صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 68 , از مجموع 68

موضوع: ویژه نامه رحلت پیامبر اکرم (ص) ۩ هجرت خورشید عشق۩

  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,361
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    زمزمه‏ های مرثیه‏ گون کوچه ‏های مدینه را یک به یک می‏ پیماید.
    خویشاوندی نخل‏های مدینه با داغ، زجرآورترین تصویر است.
    از گلوی اندوهگین هر واژه، نیزارهای ماتم می‏ چکد.
    مسجد از صدای روح‏نواز گل خالی است.

    ضجه در محراب ریشه دوانده است.
    منبر، در محوطه اشک نشسته است.
    تمام دقایق بیست و هشتم صفر، خزان است
    و وجب به وجب مدینه، تبدار این سفر.

    سینه ‏های پرغم احادیث،
    برای «قال النبی صلی‏ الله ‏علیه‏ و ‏آله »ها
    اشک حسرت می‏ریزند.

    کنار مولا، چیزی جز غربت نیست.
    ناگهانی از بی‏رمقی رخ نموده است.
    پیرامون زهرا علیهاالسلام ، اندوهی وسیع پا گرفته است؛
    آن‏چنان که هیچ چشمی ندیده است.
    اشک‏های غلطان مدینه با ناله ‏های «ام ابیها»یی هم‏سو شده است.

    بی‏ شهد نبوت، روزگاری تلخ، ذائقه دین را پر کرده است.
    کینه ‏ها و لقمه‏ای از خیبر، زهر در شریان دقایق ریخته است.

    همیشه و در هر مقطعی، همان‏گونه که پیامبری از صبح می ‏گوید،
    عده ‏ای از تبار ابوجهل ‏ها هستند که با چرکینی شب، خو می‏گیرند.
    اما ما، بی‏ نگاه رحمت ‏گستر واپسین پیامبر،
    کدام لحظه را تاب بیاوریم؟

    بی ‏صدای عطوفت‏ زای او، به کدام سو پناه بجوییم؟
    «اللهُمَّ إنا نَشکُو اِلَیکَ فَقْدَ نَبیِّناً صلی ‏الله‏ علیه‏ و ‏آله »

    بیست و هشتم صفر، یعنی ضمیمه شدن عطری بدیع به آسمان،
    و چه محروم است زمین که فروغ یگانه خود را از دست داده است.

    بیست و هشتم صفر، روز سیاه‏پوشی قبیله‏ های سادگی و فروتنی است.
    چه باید کرد که همیشه پیرو هر داغ، حلیفی جز شکیبایی نیست!







    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #62

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,361
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض







    از شتاب باز مانده اند ثانیه های تندپای آمدن.

    زمان در گیرودار تردیدی گنگ، وامانده است آمدن یا نیامدن را.

    دستی نامرئی، عقربه های زنگ خورده زمان را اشارت
    می کند به توقف دو منتهی الیه سکون، تا لحظه ها از راه
    نرسند ناگهان ترین اتفاق تلخ تاریخ را.

    آسمان در بُهتی مملو از اندوه، جامه ای سیاه بر تن کشیده است.

    ستارگانش، چشمه چشمه اشک شده اند، آسمان می شنود ضجه های تلخی
    را که در گوشه کنار افلاک، در گلو، سترون مانده است.

    این آسمان است که می گرید.
    این خورشید است که قطره قطره ذوب می شود.
    این خورشید است که دل آسمان، زانوی غم بغل گرفته است و می گرید.


    این ماه است که ذره ذره آب می شود، مهتابی ترین لحظه هایش را.
    این ماه است که سر بر دیوار نهاده است و اشک می شود
    غم و اندوه از دست دادن پدر را؛

    او که نبض کائنات، با گردش سرانگشتش ضربان گرفته است. آسمان می
    شنود ستاره هایی را که در کنار در ایستاده می گریند
    و آخرین بارقه های امید، در چشمانشان سوسو می زند

    بی هیچ نوری که زمان رسیده است، زمان رفتن رسیده است و باید رفت تا رسید.

    ناله از سنگ برمی آید و جان از جسم صعود می کند.
    وحی نازل می شود و روح، پرواز آغاز می کند.

    «... انّا لله و انّا الیه راجعون. ..»





    امضاء

  4. Top | #63

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,689
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,440 در 1,366
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    داغ رحلت رسول خاتم است

    هر طرف که بنگری، به رنگ و بوی ماتم است
    ای امین وحی و دین

    این مدینه تو نیست مانده این چنین غریب
    همچو خاتمی که یک نگین از آن کم است


    خلوت دل غمین حضرت امیر اشک و ناله محرم است
    زخم جانگداز دختر تو تربت مطهر تو مرهم است

    سیلی و رخ کبود ماه دود و آتش و فشار پشت در
    تازیانه، زخم سینه، بانوی شکسته بال و بی پناه


    آه ای مبشّر عدالت و برابری
    ای رسول رحمت و برادری

    این همه جسارت و ستم به پیش چشم توست
    گرچه دیده خدایی تو بر هم است


    اینک این مدینه است و کوچه های پر ز غربتش
    این بقیع و مسجد و بلال و فاطمه در انتظار

    یک طرف دل شکسته حسین و زینب و حسن
    یک طرف، علی و فاطمه، ز رحلت تو سوگوار


    رفتی ای قرار دل
    ای که پر کشیده ای به سدره حضور و بارگاه نور
    آه ای کلیم حق، حبیب آفریدگار

    جواد محدثی








    امضاء



  5. Top | #64

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    سیاه بپوش، مدینه!

    مدینه!
    آه، مدینه! بوی کفر می آید، می شنوی؟
    بوی خیانت است که می آید....

    یادت هست؟ روز «اُحُد» را می گویم. آن روز تو را گفتم که این
    مردان که به عشق زره پاره ای و شمشیر شکسته ای،
    فرمان پیامبرشان را زمین می گذارند، لایق آسمانی شدن نیستند.

    یادت هست؟تو گفتی به روز «بدر» بیندیش؛ آن روز که مُشتی نو مسلمان
    به پیشوایی آفتاب، سپاه شب را در هم شکستند.

    به روز «بدر» بیندیش. هیاهوی «هوازن» را که از یاد نبرده ای.
    آن شب که در بحبوحه امتحان، هر کس به سویی می دوید و در سوراخی
    می خزید تا از چشم مرگ، نهان بماند. آن روز که پیامبر
    خدا را به امان خدا رها کردند و به شیطان پیوستند.

    و تو گفتی به روز «فتح» بیندیش؛ آن روز که بتخانه، بار دیگر خانه
    خدا شد و پیامبر و یارانش به خانه باز گشتند.

    و من گفتم، باشد؛ به انتظار می نشینیم و سرنوشت را نظاره می کنیم.
    شاید که تو راست بگویی. و امروز، فرداست؛
    بو کن، بوی خیانت می آید؛ می شنوی؟

    آن گوشه را ببین، خانه پیامبر خدا را. رحمت حق در بستر مرگ خفته است
    و چند پروانه به گردش می گردند تا آخرین شعله های حیاتش را پاس بدارند.

    امّا می دانند امیدی نیست. و بگو آن خیل عظیم که روز فتح بتخانه
    را دیگر بار، خدا خانه کردند، کجایند؟

    کمی چشم بچرخان: آن سوتر، گرد آن چادر حلقه زده اند.
    مپرس آن جا چه خبر است که تو خود بهتر می دانی.

    ستون های آسمان را می بینی که به لرزه در آمده اند؟

    خورشید آخر، عزم غروب کرده است. سرخی شفق را می بینی؟
    نترس، علی آن جاست!

    تا او هست، که آوار آسمان بر سرت فرو نمی آید.
    او بار زمینیان را به دوش می کشد تا آسمان ویران نشود.

    بار سنگینی است، نه؟ از همین حالا پشتش را خم کرده است.
    ببینش: کنار فاطمه نشسته است و می گرید؛
    نه برای حقش، که برای خورشیدی که غروب می کند.

    چهره اش گلگون است و ساعتی دیگر پشت صخره های
    جاهلیت ثانی پنهان خواهد شد.

    مدینه!
    آه مدینه!
    از تو کاری نمی آید.
    از امروز خدا به داد فاطمه برسد.

    امید مهدی نژاد







    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  6. Top | #65

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,689
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,440 در 1,366
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    اینکه از زهر جفا جای به بستر دارد
    طشتی از خون دل خویش برابر دارد

    چشمهایش به در و منتظر آمدنیست
    زیر لب زمزمه مادر مادر دارد


    جگرش سوخته از یک غم و یک غربت نیست
    داغ ارثی ست که در سینه مکرر دارد

    زهر تنها کس و کار دل او گشت اگر
    یادگاریست که از کینه همسر درد


    پیش چشمش که توانسته بروی منبر….
    ….رود و دست به سبّ پدرش بردارد؟

    لحظه های سفرش در بغلش می گیرد
    چادری را که بوی یاس معطر دارد


    آرزو داشت نمی دید در آن کوچه تنگ
    مادرش روی زمین لاله پرپر دارد

    گفت با گریه حسین جان... تو دگر گریه مکن
    که حسن میرود و سایه خواهر دارد

    آه... لایوم کیوم تو که در صحرا کیست
    جسم صدچاک تو از روی زمین بردارد





    امضاء



  7. Top | #66

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,689
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,440 در 1,366
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    بی تو، مدینه، مدینه نیست

    سکوت مدینه، بوی رفتن می دهد.
    انگار همه دارند می روند!

    پیش از تو انگار در این شهر زندگی نبود
    انگار محبت و مهربانی و همدلی نبود!

    تو آمدی و نزدیک خانه مستمندی خانه گزیدی؛
    مسجدی ساختی برای پرستش و برای همدلی مسلمین با تو.

    علی آمد، فاطمه آمد و سلمان آمد و ابوذر؛
    و پس از تو، همه می روند. بی تو مدینه دیگر مدینه نیست.


    چشم مبند! بگذار چشمت نگران امت بماند!



    امضاء



  8. Top | #67

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,689
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,440 در 1,366
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    سـالروز رحلت شهـادت گـونـه آخـرین فـرستـاده خدای سـرمـد

    پیامبر رحمت و رافت,خاتم الانبیاء والمرسلین,حبیب اله العالمین

    طیب قلـوب المـومنین ، پیـامبـر اعظـم حضـرت محمد مصطفی

    صلـوات الله علیه و آلـه و سلـم بر مسلمین جهـان تسلیت بـاد






    امضاء



  9. Top | #68

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    نیست کس غیر از خدا آگاه از سوز نهانم
    خون دل هایی که خوردم ریخت بیرون از دهانم

    زهر نانوشیده قلبم بود مثل لاله پرپر
    بس که آمد بر جگر از دوستان زخم زبانم


    در وطن نه در میان خانه ی خود هم غریبم
    قاتلم گردیده یارب همسر نامهربانم

    قلب من شد پاره آن روزی که خود در کوچه دیدم
    مادرم نقش زمین گردید پیش دیده گانم

    جعده زهرم داد امّا قاتلم باشد مغیره
    بر لب از ظلمی که او کرده چهل سال است جانم

    خون دل هایی که زهرا و علی خوردند عمری
    اشگ گردید و روان شد از دو چشم خون فشانم

    هر کجا افتاد چشمم یا به ثانی یا مغیره
    رنگ از رویم پرید و سوخت مغز استخوانم


    من که ختم الانبیا خوانده است طاووس بهشتم
    در میان آشیان چون طایر بی آشیانم

    باغبان گلشن وحیم ولی از بس غریبم
    هم نشین خارها در بین باغ و بوستانم

    سوخت یاقوت لبم از زهر و شد معلوم آخر
    از چه پیغمبر ز طفلی بوسه می زد بر دهانم

    گر چه آل مصطفی ظلم فراوان دید «میثم»
    نیست از من هیچ کس مظلوم تر در خاندانم



    شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

28 صفر, islam prophet, mohammad, picture, rasool allah, فرزندان رسول خدا صلوات الله عليه و آله, فرستاده خدا, مقالات ارتحال پیامبر خدا, متن ادبی وفات پیامبر, محمّد مصطفی (ص), محمّد رسول الله, مداحی در سوگ رحلت پیامبر, مطالب مربوط به وفات حضرت محمّد مصطفی (ص), چهل موضوع ؛ چهل كلام گهربار از پيامبر اعظم (ص), نگاه خاور شناسان به پیامبر اعظم (ص), نام ها و صفات پیامبر در قرآن, نبی الله, هجرت منادی توحید, ویژه نامه رحلت پیامبر اسلام 91, ویژه نامه شهادت پیامبر سال 90, ویژهنامه شهادت پیامبر سال 89, گالری تصاویر زیبا, گزیده ای از سخنان پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم, پیامک های تسلیت شهادت پیامبر اکرم, پیامبر خدا, آخرين وصاياي رسول‏ خدا صلى ‏الله علیه و آله و سلم, اخلاق انسانی رسول پاکی ها, ارتحال رسول الله, اس ام اس تسلیت شهادت پیامبر اکرم, اشعار وفات پیامبر اکرم, تصاویر زیبا, خصائص خاتم الانبیاء ،محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله, دانلود مداحی ویژه رحلت پیامبر اکرم, دانلود مداحی رحلت نبی اکرم, دانستنی هایی درباره نبی رحمت (ص) و رحلت جانگدازش, داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص), در سوگ رسول الله, روضه و مداحی در سوگ رحلت پیامبر, روضه و مداحی رحل پیامبر اکرم, رحلت پیامبر خدا, رحمة للعالمین, رسول خدا, زندگي نامـه پيامبـــر (ص), سوگنامه عروج روح ملکوتی خاتم الاوصیاء, سیره پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله در قرآن, عصمت پيامبر گرامى (صلی الله علیه و آله و سلم)

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi