نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 45

موضوع: ویژه نامه شهادت مظلومانه امام حسن مجتبی علیه السلام{غربت بی انتها}

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #40

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    امشب دوباره چه شده است که سایه خسته شانه هایت
    که بی صدا می لرزد، بر قبور قبرستان بقیع افتاده است!
    چه گریه غریبانه ای!

    پس از آن شب اندوهناک، که مادرت را به آغوش خاک های من سپردند،
    همه غربت عالم در بقیع جمع شد و من کم کم عادت کردم

    به گریه های بی صدای بچه های فاطمه علیهاالسلام
    که جز در دل شب نمی توانستند در وقت دیگر
    به زیارت قبر بی نام و نشان مادر بیایند.

    هنوز جای پای بی تابی های کودکانه حسین علیه السلام
    و چادر بلند خواهر کوچکت، که بر خاک ها کشیده می شد،
    بر صفحه دل من باقی مانده است!

    از اندوه قَلَندر همیشه بیدار شب های دلتنگ شهر هم
    که دیگر نمی توان سخنی گفت، که با بقیع الفتی دیرینه داشت!

    اما آمدن تو به بقیع، خود مرثیه ای دیگر بود
    که سوگوارِ خویش را می طلبید!

    هر کس دیگری هم نمی دانست، من خوب می دانستم که طولی نخواهد کشید،
    تو، بغض کودکانه ات را پشت دیوارهای بقیع جا می گذاری
    و با جگر شرحه شرحه، میهمان دایمی من خواهی شد!

    ولی امشب، تو با همه شب های تلخ عمرت فرق داری!
    گویی این چشم ها، جز اشک، حرف دیگری نیز برای گفتن دارند؛
    حرفی از جنس خون جگر و طشت و لب های کبود!
    چه قدر زود پیر و شکسته شدی حسن جان!

    غم نخل های خونین فدک، موهایت را به سپیدی کشاند،
    یا داغ چادر خاکی مادر، در کوچه های بی کسی؟
    امشب که آمدی، سایه ات خمیده تر از خودت بود!

    مثل کودکی ات، کنار قبر ناپیدای فاطمه علیهاالسلام نشستی
    و زانوانت را در بغل گرفتی و آن قدر بی صدا
    زیارت نامه عشق خواندی و گریستی،
    که حتی سکوت دل من هم شکست!

    سرت را بالا آوردی و از پشت مژگان بارانی ات، نگاهی به حرم جدّت
    که از دور نمایان بود، کردی و بعد، بقیع را از نظر گذراندی
    و تابوت غریبانه خویش را به چشم دیدی که از حرم رسول خدا
    صلی الله علیه و آله وسلم به سمت بقیع، با تیرهای جفا، مشایعت می شد.

    آن نقطه که نگاهت را بر خود ثابت نگه داشته، همان مزاری است
    که حسین علیه السلام ، با دستان خویش، برایت خواهد کند

    و همان جایی است که عباس علیه السلام ،
    تیرهای خونین را از تابوتت بیرون خواهد کشید!




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  2. تشكر

    عهد آسمانى (07-11-2018)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi