مبانی و مبادی اتحاد بین مذاهب و ادیان
چند گرایی ( پلورالیسم دینی)
واقعیت امور به گونه ای وسیع و تو در توست که هر کس از نقطه نظری مینگرد و بخشی از حقیقت را میبیند و عبارتی برمیگزیند .پس باید گفتگو و هم زبانی را بپذیریم
(از جمله دیالوگ میان پیروان ادیان و مذاهب ) بنابراین به جای الگوی وحدت ، می باید به مدل اتحاد اندیشید. آموزه های اصیل اسلامی نیز کثرت مذاهب و روش گفتگو را تایید می کند.
ژرف اندیشی
ظاهریگری و نص گرایی مانع اتحاد است و هرچه از لایه ها و قشور به دورنمایه های شرایع و مذاهب توجه شود، امکان تفاهم افزایش می یابد.
غایت گرایی
شرایع به علل تاریخی و جغرافیایی و ... مختلف بوده و هستند ، ولی حقیقت و غایت دین یکی است. در قرآن شواهدی براین وجود دارد . هدف یکی بیش نیست و آن اینکه هر قوم با استفاده صحیح از شریعت خود ، در کارهای خوب ( که مشترک میان انسانهاست) پیشی بگیرد.
حس زیباشناسی
« دل هر زره که بشکافی ، آفتابیش در میان بینی» پس در هر کیش و آیینی ، لطفی و جلوه ای از زیبایی نهفته است. حقیقت اینجا و آنجا ، پخش و گسترده است. اگر چنین ذوقی در مردمان بشکفد از گفت و شنود با دیگر اندیشان و ناهمکیشان لذت می برند، و بر انبان معرفت خود می افزایند.
خرد گرایی
دینداری عقلایی ، استعداد بیشتری برای اتحاد دارند. خردمندان می توانند بفهمند که دین برای سعادت بشر بوده نه برای ایجاد تفرق و کینه توزی به هم. عاقلان هر کیش و آیین ، از خرافه گرایی مصون می مانند. اصول را از فروع و محکمات را از متشابهات تمایز می دهند، از حشو و زواید می رهند، مقتضیات هر عصر را می فهمند و در سرچشمه های اولیه دینداری ، با پیروان عاقل سایر آیینها به تفاهم و هم اندیشی می رسند.
روح تسامح و سازگاری و بردباری
فرهنگ عمومی و تعلیم و تربیت دینداران ، نقش تعیین کننده دارند. دیندارانی که با حس احترام به دیگران شکیبایی ، سعه صدر و روح تساهل و مدارا بار آمده اند . بهتر میتوانند با سایر ادیان گفتگو ، اتحاد وتفاهم کنند . عادت فرهنگی فرد گرایی به آنها می آموزد عقیده هر کس برای او محترم است و دین داری تجربه ای شخصی و قلبی است و نباید به تکلف و اکراه آن را از دیگران انتظار داشت .
دسترسی همگان به سعادت
در هر آیینی کسانی راه کمال و سعادت را می جویند، پس رستگاری منحصر به شریعتی خاص نیست، منطق عقلایی و عدل و حکمت الهی چنین ایجاب و قرآن هم این را تأیید می کند.
اصلاحات ساختاری در سازمانهای دینی
بسیاری از اختلافات از دکانداری و مریدبازی و غرور و تنگ نظری و ریاست طلبی رهبران سازمانهای دینی ناشی می شود. قرآن و تاریخ به این واقعیت گواهی می دهد. به معتزله و اشاعره و عثمانیها و صفویها می توان اشاره نمود.
گسترش شهرنشینی و ارتباطات
رواج صنعت ارتباطات و انتشار اطلاعات ، همسخنی و تفاهم را تسریع می کند و چشم اندازها را گسترش می بخشد و از سختگیری ها و تنگ نظریها می کاهد.
نگرش تاریخی
مطالعات تاریخی و تطبیقی موجب کشف خویشاوندی و نسبت میان آیینها می شود و به آرمان گفتگو و اتحاد یاری می رساند.
ضرورت باز اندیشی دینی
پیشرفت آرمان اتحاد ، محتاج رواج آزاد اندیشی و روشنفکری در میان اهل ادیان است.
منبع
مقصود فراستخواه ، دین و جامعه ، ص 272




نقل قول
