طی شد این عمر ، تو دانی به چه سان؟
پوچ و بس تند ، چنان باد رَمان
همه تقصیر من است این که خود می دانم
که نکردم فکری ، که تامل ننمودم روزی، ساعتی یا آنی، که چه سان می گذرد عمر گران
***
کودکی رفت به بازی به فراغت به نشاط ، فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات
همه گفتند کنون تا بچه است، بگزارید بخندد شادان ،
که پس از این دگرش فرصت خندیدن نیست
بایدش نالیدن
من نپرسیدم هیچ ، که پس از این ز چه رو
بایدم نالیدن؟!
هیچکس نیز نگفت، زندگی چیست؟ چرا می آییم؟
بعد از این چند صباح، به کجا باید رفت؟
به چه سان باید رفت؟
با کدامین توشه، به سفر باید رفت؟
من نپرسیدم هیچ ، هیچکس نیز نگفت!
زنده یاد دکتر علی شریعتی







نقل قول
