صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 26 , از مجموع 26

موضوع: موهبت عصمت از منظر آيات

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    6,441
    تشکر
    881
    مورد تشکر
    827 در 479
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    عدم منافات عصمت با اختيار


    اينكه عصمت موهبت الهى باشد اين نه به اين معناست كه خداوند به قهر و قصد مانع گناه آنهاست؛


    يعنى هر وقت بخواهد گناه بكنند خداوند مانع مى‏شود و جلويشان را مى‏گيرد، بلكه اين موهبت به اين معناست كه آنها درجه ايمان بالاترى دارند و ايمان به هر اندازه كه زياد باشد خدا بيشتر به ياد انسان است. به عبارت ديگر، اراده الهى زمينه‏هاى توفيق را براى وصول به اين مقام والا فراهم مى‏سازد ولى بهره‏گيرى و استفاده از اين توفيق به اراده خود آنان بستگى دارد. آيات قرآن هم به اختيارى بودن عصمت صحّه گذارده، آنجا كه مى‏فرمايد: «قُلْ أَغَيْرَاللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَيُطْعَمُ قُلْ إِنِّيَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكَينَ قُلْ إِنِّيَ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ»(انعام: 14و15)؛ بگو آيا غير خدا را به يارى و دوستى برگزينم؟ در صورتى كه آفريننده آسمان و زمين خداست و روزى مى‏بخشد و خود از طعام بى‏نياز است. بگو من مأمورم كه اول شخص كه تسليم حكم خداست باشم و البته از گروهى كه به خدا شرك‏آورند نباش. بگو من اگر نافرمانى خدا كنم از عذاب آن روز بزرگ سخت مى‏ترسم.


    صريح آيه اين است كه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله از معصيت مى‏ترسد زيرا منجر به عذاب الهى در قيامت مى‏گردد و اگر قدرت بر معصيت نداشت چگونه ممكن است كه از معصيت خوف داشته باشد.
    امضاء

  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #22

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    6,441
    تشکر
    881
    مورد تشکر
    827 در 479
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    يا در جاى ديگر مى‏فرمايد: «... قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللّهَ وَلا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُو وَإِلَيْهِ مَآبِ» (رعد: 36)؛ كسى كه از خود اگر اختيارى نداشته باشد چگونه صحيح است كه به كارى مأمور شود.


    در سوره زمر آيه 65 مى‏فرمايد: «وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَوَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّمِنَ الْخَاسِرِينَ»؛ و قطعا به تو و كسانى كه پيش از توبودند وحى شده است اگر شرك‏ورزى حتما كرداتتباه و مسلما از زيانكاران خواهى شد. خطاب در آيهبه رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و ساير انبيا به نهى از شرك و انذارشان به حبط شدن عمل و جزو زيانكاران شدن آنها خطابى است حقيقى و تهديد و انذارى است واقعى. چون غرض اين سوره اشاره به اين حقيقت است كه رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله هم مأمور به ايمان آوردن و به هر تكليفى كه دعوت مى‏كند انجام دهند، خودش هم بايد انجام دهد. و صرف اينكه انبيا معصوم به عصمت الهى هستند و با داشتن آن ديگر ممكن نيست معصيت از ايشان سر بزند، باعث نمى‏شود كه تكليف از ايشان ساقط باشد و توجه تكليف به ايشان صحيح نباشد چون اگر اين‏طور بود ديگر عصمت در حقشان تصور نمى‏شد. همچنان‏كه در حق جمادات و گياهان تصور ندارد پس معصوم به كسى گفته مى‏شود كه بتواند گناه كند ولى نكند.
    امضاء

  4. Top | #23

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    6,441
    تشکر
    881
    مورد تشکر
    827 در 479
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    علاوه بر اين، عصمت ـ كه عبارت است از قوه‏اى كه با داشتن آن صدور معصيت ممتنع مى‏شود ـ خود از شئون علم است و اين منافات با داشتن اختيار ندارد چون اختيار از شئون مقام عمل است و معنايش اين است كه صدور فعل از جوارح و اعضا صحيح باشد و هم ترك فعل. و معلوم است كه علم قطعى به مفسده گناه كه مانع از صدور آن گناه از دارنده آن علم باشد منافات با اينكه دارنده آن علم مختار باشد ندارد. مثلاً، كسى كه علم قطعى دارد به اينكه در اثر خوردن فلان سم مى‏ميرد، چنين عملى مانع قطعى او از خوردن سم است. ولى لازمه اين منع اين نيست كه خوردن سم از او محال باشد بلكه باز هم صدور و عدم صدور اين عمل از اعضا و جوارح او صحيح است هم مى‏تواند بخورد و هم مى‏تواند اجتناب كند. در نتيجه پس باز هم صحيح است كه به او بگوييم از خوردن سم اجتناب كن.31

    امضاء

  5. Top | #24

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    6,441
    تشکر
    881
    مورد تشکر
    827 در 479
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    فضيلت انبيا در صورت موهبتى بودن عصمت


    گفتيم كه عصمت با اختيار منافات ندارد چنانچه با عدل الهى نيز منافات ندارد، چراكه عصمت سبب دارد و انبيا به جهت دارا بودن آن اسباب خداوند اين موهبت را به آنها عطا كرده است. لذا نبايد گفته شود كه اين صرفا عنايتى است بدون سبب و جنبه اجبارى دارد و هيچ فضيلتى هم براى انبيا نخواهد داشت، پس عصمت تحصيلى و اكتسابى است كه بر اثر كوشش، مجاهدت و تداوم در مبارزه با هواى نفس، آن را به دست آورده‏اند. براى اينكه در صورت تفضّل عصمت بر انبيا فضيلت و افتخار آنها زير سؤال نرود لذا تمسك به اكتسابى بودن عصمت كرده‏اند تا اينكه بگويند انبيا در اثر مجاهدت‏ها و مبارزه با هواى نفسشان به اين درجه رسيدند و اين درجه برايشان افتخار است و در صورت موهبت چنين فضيلتى ثابت نمى‏شود.32


    خداوند در آيه «وَأَنزَلَ اللّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ» (نساء: 113) مى‏فرمايد خداوند علمى به تو داد كه تو هرگز به آن دست نمى‏يافتى چه از طريق زحمات فراوان و چه از طريق يادگيرى. خداوند به تو كتاب و حكمت و علمى داده كه خودت از راه اكتساب هرگز آن را نمى‏آموختى. بلكه اين موهبت به خاطر مجاهدت‏هاى آن حضرت در عصر جاهليت و تحمل آزار و اذيت‏هايى بود كه از طرفمردم آن زمان بر آن حضرت تحميل مى‏شد. در نتيجه، عمصت يكى از افتخارات پيامبران محسوب مى‏شود.
    امضاء

  6. Top | #25

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    6,441
    تشکر
    881
    مورد تشکر
    827 در 479
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    نتيجه‏ گيرى


    با توجه به آياتى كه ذكر شد عصمت يك موهبت الهى بوده كه خداوند به بعضى از انسان‏هاى لايق بخشش مى‏كند نه اينكه آنها چنين مقام و موقعيتى را به دست آورده باشند. البته اين بدان معنا نيست كه هيچ زمينه براى اعطاى عصمت وجود ندارد، بلكه عصمت پيامبران نياز به زمينه‏ها و مقدماتى دارد ولى بر فرض اين نيازمندى زمينه‏ها خداوند عصمت را به آنها اعطا مى‏كند نه اينكه ايشان را از روى استحقاق و تلاش‏هاى شخصى به آن مقام رسيده باشند. ضمن اينكه حفظ و نگه‏دارى اين مقام عصمت اجبارى نيست، بلكه اختيارى است؛ يعنى با علم و يقين و اراده شخصى خود گناه نمى‏كنند.


    اينكه چرا خداوند مقام عصمت را به انبيا و ائمّه معصومان عليهم‏السلامعنايت كرده جواب اينكه به خاطر دو عامل كه كاملاً اختيارى است.


    1. مجاهدت‏هاى فردى و اجتماعى پيامبرانى مانند ابراهيم، يوسف، موسى عليهم‏السلام و پيامبر گرامى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله پيش از بعثت كه زمينه را براى افاضه عصمت تشديد نموده و لياقت و شايستگى آنان را براى افاضه لطف آماده كرده است. جهاد آنان با نفس و چشم‏پوشى از حرام، همچنين جهاد آنان با كجى‏ها و بدى‏هاى جامعه، به روشنى ثابت مى‏كند كه هرگاه لطفى به نام عصمت در اختيار آنان قرار گيرد از آن در تهذيب فرد و جامعه بهره خواهند گرفت. واين خود فضيلتى هم براى آنهاست.


    2. آگاهى خداوند از فعاليت‏هاى ثمربخش آنان در دوران رسالت و اينكه اين گروه پس ار ارتقاى به مقام نبوت با استقامت و پشتكار عجيب دست به اصلاح زده و در راه جهاد فردى و اجتماعى سخت كوشش خواهند نمود.
    امضاء

  7. Top | #26

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    6,441
    تشکر
    881
    مورد تشکر
    827 در 479
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    منابع


    ـ تفتازانى، سعدالدين، شرح مقاصد، قم، منشورات شريف الرضى، 1409ق.
    ـ جرجانى، على‏بن محمد، التعريفات، تهران، ناصر خسرو، 1370.
    ـ رازى، فخرالدين، تفسير كبير، بيروت، داراحياء التراث العربى، چ سوم، 1420ق.
    ـ راغب اصفهانى، حسين، معجم مفردات القرآن، بيروت، دارالعلم الدارالشاميه، 1412ق.
    ـ سبحانى، جعفر، فرازهايى از تاريخ اسلام، قم، مشعر، چ هفتم، 1367.
    ـ ـــــ ، منشور جاويد، قم، توحيد، 1375.
    ـ شاذلى، سيدبن قطب‏بن ابراهيم، فى ظلال القرآن، بيروت، دارالشروق، چ هفدهم، 1412ق.
    ـ شريف، مرتضى، أمالى المرتضى، قم، مكتبة آيه‏اللّه العظمى مرعشى نجفى، 1325ق.
    ـ طباطبائى، سيد محمّدحسين، الميزان، ترجمه سيد محمّدباقر موسوى همدانى، قم، جامعه مدرسين، 1374.
    ـ فيروزآبادى، مجدالدين محمّدبن يعقوب، قاموس المحيط، بيروت، مؤسسة الرسالة، 1987م.
    ـ قمى، شيخ عباس، مفاتيح الجنان، ترجمه رضا مرندى، تهران، الوفاء، 1376.
    ـ قمى، على‏بن ابراهيم، تفسير قمى، تحقيق سيدطيب موسوى جزايرى، قم، دارالكتاب، چ چهارم، 1367.
    ـ مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، داراحياء التراث العربى، ط. الثالثة، 1403ق.
    ـ مظفّر، محمدرضا، بداية المعارف الالهيه فى شرح عقايدالاماميّه، محاضرات سيدمحسن خرازى، قم، مؤسسة النشر الاسلامى، 1418ق.
    ـ مفيد، محمّدبن محمّد، تصحيح الاعتقاد، قم، كنگره شيخ مفيد، 1414ق.
    ـ مقداد، فاضل، ارشاد الطالبين الى نهج‏المسترشدين، قم، مهدى رجايى، 1405ق.
    ـ مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1374.
    پى نوشت ها
    1 دانش‏پژوه كارشناسى ارشد تربيت مدرس حوزه. دريافت: 12/2/88 ـ پذيرش: 16/10/88.
    2ـ مجدالدين محمّدبن يعقوب فيروزآبادى، قاموس المحيط، ماده «عصم».
    3ـ راغب اصفهانى، معجم مفردات للقرآن، كتاب عين، ماده «عصم».
    4ـ على‏بن محمد جرجانى، التعريفات، ص 65.
    5ـ مقدادبن عبداللّه فاضل مقداد، ارشاد الطالبين الى نهج المسترشدين، ص 301.
    6ـ سيد محمّدحسين طباطبائى، الميزان، ج 2، ص 134.
    7ـ سعدالدين تفتازانى، شرح المقاصد، ج 4، ص 312 / فاضل مقداد، ارشاد الطالبين، ص 130.
    8ـ محمّدبن محمّد نعمان، تصحيح الاعتقاد، ص 61.
    9ـ مرتضى شريف، أمالى المرتضى، ج 1، ص 148.
    10ـ سيد محمّدحسين طباطبائى، الميزان، ج 17، ص 211ـ212.
    11ـ سيد محمّدحسين طباطبائى، الميزان، ج 11، ص 130.
    12ـ فخرالدين رازى، تفسير كبير مفاتيح الغيب، ج 26، ص 217.
    13ـ ناصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، ج 19، ص 309ـ310.
    14ـ على‏بن ابراهيم قمى، تفسير قمى، ج 2، ص 87.
    15ـ سيد محمّدحسين طباطبائى، الميزان، ج 14، ص 409.
    16ـ همان، ج 14، ص 410.
    17ـ سيدبن قطب‏بن ابراهيم شاذلى، فى ظلال‏القرآن، ج 3، ص 1202.
    18ـ سيد محمّدحسين طباطبائى، الميزان، ج 5، ص 80.
    19ـ همان.
    20ـ همان، ص 78.
    21ـ سيد محمّدحسين طباطبائى، الميزان، ج 5، ص 79.
    22ـ همان، ص 80.
    23ـ همان.
    24ـ ر.ك: حج: 30 / مائده: 90 / توبه: 125 / انعام: 145.
    25ـ سيد محمّدحسين طباطبائى، الميزان، ج 16، ص 312ـ313.
    26ـ جعفر سبحانى، فرازهايى از تاريخ اسلام، ص 61.
    27ـ ر.ك: يوسف: 22 / بقره: 124 / طه: 40.
    28ـ طبق نظر اماميّه، انبيا و ائمّه عليهم‏السلام از هنگام تولد تا پايان عمر معصومند. برخلاف معتزله كه عصمت آنها را از موقع بلوغ مى‏دانند و برخلاف اشاعره كه معصوم بودن انبيا را از زمان بعثت مى‏دانند. محمدرضا مظفّر، بداية المعارف الالهية، ج 1، ص 250.
    29ـ «الذين استخلصتهم لنفسك و دينك، اذ اخترت لهم جزيل ما عندك من النعيم المقيم الذى لازوال له و لا اضمحلال بعد ان شرطت عليهم الزهد فى درجات هذه الدنيا و زخرفها و زبرجها فشرطوا لك ذلك و علمت منهم الوفاء به فقبلتهم و قرّبتهم.» شيخ عباس قمى، مفاتيح‏الجنان، ص 913، فرازى از دعاى ندبه.
    30ـ محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 10، ص 170.
    31ـ سيد محمّدحسين طباطبائى، الميزان، ج 17، ص 290ـ291.
    32ـ جعفر سبحانى، منشور جاويد، ص 24.
    امضاء

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی