فرشتگان منطقی
والدین در کاربرد روشهای انضباطی تلاش می کنند تا کودک را با ارزشهای خود و جامعه و معیارهای قابل قبول رفتار هماهنگ کنند، به نحوی که کودک نه فقط در خانه و زیر نظر نظر بزرگسال رفتار مناسب داشته باشد بلکه وقتی که تنهاست نیز رفتار مطلوب از خود نشان دهد و ....
تقریبا همه والدین قطعا یا تلویحا می دانند که فرزندانشان را چگونه می خواهند تربیت کنند یعنی می دانند کدام دانش، ارزشهای اخلاقی و الگوهای رفتاری برای رشد فرزندشان مناسب است. والدین به هنگام تلاش برای رسیدن به آرمانهای خود از روشهای مختلفی استفاده می کنند زیرا روشهای مختلف برای مقاصد مختلف سودمند است.
والدین در کاربرد این روشهای انضباطی تلاش می کنند تا کودک را با ارزشهای خود و جامعه و معیارهای قابل قبول رفتار هماهنگ کنند، به نحوی که کودک نه فقط در خانه و زیر نظر نظر بزرگسال رفتار مناسب داشته باشد بلکه وقتی که تنهاست نیز رفتار مطلوب از خود نشان دهد.در حقیقت انتقال از اشکال خارجی کنترل به مکانیزم درونی شده نشانه اجتماعی شدن موفقیت آمیز است. هدف نهایی روشهای انضباطی رسیدن به انگیزش ذاتی است به نحوی که کودک میلی درونی برای رفتار کردن به شیوه های قابل قبول اجتماعی پیدا کند.
در سالهای اخیر پژوهشهای دامنه داری درباره عوامل خانوادگی موثر در رفتار و طرز فکر کودک انجام شده است. این پژوهشها نشان می دهد که تاثیر عوامل و روابط خانوادگی بر شخصیت کودک بسیار مهم و حیاتی است. یکی از این اصول مهم که والدین تمایل دارند فرزندشان بیاموزد منطقی بودن است.
منطقی بودن، یعنی منطقی رفتار کردن. آنچه در این خصوص برای بچهها اهمیت بسیار دارد این است که درک کنند پدیدهها طبق قواعد و قوانینی تغییر کرده و انسانها نیز بهطور کلی از این قوانین روشن پیروی میکنند.
تاثیر عوامل و روابط خانوادگی بر شخصیت کودک بسیار مهم و حیاتی است.
بچهها تنها از این طریق میتوانند در دنیای پیچیده امروز راه خود را پیدا کنند.در مقاله زیر برای تعلیم و تربیت و منطقی بار آوردن بچهها راههایی پیشنهاد شده است که از نظرتان میگذرد:
پدر و مادرها باید نسبت به فرزندانشان به صراحت رفتار کنند: به عبارت دیگر نباید در شرایط یکسان رفتارهای مختلف از خود نشان دهند؛ آنچه دیروز بچهها اجازه داشتند، نباید برای امروز ممنوع شود و برعکس. رفتارهای یکسان پدر و مادر، رفتار یکسان بچهها را در پی دارد.
وقتی ما رفتار مشخصی از فرزند خود انتظار داریم: منطقیبودن ما اهمیت بسیار پیدا میکند. در تعلیم و تربیت همراه با منطق، طبیعتا زمانی به مرزهای آن نیز بر میخوریم. ما بهتر است به اندازه نیاز منطقی باشیم، در غیراینصورت پرورش و آموزش بچهها جنبه خشک و بیش از حد مقرراتی بودن بهخود میگیرد. قرار نیست ما موضوعات را بیش از حد جدی بگیریم چون همانطور که میدانیم استثناها حدود قوانین را مشخص میکنند. مثلا موقع بیماری، کودک اجازه دارد استثنائاً در رختخواب پدر و مادر استراحت کرده یا روز تولدش امتیازهایی دریافت کند.
مرزبندی
به طور کلی شیوه های پرورشی کودکان به دو گروه تقسیم می شود: شیوه مستبدانه و شیوه آزادمنشانه.شیوه مستبدانه بر انضباط سخت، پیروی بی چون و چرا از مقررات و دستورات سخت و خشک و تنبیه قهر آمیز در برابر اشتباهات استوار است. اما شیوه آزادمنشانه بر گفتگوی دوستانه، توضیح و استدلال و تنبیه های ملایم در برابر اشتباهات متکی است. در حالیکه امروزه کارشناسان معتقدند دادن آزادی کامل به بچهها منجر به رشد بهینه آنها نخواهد شد بلکه روش میانه بین دو بینهایت یعنی میان روش مستبدانه و روش ضدآن (دادن آزادی کامل به بچهها) مناسبترین روش تعلیم و تربیت ارزیابی شده است.
وقتی پدر و مادر با فرزندان خود زمان زیادی را سپری کنند، اطمینان و صمیمیت میان آنها رشد میکند و پیامد آن این است که بچهها با رغبت خواستههای پدر و مادر را برآورده میکنند




فرشتگان منطقی

نقل قول
