نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: روايتي از تشکيل توپخانه سپاه پاسداران

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و اطلاعات وهمکار انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    16,146
    صلوات
    39164
    دلنوشته
    221
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد ::شفای مریضهای مسلمین
    تشکر
    17,391
    مورد تشکر
    14,728 در 9,042
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parcham روايتي از تشکيل توپخانه سپاه پاسداران

    عمليات ثامن الائمه (ع) ، منجر به رفع محاصره آبادان گشت و غنائم زيادي به دست ما آمد. ازجمله يک آتشبار توپخانه 155 ميليمتري کششي که دشمن آن را در شمال آبادان (بين دارخوين و پل مارد) جا گذاشته و گريخته بود. رزمندگان اسلام ، بلافاصله اين آتشبار را تعمير کردند و عملياتي نمودند و در همان منطقه ، بر عليه دشمن بکار گرفتند. سه ماه بعد و در عمليات فتح بستان ، رزمندگان تيپ 14 امام حسين (ع) يک گردان توپخانه 130 و يک آتشبار 105 يوگوسلاوي را از عراقي ها غنيمت گرفتند. اين دو اتفاق ، مبدأ شکل گيري توپخانه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود.






    تا قبل از عمليات فتح المبين ، هرچند که فرماندهان يگان ها و سطوح بالاتر احساس ضرورت مي کردند ، اما هنوز اين نياز را با پوست و گوشت خود حس نکرده بودند. از طرفي تا عمليات فتح المبين ، عنصر اصلي و مورد اتکاي آتش پشتيباني سپاه ، خمپاره اندازها بودند که به وفور به غنيمت گرفته شده بودند.






    اما در لايه هايي از يگان ها ، افرادي هم بودند که نياز به جنگ افزارهاي پشتيباني با برد بلندتر و حجم بيشتر را لمس مي کردند و حتي مصرانه دنبال آن بودند. اما نمي دانستند چگونه و از کجا چنين سلاح هايي را فراهم کنند.





    خصوصآ که ابرقدرت ها نيز کشور ما را تحريم جهاني کرده بودند و حتي سيم خاردار هم به ما نمي فروختند.
    در آستانه عمليات فتح المبين که حمله اي بود بسيار گسترده و مهم در منطقه غرب دزفول و به وسعت 5000 کيلومتر مربع ، يکي از مشکلاتي که ذهن طراحان و طراحان عمليات را به خود مشغول کرد ، کمبود و کافي نبودن آتش پشتيباني در اين عمليات بود. هرچند که گردان هاي توپخانه ارتش مأموريت پشتيباني آتش اين عمليات را به عهده گرفته بودند ، اما با توجه به حجم عظيم نيروهاي بسيجي که در قالب تيپ هاي سپاه عمليات مي کردند ، اين آتش پشتيباني اطمينان بخش فرماندهان نبود. در نهايت هم آتش پشتيباني عمليات فتح المبين با همه عظمتش ، بيشتر با جنگ افزارهاي ادوات و خمپاره انداز انجام گرفت.







    قبل از اين عمليات براي اينکه از امکانات محدود سپاه حداکثر استفاده را ببرند ، حسن مقدم يک ابتکار زد و برنامه ريزي خاصي نمود. او همه فرماندهان ادوات يگان هاي عملياتي را در قرارگاه کربلا جمع کرد و «مرکز هماهنگي آتش» را ايجاد نمود تا حداکثر استفاده را از آتش هاي موجود ببرد. همين ابتکار منجر به ايده تشکيل سازمان توپخانه سپاه شد. اما او براي کار بزرگ تشکيل توپخانه ، نه توپي داشت و نه نيرويي و مهمات و تجهيزات و مرکز آموزش و نه هيچ چيز ديگر. اما او به خدا توکل کرده بود و با همت مرداني پراراده ، اين کار را آغاز نمود. دهم فروردين 1361 وقتي که فتح المبين پايان يافت ، يگان هاي عملياتي پانزده هزار نيروي دشمن را اسير کرده بودند و غنيمت هاي بسياري گرفته بودند ازجمله 165 عراده توپ دوربرد و متوسط با توپکش و مهمات بر و همه تجهيزات ديگر. همه مي گفتند اين امداد آشکار خداوند است که توپ و توپچي و توپخانه دشمن بعثي ، يکجا به دست سربازان امام افتاده است.







    12 فروردين 1361 ، حسن مقدم ايده تشکيل توپخانه سپاه را با توجه به حجم غنائم بدست آمده ، به فرماندهان مافوق ارائه نمود. برادر سيدرحيم صفوي که آن هنگام مسئول عمليات سپاه بود ، بدون لحظه اي ترديد اين پيشنهاد را پذيرفت و همانجا طي دست نوشته اي ، او را مأمور تأسيس توپخانه سپاه نمود. همچنين از موضع فرماندهي سپاه به او ابلاغ نمود که تدابير و راهکارهاي لازم را ارائه نمايد و هرچه زودتر تشکيلات و سازمان مناسب توپخانه را پيشنهاد دهد.







    حسن مقدم با چند تن از فرماندهان ازجمله حسن شفيع زاده که در آن هنگام معاون تيپ المهدي (عج) بود ، مشورت کرد و با آنها کار را شروع کرد. آنها با يک تدبير سازماني ، آتشبارهاي 4 توپي را پيشنهاد کردند و 10 آتشبار توپخانه را سازماندهي نمودند. همچنين تعدادي از نيروها و فرماندهان يگان هاي مختلف را شناسايي ، جذب و سازماندهي نمود و عملآ هسته مرکزي توپخانه سپاه را فعال کرد. به موازات کارهاي مقدم ، بچه هاي توپخانه هم فعال شدند و بين دهم فروردين تا دهم ارديبهشت 1361 که شروع عمليات بيت المقدس بود ، گردان ها و آتشبارهاي توپخانه يگان هاي رزمي را سازماندهي کردند ، تمام توپ هاي غنيمتي را تعمير و آماده کردند و براي پشتيباني آتش عمليات بيت المقدس به کار گرفتند. البته 90% توپ ها ، سالم و نو بودند.
    پس از عمليات فتح المبين ، شهيد عليرضا ناهيدي که فرمانده يگان ذوالفقار تيپ 27 محمد رسول الله (ص) بود ، شهيد غلامرضا يزداني که فرمانده گروهان يکم ادوات بود را مأمور راه اندازي توپ هاي 155 کششي غنيمتي در منطقه «علي گره زد» نمود. سردار شهيد غلامرضا يزداني در اين باره مي گويد:«وقتي توپ ها را تحويل گرفتم ، ديدم عراقي ها هنوز گريس کارخانه توپ ها را هم پاک نکرده اند. از بچه هاي واحد اطلاعات عمليات خواستم که پيگيري کنند و فرمانده اين گردان توپخانه که اسير شده بود و به اردوگاه اسرا برده بودندش را براي کسب اطلاعات فني ، در اختيار ما بگذارند.» آن سرگرد عراقي مي گفت:«عراق اين توپ ها را از فرانسه خريد و از راه دريا حمل کرد. 5 روز قبل از حمله شما ، اين توپ ها را در بندر عقبه اردن از کشتي پياده کردند. 24 ساعت بود که آنها را وارد منطقه جنگي کرده بوديم که شما حمله کرديد و آنها را غنيمت گرفتيد.»
    از اين مرحله به بعد ، نياز اصلي توپخانه ما مهمات بود. اما عراقي ها اين مشکل ما را نيز حل کرده بودند! آنها زاغه هاي بزرگي در تپه هاي «تينه» منطقه دشت عباس و تنگه ابوغريب ساخته بودند و پر از ده ها هزار قطعه انواع مهمات کرده و رفته بودند. حجم اين مهمات غنيمتي آنقدر بود که تا 9 ماه بعد ، تمام مهمات مورد نياز توپخانه سپاه از اين زاغه ها تأمين مي شد. توپکش ، تجهيزات ، قطعات يدکي و حتي مدارک آموزشي جنگ افزارها هم به مقدار کافي بدست آمد. همه مي ديدند که خداوند اراده فرموده که سپاه را به دست دشمنانش ، به بهترين سلاح ها ، تجهيزات و مهمات روز دنيا تجهيز کند تا با همان سلاح ها ، برعليه خودشان بجنگند. توپ هاي 122 ميليمتري ، 130 ميليمتري و 155 ميليمتري که سپاه در عمليات به غنيمت گرفت ، از پيشرفته ترين جنگ افزارهاي توپخانه دنيا بودند.







    مشکل اصلي در آموزش تخصصي و بکارگيري جنگ افزارهاي غنيمتي اين بود که سيستم آن سلاح ها شرقي بود و ارتش ما ، مانند آنها را نداشت. نه پاسدارها و نه ارتشي ها ، تجربه استفاده و آموزش آنها را نداشتند. هرجا که از نظر اطلاعات فني و تخصصي با مشکل مواجه مي شدند ، بلافاصله فرمانده همان سلاح را از اردوگاه اسراي عراقي ، به منطقه مي آوردند و او خيلي قشنگ و دقيق ، همه چيز را آموزش مي داد و به اردوگاه بر مي گشت.







    اتفاق بزرگي افتاده بود. ديگر سپاه توپخانه اي قوي و مجهز داشت و اين براي دشمن ، فوق العاده شوک انگيز و سنگين بود. خصوصآ اينکه سپاه ، با تجهيزات خود او به اين توانايي رسيده بود. در تحليل ها و ارزيابي هاي جهاني نيز تجهيز سپاه به توپخانه ، نکته قابل توجه و تأملي بود. آنها اين پديده را دليل قدرت قوي سازماندهي و مديريت موفق فرماندهان سپاه دانستند. بدين ترتيب طي 5 ماه يعني از فتح المبين تا بعد از عمليات رمضان ، مقطع مهم و سرنوشت سازي در شکل گيري يگان هاي توپخانه سپاه بود. در اين مدت کوتاه ، گردان ها و آتشبارهاي توپخانه يگان هاي رزمي ، عملياتي شدند و کم کم جاي خود را در ذهن فرماندهان و طراحان عمليات باز کردند. از نظر تاکتيکي ، لازم و ضروري بود که توپخانه سپاه ، با يگان هاي توپخانه ارتش هماهنگ باشند. براي همين «مرکز هماهنگي و پشتيباني آتش» ايجاد شد. بدين ترتيب حسن مقدم در قرارگاه مرکزي کربلا ، حسن شفيع زاده در قرارگاه فتح و سايرين در بقيه قرارگاه هاي عمده ، اين هماهنگي را ايجاد مي کردند.







    روند توسعه سازمان توپخانه و تشکيل گروه ها







    روند غنيمت گرفتن توپخانه از دشمن ، همچنان در عمليات ها ادامه داشت. بعد از هر عمليات ، همزمان تسليحات غنيمتي را تعمير و بازسازي و سازماندهي مي کردند و به کار مي گرفتند و سازمان توپخانه توسعه مي يافت. عمليات هاي گسترده ، يکي پس از ديگري انجام مي گرفت. تيپ هاي سپاه به لشکر تبديل مي شدند و سازمان رزم سپاه ، از نظر کمي و کيفي توسعه مي يافت. موفقيت هاي بزرگ صحنه هاي نبرد ، فرماندهان و مسئولان کشور را به تقويت و توسعه رده هاي پشتيباني رزمي ترغيب مي کرد. لذا خريد جنگ افزارهاي جديد توپخانه ، در دستور کار دولت قرار گرفت. مقدمات اين فکر و پيشنهاد را حسن شفيع زاده جا انداخت و قابليت هايي که توپخانه سپاه ، در طول عمليات ها از خود نشان داد ، اعتماد مسئولين کشور را جلب کرد.







    پس از خريد اولين محموله تجهيزات جديد در سال 1362 ، توپخانه سپاه جان تازه اي گرفت. همزمان گروه هاي توپخانه سپاه را در قرارگاه ها تشکيل دادند تا نياز يگان هاي رزمي به آتش دوربرد را مرتفع نمايند. از سال 1362 تا 1366 ، به تدريج 6 گروه هاي 6 گانه توپخانه سپاه شکل گرفتند و در عمليات ها و مأموريت هاي محوله ، به طرز چشم گير و غيرقابل انکاري درخشيدند و موفق نشان دادند. از سال 1362 ، تقريبآ همه لشکرها و تيپ هاي سپاه ، توپخانه داشتند و سازمان توپخانه سپاه ، مراحل رشد و توسعه خود را طي مي کرد. آبان ماه سال 1362 ، حسن مقدم از توپخانه رفت تا «فرماندهي موشک زمين به زمين سپاه» را راه اندازي و سازماندهي کند. پس از اين حسن شفيع زاده ، فرماندهي توپخانه سپاه را برعهده گرفت. او در مراحل اوليه شکل گيري توپخانه طي 18 ماه گذشته نقش محوري داشت ، در راه توسعه و رشد و ارتقاء توان عملياتي سپاه ، قدم بسيار بزرگي برداشت.







    علاوه بر مأموريت هاي سنگين 8 سال دفاع مقدس در طول 1400 کيلومتر جبهه هاي جنگ ، توپخانه نيروي زميني سپاه با تدبير فرمانده شهيدش حسن شفيع زاده ، موفق به کارهاي بزرگ ديگري نيز شد. اين اقدامات ، مکمل فعاليت هاي عملياتي اين يگان بود و بدون آن ، بقاء سازمان توپخانه امکان نمي يافت. ازجمله مهمترين اين اقدامات مي توان به تأسيس «مرکز آموزش توپخانه» در اصفهان ، ترغيب وزارت صنايع دفاع براي توليد و ساخت توپ و مهمات در کشور ، راه اندازي «مرکز تعميرات توپخانه» در تهران ، ابداع ابتکارات تاکتيکي و تکنيکي متعدد براي رفع نيازهاي جبهه ، برنامه ريزي براي کادرسازي و تربيت صدها فرمانده توپخانه ، ايجاد هماهنگي تنگاتنگ با توپخانه ارتش در مأموريت ها و تعريف و ايفاي نقش بازدارندگي توپخانه دوربرد سپاه در جنگ شهرها اشاره کرد. او همپنين براي ارتقاء توان تاکتيکي توپخانه برنامه ريزي کرد. به نحوي که توپخانه سپاه در 2 سال بعد از تأسيسش ، چنان توان عملياتي داشت که در بعضي عمليات ها ، طرح ريزي آتش و اقدامات استاندارد عملياتي و تاکتيکي را عهده دار مي شد و گردان هاي توپخانه ارتش را تحت امر مي گرفت. مثلآ در عمليات والفجر 8 و با ابلاغ شوراي عالي دفاع ، 15 گردان از توپخانه ارتش ، 70 روز تحت امر سپاه بودند.







    پس از جنگ







    جنگ که پايان يافت ، توپخانه نيروي زميني سپاه ، هزاران نيروي کارآمد داشت و حدود 60 گردان سازماندهي شده و تجربياتي تخصصي و بسيار ارزشمند. اين يگان نيز مانند ساير نيروهاي مسلح ، بازسازي خود را آغاز کرد. از سال 1368 به بعد ، امکانات سپاه مي بايست بين 5 نيرويش (زميني ، دريايي ، هوايي ، بسيج ، قدس) و متناسب با مأموريت هايشان تقسيم مي شد. اين کار با آمايش سرزميني و شکل گيري لشکرها و تيپ هاي منتسب ، به سرعت انجام گرفت. يگان هاي موجود توپخانه هم بين تيپ ها و لشکرها توزيع شدند و سازمان توپخانه ، شکل نهايي خود را پيدا کرد. در مقطع فعلي تمام تيپ ها و لشکرها ، يگان توپخانه دارند که روز به روز توسعه کمي و کيفي مطلوب را طي مي کنند.







    هم اکنون سازمان منسجم و کارآمد توپخانه نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با صدها گردان و آتشبار در غالب گروه هاي توپخانه و توپخانه يگان هاي رزمي ، با توانايي تخصصي تاکتيکي و تکنيکي و فني بسيار بالايي که دارد ، به لطف خداي متعال و تحت توجهات ولي عصر (عج) و به برکت خون شهيدان ، آماده اجراي مأموريت هاي محوله است. در پايان ، ياد و خاطره 1500 شهيد و صدها جانباز و 30 آزاده توپخانه سپاه را گرامي مي داريم و از خداوند براي آنها ، علو درجات را مسئلت مي نماييم و انشاءالله رهرو راهشان باقي بمانيم.


    http://static5.cloob.com//public/user_data/album_photo/3823/11467623-b.jpg














    سردار شهيد حسن شفيع زاده، فرمانده توپخانه نيروي زميني سپاه پاسداران در كنار سردار شهيد مهدي باكري







    امضاء

  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی