم مردم آن را طيب بداند آن طيب است و هر چيزي هم كه طيب شد حلال است.
    و اگر حليت و طيب بودن را به فهم متعارف انسان‌ها واگذار كرديم از پيش خود نكرديم، بلكه همان طور كه گفتيم از اين جهت بود كه هيچ مطلقي شامل فرد غير متعارف نمي‌شــود و اين مســأله در فـن اصول ثــابــت شده است. (1)
    1-
    الميــــــــــــــزان ج :5 ص: 324 .
    (148)
    غذا و تغذيه انسان



    امضاء



  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #42

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    3,934
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,046
    مورد تشکر
    6,521 در 1,848
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    حليت تمام رزق‌هاي پاكيزه خدا

    «فَكُلُــوا مِمّــا رَزَقَكُــمُ اللّــهُ حَــلالاً طَيِّبــا وَ اشْكُــرُوا نِعْمَــتَ اللّــهِ اِنْ كُنْتُمْ اِيّـاهُ تَعْبُدُونَ،»
    «از آن‌چه خدا روزيتان كرده حلال و پاكيزه بخوريد پس اگر خدا را مي‌پرستيد نعمت‌هــايـش را سپــاس گــزاريــد.» (114 / نحل)
    آيه شريفه در مقام اين است كه هر رزق طيبي را حلال كند.
    مراد از حليت و طيب بودن اين است كه رزق طوري باشد كه طبع بشر از آن محروم نباشد، يعني طبع آدمي آن را پاكيزه بداند و از آن خوشش آيد و ملاك حليت شرعي هم
    حليت تمام رزق‌هاي پاكيزه خدا (149)
    همين است، چون حليت شرعي، تابع حليت فطري است، آري دين خدا همه‌اش مطابق فطرت است و خداي سبحان انسان را مجهز به جهاز تغذيه خلق كرده و موجوداتي از زمين مانند حيوانات و نباتات را ملايم با قوام بشر قرار داده و طبع بشر بدون هيچ نفـرتــي مـايـل آن‌ها هست و چنين چيزي براي او حلال است.
    خطاب در آيه به مؤمنين است و نيز خطاب‌هاي تشريعي كه در آيات قبل و بعد است همه متوجه ايشان است. (1)
    شرط اضطرار و مجوز استفاده محدود از غذاهاي حرام
    1- الميـــــــزان ج :12 ص: 524 .
    (150) غذا و تغذيه انسان
    «اِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزيرِ وَ ما اُهِلَّ لِغَيْرِاللّهِ بِه فَمَنِ‌اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَاِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ،»
    «خداوند تنها از ميان خوردني‌ها مردار و خون و گوشت خوك و گوشت حيواني كه براي غير خدا ذبح شده حرام كرده است و در اين‌ها هم اگر كسي ناچار به خوردن شود در صورتي كه خودش خود را ناچار نكرده باشد و نيز در صورتي كه در خــوردن از حــد اضطــرار تجــاوز نكند گناهي بر او نيست كه خدا غفور و رحيـــــم اســت.» (173 / بقـره)
    «فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ ـ كسي كه ناچار شد از آن بخورد، به شرطي كه نه ظالم باشد و نه از حد تجاوز كند.»
    شرط اضطرار و مجوز استفاده محدود از غذاهاي... (151)
    دو كلمه «غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ،»دو حال هستند كه عامل آن‌ها اضطرار است و معنايش اين است كه هر كس مضطر و ناچار شد در حالي كه نه باغي است و نه متجاوز، از آن‌چه ما حرام كرديم بخورد، در اين صورت گناهي در خوردن آن نكرده است و اما اگر اضطرارش در حال بغي و تجاوز باشد، مثل اين كه همين بغي و تجاوز باعث اضطرار وي شــــده بــاشنــد. در ايــن صــورت جـائــز نيســت از آن محــرمــات بخــــورد.
    «اِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ!» اين جمله دليلي است بر اين كه اين تجويز خدا و رخصتي كه داده از بــاب ايــن بــوده كــه خــواستــه است به مؤمنين تخفيفي دهد، وگرنه مناط نهي و حرمت در صورت اضطرار نيز هست. (1)
    1- الميــــــــــــزان ج :1 ص: 643 .
    (152) غذا و تغذيه انسان






    امضاء


  4. Top | #43

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    3,934
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,046
    مورد تشکر
    6,521 در 1,848
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    شرط اضطرار و برداشته شدن حكم حرمت به عنوان حكم ثانوي

    «...فَمَــنِ اضْطُــرَّ غَيْــرَ بــاغٍ وَ لا عــادٍ فَـلا اِثْمَ عَلَيْــهِ اِنَّ اللّهَ‌غَفُورٌ رَحيمٌ،»
    «...اما اگر كسي در محلي كه قحطي طعام است به مقداري كه از گرسنگي نميرد نه زيادتر كه به طرف گناه متمايل شود، مي‌تواند بخورد، كه خدا آمرزگار رحيم است.» (3 / مائده)
    از سيـاق اين آيه سه نكته استفاده مي‌شود.
    شرط اضطرار، برداشتن حكم حرمت به‌عنوان... (153)
    اول اين كه جواز خوردن گوشت و چيزهاي ديگري كه در آيه حرام شده حكمي اولي نيست، حكم اولي همان حرمت است، بلكه حكم ثانوي و مخصوص زماني است كه شخص مسلمــان اگــر از آن محــرمــات ســدّ جــوع نكنــد از گـرسنگــي مي‌ميــرد.
    دوم اين كه حكم جواز محدود به اندازه‌اي است كه از مردن جلوگيري كند و ناراحتي گــرسنگــان را بر طــرف سازد، پس چنين كسي نمي‌تواند شكم خود را از گوشت مردار پركند.
    سوم اين كه صفت مغفرت و مثل آن صفت رحمت همان طور كه با گناهان مستوجب عقاب ارتباط دارد و مايه محو عقاب آن‌ها مي‌شود هم‌چنين با منشأ آن نافرماني‌ها كه همان حكم خدا است نيز متعلق مي‌شود و خلاصه كلام اين كه مغفرت و رحمت يك وقت متوجه معصيت - يعني مخالفت با حكم خدا - مي‌شود و آن را مي‌آمرزد و يك وقت
    (154) غذا و تغذيه انسان
    متوجه خود حكم مي‌شود و آن را برمي دارد مثل همين مورد كه خداي تعالي حكم حرمت را بــرداشتــه، تا اگــر كســي از روي ناچاري گوشت مردار را خورد گناه نكــرده بـاشــد و در نتيجه مستوجب عقاب نيز نشده باشد. (1)







    امضاء


صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی