
درخودنگاه ميكنم كه ببينم خطا كجاست،
بعدازكمي تامل وقدري سكوت پي ميبرم،
آنجا كه خالي از "خداست" خطاست!
مجنون ارباب (09-02-2015), خادمه زینب کبری(س) (13-10-2014), شهاب منتظر (06-10-2014)
موضوعات تصادفی این انجمن:
- (((نگوییم خدایا مرا محتاج مردم نكن)))
- ۩ミ✿ミ۩ خبر دادن على (ع) از شهادت خود ۩ミ✿ミ۩
- امام علی علیه السلام بزرگ مردی ناشناخته
- وظايف و مسئوليتهاي شيعه علي عليه السلام
- ▌*๑۩๑*▌ وصیت نامه امیرالمومنین علی علیه...
- یکی درد و یکی درمان پسندد
- تقسیم کننده بهشت و دوزخ
- معجون شفابخش امام علی (ع)
- * *╬♥╬* ولادت حضرت علی(ع)در کعبه *╬♥╬*
- از من بپرسید

درخودنگاه ميكنم كه ببينم خطا كجاست،
بعدازكمي تامل وقدري سكوت پي ميبرم،
آنجا كه خالي از "خداست" خطاست!
مجنون ارباب (09-02-2015), خادمه زینب کبری(س) (13-10-2014), شهاب منتظر (07-10-2014)

درخودنگاه ميكنم كه ببينم خطا كجاست،
بعدازكمي تامل وقدري سكوت پي ميبرم،
آنجا كه خالي از "خداست" خطاست!
مجنون ارباب (09-02-2015), خادمه زینب کبری(س) (13-10-2014), شهاب منتظر (10-10-2014)
مجنون ارباب (09-02-2015), خادمه زینب کبری(س) (13-10-2014), شهاب منتظر (10-10-2014), عمار رهبری (13-10-2014)

بیش از واجبات!...
![]()
درخودنگاه ميكنم كه ببينم خطا كجاست،
بعدازكمي تامل وقدري سكوت پي ميبرم،
آنجا كه خالي از "خداست" خطاست!
مجنون ارباب (09-02-2015), خادمه زینب کبری(س) (13-10-2014)

وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِين
دست از دعوت نمی کشید
دیگر مشرکان از تغییر رویه اش نا امید شده بودند
دور هم گرد آمدند و تصمیم گرفتند:
تا از هر قبیله فردی انتخاب شود
و افراد منتخب بر در خانه اش یورش برند و اورا قطعه قطعه کنند
شب مقرر فرا رسید
مکه در تاریکی شب فرو رفته بود
از شکاف در او را میدیدند که در بستر آرمیده است
اندک اندک پرده های تیره شب به کنار رفت
و صبح صادق سینه افق را شکافت
ماموران یقین داشتند که او را خواهند کشت
با شمشیرهایی برهنه به خانه اش هجوم بردند
امّا
علی بن ابیطالب را به جای او یافتند
آری
در آن شب هولناك، بزرگ قهرمان اسلام امیرالمومنین على بن ابیطالب
در جايگاه رسول مهر و رهايى خفته بود
فرشته وحی نازل شد
او را از توطئه مشرکان با خبر ساخت
و دستور خروج ش از مکه را ابلاغ نمود
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، علی بن ابیطالب علیه السلام را از این توطئه باخبر ساخت
و او را مامور کرد تا در بسترش بخوابد
او نه تنها عذرى نياورد
لحظهاى ترديد نكرد
وبی درنگ قبول کرد
اما بین علی و خدایش چه میگذرد؟
گویا او فروشنده شده
و خدایش خریدار
آخرچه چیزی را به بازار آورده؟
جانش را
جان شیرین در ازای چه؟
در ازای خشنودی خداوند....
و خداوند به واسطه ی این فداکاری عظیم به فرشتگان آسمان مباهات نمود...
جز امیرالمومنین کسی را توان این جان فشانی و فداکاری نیست.
https://plus.google.com/u/0/11817838...ts/dfJRHTQY7in
![]()
درخودنگاه ميكنم كه ببينم خطا كجاست،
بعدازكمي تامل وقدري سكوت پي ميبرم،
آنجا كه خالي از "خداست" خطاست!
مجنون ارباب (09-02-2015), حسنعلی ابراهیمی سعید (06-06-2018)

می خواهید بدانید پیش خدا ارزش شما چقدر است؟
![]()
درخودنگاه ميكنم كه ببينم خطا كجاست،
بعدازكمي تامل وقدري سكوت پي ميبرم،
آنجا كه خالي از "خداست" خطاست!
مجنون ارباب (09-02-2015)

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: اگر همه ی مردم بر محبت علی (ع) جمع میشدند خداوند آتش را خلق نمیکرد.
خدایا
بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم، بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز میکنم،بابت لحظات شادی که به یادت نبودم،
بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم! بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم..
مــــــرا بــبـــخـــــش...

محبت امیرالمومنین (ع):
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : اى مردم! فرزندان خود را با محك محبّت على بيازماييد؛ زيرا على هرگز به گمراهى فرا نمى خواند و از راه راست دور نمى شود. پس، هريك از فرزندان شما على را دوست داشت از شماست وهر كدام او را دشمن داشت، از شما نيست.(تاريخ دمشق «ترجمة الإمام عليّ عليه السلام» : 2 / 225 / 730 . )
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : اى على! هر كه مرا و تو را و امامان از نسل تو را دوست دارد پس خدا را برحلال زادگى خود سپاس گويد؛ زيرا ما را دوست ندارد، مگر حلال زاده و ما را دشمن ندارد، مگر حرام زاده. (أمالي الصدوق : 384 / 14)
خدایا
بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم، بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز میکنم،بابت لحظات شادی که به یادت نبودم،
بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم! بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم..
مــــــرا بــبـــخـــــش...
حسنعلی ابراهیمی سعید (06-06-2018)

خدایا
بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم، بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز میکنم،بابت لحظات شادی که به یادت نبودم،
بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم! بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم..
مــــــرا بــبـــخـــــش...
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)