این دنیا همان است که عباس(ع) را بدون دست پذیرفت. علی اکبر(ع) را با فرق و سینه شکافته پذیرفت. گلوی بریده ی علی اصغر(ع) را قبول کرد و بدن تکه تکه شده قاسم(ع) و بی سر حسین(ع) را دید و متلاشی نشد!
مادر جان آیا از اینها که گفتم نزد خدا عزیزتر می شناسی؟ از رسول الله نزد خدا عزیزتر کیست؟ که این دنیا با او آن چنان کرد. مادر جان با یاد این چیزها آنقدر به این دنیا بدبین شده ام که سخت ترین آزمایش خدا برای من اینست که در آن بمانم و آنقدر مشتاق دیدار خدایم که بالاترین عذاب برای من دوری او است.
مادر جان با این همه، باز هم می خواهی اینجا بمانم؟ آیا می خواهی لقاء خدا را به لذت دنیوی بفروشم؟ آیا می خواهی بجای دیدن روی حسین(ع)، روی این فاسقان و فاسدان را ببینم؟ مادر من از این دنیا هیچ نمی خواهم و نمی خواهم او هم از من چیزی بخواهد.
مادر جان بخدا قسم می خواهم هنگام شهادت سر نداشته باشم مثل حسین(ع)، دست نداشته باشم مثل عباس، بدنم مثل قاسم تکه تکه باشد، سینه ام مثل زهرا(س) سوراخ شده باشد. من می خواهم وقتی به حضورشان می رسم مثل خودشان باشم.
مادر جان برای شما صبری زینب(س) گونه از خدا خواستارم، می دانی که زینب چقدر صبر کرد آنقدر که صبرِ صبر تمام شد. مادر بدان اگر صبور باشی در آخرت جزائی خواهی گرفت که تنها به مثل خودت خواهند داد. مادر جان دادن فرزند در راه خدا ممکن است سخت باشد اما به جلال و عزت خدا قسم آتش جهنم از آن سخت تر است و هیچ بدنی طاقت عذاب آن را ندارد.
و اما برادران گرامیم برای شما آرزوی موفقیت در انجام طاعات الهی را دارم و انشاء الله که تمامتان مشمول رحمت خدا باشید. همچنین خواهران گرامیم، از تمام شما التماس دعا دارم و شما را به خدا قسم می دهم هر چند که تا بحال رعایت کرده اید اما برای تذکر که حجاب خود را حفظ کنید.
و شما زن برادرهای عزیز اگر اشتباهی از من دیده اید مرا ببخشید. شما و خواهرانم مبادا در عزای من چادر از سرتان کنار برود، به روح رسول الله قسم راضی نیستم.
و اما دوستان عزیز: از تمام شما التماس دعا دارم، اگر در جمع شما هم نبودم دیگر چه می کردم شما را به خدا قسم جمعتان را حفظ کنید شما که خود تجربه دارید و می دانید که جدا شدن از جمع چه پیشامد هایی دارد در ضمن کاری هم نکنید که باعث جدائی کسی از جمع شما بشود که در آن دنیا مسئول خواهید بود. مبادا از یاد خدا غفلت کنید ... در نماز شبهایتان مرا نیز دعا کنید. مبادا امام را تنها بگذارید. مبادا خاطره اهل کوفه و امام حسین(ع) زنده شود. مبادا جبهه نیرو بخواهد و شما نروید. و اما اگر حقی بر من دارید از من بگذرید، اگر حقی دارید و صلاح نمی دانید که بگذرید حتماً مراجعه کنید و حقتان را بگیرید. به شما به عنوان برادر کوچکتر توصیه می کنم که نماز جمعه را ترک نکنید. تا می توانید دعای کمیل را بخوانید. باز هم می گو یم نکند جبهه ها خالی بماند، یادتان باشد به کربلا رفتید مرا هم دعا کنید...
و شما معلولین گرامیم، از شما شرمنده ام و می دانم حقی که بر من دارید قابل جبران نیست اما شما به بزرگواریتان از حقی که دارید درگذرید، از آقایان شکوری، رفیعی، مظفری نژاد، روائی، سالم، دانش، معینی، نجفی و آیت اللهی و دیگر معلمان گرامی که با رهنمودهای خود کمک شایان و بسیار زیادی به من کرده اند و من نتوانسته ام حق شاگردی آنها را بجا بیاورم واقعاً تشکر می کنم و امیدوارم مرا از دعای خیر خود محروم نگردانند.
چند چیز را تذکر می دهم که فراموش نشود:
تقوی، نظم، قرآن، یاد خدا، صبر، انفاق، صدقه، روزه و نماز مستحبی، اخلاق نیک، رسیدگی به محرومین، حق پدر و مادر و در پایان جبهه.
والسلام
عباس یزدانی 22/10/1365