صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 49

موضوع: عرفان سرخ : تاثیر فرهنگ شهادت طلبی در حفظ ارزشهای دینی

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,003
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    10,676
    مورد تشکر
    12,059 در 4,450
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    آیا شهادت، در دین اسلام ارزش است؟

    اشاره

    یکی از موضوع های مطرح درباره شهادت این است که آیا شهادت از منظر دین، فعلی ارزشی است و در پیشگاه الهی مطلوبیت دارد یا خیر؟ به عبارت دیگر، آیا شهادت از افعالی است که در مسیر کمال نهایی انسان، او را به مقصد نزدیک تر می سازد یا برعکس، هلاکت است و در ردیف قتل نفس شمرده شده است؟
    برای پاسخ به این پرسش به بررسی آیه های قرآن و روایت های معصومین علیهم السلاممی پردازیم:







    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,003
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    10,676
    مورد تشکر
    12,059 در 4,450
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    الف) ارزش شهادت در قرآن

    آیه هایی از قرآن کریم این حقیقت را بیان می کند که شهادت در راه خدا سبب تقرب الی اللّه و لقای اوست که کمال نهایی انسان و هدف آفرینش او است و این بزرگ ترین ملاک برای ارزش گذاری افعال اختیاری انسان است. در این زمینه به بررسی آیه های زیر می پردازیم:
    ص:71
    یک _ وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فی سَبیلِ اللّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَهٌ مِنَ اللّهِ وَ رَحْمَهٌ خَیْرٌ مِمّا یَجْمَعُونَ.(1)
    اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید، به آمرزش و رحمت خدا رسیده اید که این از تمام آنچه (کافران) جمع آوری می کنند، بهتر است.
    این آیه شریفه، شهادت را سبب وصول به رحمت و مغفرت الهی می داند؛ مغفرتی که خدا برای انسان در صورت اطاعت بی چون و چرا واجب کرده است. شهادت هم اوج اثبات اطاعت با فدای جان است.
    دو _ وَ مَنْ یُقاتِلْ فی سَبیلِ اللّهِ فَیُقْتَلْ أَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤتیهِ أَجْرًا عَظیمًا.(2)
    و آن کس که در راه خدا پیکار کند و کشته شود یا پیروز گردد، پاداش بزرگی به او خواهیم داد.
    این آیه شریفه بیان می کند که شهادت، عملی است که استحقاق اجر عظیم دارد. قرآن کریم از کمتر عملی این گونه تعبیر کرده است و این ارزشی بودن شهادت را نشان می دهد.
    سه _ وَ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمالَهُمْ سَیَهْدیهِمْ وَ یُصْلِحُ بالَهُمْ وَ یُدْخِلُهُمُ الْجَنَّهَ عَرَّفَها لَهُمْ.(3)
    و کسانی که در راه خدا کشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بین نمی برد، بلکه به زودی آنان را هدایت و کارشان را اصلاح می کند و آنها را در بهشت که اوصاف آن را برای آنان بازگو کرده است، وارد می کند.
    آیه های یادشده برای شهدا چندین خصوصیت ثابت می کند:
    ص:72
    ________________________________________
    1- آل عمران: 157.
    2- نساء: 74.
    3- محمد: 4 _ 6.
    اول _ محفوظ بودن اعمال صالح آنها از بطلان و نابودی؛
    دوم _ هدایت به سوی منازل سعادت و کرامت در جوارِ خدا؛
    سوم _ اصلاح حال آنها و جبران کاستی های عملی آنها با مغفرت و عفو گناهانشان تا شایسته بهشت گردند. این معنا از تعبیر «یصلح بالهم» برداشت می شود.
    وقتی این آیه را به آیه 169 سوره آل عمران: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللّهِ أَمْواتًا بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» بیفزاییم، معلوم می شود که مراد از «اصلاح بال» کشته شدگان راه خدا، زنده کردن ایشان به حیاتی پاک و طیب است تا برای حضور در نزد پروردگارشان لایقشان کند؛ حیاتی که با کنار رفتن پرده ها (و لقاء حق) حاصل می شود.(1)
    نتیجه اینکه با این همه درجات و ویژگی هایی که این آیه ها، برای شهید آورده اند، آشکارا ثابت می شود که شهادت از بزرگ ترین افعالی است که انسان را به هدف خلقت و کمال نهایی اش می رساند و در اثبات این حقیقت، افزون بر آیه های قبل، آیه های دیگری نیز وجود دارد(2) که ما در مباحث آغازین فصل اول از بخش دوم درباره آن بحث خواهیم کرد.






    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,003
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    10,676
    مورد تشکر
    12,059 در 4,450
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ب) ارزش شهادت در روایات

    در لسان روایت ها، شهادت در راه خدا چنان جایگاهی دارد که از آن به بالاترین نیکی ها تعبیر شده است، چنان که از رسول خدا صلی الله علیه و آلهروایت شده
    ص:73
    ________________________________________
    1- تفسیر المیزان، چ 7، ج 18، ص 342.
    2- در این زمینه به آیات 58 و 59 سوره حج و 52 و 111 سوره توبه و 170 و 195 سوره آل عمران و 69 سوره نساء و... می توان اشاره کرد.
    است:
    فَوقَ کُلِّ ذِی بِرٍّ برٌّ حَتّی یُقتَل الرَّجُلُ فِی سَبیلِ اللّهِ فَإذا قُتِلَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَلَیْسَ فَوقَهُ بِرٌّ.(1)
    بالاتر از هر عمل نیکی، عمل نیکوی دیگری وجود دارد تا آنکه مرد در راه خدا کشته شود و وقتی در راه خدا کشته شد دیگر بالاتر از آن، عمل نیکی وجود ندارد.
    در روایت های بسیاری نیز شهادت در راه خدا عامل آمرزش و تکفیر گناهان(2) و برترین و شریف ترین مرگ ها(3) معرفی شده است و در برخی روایت ها نیز قطره خونی را که از شهید بر زمین ریخته می شود، محبوب ترین چیزها نزد خدا دانسته است.(4)
    بنابراین، در دین اسلام، شهادت در بالاترین درجه محبوبیت قرار دارد و از بهترین اعمال نزد خدای سبحان شمرده شده که این مهم برای اثبات ارزش شهادت کافی است.





    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,003
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    10,676
    مورد تشکر
    12,059 در 4,450
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    آیا اسلام، دین شمشیر و اجبار است؟
    اشاره


    یکی از تهمت هایی که از سوی دشمنان به دین مقدس اسلام وارد شده، این است که گفته اند: اسلام دین زور و شمشیر است، نه دعوت و عطوفت. این در حالی است که مراحل سه گانه دعوت اسلام که قرآن کریم و سیره رسول اللّه صلی الله علیه و آلهو ائمه هدی علیهم السلام مبیّن آنهاست، خود، روشن ترین گواه این است که اسلام نه تنها دین اجبار نیست، بلکه دین رحمت و عطوفت و منطق و استدلال است؛ زیرا حقیقت اسلام که تسلیم بودن محض در برابر مبدأ هستی است، با اجبار به دست نمی آید. اصولاً ایمان و اعتقاد از مقولاتی است که اجبار در آن راهی ندارد، بلکه مبتنی بر عشق و محبت و اختیار و اراده است، چنان که از امام صادق علیه السلامروایت شده است: «هَلْ الدِّینُ إلاّ الحُبّ؟(1) آیا دین چیزی غیر از محبت و عشق (به خدا) است؟».
    مراحل سه گانه دعوت اسلام عبارتند از:








    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. Top | #35

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,003
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    10,676
    مورد تشکر
    12,059 در 4,450
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    مرحله اول: دعوت ایجابی با رفتار و گفتار نیکو

    خدای سبحان، به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مأموریت داده است تا با نرمی، استدلال، برهان و جدل نیکو، کافران و مشرکان را به دین اسلام دعوت کند و این روش از تمام قرآن که کتاب هدایت است، برداشت می شود. خدای سبحان پیامبران از جمله پیامبر گرامی اسلام را به بشیر و نذیر توصیف می کند. در این زمینه به چند نمونه از آیات اشاره می کنیم:
    1. آیه 125 سوره نحل:
    ادْعُ إِلی سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ
    ص:75
    ________________________________________
    1- میزان الحکمه، ج 2، ص 956، ح 6318.
    أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدینَ.
    با حکمت و برهان و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن. پروردگارت از هر کسی بهتر می داند چه کسی از راه او گمراه شده است و او به هدایت یافتگان داناتر است.
    ظاهر این آیه شریفه بیان می کند که خدای سبحان، پیامبر گرامی اسلام را به دعوت کردن مردم با برهان، حکمت، موعظه نیکو و جدل پسندیده فرا می خواند.
    2. آیات 45 و 46 سوره احزاب:
    یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنّا أَرْسَلْناکَ شاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذیرًا
    وَ داعِیًا إِلَی اللّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجًا مُنیرًا.
    ای پیامبر، ما تو را (به سوی مردم) فرستادیم که گواه و بشارت دهنده و ترساننده آنها باشی و تو را دعوت کننده به سوی خدا به فرمان او و چراغی روشن بخش قرار دادیم.
    این آیه شریفه نیز وظیفه پیامبر را بشارت دادن به رحمت و هدایت، نعمت های دنیوی و اخروی خدا، ترساندن از عذاب و مقام پروردگار، دعوت کردن مردم با روشنگری به سوی راه حق، بیان می کند که شیوه مهربانی و عطوفت رسول خدا در دعوت مردم را ثابت می کند.
    3. آیه 159 سوره آل عمران:
    فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی اْلأَمْرِ ... .
    به برکت رحمت الهی در برابر مردم نرم و مهربان شدی و اگر خشن و سنگ دل بودی مردم از اطراف تو پراکنده می شدند. پس آنها را ببخشای و برای آنها آمرزش طلب کن و در کارها با آنان مشورت کن... .
    اصل دعوت پیامبر با نرمی و مهربانی و عطوفت بوده است و خدای
    ص:76
    سبحان این مهم را موهبتی از سوی خود به رسول اللّه صلی الله علیه و آلهو مسلمانان مطرح می کند.
    4. آیه 34 سوره فصّلت_:_
    وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَهُ وَ لاَ السَّیِّئَهُ ادْفَعْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِیُّ حَمیمٌ.
    هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است.
    بنابراین اولین و مؤثرترین و بهترین راه گسترش و تبلیغ دین و دعوت مردم به سوی طاعت الهی، دعوت زبانی و عملی، با برهان و موعظه نیکو و جدل پسندیده است؛ جدلی که با نرمی و مهربانی در بیان و رفتار و کردار کریمانه همراه باشد.






    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  7. Top | #36

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,003
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    10,676
    مورد تشکر
    12,059 در 4,450
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    مرحله دوم: دعوت سلبی

    در این مرحله، خدای سبحان به پیامبر و مؤمنان دستور می دهد که در دین و رفتار خود از کافران کناره گیری کنند و در تشکیل جامعه اسلامی، کافران و مشرکان را خودی ندانند. به آنان می گوید که دین و عقیده هیچ کس دیگر را که توحید را باور ندارد، با دین خود مخلوط نسازند، مگر آن مقداری را که ضرورت زندگی ایجاب می کند.(1) در این شیوه که در حقیقت، جداسازی مرزهای اعتقادی و عملی مسلمانان از کافران و تفکیک خودی از غیرخودی در جامعه است، قطع ارتباط با کافران و مشرکان به دو صورت مسالمت آمیز یا به شکل قهر معرفی می شود که در صورت ناکارآمد بودن شیوه نخست
    ص:77
    ________________________________________
    1- تفسیر المیزان، ج 4، ص 257.
    درباره دعوت مشرکان به اسلام، به مسلمانان دستور داده شده است.
    در این زمینه می توان به آیه های زیر اشاره کرد:
    1. آیه 113 سوره هود:
    وَ لا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النّارُ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ.
    و بر ستم کاران تکیه نکنید که موجب می شود آتش شما را فراگیرد و در آن حال هیچ سرپرستی جز خدا نخواهید داشت و یاری نمی شوید.
    2. آیه 15 سوره شورا:
    پس به همین خاطر تو نیز آنان را به سوی این آیین واحد الهی دعوت کن و آن چنان که مأمور شده ای، استقامت کن و از هوا و هوس های آنان پیروی مکن و بگو به هر کتابی که خدا نازل کرده است، ایمان آورده ام و مأمورم در میان شما عدالت برقرار کنم. خداوند پروردگار ما و شماست. اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن شما. خصومت شخصی در میان ما نیست و خداوند ما و شما را در یک جا جمع خواهد کرد و بازگشت همه به سوی او است.
    3. آیات 1 تا 9 سوره ممتحنه، دستورالعمل جامعی برای نوع ارتباط مسلمانان با کافران است. خداوند در این آیات، مسلمانان را از دوستی و رفاقت با آن دسته از کافرانی که سیاست های خصمانه و جنگ طلبانه علیه مسلمانان در پیش گرفته اند، بازمی دارد و در مقابل، درباره کافرانی که سیاست های آشتی جویانه ای دارند، به نیکی و عدالت امر می کند.






    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. Top | #37

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,003
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    10,676
    مورد تشکر
    12,059 در 4,450
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    مرحله سوم: توسل به زور، قیام مسلحانه و جنگ

    این مرحله در صورت ناکارآیی مراحل پیشین و در برابر کسانی است که از ظلم و فسادشان نمی پرهیزند و پیوسته می خواهند بر سر راه دعوت به حق، سنگ اندازی کنند. اسلام در این گونه موارد، با شمشیر، آنان را به سویدین حق دعوت نمی کند، بلکه می خواهد شر دشمنان را از اسلام و مسلمانان دفع کند؛ زیرا اسلام، دین محبت و عشق و اعتقاد قلبی است و عقیده و ایمان چیزی نیست که بتوان با زور و شمشیر آن را در دل ها جای گزین کرد. دل ها تنها در برابر حجت و برهان سر فرود می آورند و قرآن کریم در آیه های بسیاری این حقیقت را بیان می کند.(1) آیه 256 بقره می فرماید:
    لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطّاغُوتِ وَ یُؤمِنْ بِاللّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقی لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ.
    در پذیرش دین، اکراهی نیست؛ (زیرا) راه درست از راه انحرافی روشن شده است. بنابراین، کسی که به طاغوت [= بت و شیطان و هر موجود طغیانگر] کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است که گسستی برای آن نیست و خداوند شنوا و داناست.
    علامه طباطبایی می فرماید:
    هرچند از این آیه، نفی دین اکراهی استنباط می شود، اما نمی توان از آن آزادی عقیده به طور مطلق را برداشت نمود؛ با این بیان که دین از امور مهمی است که رشد و خوبی آن واضح است و در چنین مواردی اصولاً نیازی به اکراه نخواهد بود.(2)
    پس استفاده از شمشیر، برای دفعِ فتنه کافران و مشرکان است، نه به خاطر ایمان آوردن و معتقد شدن آنها به دین خدا ،چنان که قرآن می فرماید:
    وَ قاتِلُوهُمْ حَتّی لا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلاّ عَلَی الظّالِمینَ . (بقره: 193)
    با آنان پیکار کنید تا فتنه (و بت پرستی و سلب آزادی از مردم) باقی نماند و دین، تنها از
    ص:79
    ________________________________________
    1- همان، ج 4، صص 260 و 261.
    2- المیزان، ج 2، ذیل آیه 256 سوره بقره.
    آنِ خدا گردد. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند (مزاحم آنها نشوید؛ زیرا) تعدی جز بر ستم کاران روا نیست.
    بنابراین، اگر دشمنان، اسلام و مسلمانان را به حال خود گذاشته بودند، خدا هرگز فرمان جنگی را صادر نمی کرد. این همه جنگ هایی که در اسلام رخ داد، همه بر اسلام تحمیل شد، به همین سبب است که اسلام حتی در حال جنگ نیز شریف ترین روش را در پیش می گرفت و از تخریب خانه ها جلوگیری می کرد، همان گونه که در حال صلح جلوگیری کرده بود. همچنین از اعمال ناشایستی همچون آتش سوزی، زهر ریختن در آب دشمن، آب بستن بر روی دشمن، کشتن زنان و اطفال و اسیران جنگی و... بازمی داشت.
    اسلام به مسلمانان دستور می دهد که با اسیران جنگی به نرمی رفتار کنند و همچنین ترور در اسلام چه در حال جنگ و چه در حال صلح ممنوع است و کشتن پیرمردان و عاجزان و کسانی که جنگ را آغاز نکرده اند و هجوم شبانه به دشمن، ممنوع است. اسلام اجازه نمی دهد که مسلمانان، کافری را به اعتبار احتمال و تهمت بکشند یا قبل از آنکه جرمی مرتکب شود، او را کیفر دهند. همچنین اسلام فرمان داده است تا مسلمانان از هر کار دیگری بپرهیزند که از قساوت و پستی و وحشی گری انسان سرچشمه گرفته باشد و شرف انسانیت و جوان مردی آن را نپذیرد.(1)
    بنابراین، تشریعِ جنگ و قتال در اسلام برای رفعِ فتنه و شر دشمنان از اسلام و مسلمانان است. این روش نیز آخرین راه کار نه برای هدایت آنها،
    ص:80
    ________________________________________
    1- تفسیر المیزان، ج 4، صص 261 و 262.
    بلکه برای دفاع از خود مطرح می شود. چنان که آیه های بسیاری بر این معنا دلالت دارند:
    1. آیه 190 سوره بقره:
    وَ قاتِلُوا فی سَبیلِ اللّهِ الَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ.
    در راه خدا با کسانی که با شما می جنگند، نبرد کنید و از حد تجاوز نکنید که خدا تجاوزکاران را دوست ندارد.
    همان گونه که از ظاهر آیه شریفه برمی آید، این آیه، شرط قتال را تهاجم و قتال دشمن بیان می کند، خواه تجاوز دشمن، با تهاجم نظامی باشد یا تهاجمی به مرزهای اعتقادی و دینی مسلمانان صورت گیرد که در آن، دین مورد تعدی و تهاجم قرار می گیرد. در این صورت است که اسلام دستور قتال و جنگ با دشمن را صادر می کند. این تهاجم، مصداق همان فتنه ای است که آیه 193 سوره بقره، ریشه کن شدن آن را غایت قتال بیان می کند و می فرماید: «وَ قاتِلُوهُمْ حَتّی لا تَکُونَ فِتْنَهٌ ... ؛ با دشمنان تا رفع کامل فتنه پیکار کنید ...».
    بنابراین، علت اصلی تشریع قتال در اسلام، رفع توطئه ها و فتنه های دشمنان علیه اسلام و مسلمانان است؛ زیرا قتال به معنی آن است که شخصی در پی کشتن شخصی دیگر باشد که او نیز قصد کشتن وی را دارد. اگر هدف قتال کننده، اقامه دین و اعتلای کلمه توحید باشد، این عمل در راه خدا خواهد بود. چنین قتالی است که عبادت است و باید با نیت صحیح انجام شود. آن نیت نیز عبارت است از رضای خدا و تقرب به او، نه استیلا بر اموال مردم و ناموس آنان.
    بنابراین، قتال در اسلام جنبه دفاعی دارد؛ زیرا اسلام می خواهد به وسیله
    ص:81
    قتال با کافران از حق قانونی و فطری انسان ها دفاع کند؛ حقی که فطرت سلیم هر انسانی برای انسانیت قائل است.(1)
    2. آیه 251 سوره بقره:
    وَ لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ اْلأَرْضُ وَ لکِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَی الْعالَمینَ.
    اگر خداوند بعضی از مردم [کافران] را به وسیله بعضی دیگر [مؤمنان] دفع نمی کرد، فساد زمین را فرامی گرفت، ولی خداوند نسبت به جهانیان لطف و احسان دارد.
    3. آیه 40 سوره حج:
    وَ لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللّهِ کَثیرًا وَ لَیَنْصُرَنَّ اللّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللّهَ لَقَوِیُّ عَزیزٌ .
    اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه ها و معابد یهود و نصاری و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می شود، ویران می گردد و خداوند کسانی را که او را یاری کنند (و از آیینش دفاع کنند)، یاری می کند. خداوند قوی و شکست ناپذیر است.
    از این دو آیه چند نکته برمی آید:
    1. از عبارت «دفع اللّه النّاس بعضهم ببعض» در هر دو آیه یاد شده، چنین برداشت می شود که اصل در اسلام، دفاع است، نه تهاجم؛ زیرا دفع و دفاع در صورتی معنا می یابد که کسی حمله و تهاجم را آغاز کرده باشد.
    2. دفع دشمن از سوی مؤمنان، موهبت و لطف و احسان الهی بر انسان هاست تا دین و راه هدایت در میان آنها بماند. این مطلب از این عبارت «و لکنّ اللّه ذو فضلٍ علی العالمین» برمی آید.
    ص:82
    ________________________________________
    1- همان، ج 2، ص 88.
    3. اگر این دفاع نبود، فساد همه زمین را فرامی گرفت. روشن است که فساد زمین به معنی فساد اهل زمین است؛ یعنی فساد و انحطاط اجتماع انسانی که البته فساد کره زمین را نیز در پی خواهد داشت، چنان که آیه «ظهر الفساد فی البرِّ و البحر بما کسبت ایدی الناس»(1) این معنا را ثابت می کند. این نکته از عبارت «لفسدت الارض» برداشت می شود.
    4. اصلی ترین نکته ای که در این دو آیه به چشم می خورد، آن است که علت تشریع جهاد، حفظ دین، دستورها، مقدسات، شعایر و ارزش های دینی از خطر نابودی و تحریفِ دشمنان و دفع فساد و فتنه های آنهاست که فراگیر شدن آن سبب نابودی زمین و تمام اهل آن خواهد بود. این حقیقت از عبارت «لهدّمت صوامع و بیع و مساجد یُذکَر فیها اسم اللّه» برداشت می شود.
    5. از آنجا که نابودی دین، نابودی انسان و انسانیت را در پی دارد، دفاع در برابر دشمنان دین و دفع انواع تهاجم های آنها و حفظ مرزهای جغرافیایی و اعتقادی و فکری مسلمانان، تکلیف هر انسان خداپرست حق طلب است و چنین دفاعی، یاری کردن دین خداست. خدا نیز آن را یاری کردن خود نام نهاده و به یاری کنندگان خود وعده قطعی نصرت داده است. این نکته از عبارت های «لفسدت الارض» و «لینصرنّ اللّهُ من ینصُرُه انّ اللّه لقویّ عزیز» برداشت می شود.







    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  9. Top | #38

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,003
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    10,676
    مورد تشکر
    12,059 در 4,450
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    دفاع از دین، فطری است

    گفته شد دین الهی دینی فطری است و قرآن، اساس اسلام را منطبق بر احکام فطرت بشر می داند؛ فطرتی که هیچ انسانی در احکام آن تردید نمی کند و کمال انسان در زندگی اش را همان می داند که فطرت بدان حکم کرده باشد و به سویش بخواند. این فطرت حکم می کند که تنها اساس و پایه ای که باید قوانین فردی و اجتماعی بشر بر اساس آن تنظیم و تضمین شود، توحید است و دفاع از چنین اساس و ریشه ای و انتشار آن در میان جامعه و نگهبانی آن از نابودی و فساد، حق مشروع بشر به شمار می رود. بشر نیز باید به هر وسیله ممکن، حق خود را استیفا کند.
    از آنجا که ممکن است در استیفای این حق خود دچار تندروی ها یا کندروی هایی شود، خود قرآن، راه اعتدال و میانه روی را ارائه می کند و مراحل سه گانه آن را توضیح می دهد. البته اعلان جنگ و جهاد ابتدایی که تنها در زمان حضور امام معصوم علیه السلام مشروعیت دارد، هرچند به ظاهر قتال ابتدایی است، ولی در حقیقت دفاع از حق انسانیت و توحید و یکتاپرستی به شمار می رود؛(1) زیرا اساس و ریشه اسلام و دین توحید، فطرت است و می تواند انسان را در زندگی اش به صلاح بکشاند. پس اقامه دین و نگهداری آن، مهم ترین حق از حقوق قانونی و فطری انسان هاست و روشن است که دفاع از این حق فطری و مشروع، حقی فطری است. قرآن کریم در آیه 24 سوره انفال می فرماید:
    یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ
    ای کسانی که ایمان آورده اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید، هنگامی که شما را به سوی چیزی می خواند که شما را حیات می بخشد... .
    خداوند، جهاد و قتالی را که مؤمنان را بدان دعوت می کند، زنده کننده مؤمنان خوانده است. این بدان معناست که قتال در راه خدا چه با نام دفاع از مسلمانان و چه قتال ابتدایی، در حقیقت، دفاع از حق انسانیت است و آن حق، عبارت است از حقی که در زندگی خود دارد. پس کفر و شرک ورزیدن به خدای سبحان، هلاک انسانیت انسان، مرگ فطرت او و خاموش شدن چراغ درون دل هاست و قتال که همان دفاع از حق انسانیت است و انسانیت و فطرت الهی او را احیا می کند، این حیات را بازمی گرداند و پس از مرگ دوباره زنده اش می سازد.(1)
    افزون بر این، همان گونه که در بحث پیش عنوان شد، این معنا از آیه های 40 سوره حج و 251 سوره بقره نیز برمی آید و آن این گونه است که قائم ماندن دین توحید و زنده ماندن یاد خدا در زمین و جلوگیری از فساد زمین و اهل آن، منوط به این است که خدا به دست مؤمنان، دشمنان دین خود و فتنه های آنها را دفع کند.
    نتیجه اینکه دفاع با قتال، آخرین وسیله دفاع است. اسلام نیز هنگامی به آن متوسل می شود که راهکارهای دیگر به نتیجه نرسد. همچنان که آخرین درمان، داغ کردن و سوزاندن غده فساد در بدن است، در قتال نیز اسلام به قطع بعضی از اعضای فاسد بدن اجتماع انسانی دست می زند تا بقیه افراد،
    ص:85
    ________________________________________
    1- همان، ج 2، ص 97.
    حیات و نجات یابند و به حقوق فطری مشروع خویش برسند. این سنتی است که در جوامعِ بشری جریان دارد. بنابراین، قتال در اسلام، خواه ابتدایی یا دفاعی، از فروع همان سنت فطری به شمار می رود که در بشر جاری است.(1)






    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. Top | #39

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,003
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    10,676
    مورد تشکر
    12,059 در 4,450
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    رابطه شهادت و دین

    پیش از بررسی ارتباط فرهنگ شهادت طلبی و دین، لازم است رابطه شهادت و دین ارزیابی شود تا بدانیم که آیا شهادت، خود سبب حفظ دین است یا خیر؟
    قرآن کریم در آیه های بسیاری، مؤمنان را به بذل جان و مال در راه خدا فرامی خواند، چنان که در آیه 41 سوره توبه می فرماید:
    وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ فی سَبیلِ اللّهِ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ. (توبه: 41)
    با اموال و جان های خود در راه خدا جهاد کنید و این برای شما بهتر است؛ اگر بدانید.
    روشن است که جهاد، فدا کردن جان در راهی است که سبب اعتلای کلمه اللّه شود(2) و دفاع از دین و مقدسات دینی و فرستادگان الهی، از مصادیق آن به شمار می رود و این نوع مرگ است که شهادت در راه خدا نام می گیرد. پس این آیه شریفه، مؤمنان را به چنین جهادی فرمان می دهد و این بذل جان و مال در آیه های بسیار دیگری، نصرت خدا و وفای به عهد الهی نام گرفته
    ص:86
    ________________________________________
    1- المیزان فی تفسیر القرآن، ج 2، صص 64 _ 72.
    2- قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله: «من قاتل لتکون کلمه اللّه اعلی فهو فی سبیل اللّه؛ هرکه برای اعلای کلمه حق بجنگد پس او در راه خدا جنگیده است». میزان الحکمه، ج 2، ص 1248، ح 8259 .
    است.(1)
    در آیه 23 سوره احزاب آمده است:
    مِنَ الْمُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدیلاً.
    در میان مؤمنان، مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند، صادقانه ایستاده اند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند) و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود نداده اند.
    «نحب»، به معنای نذری است که محکوم به وجوب باشد. مثلاً وقتی گفته می شود «فلان قضی نحبه»، معنایش این است که فلانی به نذر خود وفا کرد و در این آیه شریفه، کنایه از شهادت در راه خداست.(2) عبارت «صدقوا ما عاهدوا اللّه علیه»، ثابت کننده این معناست که جان دادن در راه خدا، اثبات نهایت صداقت در عهدی است که مؤمنان با خدا و رسولش در دفاع از دین و رسول او و پشت نکردن به دشمن، بسته بودند.(3)
    از این آیه شریفه استفاده می شود که شهادت در راه خدا سبب حفظ دین و وفای به عهد الهی به بهترین شکل ممکن می شود که تمجید خدای سبحان را در پی دارد.
    نتیجه اینکه «شهادت» که فدا کردن ارزشمندترین دارایی انسان در راه خدا برای پاسداری از دین و یاری فرستادگان او است، عالی ترین مرتبه امر به
    ص:87
    ________________________________________
    1- سوره محمد صلی الله علیه و آله: 4 تا 7 و حج: 40.
    2- مفردات الفاظ قرآن کریم، ماده نحب، ص 793.
    3- تفسیر المیزان، ج 16، ص 435 و نیز ر. ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج 16، ص 296.
    معروف و نهی از منکر است که هر مسلمانی مکلف به آن است؛ زیرا از یک سو، شهادت بالاترین برّ و معروف الهی است که انسان را به قرب الهی و مقام «عند ربّهم یرزقون»(1) می رساند و از سوی دیگر دافعِ منکرات، ظلمت ها و شر دشمنان به شمار می رود. چنان که قرآن می فرماید:
    فَقاتِلْ فی سَبیلِ اللّهِ لا تُکَلَّفُ إِلاّ نَفْسَکَ وَ حَرِّضِ الْمُؤمِنینَ عَسَی اللّهُ أَنْ یَکُفَّ بَأْسَ الَّذینَ کَفَرُوا وَ اللّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَ أَشَدُّ تَنْکیلاً. (نساء: 84)
    در راه خدا پیکار کن. تنها مسئول وظیفه خودت هستی و مؤمنان را بر این کار تشویق کن. امید است که خداوند از قدرت کافران جلوگیری کند و خداوند قدرتش بیشتر و مجازاتش دردناک تر است.
    این آیه، جهاد را عامل جلوگیری از قدرت دشمنان و به تبعِ آن ظلم و فتنه انگیزی و شر آنان معرفی می کند. آیه 39 سوره انفال: «و قاتلوهم حتّی لاتکون فتنه» اثبات کننده این معناست و چون جهاد با جان _ که شهادت است _ بالاترین نوع جهاد است، پس شهادت، مهم ترین مانع و دافع منکرات و دشمنان است.
    افزون بر این، شهید با شهادت خویش در تاریکی های جهل و گمراهی نورافشانی کرده و با شمع وجودش به دیگران راه را می نمایاند، چنان که در زیارت اربعین می خوانیم:
    وَ بَذَلَ مُهْجَتَه فِیکَ لِیَسْتَنقِذَ عبادَکَ مِنَ الْجَهَالَهِ وَ حِیَرهِ الضَّلالَهِ ... .(2)
    ص:88
    ________________________________________
    1- آل عمران: 169.
    2- مفاتیح الجنان، زیارت اربعین، ص 771.
    (حضرت ابا عبداللّه علیه السلام) خون قلب خویش را در راه تو نثار کرد تا بندگانت را از (گردابِ) نادانی و گمراهی نجات بخشد.
    بنابراین، مَثل شهید مَثل شمع است که خدمتش از نوع سوخته شدن و فانی شدن و پرتو افکندن است تا دیگران آسایش یابند و وظیفه خویش را انجام دهند. شهیدان، شمع محفل بشریتند. شهیدان، پرتوافشانان و شمع های فروزنده اجتماعند که اگر پرتوافشانی آنها در ظلمت های استبداد و استبعادها نبود، بشر راه به جایی نمی برد.(1) این از اصلی ترین وظایف انبیای الهی است که شهیدان به آن تأسی می کنند. چنان که قرآن کریم در آیه 45 و 46 سوره احزاب خطاب به رسول گرامی اسلام می فرماید:
    یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنّا أَرْسَلْناکَ شاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذیرًا وَ داعِیًا إِلَی اللّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجًا مُنیرًا.
    ای پیامبر، تو را فرستادیم که گواه و نویددهنده و بیم رساننده و دعوت کننده به حق با اذن حق و چراغی نورافشان باشی.

    ص:89
    ________________________________________
    1- قیام و انقلاب مهدی، صص 74 _ 76.









    امضاء
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  11. Top | #40

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,003
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    10,676
    مورد تشکر
    12,059 در 4,450
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    بخش دوم:شهادت طلبی در قرآن و روایات معصومین علیهم السلام

    فصل اول: شهادت طلبی از دیدگاه قرآن

    آیا شهادت طلبی در قرآن، ارزش شمرده شده است؟
    شهادت طلبی به معنی شهادت خواهی، عشق به شهادت و خواهان مرگ با شهادت بودن، مفهومی است که با توجه به دعای اولیای دین برای طول عمر،(1) پرسش هایی را در ذهن ایجاد می کند. از جمله اینکه آیا داشتن روحیه شهادت طلبی و مرگ با شهادت را از خدا طلب کردن، از دیدگاه مکتب غنی اسلام، مقبول و ارزشمند تلقی شده یا نکوهیده است؟
    برای پاسخ دادن به این پرسش، به بررسی دیدگاه قرآن در این زمینه می پردازیم. با بررسی آیه های قرآن کریم به این نتیجه می رسیم که آیه هایی از قرآن، نشان دهنده ارزشی بودن وجود روحیه شهادت طلبی و فرهنگ آن در افراد و جامعه اسلامی است. در اثبات این ادعا، آیه های زیر با توضیح آن، به
    ص:90
    ________________________________________
    1- بحارالانوار، ج 94، ص 225، روایت از حضرت زهرا علیهاالسلام؛ نیز ج 98، ص 91، روایت از حضرت سجّاد علیه السلام و نیز ج 69، ص 40، روایت از رسول خدا صلی الله علیه و آله و... .
    اندازه کافی گویاست.
    مِنَ الْمُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدیلاً (احزاب: 23)
    در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند، صادقانه ایستاده اند، بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و شهید شدند) و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود نداده اند.
    خدای سبحان در این آیه شریفه دو گروه از مؤمنان را می ستاید و کار آنان را ارج می نهد:
    یک _ مؤمنانی که در پی عهدی که با خدا و رسولش در دفاع از دین او و پشت نکردن به دشمن تا سرحد جان بسته بودند،(1) تا فدای جان ایستادگی کردند و پیمان خویش را با شهادت به پایان بردند و صداقت خود را بدین گونه به اثبات رساندند.








    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی