
خواهرم،
تو تصور می کنی چرا جوانان امروز کمتر میل به ازدواج دارند؟در قدیم که محیط عمومی از خودنمایی زنان محفوظ تر بود،شیرین ترین آرزوی جوانان ازدواج بود و در سنین ابتدایی بلوغ ،جوانان به سراغ ازدواج می رفتند.
.
اما متاسفانه امروز می بینیم برخی از جوانان زمانی که نشاط و شور دارندبه کامجویی از دختران و زنان بی حجاب مشغول اند و زمانی ازدواج می کنند که زن را تنها برای خدمتکاری و خلاصی از اصرار والدین به ازدواج می خواهند و نشاطی برای زندگی ندارند.
.
راستی اگر این همه صحنه های برانگیزاننده و چهره ها وآرایشی های گوناگون را نمی دیدند باز هم چنین بودند؟
چه کسی باید خسارت از هم پاشیدگی خانواده ها، دربدری فرزندان،افزایش اضطراب ها و فشارهای عصبی و تبعات این وضع را بپردازد؟
.
آیا خانمی که با عدم رعایت پوشش لازم و یا لباس ها و زینت ها و آرایش های مهیج در کوچه و خیابان و محل کار ظاهر میشود متوجه آثار عمل خود هست؟و آیا ممکن است عامدانه چنین کند؟
.
ج) تضعیف فعالیت های اقتصادی و فرهنگی در جامعه
خواهر، از تو می پرسم:
در کارگاهی که همه مرد باشند یا همه زن، کارها بهتر و با دقت بیشتر انجام می شود،یا آنجا که دائم توجه مردی معطوف قیافه ی خانمی آراسته باشد و بالعکس؟
آیا در کلاسی که پسر و دختر در فکر ارتباط با یکدیگر و مشاهده ی طرز لباس پوشیدن و راه رفتن و حرف زدن یکدیگر هستند بیشتر تحصیل علم و کمال می شود یا آنجا که افراد همجنس در یک کلاس هستند و تمام توجه معطوف درس و استاد است؟!
.
بسیار روشن است که اختلاط زن و مرد و عدم رعایت پوشش لازم از سوی برخی زنان و نیز روحیه ی هوسرانی برخی مردان،ذهن ها را مشغول می کند و بازده کار را کاهش می دهد.
.
علاوه براین، بارها اتفاق افتاده جوانی که با علاقه مشغول فعالیت اقتصادی و یا با اشتیاق مشغول تحصیل بوده با مشاهده ی زنان و دختران جوانی که بدون پوشش صحیح و با خودنمایی و جلوه فروشی های مسموم در جامعه ظاهر شده اند تحریک شده و به وادی هرزگی و پوچی درغلتیده و درس و کار را رها کرده و سر از زندان و یا مراکز فساد و اعتیاد در آورده است.
.
آیا جبران خسارت ضایع شدن عمر این جوان ها کار ساده ای است؟د) افزایش ناامنی و خیانت:
سارقان همیشه در پی سرقت و تصاحب اموال دیگران هستند، اما هنگامی که شخصی بی احتیاطی می کند و مثلا در خودرو خود را باز می گذارد یا درب منزل را نمی بندد ویا طلا، جواهرات و پول خود را در معرض دید قرار می دهد بیشتر در معرض دستبرد قرار می گیرد چرا که سارقان زمینه را برای فعالبت خود مهیا می بیند.
.
همین طور افراد بیمار دل و کسانی که دنبال هوسرانی و کامجویی هستند، وقتی خانمی را می بینند که پوشش لازم را ندارد و یا در مکان های عمومی باآرایش و لباس های برانگیزاننده حضور پیدا کرده، بیشتر تحریک می شوند، به او تعرض می کنند و با ایجاد مزاحمت های مختلف به اذیت و آزار می پردازند تا آنجا که آبرو و حتی جان چنین خانم هایی بارها به دست این گونه افراد به خطر افتاده است.
.
اگر پرونده ی جانیانی که با عنوان هایی نظیر خفاش شب، گروه عقرب،گروه باغ آلو و..محاکمه شده اند را مرور کنی می بینی تقریبا تمام کسانی که به دام اینان افتاده و پس از تحمل آزارهای فراوان جان خود را از دست داده اند، خانم هایی بوده اند که پوشش لازم و خدا پسند را نداشته اند. و متاسفانه این گونه قربانیان حوادث ناگوار کم نیستند و شک ندارم که اکثر قربانیان هرگز نه قصد ایجاد ناامنی در جامعه داشته اند و نه از جان خود سیر شده بودند، بلکه به گمان خود می خواستند با لباس و آرایش مورد علاقه ی خود در کوچه و خیابان ظاهر شوند.غافل از اینکه این کار چه نتایج تاسف باری به دنبال دارد. تداوم چنین مسائلی باعث افزایش ناامنی و فساد جامعه و از بین رفتن آسایش فردی و اجتماعی خواهدشد.
.
هـ) کم شدن ارزش و احترام زن در خانواده و جامعه:
هنگامی که زنان در جامعه خود آرایی و خودنمایی نکنند و زینت و آرایش و دلربایی را به محیط خانواده محدود کرده ویژه ی همسران خود قرار دهند هرمردی برای همسر خود ارزش و احترام لازم را قائل است و نعمت زیبایی وسیله ای برای گرمی زندگی و حفظ حرمت همسران می شود.
.
اما زمانی که این کار همگانی شود و هر مردی براحتی از ده ها زن در کوچه و خیابان با نگاه و ارتباط نادرست بهره برد، دیگر حرمت جایگاه زنان و نقش اصلی و امتیازات واقعی انان به فراموشی سپرده خواهد شد و زنان تنها وسیله ای می شوند برای کامجویی مردان. و در چنین شرایطی است که ممکن است مردی در کمال بی انصافی و نمک نشناسی به همسر خود بگوید:" زن، هرچه بخواهم در کوچه و خیابان ریخته است"
.
چه زشت است این تعبیر، و چه سنگین است جرم کسانی که سبب می شوند ارزش زن تا این حد پایین بیاید.
دردناک ترین مسئله استفاده ی برخی پول پرستان و دنیا طلبان از دختران و زنان و تبدیل کردن آنان به کالا و بلکه کمتر از کالاست.
.
چقدر تاسف آور است که می بینم برای فروش یک مجله و به دست اوردن پول بیشتر، ازچاپ عکس یک خانم روی جلد آن استفاده می کنند. و برای جلب مشتری بیشتر فروشنده ی خانم در فروشگاه می گذارند و برای افزایش تماشاچیان یک فیلم کسانی را که حاضرند خودنمایی بیشتر کنند به کار می گیرند.آیا این استفاده ی ابزاری از زن توهین به مقام زن نیست، و آیا زنانی که خو را از نگاه دیگران حفظ نمی کنند باعث این بی حرمتی ها نسبت به خودو و دیگر زنان نشده اند؟
.
موضوع ابزار شدن زنان و سوء استفاده از چهره و زیبایی آنان به حدی گسترش یافته که گاهی در جراید می خوانیم حتی زنانی که به نظر می رسد، انسان هایی هنرمند، مفید و آگاهی بخش هستند، خود به این حقیقت تلخ اعتراف می کنند.
.
به این عبارات که اعتراف یه هنرپیشه معروف سینماست، توجه کن:
.
من خودم را ستاره به معنی کسی که فروش یک فیلم را تضمین کند نمی دانم.منتقدان مطبوعات و نشریات در نقد فیلم های من زیاد به بازهایم توجه نمی کنند.این روزها احساس بدی به من دست داده است خیلی بد است که یک بازیگر به این نتیجه برسد که تماشاگران صرفا برای دیدن چهرهاش به سینما می آیند نه به خاطر بازی اش. خودم به این نتیجه تلخ رسیده ام که باید در بازهایم تجدید نظر کنم....
.
آری این نتیجه بسیار تلخ است که به جای توجه به هنر، علم، تلاش و فعالیت های صحیح و رشدآور، توجه جامعه به چهره ها و هوسرانی معطوف شود، اما باید پاسخ این سوال را بیابیم که چه کسانی به این سوء استفاده ها و این بی حرمتی ها دامن می زنند و چه شیوه ی پوشش و حضوری زمینه از این تلخی هاست؟
.
آیا اگر زنان جز با رعایت پوشش و وقار لازم حاضر به حضور در اجتماع نباشند و از عشوه گری و برخوردهای سبکسرانه و وسوسه انگیز پرهیز کنند و اجازه ی استفاده ابزاری از خود را به دیگران ندهند، باز هم این رویدادهای تلخ تکرار می شود؟
.