صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 46 , از مجموع 46

موضوع: عرفان سرخ : تاثیر فرهنگ شهادت طلبی در حفظ ارزشهای دینی

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    6,979
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    10,631
    مورد تشکر
    11,972 در 4,440
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    دو _ گروه دیگری از مؤمنان را از آن رو می ستاید که در عهدِ خویش، هیچ گاه سست نشدند، بلکه برای اثبات صداقت خویش، منتظر شهادت و پیوستن به برادران شهید خود هستند و می خواهند پیمانشان را با خون خود امضا کنند. این کار آنان جز شهادت طلبی، تفسیر دیگری برنمی تابد؛ زیرا انتظاری که خدای سبحان به آنان نسبت می دهد، جز انتظار شهادت در راه خدا و امضای عملی پیمان خود نیست. ستایش و تمجید خداوند از کار آنان نیز ثابت کننده ارزشی بودن این روحیه و مرضیّ خدا بودن کار آنان است.
    ص:91
    ________________________________________
    1- «لقد کانوا عاهدوا اللّه من قبل لایولّون الادبار و کان عهداللّه مسئولاً؛ با آنکه قبلاً با خدا سخت پیمان بسته بودند که پشت [ به دشمن ] نکنند و پیمان خدا همواره بازخواست دارد». احزاب: 15.
    بنابراین، شهادت، وفا به پیمان الهی است و شهادت طلبی انتظار برای وفای به آن است؛ پس این آیه شریفه، ارزشی بودن و تقدس روحیه و فرهنگ شهادت طلبی را ثابت می کند.
    وَمِنَ النّاسِ مَنْ یَشْری نفسَهُ ابْتغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعبِاد.(بقره:207)
    بعضی از مردم جان خود را به خاطر خشنودی خدا می فروشند و خداوند نسبت به بندگان، مهربان است.
    خدای سبحان در این آیه شریفه، مؤمنانی را که جان خویش را برای به دست آوردن رضایت خدا به او تقدیم می دارند و عاشقانه، مرگ با شهادت را پذیرا می شوند، می ستاید و این کار و روحیه را الگویی عملی برای مؤمنان می شمارد.
    شأن نزول این آیه شریفه بنابر نقل شیعه و سنّی درباره حضرت علی علیه السلام است که در شب هجرت پیامبرِ گرامی اسلام _ لیله المبیت _ برای حفظ جان مقدس آن بزرگوار، در بستر ایشان خوابید،(1) در حالی که می دانست آنان _ دشمنان _ قصد کشتن رسول خدا را دارند و هر کس در این مکان باشد، ممکن است کشته شود. با این حال، با اشتیاق در جای رسول خدا خوابید و سبب حفظ جان آن عزیز گردید. این جانبازی در آن شب پرخطر، نمونه برجسته ای از عشق به شهادت است که از عشق به خدا و پیامبر و دین او که بقای آن متضمن سعادت انسان هاست، نشئت گرفته بود.
    این شهادت طلبی تا آنجا ارزش داشت که خدای سبحان آن را در قرآن
    ص:92
    ________________________________________
    1- میزان الحکمه، ج 1، چ 1، ص 18، ح 35.
    ستود و جانبازی در راه کسب رضایت الهی نامید.
    نکاتی چند از این آیه برداشت می شود:







    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #42

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    6,979
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    10,631
    مورد تشکر
    11,972 در 4,440
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    یک _ فدا کردن جان برای کسب رضایت الهی، ارزشمند و مورد تمجید خدای سبحان است.

    دو _ منشأ این جانبازی، وجود روحیه شهادت طلبی در مؤمن است.
    سه _ وجود چنین انسان هایی در میان مؤمنان و جامعه اسلامی، لطف و رحمت خدا بر بندگانش را نشان می دهد؛ زیرا بدین وسیله دین الهی برای انسان ها محفوظ می ماند. پس وجود چنین روحیه ای نیز از رحمت اوست. این نکته از عبارت «و اللّه رؤوف بالعباد» برداشت می شود.
    چهار _ از نکته یاد شده می توانیم نتیجه بگیریم که فقدان این روحیه در افراد و جامعه اسلامی نشانه مسدود شدن باب رحمت و در نتیجه غضب الهی بر آنان است؛ زیرا اگر وجودِ روحیه و سنّتی در جامعه اسلامی از رحمت الهی باشد، فقدان آن، نشانه فقدان آن رحمت و شمول غضب الهی خواهد بود. سنّت استدراج نیز مؤید این ادعاست؛ زیرا خدای سبحان دارای دو نوع رحمت است: یکی رحمت عام که مؤمن و کافر، نیکوکار و فاجر، باشعور و بی شعور، همه به وسیله آن به وجود آمده اند و تا زمانی که وجود دارند، با آن روزی می خورند. دیگری رحمت خاص است که خود لطفی است که خداوند آن را تنها به افراد با ایمان می دهد و نوعی هدایت است که نشانه ایمان و عبودیت شخص و لطفِ خاص الهی نسبت به اوست و روحیه شهادت طلبی از این نوع هدایت و رحمت سرچشمه می گیرد.
    یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلی تِجارَهٍ تُنْجیکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلیمٍ تُؤمِنُونَ بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ
    ص:93
    تُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ یُدْخِلْکُمْ جَنّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا اْلأَنْهارُ وَ مَساکِنَ طَیِّبَهً فی جَنّاتِ عَدْنٍ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ. (صف: 10 _ 12)
    ای کسانی که ایمان آورده اید! آیا شما را به تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذابِ دردناک رهایی می بخشد؟ به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموال و جان هایتان در راه خدا جهاد کنید و این برای شما بهترین است؛ اگر بدانید. (اگر چنین کنید)، گناهانتان را می بخشد و شما را در باغ هایی از بهشت داخل می کند که نهرها از زیر درختانش جاری است و در مسکن های پاکیزه در بهشت جاویدان جای می دهد و این پیروزی عظیم است.
    از این آیه شریفه و آیه های مشابه آن مانند آیه 111 توبه برمی آید که خدای سبحان، مؤمنان را به داشتن روحیه شهادت طلبی و جانبازی در راه خدا و جهاد با مال در راه خدا تشویق می کند و جهاد با جان و مال را معامله و تجارت با خدا می نامد؛ تجارتی که در آن انسان مؤمن، متاع قلیل دنیای ناپایدار را می دهد و در مقابل، حیات حقیقی در بهشت جاویدان را _ با اوصاف عالی آن _ می گیرد. این بهترین نوع تشویق و ترغیب مؤمنان به داشتن روحیه جانبازی در راه خداست.
    بر این اساس، روحیه و فرهنگ شهادت طلبی مطلوب است؛ زیرا سبب دفاع و پایداری مؤمنان تا حد جان فشانی می شود. بنابراین، تا این روحیه در مؤمنان نباشد، هیچ تمایلی به جهاد با جان و ایستادگی در برابر دشمن نخواهند داشت؛ چون از کشته شدن در هراسند و آن را ناپسند می دانند. پس در حقیقت، این آیه ها، ترغیب و تشویق به روحیه شهادت طلبی از طریق توصیف اجر و پاداش جهاد و شهادت در راه خداست و برای مؤمنانی است که بهشت و نعمت های آن بالاترین مطلوب آنها به شمار می رود.
    ص:94
    لا یَسْتَأْذِنُکَ الَّذینَ یُؤمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ اْلآخِرِ أَنْ یُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ وَ اللّهُ عَلیمٌ بِالْمُتَّقینَ. (توبه: 44)
    آنان که به خدا و روز جزا ایمان دارند، هیچ گاه برای ترک جهاد در راه خدا با اموال و جان هایشان از تو اجازه نمی گیرند و خداوند، پرهیزکاران را می شناسد.
    این آیه شریفه، لازمه ایمان به خدا و روز قیامت را بصیرتی می داند که مؤمنان را به جهاد با مال و جان در راه خدا کشانده و سبب می شود که وجوب جهاد با مال و جان را دریابند. اسلام نه تنها به آنها اجازه سستی در جهاد را نمی دهد، بلکه آنان را مشتاق و شیفته جان نثاری در راه خدا می کند. این بصیرت، همان ملکه تقواست که یکی از برکات آن، قدرت تشخیص حق از باطل است(1) و این معنا از عبارت «و اللّه علیم بالمتقین» برداشت می شود.
    با توجه به این آیه شریفه، روحیه شهادت طلبی نه تنها ارزش است، بلکه نتیجه ایمان به خدا و روز رستاخیز و از ثمره های تقوای الهی به شمار می رود که خدای سبحان به برکت آن، بندگانش را آماده جانبازی در راه کسب رضایت او می کند.
    به علاوه، این آیه و آیه های قبل و بعد از آن _ آیه های 43 و 45 سوره توبه _ توبیخ و تحقیر کسانی است که از جهاد و شهادت در راه خدا هراسانند و به هر بهانه ای از انجام آن سر باز می زنند. اینان نه تنها تقوا ندارند، بلکه بی ایمانی و نفاق، علّت اصلی مرارت و ناپسندی جهاد و شهادت در قلب ایشان است.
    قُلْ إِنْ کانَ آباؤکُمْ وَ أَبْناؤکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ وَ
    ص:95
    ________________________________________
    1- انفال : 29.
    عَشیرَتُکُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَهٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فی سَبیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّی یَأْتِیَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقینَ. (توبه: 24)
    بگو اگر پدران، فرزندان، برادران، همسران، طایفه شما و اموالی که به دست آورده اید و تجارتی که از کساد شدنش می ترسید و خانه هایی که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوب تر است، در انتظار این باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند و خداوند جمعیت فاسق را هدایت نمی کند.
    چنان که از این آیه شریفه برمی آید، این آیه توبیخ و تهدیدی است برای تمام کسانی که محبت دنیا و مظاهر آن، قلبشان را به خود مشغول ساخته و از خدا اعراض کرده اند. طبیعتا برای کسانی که همه هستی آنها زندگی دنیوی آنهاست، کنده شدن از آن دردناک ترین عذاب است؛ بنابراین، جهاد و شهادت در راه خدا نیز نه تنها محبوب آنها نیست، بلکه منفور آنهاست؛ چون آنان را از محبوب خود جدا می سازد.
    خدای سبحان در این آیه شریفه، از میان تمام کارهای شایسته، پس از محبت به خدا و رسول او، جهاد فی سبیل اللّه را بیان می کند و چون مصداق برجسته و مشکل جهاد، جهاد با جان و جان بازی در راه خداست؛ پس می توان گفت که شهادت طلبی از محبوب ترین اعمال خیر پس از ایمان و عشق به خدا و اولیای اوست؛ چنان که روایت نبوی که شهادت را بالاترین نیکی می داند،(1) این موضوع را تأیید می کند.
    بنابراین، از آیه یاد شده این نکات برداشت می شود:







    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. Top | #43

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    6,979
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    10,631
    مورد تشکر
    11,972 در 4,440
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    یک _ جهاد با جان، پس از ایمان به خدا و محبت به او و برگزیدگانش،

    محبوب ترین عمل است و محبت به آن نیز خداپسندترین محبت به شمار می رود. پس شهادت طلبی از محبوب ترین اعمال نزد خدای سبحان است.
    دو _ این محبوبیت شهادت، نتیجه عشق به خدا و رسول و اولیای اوست که محبت به آنها محبت به خدا(1) و واجب است.(2) کسی که قلبش سرشار از محبت خداست، جهاد در راه خدا نیز محبوب اوست و شهادت طلب است؛ زیرا شهادت سبب قرب به خدا و ضیافت اوست و او خواهان وصال محبوب است.
    سه _ کسی که قلبش را از محبت غیرخدا پرکرده است، خدا و اولیای او و جهاد فی سبیل اللّه، مبغوض اوست و بالتبع او نیز مبغوض خدا خواهد بود.
    چهار _ اگر زندگی دنیوی و مظاهر آن در قلب کسی از خدا و رسول او و جهاد فی سبیل اللّه محبوب تر باشد، فاسق است و فاسق باید منتظر نزول عذاب الهی باشد.
    أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَکُوا وَ لَمّا یَعْلَمِ اللّهُ الَّذینَ جاهَدُوا مِنْکُمْ وَ لَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لاَ الْمُؤمِنینَ وَلیجَهً وَ اللّهُ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ. (توبه: 16)
    آیا گمان کرده اید که به حال خود رها می شوید، در حالی که خداوند هنوز کسانی را که از شما جهاد کردند و غیر از خدا و رسولش و مؤمنان را محرم اسرار خویش انتخاب نکردند،
    ص:97
    ________________________________________
    1- «من احبّکم فقد احبّ اللّه؛ کسی که شما [ اهل بیت ] را دوست داشته باشد، خدا را دوست داشته است.» زیارت جامعه کبیره، مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، ص 905.
    2- «قل لا اسئلکم علیه اجرا الاّ المودّه فی القربی؛ بگو به ازای آن [ رسالت ] پاداشی از شما خواستار نیستم مگر دوستی درباره خویشاوندان». شورا: 23
    (از دیگران) مشخص نساخته است؟ (باید آزمون شوید و صفوف از هم جدا گردد) و خداوند به آنچه عمل می کنید آگاه است.
    مشابه این آیه، آیه های 142 آل عمران و 31 محمد است. در آیه 31 سوره محمد صلی الله علیه و آلهمی فرماید:
    وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتّی نَعْلَمَ الْمُجاهِدینَ مِنْکُمْ وَ الصّابِرینَ وَ نَبْلُوَا أَخْبارَکُمْ.
    ما به یقین، همه شما را می آزماییم تا معلوم شود از میان شما مجاهدان واقعی و صابران چه کسانی هستند و نیز اخبار شما را می آزماییم (یعنی احوال شما را).
    خدای سبحان در آیه های یاد شده آزمودن روحیه مجاهدت و شهادت طلبی مؤمنان را، یکی از آزمایش های قطعی بیان می کند؛ به این معنا که یکی از اصلی ترین نکاتی که باید حال افراد در رویارویی با آن ارزیابی شود، مسئله جهاد در راه خداست که احتمال شهادت در آن فراوان است؛ زیرا در مقام عمل است که پاک از ناپاک و مخلص از مدعیان دروغین ایمان جدا می شود. پس امتثال امر خدای سبحان برای جهاد و اشتیاق به آن و سبقت گرفتن به سوی آنکه معلول شهادت طلبی مؤمن است، صفای باطن و حقیقت ایمان افراد را نمایان می کند.
    نکته مهمی که در این آیه به آن اشاره شده این است که چنین آزمایشی خودی ها را از غیرخودی ها جدا می سازد؛ زیرا در بینش قرآنی، مجاهدان فی سبیل اللّه و کسانی که تنها خدا و رسول و مؤمنان را محرم اسرار می شمارند و تنها به آنان اعتماد می کنند، خودی به شمار می آیند و غیر از این افراد، هر چند اظهار ایمان و عمل صالح کنند، غیرخودی و اهل کفر و منافق شمرده می شوند؛ زیرا چنان که _راغب _در مفرداتش می گوید «ولیجه» به معنی هر
    ص:98
    چیزی است که انسان به آن اعتماد کند و خود به آن بپیوندد.(1)
    بنابراین، مرز میان خودی و غیرخودی در جامعه اسلامی در این آیه ها کاملاً مشخص شده است. ویژگی آن علاوه بر ایمان و عمل صالح، وجود روحیه شهادت طلبی و عشق به جهاد فی سبیل اللّه و اعتماد کردن فقط به خدا و رسول و مؤمنان است. این سبب می شود که مؤمن مجاهد، جز خدا و رسولش و اولیای او که محرم درگاه اویند، محرم و معتمدی نجوید.
    قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلاّ إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِکُمْ أَنْ یُصیبَکُمُ اللّهُ بِعَذابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَیْدینا فَتَرَبَّصُوا إِنّا مَعَکُمْ مُتَرَبِّصُونَ. (توبه: 52)
    بگو آیا درباره ما جز یکی از دو نیکی را انتظار دارید (یا پیروزی یا شهادت)، ولی ما انتظار داریم که خداوند عذابی از سوی خودش به شما برساند یا به دست ما (مجازات شوید). اکنون که چنین است، شما انتظار بکشید، ما هم با شما انتظار می کشیم.
    خداوند در این آیه که ارزشی بودن روحیه شهادت طلبی را تأیید می کند، به مؤمنان دستور می دهد که در پاسخ طعنه ها و کارشکنی های منافقان به آنان بگویند: «از جانب خدای سبحان، جز نیکی به ما نمی رسد، خواه پیروزی ظاهری نصیب ما شود و خواه شهادت در راه او، هر دو مطلوب و آرزوی ماست»؛ زیرا در صورت پیروزی، دین حق چیره می شود و کفر و شرک از میان می رود که این آرزوی هر مؤمنی است. در صورت شهادت نیز پیروز شده ایم؛ زیرا تکلیفِ خود را در دفاع از دین الهی انجام داده ایم و به حیات طیبه و لقای خدا و نعمت های بی نهایت او دست یافته ایم که این نیز آرزوی
    ص:99
    ________________________________________
    1- مفردات الفاظ قرآن کریم، ماده «ولج»، ص 883.
    هر مؤمنی است و در هر دو صورت به سعادت رسیده ایم.
    روشن است که در این آیه شریفه، مؤمنان نه تنها به داشتن روحیه شهادت طلبی تشویق شده اند، بلکه مکلف به آن هستند؛ بدین معنا که مؤمنان باید با جان و دل، وظیفه خود را در دفاع از دین به انجام برسانند و به نتیجه دل نبندند. آنان باید با تمام توان در انجام وظیفه بکوشند و این حقیقت است که سبب فلاح و رستگاری است. پیداست که این تکلیف، بدون وجود روحیه شهادت طلبی و گسترش فرهنگ آن در جامعه اسلامی که منطق متعالی «احدی الحسنیین» نتیجه آن است، به درستی انجام نمی پذیرد.
    بنابراین، اگر انسان مؤمن به این حقیقت، ایمان قلبی داشته باشد و بر خدا توکل کند و اراده و اختیار خود را به او واگذار کند، در رسیدن مصیبت، همان اندازه خشنود است که از رسیدن حسنه مسرور می گردد؛ زیرا هر دو را اراده محبوب می داند و اراده محبوب،هرچه باشد برای او شیرین است،چنان که عقیله بنی هاشمزینب کبری علیهاالسلام در پاسخ طعنه آن لعین که به او گفت: «کیفَ رأیتِ صُنْعَ اللّهِ باخیکِ و اهلِ بَیتکِ؟» عاشقانه فرمود: «ما رأیتُ الاّ جمیلاً ... ؛ من جز زیبایی (از خدا) چیزی ندیدم!...».(1)
    این زیباترین نوع ترسیم عبودیت و صبر است که از سوی این عالمه غیرمعلَّمه ظاهر شده است.
    فرهنگ شهادت طلبی و منطق «احدی الحسنیین» که زاییده توحید ناب مؤمن است، در طول تاریخ، موجب عزت و سربلندی دین و دین داران بوده و
    ص:100
    ________________________________________
    1- اللهوف علی قتلی الطفوف، بی جا، دارالاسوه للطباعه و النشر، 1414، چ 1، ص 201.
    هرگاه مؤمنان از این روحیه فاصله گرفته اند، دین و دنیای آنان آسیب دیده و به ذلت و عذاب الهی مبتلا شده اند.
    کُلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنی وَ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَی الْقاعِدینَ أَجْرًا عَظیمًا دَرَجاتٍ مِنْهُ وَ مَغْفِرَهً وَ رَحْمَهً وَ کانَ اللّهُ غَفُورًا رَحیمًا. (نساء: 95 و 96)
    هرگز افراد با ایمانی که بدون بیماری و ناراحتی از جهاد باز نشستند با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند، یکسان نیستند. خداوند، مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد کردند بر ترک کنندگان جهاد برتری مهمی بخشیده و به هر یک از این دو گروه (به نسبت اعمال نیکشان) وعده پاداش نیک داده و مجاهدان را بر خانه نشینان با پاداش عظیمی برتری بخشیده است. درجات مهمی از ناحیه خداوند و آمرزش و رحمت (نصیب آنان می گردد)؛ و (اگر لغزش هایی داشته اند،) خداوند، آمرزنده مهربان است.
    مشابه این آیه ها، آیه های 20 تا 22 سوره توبه هستند که خدای سبحان در امثال این آیه ها با تجلیل از مجاهدان راه خدا و توصیف مقامات و درجه های آنان در مقابل غیر مجاهدان، آنان را به جهاد فی سبیل اللّه تشویق می کند؛ چون جهاد فی سبیل اللّه، عملی است که حد اعلای آن جهاد با جان در راه خداست و می تواند به شهادت بیانجامد پس ترغیب مؤمنان به جهاد، درواقع، ترغیب آنان به داشتن روحیه شهادت طلبی است؛زیرا:






    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. Top | #44

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    6,979
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    10,631
    مورد تشکر
    11,972 در 4,440
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    یک _ انجام کامل این فریضه، مستلزم نترسیدن از مرگ و اشتیاق به شهادت است.

    دو _ از آنجا که همیشه خطر دشمن برای اسلام و مسلمانان وجود دارد، وجود این روحیه و فرهنگ شهادت طلبی در مؤمنان و جامعه دینی، یکی از مصداق های مهم آمادگی است. باید گفت برای ایجاد رعب در دشمنان، همه مسلمانان به داشتن این روحیه مکلف گشته اند؛ زیرا قرآن کریم به مسلمانان
    ص:101
    دستور می دهد:
    وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ. (انفال: 60)
    هر نیرویی در توان دارید، برای مقابله با دشمنان آماده سازید و (همچنین) اسب های ورزیده (برای میدان نبرد) تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید و همچنین گروه دیگری غیر از اینها را که شما نمی شناسید و خدا آنها را می شناسد... .
    با این فرمان، مؤمنان، مکلف به آمادگی همیشگی برای دفاع در برابر تهاجم دشمنان هستند؛ زیرا این آمادگی مؤمنان، با ایجاد ترس در دل دشمنان، از تهاجم آنان جلوگیری می کند. روشن است که یکی از راه های کسب آمادگی همه جانبه، وجود روحیه شهادت طلبی در مؤمنان است و برعکس، ترس از مرگ، افراد دشمن را از هجوم باز می دارد؛ زیرا یکی از ویژگی های انسان بی ایمان، وحشت از مرگ و یکی از ویژگی های مؤمن، انس با مرگ است.
    بنابراین، این آیه ها در حقیقت با تشویق مؤمنان به جهاد فی سبیل اللّه، آنان را به سوی داشتن روحیه شهادت طلبی می کشاند؛ زیرا چنین درجاتی از آن جهادی است که مؤمن با عشق و اشتیاق به آن می پردازد؛ و در غیر این صورت با بی رغبتی، عمل ارزشی ندارد.
    یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ما لَکُمْ إِذا قیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فی سَبیلِ اللّهِ اثّاقَلْتُمْ إِلَی اْلأَرْضِ أَ رَضیتُمْ بِالْحَیاهِ الدُّنْیا مِنَ اْلآخِرَهِ فَما مَتاعُ الْحَیاهِ الدُّنْیا فِی اْلآخِرَهِ إِلاّ قَلیلٌ إِلاّ تَنْفِرُوا یُعَذِّبْکُمْ عَذابًا أَلیمًا وَ یَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَیْرَکُمْ وَ لا تَضُرُّوهُ شَیْئًا وَ اللّهُ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ إِلاّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذینَ کَفَرُوا ثانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُما فِی الْغارِ إِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللّهُ سَکینَتَهُ عَلَیْهِ وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها وَ جَعَلَ کَلِمَهَ الَّذینَ کَفَرُوا السُّفْلی وَ کَلِمَهُ اللّهِ هِیَ الْعُلْیا وَ
    ص:102
    اللّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ انْفِرُوا خِفافًا وَ ثِقالاً وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ فی سَبیلِ اللّهِ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ. (توبه: 38 _ 41)
    ای کسانی که ایمان آوریده اید! چرا هنگامی که به شما گفته می شود به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید بر زمین سنگینی می کنید (و سستی به خرج می دهید)، آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده اید، با اینکه متاع زندگی دنیا در برابر آخرت جز اندکی نیست. اگر به سوی جهاد حرکت نکنید، شما را مجازات دردناکی می کند و گروه دیگری غیر از شما را جای گزین شما قرار می دهد و هیچ زیانی به او نمی رسانید و خداوند بر هر چیزی تواناست. همگی (به سوی جهاد) سبک بار یا سنگین بار حرکت کنید و با اموال و جان های خود در راه خدا جهاد کنید و این برای شما بهتر است، اگر بدانید.
    از این آیه ها برمی آید که خدای سبحان، سستی و کاهلی در جهاد را نمی پسندد و مسلمانان را برای نداشتن اشتیاق به جهاد در راه خدا _ یعنی نداشتن روحیه شهادت طلبی و غیرت دینی _ سرزنش می کند. همچنین آنان را در صورت استمرار بر روحیه دنیاطلبی و جهاد گریزی، به عذاب دردناک تهدید می کند.
    باید بدانیم که پروردگار، درمان این روحیه ناپسند را در گرو ترک دنیاطلبی و دل بستن به زندگی با سعادت اخروی می داند. ترغیب به زندگی اخروی مؤمنان را شهادت طلب می سازد تا آنجا که دنیا را با تمام وسعت آن برای خود زندان می بینند.
    بنابراین، نتیجه این آیه ها چنین است:










    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. Top | #45

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    6,979
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    10,631
    مورد تشکر
    11,972 در 4,440
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    یک _ سستی و کاهلی در امر جهاد، نزد خدا مذموم و ناپسند است و سبب غضب و عذاب الهی است.
    دو _ علت این سستی، محبوبیت دنیا و مظاهر آن در قلب شخص، در
    ص:103
    مقابل محبوبیت سعادت حیات اخروی است.
    سه _ پس اشتیاق به جهاد در راه خدا و روحیه شهادت طلبی نزد خدا مطلوب و باارزش است.
    چهار _ شانه خالی کردن گروهی از مسلمانان از وظیفه جهاد، مانع از یاری نشدن دین او نمی شود؛ زیرا خدای سبحان به جای متخلفان، افراد لایقی را برای حفاظت از دینش بر می گزیند. پس جهاد در راه خدا، توفیقی است که خدا نصیب هر کسی نمی کند؛ زیرا جهاد، بنابر فرمایش حضرت علی علیه السلام، دری از درهای بهشت رحمت خداست که آن را برای اولیای مقربش باز می کند. پس لطف و هدایت ویژه ای است که برای مؤمن از دیگر موهبت ها و نعمت های الهی بهتر و برتر است.
    کسانی که ایمان آورده اند، می گویند: چرا سوره ای نازل نمی شود (که در آن فرمان جهاد باشد)، اما هنگامی که سوره واضح و روشنی نازل گردد که در آن سخنی از جنگ است، منافقان بیمار دل را می بینی که همچون کسی که در آستانه مرگ قرار گرفته به تو نگاه می کنند. پس مرگ برای آنان سزاوارتر است، ولی اطاعت و سخن سنجیده برای آنان بهتر است و اگر هنگامی که فرمان جهاد قطعی شود به خدا راست گویند و از در صدق و صفا در آیند، برای آنان بهتر است. (محمد: 20 و 21)
    خدای تعالی در این آیه شریفه برخی مسلمانان را به خاطر ترس از جهاد و کشته شدن در راه خدا ملامت و تحقیر می کند، آن چنان که مرگ را برای آنان از حقارت و ذلت ترس، سزاوارتر می داند و این اوج تحقیر آنهاست. سپس برای نجات آنان از این ذلت می فرماید: «اگر اینان فرمان جهاد را اطاعت کنند و بر پیمان خود با خدا صادقانه وفادار بمانند، برای دنیا و آخرت آنان بهتر است».









    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  7. Top | #46

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    6,979
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    10,631
    مورد تشکر
    11,972 در 4,440
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    از این آیه ها، به این نکات دست می یابیم:

    یک _ از ویژگی های افراد ضعیف و منافق آن است که به زبان، خود را آماده و شیفته جهاد فی سبیل اللّه معرفی می کنند و به محض صدور حکم جهاد، از ترس مرگ، حالت احتضار به آنان دست می دهد.
    دو_ ترس از قتال، به خاطر ترس از مرگ است که نتیجه مرض روحی، کاستی در ایمان و نفاق درونی آنان است. پس منافق هرگز شهادت طلب نیست؛ چون مطیع پروردگار نبوده و در ایمان به خدا و پیمان با او صادق نیست.
    سه _ از دو نکته یاد شده نتیجه می گیریم که عشق به جهاد و شهادت در راه خدا، ارزشمند و پسندیده است که منافقان و افراد سست ایمان، ادعای آن را دارند.
    چهار _ اطاعت از حکم جهاد و پذیرش صادقانه آن، نشانه سلامتی باطن و ایمان خالص و صداقت در پیمان با خداست که علامت اینها داشتن روحیه شهادت طلبی است.
    آنچه تاکنون بیان شد، چند نمونه از آیه های زیادی است که می توان دلیلی بر ارزشی بودن و تقدس روحیه و فرهنگ شهادت طلبی نزد خدای سبحان باشد، ولی ما به سبب رعایت اختصار، به همین مقدار بسنده می کنیم و می گوییم فرهنگ و روحیه شهادت طلبی در جامعه نه تنها از دیدگاه قرآن ارزشمند است؛ بلکه یکی از محبوب ترین ویژگی های مؤمنان در نزد خدای سبحان به شمار می رود.










    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی