صفحه 8 از 8 نخستنخست ... 45678
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 76 , از مجموع 76

موضوع: عرفان سرخ : تاثیر فرهنگ شهادت طلبی در حفظ ارزشهای دینی

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #71

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,215
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,175
    مورد تشکر
    12,496 در 4,564
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    شهادت طلبی، طلب عزت و اثبات عزت مؤمن


    از دیدگاه قرآن کریم، مؤمن عزیز است و طالب عزت و چون تنها آن را در خدای سبحان می بیند، تنها از او عزت می جوید:
    أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّهَ فَإِنَّ الْعِزَّهَ لِلّهِ جَمیعًا. (نساء: 39)
    آیا عزت و آبرو را نزد آنان (کافران) می جویند؟ با اینکه همه عزت ها از آن خدا است؟!
    و نیز می فرماید:
    وَ لِلّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤمِنینَ... . (منافقون: 8)
    عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است.
    معزتّ در لغت، حالتی است که مانع مغلوب شدن انسان می شود.(2) پس عزت مؤمن، اقتضا می کند که جان خویش را فدا کند، ولی دین، ایمان و ناموس خود را مغلوب دشمن نبیند و سرّ مطلب این است که می داند اگر در مقابل عزیز علی الاطلاق در هنگام نیاز جان فشانی نکند و هستی خود را در راه او در طبق اخلاص ننهد، ناگزیر در راهی غیر از آن تباه خواهد ساخت؛
    ص:207
    ________________________________________
    1- «قل انّ الخاسرین الّذین خَسِرُوا انفسَهُم و اهلیهِم یَوْمَ القیامهِ... ؛ بگو: زیانکاران در حقیقت کسانی اند که به خود و کسانشان در روز قیامت زیان رسانده اند». زُمَر: 15
    2- مفردات الفاظ قرآن کریم، ماده عزّ، ص 563.
    زیرا هر عزتی که به غیر او منتهی شود، در حقیقت ذلت است و هر مسیری که او را به غیر معبودش برساند، ذلت دنیا و آخرت را برایش در پی خواهد داشت. پس یکی از اسرار و رموز شهادت طلبی مؤمن، عزتی است که از ناحیه خدای عزیز به او موهبت شده است و این عزت است که زندگی و مرگش را فی سبیل اللّه می سازد و موجب می شود که مرگ با عزت را بر زندگی همراه با ذلت ترجیح دهد. البته تنها چنین مرگی است که به زندگی معنا می دهد. همچنین این زندگی معنا یافته است که شهادت را تفسیر می کند و مفهوم می بخشد؛ زیرا با شهادت است که انسان به قدرت و عظمت و عزت می رسد و دلیل آن هم رسیدن به معدن عظمت و قدرت و عزت است.
    در حقیقت، مؤمنان به مظهر تام نام عزیز خدای سبحان، سالار شهیدان، حسین بن علی علیه السلام اقتدا می کنند که فرمود:
    اَلا اِنَّ الدَّعِیَ بنَ الدَّعی قَد رَکَزَنی بَینَ السِّلَّْهِ وَ الذِّلَّهِ وَ هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَهُ... .(1)
    همانا زنازاده فرزنده زنازاده مرا میان شمشیر کشیدن و خواری دیدن مخیر کرده است؛ چه دور است که ما ذلت را بپذیریم.
    بنابراین، شهادت طلبی، گزینش مرگ با عزت بر زندگی با ذلت است که شیوه مردان خداست.








    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #72

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,215
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,175
    مورد تشکر
    12,496 در 4,564
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    شهادت طلبی، شرکت در حماسه شهید و درجات او


    در فرهنگ اسلام، اراده خالصانه انجام کار نیک، سبب ثبت آن در پرونده اعمال انسان مؤمن است. این حقیقت با بیان های گوناگونی از سوی
    ص:208
    ________________________________________
    1- فرهنگ جامع سخنان امام حسین، گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام، ص 478.
    معصومین علیهم السلام به ما رسیده است. درباره شهادت نیز همین حکم جاری است. از رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین روایت شده است:
    مَنْ طَلَبَ الشَّهادَهَ صادِقا اُعطیها وَ لَو لَم تُصِبهُ.(1)
    کسی که صادقانه طلب شهادت کند (مقام) شهادت به او داده می شود هر چند به شهادت نرسد.
    و نیز از همان بزرگوار روایت شده است:
    مَنْ سَألَ اللّهَ الشَّهادَهَ بصِدْقٍ بَلَّغَهُ اللّهُ منازِلَ الشُّهَداءِ و إنْ ماتَ عَلی فِراشِهِ.(2)
    کسی که صادقانه از خدا شهادت در راه او را طلب کند، خدای سبحان او را به درجات شهدا می رساند اگرچه در رختخواب مرده باشد.
    بنابراین، شهادت طلبی صادقانه و مخلصانه حتی در صورتی که جهادی روی ندهد و قتالی صورت نگیرد، مؤمن شهادت طلب را به مقامات و درجات شهدا می رساند. پس همراهی با شهدا و شرکت در ثواب عمل و حماسه آفرینی آنها، خود به تنهایی برای شهادت طلبی مؤمن کافی است. این است فلسفه دعای مؤمنان عقب مانده از کاروان شهدا که مخلصانه، شهدا به ویژه سید و سالار آنان را مورد خطاب قرار می دهند و می گویند: «یا لیتَنا کنّا معکم فنفوزَ فوزا عظیما».(3)

    ص:209
    ________________________________________
    1- میزان الحکمه، ج 2، ص 1516، ح 9787.
    2- همان.
    3- مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امام حسین علیه السلام، ص 708.






    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. Top | #73

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,215
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,175
    مورد تشکر
    12,496 در 4,564
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    فصل دوم: آثار شهادت طلبی

    آثار فردی

    الف) تقویت ایمان


    از دیدگاه اسلام، لازمه ایمان، عمل صالح است و انسان را به انجام آن برمی انگیزاند. البته ایمان در صورتی می تواند منشأ ملکات فاضله و اعمال شایسته شود که زنده و فعال باشد؛ به این معنی که تنبه و توجه مؤمن به مبدأ و معاد _ که مبادی ایمانند _ شرط زنده و فعال بودن آن است و این چنین ایمانی سبب اجرای اعمال صالحه و کسب تقوا و ملکات فاضله انسانی می شود. در غیر این صورت، ایمان به بار نمی نشیند و آثار و نتایج مطلوب از آن به دست نمی آید، بلکه ماهیت آدمی، در چنین شرایطی رفته رفته مسخ می گردد و از انسانیت خارج می شود(1) و از هر جنبده ای پست تر می گردد:
    اَمْ تَحْسَبُ اَنَّ اَکْثَرُهُم یَسْمَعُونَ اَوْ یَعْقِلُونَ اِنْ هُمْ اِلاّ کَالانْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلّ سَبیلاً. (فرقان: 44)
    آیا گمان می بری بیشتر آنان می شنوند یا می فهمند؟! آنان فقط همچون چهارپایانند، بلکه گمراه ترند.
    ص:210
    ________________________________________
    1- محمدتقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، قم، انتشارات دفتر انتشارات اسلامی، 1376، چ 1، ج 1، ص 186.
    از آنجا که ایمان مراتب و درجاتی دارد(1) کما اینکه درجات قرب الهی نیز دارای مراتب است، تقویت ایمان فرد و سیر صعودی در درجه های آن، با اعمال صالحه و کسب ملکات و روحیات فاضله ممکن می شود؛ چنان که قرآن کریم می فرماید:
    إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصّالِحُ یَرْفَعُهُ. (فاطر: 10)
    کلمه پاک (روح مؤمن) به سوی او صعود می کند و عمل صالح آن را بالا می برد.
    خدای سبحان در این آیه شریفه، روح پاک مؤمن را کلمه طیبه ای نامیده است که با اعمال صالح، به سوی او صعود می کند.(2)
    امام علی علیه السلام نیز با اشاره به لازم و ملزوم بودن ایمان و عمل صالح، ایمان را موجب انجام دادن اعمال صالحه و به دست آوردن ملکات فاضله و اعمال و ملکات نیکو را سبب تقویت ایمان معرفی می کند.(3)
    بنابراین، انجام اعمال شایسته و بندگی خدا، تنها راه به دست آوردن ملکات فاضله انسانی و به تبع آن، کسب درجات بالای ایمان است. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که روحیه و فرهنگ شهادت طلبی از بهترین عوامل و از ملکات فاضله ای است که تقویت ایمان فردی و جمعی مسلمانان را سبب می شود. این گونه که شهادت در فرهنگ غنی اسلام، شایسته ترین عمل از میان کارهای نیک، شمرده شده است. چنان که رسول گرامی اسلام نیز
    ص:211
    ________________________________________
    1- تفسیر المیزان، ج 1، صص 454 _ 460 و ج 18، صص 388 _ 394.
    2- تفسیر المیزان، ج 1، ص 458.
    3- نهج البلاغه، خطبه 156، ص 289.
    به این موضوع اشاره کرده اند.(1) و نیز در جای دیگر، ثواب شهادت طلبی را برابر با خود شهادت دانسته و فرموده است:
    مَنْ طَلَبَ الشَّهادَهَ صادِقا اُعْطیها وَ لَولَم تُصِبْهُ.(2)
    هرکس صادقانه شهادت طلب باشد (ثواب و درجه شهید) به او داده می شود، اگرچه به شهادت نایل نشود.
    پس توان و درجه روحیه و ملکه شهادت طلبی صادقانه در رساندن صاحب خود به درجات بالای ایمان، کمتر از خود شهادت نیست که شاید دلیل این مطلب، آثار و برکات و خیرات بی مانندی است که این روحیه و فرهنگ نیکو را برای افراد و جامعه اسلامی به ارمغان می آورد که از جمله این آثار، تقویت ایمان مؤمنان است.
    بنابراین، می توان ادعا کرد که روحیه شهادت طلبی، از جمله عواملی است که می تواند بالاترین اثر را بر تقویت ایمان و معرفت فردی و جمعی جامعه اسلامی داشته باشد.
    افزون بر این، در آیه ها و روایت های گوناگونی نیز شواهدی وجود دارد که این حقیقت را به اثبات می رساند. در اینجا چند نمونه از آنها را بیان می کنیم:
    1. آیه 4 سوره فتح:
    هُوَ الَّذی أَنْزَلَ السَّکینَهَ فی قُلُوبِ الْمُؤمِنینَ لِیَزْدادُوا إیمانًا مَعَ إیمانِهِمْ وَ لِلّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ کانَ اللّهُ عَلیمًا حَکیمًا.
    ص:212
    ________________________________________
    1- شیخ صدوق، کتاب الخصال، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1362، ج 1، باب الواحد، ص 9، ح 31.
    2- میزان الحکمه، چ 1، ج 2، ص 1516، ح 9778.
    او کسی است که آرامش را در دل های مؤمنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند؛ لشکریان آسمان ها و زمین از آن خداست و خداوند دانا و حکیم است.
    سکینه در آیه شریفه، آرامش و سکون نفس و ثبات و اطمینان معنا می دهد و مقصود از «انزال سکینه در قلوب مؤمنان» ایجاد آن است، پس از آنکه فاقد آن بودند.(1) بنابراین، معنای آیه چنین است: «خدای سبحان کسی است که (در مصاف با دشمن) ثبات و اطمینان را در قلب مؤمنان ایجاد کرد تا ایمان خود را بدان بیفزایند».
    حال با توجه به اینکه آیه در سیاق سخن از جهاد فی سبیل اللّه و فتح است، می توان چنین نتیجه گرفت که این نزول سکینه و در پی آن افزایش ایمان، نتیجه موفقیت مؤمنان در آزمون شهادت طلبی و مجاهدت در راه خداست؛ زیرا این انزال سکینه که زیاد شدن ایمان را در پی دارد و در روایتی از امام باقر علیه السلامنیز دیده می شود،(2) از مصداق های مسلم هدایت خاصه الهی است که بدون شایستگی و لیاقت، نصیب هرکسی نمی شود، هدایتی که قرآن کریم با تأکید فراوان، آن را ثمره قطعی موفقیت در آزمون مجاهدت و جانبازی در راه خدا، معرفی می کند. آنجا که می فرماید:
    و آنها که در راه ما (خالصانه) جهاد کنند، به راه های خود، هدایتشان خواهیم کرد و خداوند با نیکوکاران است. (عنکبوت: 69)
    این سنت الهی است که خدای سبحان مؤمنان را به خاطر ایمان و اعمال
    ص:213
    ________________________________________
    1- تفسیر المیزان، ج 18، صص 386-378.
    2- میزان الحکمه، چ 1، ج 2، ص 197، ح 1335.
    شایسته آنان، مشمول هدایت خاص خود می گرداند و تقویت ایمان، معرفت و تقرب بیشتر آنان را به خودش در پی دارد، چنان که پروردگار می فرماید:
    إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ یَهْدیهِمْ رَبُّهُمْ بِإیمانِهِمْ ... . (یونس: 90)
    کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، پروردگارشان آنها را در پرتو ایمانشان هدایت می کند.
    آیه های گوناگونی این موضوع را بیان می کند که برای نمونه می توان به آیه های 11 سوره تغابن، 17 سوره محمد صلی الله علیه و آله، 76 سوره مریم، 213 سوره بقره و 43 سوره اعراف، اشاره کرد.
    بنابراین می توانیم ادعا کنیم که این انزال سکینه، از سوی خدای سبحان، پاداش مؤمنانی است که به سبب شهادت طلبی و جانبازی خود، در برخورد با دشمن، به آنان بخشیده است و این گونه ایمانشان را تقویت کرده و به خود نزدیک تر ساخته است.
    2. آیه 173 سوره آل عمران:
    الَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إیمانًا وَ قالُوا حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ.
    اینها کسانی بودند که (بعضی از) مردم [= منافقین]، به آنها گفتند: «مردم [= لشکر دشمن] برای (حمله به) شما اجتماع کرده اند؛ از آنها بترسید!»، اما این سخن [= تهدید منافقین] بر ایمانشان افزود و گفتند: «خدا ما را کافی است و او بهترین حامی ماست».
    در این آیه شریفه، خدای سبحان مؤمنانی را می ستاید که به خاطر وجود روحیه مجاهدت و شهادت طلبی در آنان از تهدید منافقان، نسبت به عِده و عُده دشمن، نه تنها نهراسیدند، بلکه بر ایمانشان افزوده شد و بر خدا توکل کردند.
    ص:214
    3. آیه 22 سوره احزاب:
    وَ لَمّا رَأَ الْمُؤمِنُونَ اْلأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاّ إیمانًا وَ تَسْلیمًا.
    مؤمنان وقتی لشکر احزاب را دیدند، گفتند: «این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده و خدا و رسولش راست گفته اند» و این موضوع جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود.
    در این آیه شریفه نیز روحیه مجاهدت و شهادت طلبی، سبب تقویت ایمان و فروتنی مؤمنان به خدای سبحان معرفی شده است؛ این گونه که مؤمنان با دیدن انبوه دشمنان، به سبب وجود این روحیه نیکو در آنان، نه تنها نهراسیدند، بلکه این هجوم دشمن را نشان صدق وعده خدا و رسولش دانستند و ایمان و معرفتشان، فزونی یافت.
    4. امام علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید:
    لَقَد کُنّا مَعَ رَسُولِ اللّه صلی الله علیه و آله نَقتُلُ ابائَنا وَ اِخْوانَنا وَ اَعْمامَنا، مایُزیدُنا ذلِکَ اِلاّ اِیمانا وَ تَسلیما.(1)
    ما همراه با رسول خدا صلی الله علیه و آله، پدران و برادران و عموهای مان را [که در صف دشمن بودند ]می کشتیم و این مسئله بر ایمان و معرفت ما می افزود.
    حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در این بیان، فرهنگ مجاهدت و جانبازی در راه خدا را در اصحاب مخلص پیامبر می ستاید و می فرماید: «این روحیه چنان ما را مجاهد در راه خدا ساخته بود که با دشمن در حالی می جنگیدیم که بسیاری از نزدیکان ما _ مانند پدران و برادران و عموهای ما _ در صفوف دشمن بودند و آنها را در راه خدا می کشتیم و این مسئله نه تنها موجب
    ص:215
    ________________________________________
    1- نهج البلاغه، خطبه 56، ص 106.
    سستی ما در امر جهاد نمی شد، بلکه به خاطر اثبات بندگی خود و ترجیح محبت خدا بر محبت بستگان خود و موفقیت در این آزمون الهی، خدا بر ایمان و معرفت ما می افزود و در بندگی خود راسخ تر می ساخت».
    5. حدیث منقول از امام باقر علیه السلام در نشانه های کمال ایمان
    کسی از شما به حقیقت ایمان دست نخواهد یافت تا اینکه در وی سه خصلت وجود داشته باشد: مرگ [در راه خدا ]نزد وی محبوب تر از زندگی باشد و فقر پیش وی دوست داشتنی تر از ثروت باشد و بیماری نزد وی از سلامتی محبوب تر باشد.(1)
    در این روایت، امام باقر علیه السلام، آشکارا، عشق به مرگ در راه خدا را یکی از سه عامل کمال ایمان در مؤمنان معرفی می کند.
    نتیجه اینکه از دیدگاه اسلام، روحیه و فرهنگ شهادت طلبی یکی از مهم ترین عوامل تقویت روح ایمان در افراد و جامعه اسلامی به شمار








    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. Top | #74

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,215
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,175
    مورد تشکر
    12,496 در 4,564
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ب) عبودیت و سازندگی انسان

    از دیدگاه اسلام، یاد مرگ، یکی از عوامل مهم تربیت و تزکیه نفس انسان و بازدارنده او از انجام گناهان و ترغیب کننده آدمی به بندگی و طاعت الهی است. چنان که از امام صادق علیه السلامروایت شده است:
    یاد مرگ، شهوت ها را در نفس می میراند و ریشه های غفلت (از خدا و معاد و حساب رسی) را از بیخ برمی کند و قلب را به وعده های الهی قوت می بخشد و طبع (سرکش و طغیانگر) را رام می سازد و امیال (برجسته و برافراشته) هوای نفس را درهم می شکند.(2)
    و از رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز چنین روایت شده است:
    بسیار از مرگ یاد کنید؛ زیرا یاد مرگ، گناهان را پاک کرده و انسان را نسبت به دنیا
    ص:216
    ________________________________________
    1- میزان الحکمه، ج 1، ص 192، ح 1282.
    2- همان، ج 4، ص 2964، ح 19148.
    بی رغبت می سازد. هیچ بنده ای نیست که بسیار به یاد مرگ باشد مگر اینکه خدا قلبش را زنده می گرداند و مرگ بر او آسان و راحت می گردد.(1)
    امام علی علیه السلام نیز می فرماید:
    بسیار از مرگ یاد کنید و از روزی که از قبرهایتان خارج شده و در پیشگاه خدای سبحان حاضر می گردید؛ (اگر چنین کنید) مصیبت ها بر شما آسان می گردد. هرکس بسیار به یاد مرگ باشد، رغبت و میلش نسبت به دنیا کم می گردد.(2)
    از مجموع این روایت ها و روایت های دیگری که در کتاب های روایی شیعه و اهل سنت نقل شده است، نتیجه می گیریم که یاد مرگ آثار و برکات ارزشمندی دارد که عنوان های آنها از این قرارند:
    یک _ سبب نابود شدن و خشکاندن ریشه ها و انگیزه های گناهان و بستن راه های نفوذ و تسلط شیطان بر جان آدمی می گردد.
    دو_ در نتیجه، غفلت از مبدأ و معاد و وظایف بندگی، جای خود را به انتباه و توجه و معرفت می دهد و نفس به شهوات و امیال پست و طبایع سرکش، هرگز فرصت طغیان نمی دهد و جای محبت دنیا و مظاهر آن را محبت معبود پر می سازد.
    سه _ به تدریج، نجاست و آلودگی گناهان را از وجود انسان می زداید.
    چهار _ بلاها بر انسان آسان شده و راحت جلوه می کنند.
    پنج _ انسان را نسبت به دنیا بی رغبت و نسبت به آخرت و نعمت های آن
    ص:217
    ________________________________________
    1- همان، ص 2965، ح 19153 و 19154.
    2- همان، ح 19155 و 19162.
    حریص می سازد.
    شش _ قلب را به نور و عشق الهی زنده می گرداند.
    بر اساس همین آثار و برکات است که رسول گرامی اسلام، یاد مرگ را برترین زهد، عبادت و تفکر و اندیشه نامیده است.(1)
    قرآن کریم نیز در آیه های گوناگون، گرفتاری و عذاب جهنمیان را نتیجه فراموشی مرگ و معاد و حساب رسی بیان می کند، چنان که می فرماید:
    لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ. (ص: 26)
    عذاب شدیدی به خاطر فراموش کردن روز حساب دارند.
    بنابراین از دیدگاه اسلام، یاد مرگ، بهترین و سازنده ترین عامل تربیتی برای تزکیه نفوس و رشد و تعالی انسان است.
    حال اگر این همه برکات و ثمرات ارزشمند برای تربیت و تزکیه انسان و تقویت عبودیت او بر یاد مرگ وجود دارد، این آثار به طریق اولی بر روحیه شهادت طلبی و فرهنگ اجتماعی آن نیز مترتب خواهد شد؛ زیرا اولاً: شهادت طلبی، یاد بهترین نوع مرگ و عشق و انس با شریف ترین و گرامی ترین نوع آن است و ثانیا: منشأ یاد مرگ، ترس از مقام ربوبی و حساب رسی او از اعمال است و حال آنکه منشأ روحیه شهادت طلبی، چیزی فراتر و بالاتر و ارزشمندتر از ترس از خداست و آن، عشق به معبود است که پس از خالی کردن قلب از محبت غیرخدا و آلودگی های گناه، به قلب راه می یابد و تا بنده وجودش را برای خدا خالص نسازد، بهره ای از آن نخواهد
    ص:218
    ________________________________________
    1- همان، ج 4، ص 2964، ح 19142.
    داشت؛ پس عشق در درجات بالاتری نسبت به خوف قرار دارد، مؤیّد ما بر این مطلب فرازی از دعای کمیل امام علی بن ابی طالب علیه السلاماست که می فرماید:
    فَهَبْنی یا إلهی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلایَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلی عَذابِکَ فَکَیْفَ أصبِرُ عَلی فِراقِکَ.(1)
    ای معبود و آقا و مولا و پروردگارم! گیرم که بر عذاب تو صبر کنم، اما چگونه دوری تو را تحمل کنم!
    آن بزرگوار، در این فراز از دعای خود، عذاب دوری از محبوبش را برای خود به مراتب، از عذاب جهنم، دردناک تر، شکننده تر و سوزاننده تر می داند و این اوج عظمت بندگی با عشق را می رساند. او در سخنی دیگر، عبادتی را که از عشق به معبود سرچشمه گرفته باشد به مراتب از عبادت هراسندگان از عذاب یا مشتاقان ثواب و نعمت های بهشتی، برتر دانسته و آن را عبادت احرار می نامد.(2)
    بنابراین، ترویج فرهنگ شهادت طلبی، افزون بر تقویت ایمان که منشأ صدور اعمال صالحه از انسان است، مؤمنان را تربیت می کند و به معرفتی می رساند که لایق رسیدن به معبود گردند؛ بدین بیان که قلبشان را برای محبت معبود خالص می سازد و آنها را در عبادت او از هرگونه شرک ورزیدن پاک می کند؛ زیرا شهادت طلبی بهترین شکل یاد مرگ است.
    البته گفتنی است که به یاد مرگ بودن، نباید در حدی باشد که حالت یأس و ناامیدی به انسان دست بدهد. استعداد و آمادگی برای مرگ، نباید انسان را حیران و وی را از انگیزه های لازم برای زندگی دور کند. در این باره
    ص:219
    ________________________________________
    1- مفاتیح الجنان، چ 1، ص 106.
    2- نهج البلاغه، حکمت 237، ص 678.
    رسول اکرم صلی الله علیه و آلهمی فرماید: «دنیا را بسازید و برای آخرتتان (نیز) چنان کار کنید که گویی فردا می میرید».(1)
    چنان چه نباید یاد مرگ را با آروزی مرگ اشتباه گرفت. در واقع آنچه روایات بر آن تأکید می کنند آمادگی برای مرگ است، تا آثار مثبت فردی و اجتماعی در وی ظاهر شود. این غیر از آرزوی مرگ است که مؤمنان را به شدت از آن نهی می کنند. چنان که پیامبر خدا صلی الله علیه و آلهمی فرمایند: «لا یتمنّی احدُکم الموت؛ هیچ یک از شما آرزوی مرگ نکند».(2)








    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. Top | #75

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,215
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,175
    مورد تشکر
    12,496 در 4,564
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    آثار اجتماعی

    الف) تقویت قدرت دفاعی جامعه اسلامی

    از دیدگاه اسلام، جهاد در راه خدا مهم ترین مکانیزم دفاعی اسلام و جامعه اسلامی شمرده شده است تا جایی که جهاد کردن یا دست کم اندیشه و روحیه مجاهدت را در دل پروراندن _ که همان روحیه شهادت طلبی و جانبازی در راه خداست _ شرط ایمان راستین و بندگی صادقانه خدا شمرده شده است و اولیا دین، آن را به صورتی معرفی کرده اند که هرگز از مجاهدت در راه خدا جدا شدنی نیست. سلامت و صداقت اسلام افراد را با این معیار می توان شناخت. کما اینکه از رسول خدا صلی الله علیه و آلهروایت شده است:
    مَنْ ماتَ وَ لَم یَغْزُ وَ لَمْ یُحَدِث بِهِ نَفسَه، ماتَ عَلی شُعبَهٍ مِن نِفاقٍ.(3)
    ص:220
    ________________________________________
    1- میزان الحکمه، ج 12، ح 19187.
    2- همان، ح 19213.
    3- همان، ج 1، ص 444، ح 2669.
    هرکس بمیرد در حالی که جهاد نکرده و یا لااقل اندیشه آن را در دل نپرورانده باشد، با نوعی از نفاق مرده است.
    نکته مهمی که در این روایت بر آن تأکید شده است، وجود روحیه مجاهدت در راه خداست که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، وجود آن را در مؤمنان ضروری می داند و فقدان آن را نشانی از نفاق نامیده است.
    آن بزرگوار، در کلامی دیگر، برای تبیین جایگاه جهاد فی سبیل اللّه و برکات آن برای جامعه اسلامی می فرماید: «اَلْخَیْرُ کُلُّهُ فیِ السَّیْفِ وَ تَحتَ ظِلِّ السَّیفِ؛ تمام خوبی ها در شمشیر و در سایه شمشیر است».(1)
    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این فرمایش، رسیدن به تمام خیرات دنیوی و اخروی را در سایه مجاهدت در راه خدا می داند که آن را به «شمشیر» و «در سایه شمشیر» تعبیر فرموده است؛ همچنان که در جای دیگر، جهاد فی سبیل اللّه را عامل قدرت و عظمت و عزت و اقتدار امتش، معرفی می کند.(2)
    سر مطلب را حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در تبیین جهاد، این گونه بیان می کند: «اَلجهادُ... دَرْعُ اللّهِ الْحَصینَهِ وَ جُنَّتُهُ الْوَثیقَهِ... ؛ جهاد، زره نفوذناپذیر خدا و سپر مطمئن اوست».(3)
    از این فرموده امام علی علیه السلام چنین برمی آید که اگر ملتی، روحش، روح جهاد و فرهنگش فرهنگ مجاهدت در راه خدا باشد و خود را به این سلاح
    ص:221
    ________________________________________
    1- محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، چ 2، ج 97، ص 9، روایت 10.
    2- میزان الحکمه، ج 1، ص 448، روایت 2709.
    3- نهج البلاغه، خطبه 27، ص 74.
    مجهز سازد و این سپر را همواره در دست داشته باشد، دیگر هیچ ضربتی بر آن کارگر نخواهد شد؛ زیرا در این بیان امام، جهاد فی سبیل اللّه، به زره و سپر تشبیه شده است و کار سپر جلوگیری از ورود ضربت بوده و کار زره، خنثی کردن اثر ضربت وارده از سوی دشمن است.
    روشن است که چنین جهادی با همه آثار منحصر به فرد آن، بدون وجود مجاهدان شهادت طلب و عاشق جانبازی در راه خدا، هرگز تحقق نخواهد یافت یا اگر تحقق پذیرد، ثمربخش نخواهد بود و چیزی جز هزیمت و شکست برای مسلمانان در پی نخواهد داشت، ولی جهادی در اسلام ارزشمند شمرده می شود و دارای این جایگاه والا و انکارناشدنی است که مسلمانان با فرهنگ شهادت طلبی و جان فشانی در راه ایمان و اعتقادات و ارزش های والای خود، به اقامه آن به پا خاسته و آن را با شرایطش که مهم ترین آنها، اشتیاق به بذل جان در راه خداست، به جا آورند. آن هنگام است که جهاد، سپر اطمینان بخش، زره محافظ و ضامن بقای دولت و ملت حق مدار خواهد بود. می توان چنین نتیجه گرفت که تمام ارزش های جهاد فی سبیل اللّه در گرو وجود فرهنگ شهادت طلبی در جامعه اسلامی است و در حقیقت این فرهنگ شهادت طلبی است که روح یک ملت را روح مجاهدت و ایثار خواهد ساخت و آنان را عاشق جهادشان خواهد کرد. پس سپر محکم الهی برای حفظ دین و جامعه اسلامی و زره اطمینان بخش او در واقع، همین فرهنگ ارزشمند است که هم از حملات دشمن پیش گیری می کند و هم ملت اسلام را در پیکار با خصم، مقاوم می کند و همچنین بی اثرکننده حملات او بر روح و جسم و خاک مسلمانان خواهد بود.







    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  7. Top | #76

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,215
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,175
    مورد تشکر
    12,496 در 4,564
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    ب) تضمین عزت، شوکت و اقتدار اسلام
    یکی از نکات مهمی که قرآن کریم به شدت بر آن تأکید دارد این است که خدای سبحان هرگز حال یک ملت را از خوبی به بدی تغییر نمی دهد، مگر آنکه خود موجبات آن را فراهم سازند. بدین بیان که سبب ابتلا به بلاها و شمول رحمت الهی، خود آنهایند و خدای تعالی، بی جهت در حال هیچ امتی تغییر نخواهد داد. قرآن کریم در تبیین این حقیقت می فرماید:
    إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ. (رعد: 11)
    خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملتی را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است، تغییر دهند.
    درباره عزت، اقتدار، عظمت و سربلندی امت اسلامی نیز این سنت پایدار الهی حاکم است. بدین بیان که خدای سبحان، عزت و شوکت و اقتدار اسلام و مسلمانان را در سایه روحیه مجاهدت فی سبیل اللّه و شهادت طلبی آنان قرار داده است؛ بنابراین تا هنگامی که این عامل عزت بخش و فرهنگ غرورآفرین در آنان وجود داشته باشد، آنان در اوج عظمت و سربلندی و اقتدار خواهند بود، ولی اگر مسلمانان در پرورش این روحیه و تقویت این فرهنگ ارزشمند، سست گردند، در حقیقت موجبات تغییر این نعمت های گران قدر الهی و زوال آنها را فراهم ساخته اند. دلیل، بر این ادعا کلام امیرالمؤمنین علی علیه السلاماست که در بیان آثار ترک جهاد می فرماید:
    کسی که از جهاد روگردان باشد [یعنی روحیه جانبازی و شهادت طلبی نداشته باشد] خداوند جامه ذلت و خواری بر او می پوشاند و دچار بلا و مصیبت می سازد و او را لگدکوب حقارت می گرداند و پرده ها بر چشم دل او قرار می دهد [و بدین صورت بینش و معرفت را از او سلب می کند] و به
    ص:223
    جُرم ضایع نمودن جهاد، [دولت ]حق [و نور هدایت] از او برگردانده می شود و به سختی ها و شدائد گرفتار شده و از رعایت انصاف و عدالت، محروم می گردد.(1)
    امام علی علیه السلام در این بیان خود، آثار منفی ترک جهاد را برای افراد و جامعه اسلامی بیان می کند؛ ترک جهادی که نتیجه تضعیف و فقدان روحیه و فرهنگ شهادت طلبی و مجاهدت در راه خداست؛ این آثار، چنان که از مضمون آنها پیداست، هم آثار فردی ترک جهاد است و هم تبعات اجتماعی آن، که البته با دقت در مضمون این جملات، به نظر می رسد که تبعات اجتماعی آن بسیار مهم تر و خطرناک تر باشد، به همین سبب، بیشتر مورد نظر امام علیه السلام بوده است، ولی این آثار منفی عبارتند از:





    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 8 از 8 نخستنخست ... 45678

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی