نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

موضوع: نامه ها و ملاقاتهای امام حسین علیه السلام

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,815
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,531
    مورد تشکر
    2,472 در 1,379
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    نکته : کلام امام «علیه السلام» یا حمل بر تقیّه میشود و یا آنکه واقعاً، بر اثر گریۀ زنها و هیجان مجلس ، فرزند خردسالی غش کرده باشد.
    3-سید اسماعیل حمیری
    او بر امام صادق«علیه السلام» وارد شد. حضرت دستور داد پردهای آویختند وزنها پشت پرده نشستند، آنگاه به «اسماعیل حمیری» فرمودند اشعاری را در
    ص: 18


    1- جامع الرواة أردبیلی، 1/ 367، اعیان ، 7/ 268
    مرثيۀ جدم حسین«علیه السلام» بخوان :
    اُمرُر عَلی جَدَثِ الحُسَینِ***فَقُل لِأَعظُمِهِ الزَّکِیَّةِ
    يا أعظُماً لازلتِ من*** وَطْفاءَ ساكبةٍ رَوِيَّهْ
    وإذا مَررتَ بقبرهِ*** فأطِلْ بهِ، وقِفِ المِطَّيَّهْ
    ما لَذَّ عَیشٌ بَعدَ رَضِّ***کِ بِالجِیادِ الأعوَجِیَّه
    (1)
    «هنگامی که بر بدن حسین «علیه السلام»عبورت افتاد، به استخوانهای پاکش بگو:».
    «پیوسته از اشك چشمان سیراب خواهی بود».
    «هنگامی که بر قبرش گذر کردی ،مرکبت را مدت زیادی نگه دار و بگو :» .
    «پس از آنکه بدنت را با سُمّ ستوران خرد کردند ، زندگی لذت ندارد».
    اشکهای امام صادق«علیه السلام» جاری شد و صدای گریه و شیون از پشت پرده بلند شد که کوچه های مدینه را پر کرد، حضرت که چنین دید فرمود: بس است.
    4-جعفربن عفّان طائی
    «زید شحام» می گوید: خدمت امام صادق«علیه السلام» نشسته بودیم که «جعفر بن عفان» نابینا وارد شد. حضرت خطاب به او فرمود:«شنیده ام دربارۀ امام حسین«علیه السلام» خوب شعر می گویی».
    گفت : آری حضرت فرمود: «بخوان».
    «جعفر» شروع کرد به خواندن اشعار . امام و اطرافیانش بسیار گریستند بعدحضرت فرمود: به خدا سوگند! فرشتگان مقرب خدا حضور یافتند و اشعارت را شنیدند و مانند ما گریه کردند. و خداوند تو را آمرزید و بهشت را بر تو واجب کرد».
    ص: 19


    1- الغدير . 235،2.
    واما اشعاری که در مجلس امام صادق«علیه السلام» سروده این است:
    غَداةَ حُسَینٌ لِلرِّماحِ دَرِیَّةً ***وقَد نَهَلَت مِنهُ السُّیوفُ وعَلَّتِ
    وغودِرَ فِی الصَّحراءِ لَحماً مُبَدَّداً*** عَلَیهِ عِناقُ الطَّیرِ باتَت وظَلَّتِ
    (1)
    «روزی که نیزه ها پیکر حسین «علیه السلام» را شکافتند و شمشیرها از خونش سیراب شدند».
    «بدن قطعه قطعه حسین را در بیابان سوزان کربلا رها کردند تا مورد نوازش مرغان هوایی قرار گرفت و بر آن سایه افکندند».
    5-ابو هارون المكفوف
    وی خدمت امام صادق«علیه السلام» شرفیاب شد، حضرت فرمود: از حسین «علیه السلام» برایم شعر بخوان، ابو هارون شروع به خواندن شعر کرد ولی
    حضرت آن سبک را نپسندید و فرمود: همانطوریکه در کنار قبر حسین«علیه السلام»شعر میخوانید، بخوان، لذا ابوهارون به همان روش چنین خواند:
    اُمرُر عَلی جَدَثِ الحُسَینِ***فَقُل لِأَعظُمِهِ الزَّکِیَّةِ
    با شنیدن این شعر حضرت گریست، لذا ابوهارون توقف کرد، ولی حضرت فرمود، ادامه بده، شاعر چنین ادامه داد:
    یا مَرْیَمُ قُومی وَانْدُبِی مَوْلاکِ*** وَ عَلَی الْحُسَینِ فَاسْعَدی بِبُکاکِ
    که در اثر گريه امام«علیه السلام» و زنها، مجلس منقلب شد.
    (2)
    ص: 20


    1- بحار 286/45 اعیان 128/4 ، معجم رجال الحدیث 81/4 سفینه ، «جعفر» با استفاده از شاگردان مکتب ائمه «علیهم السلام».
    2- کامل الزیارات باب 106/33 ، بحار 287/44.









    امضاء



  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi