صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 15 , از مجموع 15

موضوع: عرفان در سوره یوسف

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,219
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,175
    مورد تشکر
    12,520 در 4,568
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    اشغال دل توسط بیگانگان

    مرحوم ملااحمد نراقی (1)شعر زیبا و سوزنده ای دارد. من وقتی بچه بودم، می دیدم که قدیمی ها در شب های طولانی می نشستند و این شعر را می خواندند و بلند بلند گریه می کردند. مرحوم نراقی در این شعر می گوید: خدایا! خانه ای در
    ص:38
    ________________________________________
    1- 1) - شرح حال ملا احمد نراقی در کتاب مرگ و فرصت ها جلسه 15 آمده است.
    وجود من، به نام دل داشتی، این حرف حقی است، امام صادق علیه السلام می فرمایند:
    «قلب المؤمن عرش الرحمن» (1)« قلب المؤمن حرم الله» (2)تعبیر مرحوم نراقی خیلی لطیف است. می گوید: من غلط کردم در اول بی شمار اهرمن را راه دادم در حصار (3)
    در جوانی دلم را بردند و بیگانه آمد. بعد با حضرت حق درد دل می کند، می گوید: یک نظر در کار این ویرانه کن دشمن خود را برون زین خانه کن (4)
    من که هر چه داد می کشم، ناله، شکوه و گریه می کنم، نمی توانم. این کار، کار توست که صاحبخانه هستی، بیا خانه ات را از دشمن بگیر. ای صاحب خانه! آخرین دیوارهای خانه تو دارد خراب می شود، دیگر چیزی از آن نمی ماند، بیا او را بیرون کن و خودت دوباره این خانه را بنّایی کن





    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,219
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,175
    مورد تشکر
    12,520 در 4,568
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    ارزش دل در پیشگاه خدا

    چه روایت عجیبی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:
    ص:39
    ________________________________________
    1- 1) - بحار الأنوار: 55/39، باب 4؛ «کَمَا رُوِیَ أَنَّ قَلْبَ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ الرَّحْمَنِ وَ رُوِیَ أَیْضاً فِی الْحَدِیثِ الْقُدْسِیِّ لَمْ یَسَعْنِی سَمَائِی وَ لَاأَرْضِی وَ وَسِعَنِی قَلْبُ عَبْدِی الْمُؤْمِن.»
    2- 2) - بحار الأنوار: 67/25، باب 43، ذیل حدیث 27؛ وَ قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْکِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَیْرَ اللَّهِ.»
    3- 3) - ملا احمد نراقی.
    4- 4) - ملا احمد نراقی.
    «إنَّ اللهَ لا یَنْظرُ إلی صُورکم و اعمالکم»
    خدا به صورت، اموال و حتی اعمال شما نگاه نمی کند، بلکه
    « إنّما ینظر الی قلوبکم» (1)خدا متوجه دل شما است که در چه حالی است. این دل است که سحر شما را بیدار می کند که گوشه خلوتی بگیرید و با صاحب دل مناجات کنید. این دل است که چون رقّت دارد، اشک شما را جاری می کند و با این دل است که شما خدا، عبادت، نماز، روزه، پیغمبر صلی الله علیه و آله و آخرت را می خواهید. اگر دل گم شود، دیگر چیزی از این ها را نمی خواهد.
    حضرت یعقوب علیه السلام چهل سال به دنبال محبوبش گشت و پیدا کرد. ولی پیدا کردن دل، چهل سال نه، چهار سال نیز لازم ندارد، بلکه شما چهل روز به دنبال دل خود بگرد، آن را پیدا می کنی.
    غارتگر دل نیز خیلی زیاد است، اما «اذا نزل الحق فیه» خدا وارد این دل شود، پیدا می شود، چگونه؟ گفت: «اذ ارتحل ما دون الله عنه» غیر خدا باید بار سفر ببندد و برود تا انسان به حقیقت خدا برگردد.
    ص:40
    ________________________________________
    1- 1) - بحار الأنوار: 67/248، باب 54، ذیل حدیث21؛ «وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنَّ اللَّهَ لَایَنْظُرُ إِلَی صُوَرِکُمْ وَ أَعْمَالِکُمْ وَ إِنَّمَا یَنْظُرُ إِلَی قُلُوبِکُمْ.» و نیز در غرر الحکم و درر الکلم: 67، حدیث 906 و 907 - قُلُوبُ الْعِبَادِ الطَّاهِرَهُ مَوَاضِعُ نَظَرِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ فَمَنْ طَهَّرَ قَلْبَهُ نَظَرَ إِلَیْهِ. - لِیَخْشَعْ لِلَّهِ سُبْحَانَهُ قَلْبُکَ فَمَنْ خَشَعَ قَلْبُهُ خَشَعَتْ جَمِیعُ جَوَارِحِهِ. و نیز حدیث 894 و 895 - لَایَصْدُرُ عَنِ الْقَلْبِ السَّلِیمِ إِلَّا الْمَعْنَی الْمُسْتَقِیمُ. - إِذَا أَحَبَّ اللَّهُ سُبْحَانَهُ عَبْداً رَزَقَهُ قَلْباً سَلِیماً وَ خُلُقاً قَوِیما









    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,219
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,175
    مورد تشکر
    12,520 در 4,568
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    شناخت دشمن دل، مقدمه مبارزه

    بعد گفت: «متی ارتحل مادون الله عنه» ؟ چه وقت مادون خدا این خانه را رها می کند و می رود؟ گفت: «اذا عرف انّ مادون الله عدوّه و حجابه عنه» باید بفهمد که مادون خدا، دشمن و حجاب بین او و پروردگار است. به قدری این فهمیدن ارزش دارد که پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود:
    «تفکر ساعه خیر من عباده ستین سنه» (1)اما حضرت یوسف علیه السلام چه شد که این خواب را دید؟ چون دل او نزد خودش بود. در آن دل نیز خدا بود:
    « اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ کٰانُوا یَتَّقُونَ» (2)
    با آن جمال زیبا نه مغرور شد، نه به کسی فخر فروخت، نه منیّتی داشت و نه به گناهی آلوده شد. باید به او بشارت دهند.
    استفاده پیامبر صلی الله علیه و آله از داستان حضرت یوسف علیه السلام
    اصل داستان از بیدار شدن یوسف شروع می شود. آیه خیلی عجیبی است.
    « إِذْ قٰالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ یٰا أَبَتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً وَ اَلشَّمْسَ وَ اَلْقَمَرَ
    ص:41
    ________________________________________
    1- 1) - بحار الأنوار: 66/292، باب 37 و نیز در الکافی: 2/55، باب تفکر، حدیث 3 - 4؛ «أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ أَفْضَلُ الْعِبَادَهِ إِدْمَانُ التَّفَکُّرِ فِی اللَّهِ وَ فِی قُدْرَتِهِ.» «مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام یَقُولُ لَیْسَ الْعِبَادَهُ کَثْرَهَ الصَّلَاهِ وَ الصَّوْمِ إِنَّمَا الْعِبَادَهُ التَّفَکُّرُ فِی أَمْرِ اللَّهِ عز و جل.»
    2- 2) - یونس (10) : 63؛ «آنان که ایمان آورده اند و همواره پرهیزکاری دارند.»
    رَأَیْتُهُمْ لِی سٰاجِدِینَ» (1)
    ترکیب آیه خیلی عجیب است. خود ترکیب ما را به نکات ارزنده آیه هدایت می کند.
    اما نکته اول: «اذ» یعنی چه؟ یعنی حبیب من! پیغمبر من! با همه علم، عظمت، معنویت و توان ارزشیی که داری، با توجه به این که از همه انبیا، ملائکه، جنّ و انس افضل هستی، یاد و توجه کن این داستانی که اتفاق افتاده و خودم نیز در این جریان حاضر بودم؛ یعنی این حادثه در تاریخ گم شده است:
    « وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ اَلْغٰافِلِینَ» (2)
    تو نیز از این حادثه هیچ اطلاعی نداری. این داستان گم شده را که خودم در همه جریانش حضور داشتم، برای تو بگویم و تو نیز به این داستان دقیق توجه کن؛ چون برای شخص تو نیز منفعت دارد. این یک نکته است.
    یعنی به قدری این داستان ملکوتی و معنوی بار ارزشی دارد که برای پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله نیز مفید است. این گونه نیست که اگر من برای تو بیان کنم، به تو سود و میوه ای از این شجره طیّبه نرسد، بلکه به وجود مقدس تو نیز نصیب خواهد رسید



    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,219
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,175
    مورد تشکر
    12,520 در 4,568
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    رفاقت و اعتماد پدر و فرزند به یکدیگر
    ________________________________________
    1- 1) - یوسف (12) : 4؛ «[ یاد کن ] آن گاه که یوسف به پدرش گفت: پدرم! من در خواب دیدم یازده ستاره و خورشید و ماه برایم سجده کردند!»
    2- 2) - یوسف (12) : 3؛ «و تو یقیناً پیش از آن از بی خبران [ نسبت به این بهترین داستان ] بودی.»
    3- 3) - وسائل الشیعه: 21/389، باب 22، حدیث 27377؛ وصیته صلی الله علیه و آله لعلی علیه السلام: «یا علیّ: حقّ الولد علی والده أن یحسّن اسمه و أدّبه و یضعه موضعا صالحا. و حقّ الوالد علی ولده أن لا یسمّیه بإسمه، و لا یمشی بین یدیه، و لا یجلس أمامه، و لا یدخل معه الحمّام. یا علیّ: لعن اللّه والدین حملا ولدهما ما یلزم الولد لهما من عقوقهما.» عوالی اللآلی: 1/254، حدیث 11؛ «عن النّبیّ صلی الله علیه و آله: اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم.» بحار الأنوار: 71/80، باب 2، ذیل حدیث 83؛ «وَ قَالَ صلی الله علیه و آله إِذَا نَظَرَ الْوَالِدُ إِلَی وَلَدِهِ فَسَرَّهُ کَانَ لِلْوَالِدِ عِتْقُ نَسَمَهٍ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ إِنْ نَظَرَ ثَلَاثَمِائَهٍ وَ سِتِّینَ نَظْرَهً قَالَ اللَّهُ تَعَالَی أَکْبَرُ.» وسائل الشیعه: 21/485، باب 89، حدیث 27656؛ «وَ قَالَ صلی الله علیه و آله أَکْثِرُوا مِنْ قُبْلَهِ أَوْلَادِکُمْ فَإِنَّ لَکُمْ بِکُلِّ قُبْلَهٍ دَرَجَهً فِی الْجَنَّهِ مَسِیرَهَ خَمْسِمِائَهِ عَام







    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    7,219
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,175
    مورد تشکر
    12,520 در 4,568
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    نکته دوم:

    « إِذْ قٰالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ» (1)
    حضرت یوسف علیه السلام پدر را در نقطه ای از مهربانی، لطف، محبت، عنایت و رفاقت و اتصال به فرزند دید که فضا را برای خودش آزاد مشاهده کرد و درد دل، واقعه ها و پیشامدهای زندگی خود را راحت برای او بگوید.
    وای بر آن پدرانی که با فرزندان خود غریبه هستند و وای بر آن فرزندانی که نتوانند با پدر خود حرف بزنند. حضرت یوسف علیه السلام فضا را کاملاً آماده دید که حرفهایش را راحت بزند و از تجربیات پنجاه ساله پدر عالم، آگاه و بصیرش در زندگی استفاده کند.
    آیه می خواهد بگوید: ای خانواده ها! پدران! مادران! با فرزاندان خود رفیق، یکی و وصل باشید. رابطه صمیمی داشته باشید. او اگر نتواند با شما ارتباط برقرار کند، به خاطر نیازش بالاجبار می رود و با بیگانه ارتباط می گیرد و در این ارتباط با بیگانه، خدا می داند که چه بلاهایی بر سرش می آید.
    حضرت یوسف علیه السلام پدر را نسبت به خودش خیلی نرم، لیّن، خوش اخلاق،
    ص:43
    ________________________________________
    1- 1) - یوسف (12) : 4؛ «[ یاد کن ] آن گاه که یوسف به پدرش گفت.»
    آرام، گوش به حرف، دلسوز و گوش به زنگ دید. درک او این بود که با این پدر خیلی خوب می شود حرف زد










    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 26-09-1397 در ساعت 14:44
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (1 کاربران و 1 مهمان ها)

  1. سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)*

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی