موقعى كه دوران كودكى را پشت سر مى گذارند، به سنين جوانى مى رسند، و بالغ مى گردند طبع آزادى طلبشان از ميان نمى رود و آن خواسته فطرى همچنان باقى و برقرار است ، مى خواهند همانند دوران كودكى راهشان باز باشد و چيزى مانعشان نشود. قرآن شريف در اين باره فرموده :
بل يريد الانسان ليفجر امامه . يسال ايان يوم القيامه (409)
آدمى ميل دارد پيش رويش سدى نباشد، راهى را كه مى پيمايد بلامانع طى كند، و تمايلات خويش را آنطور كه مى خواهد اقناع نمايد، و چون با وى از روز جزا و مواخذه الهى صحبت شود از روى استهزا و انكار مى گويد: قيامت چه وقت فرامى رسد؟ و روز جزا كى بر پا مى گردد؟ البته جوانان و ميانسالان بر اثر تجاربى كه در طول سنين قبل از بلوغ انداخته اند تا اندازه اى به صلاح و فساد واقف شده اند، نيك و بدها را تا حدى شناخته اند و مانند كودكان ، اعمال جوانان و بزرگسالان به تمام حقايق واقف شده اند. و از تمام ابعاد مانند كودكان خطر آزادى بى قيد و شرط را نمى فهمند و نمى دانند كه اگر غرايز حيوانى در سنين جوانى از آزادى مطلق برخوردار باشد.
انسانيت نابود مى شود، تعالى و تكامل از ميان مى رود، و مفاسد غيرقابل جبران به بار مى آيد. پيمبران الهى كه پدران روحانى و مربيان خدايى هستند آمده اند تا خواهشهاى نفسانى مردم را تعديل نمايند و آنان را از آزادى هاى مضر و خطرناك كه سد راه صلاح و رستگارى انسان است برحذر دارند. بدبختانه رفتار و گفتار جوانان و بزرگسالان نادان با پدران روحانى و مربيان الهى همانند رفتار و گفتار كودكان خردسال با والدين و مربيان است ، همانطور كه كودكان بر سر پدر و مادر فرياد مى زنند و با خشم و خشونت به آنان مى گويند: چرا از ما سلب آزادى مى كنيد؟ جوانان و بزرگسالان نيز با پدران روحانى و مربيان الهى خود با همان چشم مى نگرند و نسبت به آنان بغض و كينه ابراز مى دارند، اگر دستشان برسد آزارشان مى دهند و ممكن است در مواقعى به قتلشان همت گمارند نه تنها پيمبران الهى براى دعوت به دين حق و اقامه عدل در معرض قتل قرار مى گرفتند، بلكه در مواقعى علماى دين را كه مبلغ دعوت پيمبران بودند مى كشتند.