اخلاق حکومتی / اخلاق کارگزاران از منظر امام خمینی رحمه الله
پدید آورنده : محمود حکمت نیا ، صفحه 62دانایان حقوق و سیاست به خوبی به این مورد پرداخته اند که دولت ـ کشور دارای سه عنصر اساسی است. هر کشوری دارای گروه انسانی، سرزمین و قدرت سیاسی است. در این میان، از جهت قواعد حقوقی و اخلاقی، قدرت سیاسی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. از طرف دیگر قدرت، نیروی سرکشی است که اگر رها شود طغیان می کند و صاحبش را به فساد می کشاند و جهان راتباه می سازد و کار به جایی می رسد که شخص در خود، احساس خدایی می کند و سخن فرعون سر می دهد که:
یَا قَوْمِ ألَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هذِهِ الاْءنَهارة تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أفَلاَ تُبْصِرُونَ.
و فرعون در میان قومش (بر علیه موسی به تبلیغات پرداخت و) آواز بلند کرد که ای مردم آیا کشور با عظمت مصر از من نیست؟ و این نهرها از زیر قصر من جاری نیست؟ آیا عزت و جلال مرا در عالم به چشم مشاهده نمی کنید؟!
و سپس احساس خدایی خود را بدون پرده و آشکارا بیان می کند:
یَا أیُّهَا الْمَلاَُ مَا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ اِلهِ غَیْری.
و فرعون باز به دعوی باطل خویش ادامه داده و با بزرگان قوم خود چنین گفت که من هیچ کس را غیر خودم خدای شما نمی دانم و در نهایت، برای پرستش غیر خود ضمانت اجرای حقوقی مقرر می دارد:
لَئِنِ اتَّخَذْتَ اِلها غَیْرِی لاَءجْعَلَنَّکَ مِنَ الْمَسْجُونیِنَ.
باز فرعون (که از جواب عاجز ماند به تهدید پرداخت و) گفت اگر غیر من خدایی را بپرستی البته تو را به زندان خواهم کشید.
امام خمینی رحمه الله به خوبی این حقیقت را یافته و با تمثیلی به نقل از مرحوم مدرس و از زبان حکیم فرزانه، شیخ الرئیس، می گوید: من از گاو می ترسم؟ برای آنکه شاخ دارد و عقل ندارد. اکنون باید دید راه چاره چیست؟ از جهت اخلاقی، یک راه این است که از قدرت باید چشم پوشید و تا آنجا که ممکن است از دیو قدرت فاصله گرفت و در نتیجه، خط قرمزی میان حکومت و اخلاق کشید. این روش آشکارا با آموزه های اسلامی ناسازگار است؛ زیرا بسیاری از نهادهای دینی که رنگ و بوی اخلاقی دارد دارای بُعد سیاسی و حقوقی است. راه دیگر آن است که با پذیرش قدرت، به مهار آن پرداخت.
آنچه از دیدگاه امام خمینی رحمه الله به دست می آید، روش دوم است، امام راه نجات را در چشم پوشی از زمام داری نمی بیند، بلکه تلاش می کند تا با بیان ماهیت قدرت و ذکر عوارض آن و با تربیت اخلاقی، عقل را بر مرکب قدرت سوار کند و افسار آن را به دست گیرد. البته منظور از «عقل»، قدرت توجیه گری و خدعه و نیرنگ بازی نیست،که تاریخ از این روش، خاطرات تلخی دارد، بلکه مراد آن عقلی است که «ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمنُ» پروردگار با آن پرستش می شود.



نقل قول
