نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 24

موضوع: روزجوان , بر جوانان سرافراز و امید آفرین ایران اسلامی مبارک باد

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    ای مرد! تو یا یوسفی یا احمدی، یا للعجب




    می‌آیی و لیلا شده مجنون عطر و بوی تو
    دستی به رویت می‌کشد، یک دست بر گیسوی تو
    نه بر نمی‌دارد کسی یک لحظه چشم از روی تو
    یک چشم زینب بر حسین آن چشم دیگر سوی تو

    هم باده نوش کوثری، هم مست از جام علی
    باز، ای محمد! می‌رسی، این بار با نام علی

    یا رب و یارب ساغرت، یا حق و یا حق باده‌ات
    از مستی لب‌های تو میخانه شد سجاده‌ات
    یک دم علی گل می‌کند در آن لباس ساده‌ات
    یک دم محمد می‌رسد با زلف تاب افتاده‌ات

    می‌آید از در مصطفی امشب که مستم با علی!
    حالا که تو هر دو شدی پس یا محمد! یا علی!


    تسبیح زیبایت دل روح الامین را می‌برد
    آن قد و بالایت دل اهل زمین را می‌برد
    ناز قدم هایت دل سلطان دین را می‌برد
    موج نگاهت کشتی اهل یقین را می‌برد

    غرقند قایق‌های ما در بهت اقیانوس تو
    بال ملک می‌سوزد از «یا نور و یا قدوس» تو


    وقتی رجز خوان می‌شوی، انگار حیدر می‌رسد
    یک لافتای دیگر از نسل علی سر می‌رسد
    ای نسخه دوم! ـ که با اصلش برابر می‌رسد ـ
    پیش تو می‌لرزد زمین، گویی که محشر می‌رسد

    صف می‌کشد یک شهر تا شاید تماشایت کند
    مه می‌رسد تا یک نظر در صبح سیمایت کند


    شهزاده! دل را می‌بری از شهر با یک گوشه لب
    ای مرد! تو یا یوسفی یا احمدی، یا للعجب
    چشم انتظارت کوچه‌ها، ای ماه زیبای عرب
    صبح یتیمان می‌رسد تا می‌رسی تو نیمه شب

    دستان تو میراثی ست از دست کریم مجتبی
    اصلاً تو گلچینی شدی از گلشن آل عبا

    تا پرده‌های خیمه را ماه جوان وا می‌کنی
    هم دشمن و هم دوست را غرق تماشا می‌کنی
    با شرم و خواهش یک نظر در چشم بابا می‌کنی
    از او چه می‌خواهی؟ چرا این پا و آن پا می‌کنی؟

    ای کربلایی این تو و این لحظه‌ی دلخواه تو
    ای شیر مست هاشمی این جاست جولانگاه تو

    می‌خواستت در خاک و خون اصلاً خدای کربلا
    اصلاً سرشتت از گِلی خونین برای کربلا
    تا باز باشی بهترین، در روضه‌های کربلا
    اما در این توفان امان از ناخدای کربلا

    با خواهش چشمان تو تا اذن میدان می‌دهد
    با رفتنت آرام جان! دارد پدر جان می‌دهد


    قاسم صرافان







    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)










  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi