





| ❤ |
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
موضوعات تصادفی این انجمن:
- ویژه نامه شهادت جانگداز امام سجاد علیه...
- ویژه نامه شهادت امام زین العابدین علیه...
- ویژه نامه شهادت جانسوز امام رضا علیه السلام...
- ۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -ويژه نامه ضربت خوردن...
- ۩๑۩ ويژه نامه اربعين حسيني (يک عمر بود هجر...
- نیستان اندوه {ویژه نامه شهادت غریبانه امام...
- ویژه نامه شهادت جانسوزز امام علی بن موسی...
- قديمترين مآخذ تاريخى درباره حضرت رقيّه...
- ویژه نامه وفات حضرت فاطمه معصومه سلام الله...
- ▌◄ويژه نامه سالروز ارتحال ملکوتي رهبر...






| ❤ |
هنوز چهره مکه غبار ماتم داشت
هنوز داغ ابوطالب آتش غم داشت
دل لطیف پیمبر غمین زهرا بود
به سینه درد و غم و غصه های عالم داشت
سخن ز رحلت بانوی با کرامت بود
کسی که حسن کمال چهار مریم داشت
چه بانویی که خدایش سلام می فرمود
که نامه عملش مُهر مِهر خاتم داشت
یگانه بانوی مردی که از عدالت خود
تمام عالم و آدم به زیر پرچم داشت
سخای حاتم طایی کجا و این سفره
که درب خانه جودش هزار حاتم داشت
برای حضرت ام الائمه این یک بس
که نور فاطمه بر دامن مکرم داشت
خدیجه مادر ما اولین مسلمانی است
که با ولای علی عهد خویش محکم داشت
در آخرین نفسش با اشاره می فرمود
همیشه فاطمه ام غربتی دمادم داشت
فدای دختر مظلومه ام که در آن شعب
به روی گونه چو گلبرگ یاس شبنم داشت
به اهل بیت بگو تا ملازمش باشند
به هر زمان که به مادر نیاز مبرم داشت
کسی به صورت او لطمه بعد من نزند
شنیده ام که فلانی دو دست محکم داشت
پس از وصیت ام الائمه پیغمبر
خدیجه را به عبایش ز خود مقدم داشت
در آن دمی که کفن از بهشت آوردند
هوای رحلت او روضه محرم داشت
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
وقتی که خاطرات شیرین تو را ورق میزنم،
تو را سرشار از عشق به رسول خدا۰ص) میبینیم.
از آن ثانیه که میهمان لحظه های عشق عمیق تو
به محمّد صلی الله علیه وآله وسلم شدم،
خودم را برای همیشه به پنجره محبت تو گره زدم.
خوش آن ساعتی که در من طلوع کردی
و مرا شیفته شخصیت گلبرگهای روح خویش ساختی
و من اسیر و مبهوت آبی بلند تو شدم!
این امانت و درستی محمّد امین صلی الله علیه وآله وسلم بود
که زبانزد خاص و عام شد و تو را نیز دامنگیر کرد
تا از این مهر لا یزال، تمام نجابت خویش را به پایش بریزی
و همدم پاکی و شرافت آن مرد آسمانی شوی.
غنچه محبوب الهی، حق پاکدامنی تو بود،
ای بانوی آفتاب!
سینه تاریخ، امین شبنمهای توست
که به پای ترویج دین محمّد، از همه آنها گذشتی
و پیشکش آیین اسلام نمودی،
که شاید اگر ثروت فراوان تو
و مهر و مرهم های بی بدیل تو نبود،
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم
در تبلیغ رسالتش رفیق توفیق نمیشد.
قارونهای عرب، خواستار تو بودند،
امّا تو خواستار امانت و حیای
محمّد صلی الله علیه وآله وسلم شدی؛
چه سرزنشها که گل نازکِ خیال تو
از این پیوند مقدس، شنید که میگفتند:
چرا ثروتمندترین زن جهان عرب باشی
و با یتیم عبداللّه، عقد یگانگی ببندی؟
امّا تو، نه تنها چروک غم، پای جرأتت را نبست،
که در اوّلین حماسه، تمامِ غلامان خویش را به او بخشیدی
و تمام ثروت خود را در راه او جاودانه کردی.
چه مصیبت جانکاه و جراحت داغی است، زخم وفات تو.
برای روح نازک محمّد صلی الله علیه وآله وسلم !
حق بود اگر هیچ یک از همسران پیامبر
صلی الله علیه وآله وسلم به جلالت شأن تو نرسند
و مهر و محبت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم
نسبت به هیچ کدامشان به اندازه تو، بیاندازه نباشد
سید عبدالحمید کریمی
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-03-2025 در ساعت 02:42
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
![]()
کوچه های شهر را غمی سنگین فرا گرفته است.
فضای مکه گویی آکنده از اندوه است!
کعبه نیز چند روزی است بر فرشتهای لبخند نمیزند
و مگر میتوان چهره نورانی رسول خدا صلی الله علیه وآله را
گرفته و اندوهناک دید و بی تفاوت بود؟!
وقتی شب پیش، یکی از اصحاب در کنار زمزم،
آهسته در گوش دیگری گفت:
«خدیجه همسررسولخدا صلی الله علیه وآله سخت بیمار است»،
زمزم گویی دیگر نمی جوشید،اشک می افشاند!
حتی سنگریزه های حرم نیز دریافته اند
دل رسول خداصلی الله علیه و آله از چه لبریز غم است.
این رسول خداست که از خان هبیرون میآید؛ چقدر شکسته شده!
آه، این قطرات اشک است که از چشمان آسمانیاش میریزد؛ چه شده؟
خدای من، چه بر زبان زمزمه میکند؛
«انّالِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ»
![]()
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-03-2025 در ساعت 02:43
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
![]()
مادر معمای آفرینش
مگر می شود آسمان دل پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم
نگیرد و سیل اشکش به راه نیفتد؟!
او تنها یک همسر برای رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نبود،
که هم سرِّش بود، انیس و قرین غربت هایش بود. در عطش دعوت های نبوی
صلی الله علیه و آله وسلم ، چشمه های معنوی و مادی خود را به روی
پیام های تشنه و آسمانی محمد صلی الله علیه و آله وسلم گشود.
خدیجه علیهاالسلام با سلاح صبر و سپر امیدش به آینده روشن اسلام،
به مصاف زنان مکّه می رفت و آنها را از کویر سوزان دل و فقر
معنوی سرزمین جانشان باخبر می کرد؛
همان زنانی که در کوچه های شهر مادیّت، با خارهای سرزنش، پای
دل خدیجه را بارها و بارها زخمی کردند.
آن ها که با تیر ملامت و گوشه کنایه هایشان، گوشه های دل
او را مجروح کردند؛ خدیجه مال دار کجا،
و محمد صلی الله علیه و آله وسلم فقیر کجا؟!
مگر می شود آسمان دل محمد امین صلی الله علیه و آله وسلم
نگیرد و سیل اشکش به راه نیفتد؟
او خدیجه اش را از دست داد که غم رفتنش، رفت و آمد
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به میان مردم را کم رنگ کرده بود؛
تا جائی که آن سال، سال بی قراری و حزن رسول
خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، (عالم الحزن) نام گرفت.
خدیجه علیهاالسلام تنها همسر پیامبر نبود؛
که مادر فاطمه علیهاالسلام ـ معمای خلقت افلاک ـ بود؛
کسی که بزرگ ترین هدیه و گوهر این جهانی و آن جهانی
را برای رونق بازار روشن گری، دریافت کرد
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-03-2025 در ساعت 02:47
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
دلدار رسول
کوچه پس کوچه های دلگیر مدینه را با پای دل می پویی.
خاطرت، با مهر بزرگ بانویی آمیخته است؛ «خدیجه».
با پای شوق، در کوچه های تاریخ قدم می زنی
و نشان از دوستان دیرین خدیجه می گیری؛
تو را به منزل پیرزنی به نام «اسماء بنت یزید» دعوت می کنند.
دق الباب می کنی و پای سفره خاطرات پیرزن نورانی می نشینی
و می پرسی و می شنوی و چه خاطرات تلخ و شیرینی...!
می پرسی پیامبر، چقدر به خدیجه علاقه مند بود؟
پیرزن سکوت می کند و به دوردست خیره می شود؛
انگار نسیم خاطره ای پرده های دلش را می لرزاند
و گوشه چشمانش را نمناک می کند.
آهسته لب می گشاید: «روزهای آخر عمر خدیجه، خدمت او رفتم؛
دیدم سخت محزون است و اشک می ریزد.
به او گفتم: خدیجه! چرا گریانی در حالی که از بهترین یاران
رسول خدا بودی و هر چه داشتی در راه دین خدا نثار کردی؟
خدیجه پاسخ داد: به حال خود نمی گریم!
به حال دخترم فاطمه می گریم که پس از من چه می کند.
خصوصا در شب زفافش که باید مادر یار و یاورش
باشد، مرا در کنار ندارد...
من گفتم: غمگین مباش! من در پیش خداوند با تو عهد می بندم
که اگر زنده بودم، در شب زفاف و عروسی فاطمه، وظیفه مادری
را به جای تو در حقش به انجام برسانم؛ خاطر خدیجه آرام گرفت...
سال ها بعد، در شب ازدواج فاطمه پس از اطعام و جشن
پیامبر همه زنان مهاجر و انصار را فرمود تا به خانه هایشان بروند.
آن گاه تا نگاهش به من افتاد، پرسید: مگر نشنیدی گفته ام را؟
عرض کردم: چرا یا رسول اللّه ، اما من با خدیجه عهد بستم
این شب را برای یاری و همراهی در کنار فاطمه بمانم
و ماجرایم با خدیجه را با او در میان گذاشتم.
با شنیدن نام خدیجه، اشک در چشمان پیامبر حلقه زد
و حضرت شروع به گریستن کرد.
به من فرمود: «تو را به خدا قسم، آیا تو به خاطر عهدی که
با «خدیجه» داشتی، اینجا ماندی؟ عرض کردم: آری یا رسول اللّه .
پیامبر در حق من دعا فرمود و شادمان شد و این گوشه ای
از عشق پیامبر به خدیجه بود...».
و تو در تمام زمان بازگشت از این سفر به اعماق تاریخ
غرق در عظمت و شکوه زنی می مانی که اشرف
مخلوقات عالم را این چنین دلبسته خود کرد.
روح اللّه حبیبیان
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
تقدیم به ساحت مقدس بزرگ بانوی اسلام
ام المومنین حضرت خدیجه سلام الله علیها
ویژه نامه وفــــات جانگداز ام المــومنین ، حضرت خدیجه علیهــاالسلام
ویژه نامه وفات جانسوزهمسر عصاره هستی ،حضرت خدیجه علیهاالسلام
همسفر خورشید * ویژه نامه وفات حضرت خدیجه (س)* سال (91-92)
ويژه نامه وفات جانسوز ام المومنين ٬ حضرت خديجه (س) ( سال 90)
بانوي كرامت -سوگنامه وفات حضرت خديجه سلام الله علیها ( سال 89)
فرشته ای در کنار پیامبر ( نگاهی گذرا به زندگانی حضرت خدیجه س )
نگاهی به آموزه های تربیتی در زندگی حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
شکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)
ویژگیهای رفتاری حضرت خدیجه (س) نسبت به پیامبر (ص)
![]()
پیامک های تسلیت وفات جانگداز حضرت خدیجه کبری(س)
بانوی آفتاب(مجموعه مداحی در سوگ حضرت خدیجه س)
گالری تصاویر گرافیکی ویژه وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها
آلبوم تصاویر ویژه وفات حضرت خدیحه سلام الله علیها
زندگینامه حضرت خدیجه سلام الله علیها
![]()
زن تـــاجــری كه آسمـــانی شــــد
وکجاست مثل خدیجه سلام الله علیها
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-03-2025 در ساعت 03:04
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
خدیجه علیهاالسلام ،
تجسم حقیقت و نماد مسلمان کامل،
و تسلیم محض خدا ورسولش بود.
وی که به تمام صفات والای انسانی آراسته بود،
از هیچ اقدامی در یاری رسول خدا کوتاهی نمی کرد و در این راه،
نه تنها اموال،
بلکه همه هستی خویش را در طبق اخلاص گذاشت.
وی باسلاح ایمان به حقیقت اسلام و تقوای الهی،
در برابر تندباد حوادث و سختی ها،
نستوه و پایدار ایستاد و ذره ای از اخلاص و ایمانش کم نشد.
سزاوار است امروز که روز وفات آن حضرت است،
اعمال و رفتار الهی اش را سرلوحه کارهای خود قرار دهیم
و از زندگی سراسر پربار ایشان،
درس جاودانگی بیاموزیم.
![]()
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-03-2025 در ساعت 02:48
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
خدایا! به فاطمه صبر بده!
پیامبر،اندوهگین و افسرده،
اما لبریز از رضا و صبر، به خانه میآمد.
چشمهای مبارکش هنوز نمناک از اشک بود
و دلش سوگوار فراق خدیجه؛ اما اکنون
به غم دیگری میاندیشید؛ غم تسلای دختر یتیم خدیجه.
آیا قلب کوچک فاطمه، تاب فراق مادر را دارد؟
در را که گشود، نگاه نگران و به در دوخته فاطمه بود که انتظارش را میکشید؟
فاطمه با دیدن پدر به سوی او دوید و خود را به اوچسباند:
مادرم کجاست؟ پدر! مادرم خدیجه کجاست؟
و این تنها سؤالی بود که مدام از زبان کودکانه دختر،
وجود رسول خدا صلی الله علیه وآله را آکنده ازاندوه میکرد.
لحظاتی نگذشت که جبرئیل نازل شد و عرضه داشت:
«ای رسول خدا! پروردگارت میفرماید سلام مرا به فاطمه برسان و بگو:
مادرت در خانه ای بهشتی است که بند بند آن از طلا
و ستونهایش از یاقوت سرخ است و در کنارآسیه (همسر فرعون)
و مریم دختر عمران به سر میبرد».
روح الله حبیبیان
![]()
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
حضرت زهرا سلام الله عليها در سوگ مادر
پاینده باد واژه زیبای مادر، که از آغاز تا پایان خلقت،
نقش دلهای مهربان است.
چه زیباست تکرار نام مادر بر لبان دختری
که خود مادری درد آشناست؛ فاطمه.
فاطمه علیهاالسلام سوگوار مادری فداکارست.
چقدر دشوار است تحمل رحلت مادری چنان صمیمی
که در رحم خویش با او سخن میگفته است.
بازار اشک، در چشمان فاطمه رونق گرفته است
و رسول خدا، خود، دل شکسته و نالان،
دل جوی فاطمه علیهاالسلام غمگین است.
خدیجه علیهاالسلام ، همسری مهربان،
که با شنیدن اولین ندای وحدانیت، رو به سوی قبله میکند
و خدای را به یکتایی میخواند، پذیرای پیامبری مبعوث
و لرزان بازگشته از حرا و شاهد نبوت،
اکنون آرام، آرمیده است.
«تنهایی» به گریه میافتد،
هنگامی که ناچار باید همدم رسول خدا شود.
امّا خدیجه، هرگز رنج تنهایی را بر محمد بر نمیتابد
و دختر کوچک خویش را به تیمارداری پدر میگمارد.
زین پس، فاطمه علیهاالسلام تیماردار
و غمخوار پدر خواهد بود،
در لحظه های خاکستر و سنگ و دشنام.
پروردگارا! همسر فداکار محمد صلی الله علیه وآله وسلم
به سوی تو میآید؛
زنی که برای دین تو و در راه رسول تو،
از دنیا چشم پوشیده و غرق در جمال نور است؛
کوله باری از زخم زبان قبیله قریش را لِه کرد
و پر افتخار، خود را همسر وفادار محمد امین نامید
تا یار و یاور رسالت او باشد و نامش در پیشگاه حق،
در صف اولین زنان بزرگ عالم درآید.
و فاطمه، گریان بر مزار مادر با او وداعی جاودانه میسراید:
مادر! قسم به خدایی که به من قدرت داد
تا در رحم با تو سخن بگویم و سبب آرامش تو باشم
و سوگند به نوری که از تو زاده شدم،
پدرم را تنها نخواهم گذاشت.
و این پیمانی خواهد بود، میان ما سه تن.
مادرم! چه خوش آرام گرفتهای نزد پروردگارت
بر بلند جایگاه بهشت،
که همسر رسول خدا را جز این جایگاه نشاید.
رفتنت ای بزرگ مادر! غمی است بر دل
و اشکی است در چشم من و پدر.
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-03-2025 در ساعت 02:50
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)