تلازم توبه و اصلاح گذشته
توبه و اصلاح اعمال گذشته، لازم و ملزوم يکديگرند. از اين رو قرآن کريم دو مقوله توبه و اصلاح عمل را در کنار يکديگر بيان فرموده و مکرراً در آيات مربوط به توبه مي فرمايد: خداوند توبه کساني را مي پذيرد که همراه با آن، گناه گذشته را نيز اصلاح کنند.
«لا من تاب و امن و عمل عملا صالحا فاولئک يبدل الله سيئاتهم حسنات»(1)
- مگر کسي که توبه کند و ايمان آورد و عمل شايسته انجام دهد، پس خداوند گناهانشان را تبديل به نيکي ها مي کند و خداوند همواره بسيار آمرزنده و مهربان است.
اساساً توبه و پشيماني واقعي از ارتکاب گناه، نوعي اصلاح عمل را نيز به دنبال خواهد داشت.
بنابراين مي توان گفت: توبه بدون اصلاح عمکرد، توبه واقعي نيست.
به عبارت روشنتر توبه حقيقي آن است که از پشيماني نسبت به کردار و گفتار گذشته سرچشمه گرفته باشد و به واسطه آن توبه، دل انسان از گذشته خود و اعمالي که مرتکب شده است، بلرزد.
وقتي چنين لرزشي در دل انسان پديد آيد، به يقين آينده او نيز اصلاح خواهد شد.
ولي توبه بدون پيشماني و اصلاح، توبه نيست.
اميرالمؤمنين «ع» روزي مشاهده کردند يک نفر در حال گفتن «استغفرالله » به صورت لقلقه ي زبان است و هيچ توجه باطني و احساس پشيماني ندارد. به او گفتند: «مادرت به عزايت بنشيند، مي داني استغفار چيست؟
استغفار درجه والا مقامان است و شش مرحله دارد؛
اول: پشيماني از آنچه گذشت،
دوم: تصميم به عدم بازگشت،
سوم: پرداختن حقوق مردم آن گونه که خدا را پاک ديدار کني و چيزي بر عهده تو نباشد،
چهارم: تمام واجب هاي ضايع ساخته را به جا آوري،
پنجم: گوشتي که از حرام بر اندامت روييده، با اندوه فراوان آب کني، چنانکه پوست به استخوان چسبيده گوشت تازه برويد،
ششم: رنج طاعت را به تن بچشاني همان گونه که شيريني گناه را به او چشانده بودي، پس آنگاه بگويي، استغفرالله!(2)
بنابر فرمايش اميرالمؤمنين «ع»، توبه بدون پشيماني از گذشته و توبه اي که تصميم به ترک معصيت ملازم آن نباشد، توبه نيست.
ولي هنگامي که ندامت و تصميم واقعي بر اصلاح عمکرد، ضميمه ي آن شود، بر اساس وعده حتمي خداوند متعال در قرآن کريم، گناهان قبلي آمرزيده مي شود و توبه کننده بايد پس از آن به جبران گذشته بپردازد تا فرآيند توبه تکميل شود.
به عبارت ديگر در شرح روايت فوق مي توان گفت: د
و معناي اول توبه، ملازم توبه است و بدون آن، توجه محقق نمي شود. معاني سوم و چهارم، که در بيان اميرالمؤمنين«ع» وجود دارد، يعني وجوب اداي حق الناس و حق الله، مي تواند پس از توبه واقع شود و الزاماً شرط پذيرش توبه نيست، بلکه آنچه مهم است، تصميمي است که بنده ي گهنکار مبني بر اصلاح اعمال خويش مي گيرد.
در واقع خداوند تعالي از روي لطف و رحمت خويش، عهد بنده را مي پذيرد و بر اساس همان عهد، توبه ي او را قبول مي کند و به او فرصت مي دهد که به جبران گذشته و اصلاح آينده بپردازد.
معاني پنجم و ششم نيز، امتيازات ويژه اي است که موجب درخشندگي بيشتر توبه مي شود و نورانيت خاصي به توبه کننده و پرونده اعمال وي مي بخشد.
بنابراين توبه فقط نياز به پشيماني واقعي و تصميم جدي مبني بر تغيير و اصلاح کردار و گفتار گذشته دارد.
و بر اساس اين واقعيت است که بيان مي شود: هر چقدر هم که گناه بزرگ و فراوان باشد، اگر توبه واقعي صورت پذيرد، خداي رحمان، آن گناه را مي آمرزد و اين آمرزش پس از اعلام آمادگي بنده گنهکار براي ترک معصيت صورت مي پذيرد. گناه هر چه فراوان و هر چه بزرگ باشد، اگر حالت پشيماني و شرمندگي، همراه با تصميم به اصلاح آينده براي انسان پديد آيد، قطعاً بخشش و مغفرت خداوند را در بر خواهد داشت.









نقل قول
