صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19

موضوع: تاریخ ایران: از پیدایش انسانهای اولیه تا پایان سلسله پهلوی

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2025
    شماره عضویت
    18411
    نوشته
    132
    تشکر
    65
    مورد تشکر
    82 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    تحقیق در زبان ها و ادیان و مذاهب و داستان ها نشان می دهد این مردمان حداقل بیش از چهار هزار سال قبل از میلاد در سرزمین با هم زندگی می کردند و بعداً به طور نامعلومی که شاید سرمای شدید یا ازدیاد جمعیت و کمی جا و مکان باشد، متفرق شده و هر گروهی به سمت و سویی رفتند و زمان جدا شدن این مردمان از یکدیگر مشخص نیست ولی برخی از دانشمندان و محققین این رویداد را سه الی چهار هزار سال قبل از میلاد تخمین می زنند. اما در مورد مساکناصلی مردمان هند و اروپایی، عقاید مختلفی وجود دارد. برخی بر این عقیده اند که مساکن اولیه آنان آسیای میانه بوده، بعداً که تحقیقات بیشتری انجام دادند حدس و گمان آنان به سواحل رودخانه ولگاه زده شد و پس از آن به سواحل دریای بالتیک قائل شده اند. ولی به عقیده پنکاو و تأییدی که سرادر از او کرده است، مساکن اولیه مردمان هند و اروپایی شبه جزیره اسکاندیناوی در شمال اروپا بوده است.

    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2025
    شماره عضویت
    18411
    نوشته
    132
    تشکر
    65
    مورد تشکر
    82 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    3- آریایی های شعبه ایرانی :

    همانگونه که گفته شد، آریایی ها یکی از شعب مردمان هند و اروپایی هستند. چون تحقیقاتی که در مورد مردمان هند و اروپایی به عمل آمده و در ریگ ودا کتاب مقدس هندوها هم آمده است، شعبه آریایی ها شعبه اولی است زیرا آثار تاریخی و ادبی آنها از قرن چهاردهم قبل از میلاد شروع شده، در صورتی که از آثار ادبی یونانی و ایتالیایی نسبتاً جوان تر و آثار ادبی 5 شعبه دیگر هم نسبت به آثار یونانی ها و ایتالیایی ها بسیار جدیدتر است. آریایی ها پس از جدایی از مردمان هند و اروپایی، به طرف جنوب آمدند و آنها دوباره به سه شعبه تقسیم شدند و این شعبه ها عبارتند از :
    ص: 45
    1- شعبه ایرانی 2- شعبه هندی 3- شعبه سکایی «داریوش اول در کتیبه های خود این مردمان را سک یا سکا نامیده است
    در مورد احوال مردمان آریایی در اعصار قبل از تاریخ آنها «یعنی اعصاری که راجع به آن نوشته ای به دست نیامده است» اطلاعات قابل توجه و دقیقی در دست نیست. با وجود این، آنچه که از تحقیقات دانشمندان به دست آمده این است :
    اولاً این سوال پیش می آید که کی آریایی ها از سایر مردمان هند و اروپایی جدا شده اند؟ بعد از جدا شدن کجا بوده اند؟ آیا باهم می زیستند یا جدا از هم ؟در مورد سوال اولی محققین و دانشمندان معتقدند که تاریخ درستی در دست نیست ولی از نظر علمی می شود حدس زد که این جدایی حداقل حدود 3 الی 4 هزار سال قبل از میلاد مسیح اتفاق افتاده باشد. راجع به سوالات دوم و سوم تقریباً معلوم است که آریایی های هندی و ایرانی اکثراً به طرف آسیای وسطی «میانه» رفته اند و مدتی در آنجا زندگانی کرده اند. در مورد مساکن آنها بین دانشمندان و محققین اختلافات عقیده وجود دارد ولی امروزه اکثر محققین بر این عقیده اند که آریایی ها در ماوراءالنهر می زیسته اند. اما در مورد شعبه سکایی اطلاعات ناچیز است، زیرا آثار ادبی از آنها موجود نیست. اطلاعات راجع به آنها همان چیزهایی می باشد که از کتیبه های قدیم ما و نوشته های مورخین یونانی و از حفریات در قبرهای این مردمان استنباط شده است. ولی همین قدر می دانیم که آنها مردمانی قوی هیکل، جنگجو و اکثرا صحراگرد بودند و در ازمنه تاریخی مردمان سکایی از درون آسیای میانه تا سواحل رود دانوب در اروپا پراکنده بودند. در ضمن تاریخ قدیم ایران، مکرر به این مردمان برخورد خواهیم کرد. اما آریایی های هندی و ایرانی پس از آنکه مدت ها با هم زندگانی کردند و از آسیای میانه مهاجرت نمودند، به باختر آمدند و در آنجا شعبه هندی به طرف هندوکش رفته و از طریق پامیر و پنجاب به طرف هندوستان سرازیر شدند و شعبه ایرانی به طرف جنوب و غرب آمدند و در فلات ایران پخش شدند. از اینجا مشخص است که اسم ایران از اسم این مردمان است زیرا آنها خود را اَیریا می نامیدند که به معنی نجیب یا باوفاست. اسم ایران هم در گذشته اَیران بوده که بعدها اَیران و اِیران و ایران شده است. اولین شخص خارجی که اسم ایران را ذکر کرده است، اِر اُتستن یونانی است که در قرن سوم پیش از میلاد مسیح بوده ایران را آریان نوشته است.
    ص: 46

    امضاء

  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2025
    شماره عضویت
    18411
    نوشته
    132
    تشکر
    65
    مورد تشکر
    82 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    4-ورود آریایی ها به ایران و پیدایش دین زرتشت :

    راجع به اینکه آریایی ها پس از ورود به فلات ایران چگونه پخش شدند، باید گفت که در اوستا اسامی 16 مملکت ذکر گردیده که یکی از آنان معلوم نیست کجا بوده و از 15 مملکت اَیرانَ و اِجَ و دو مملکت آخری صفحه البرز و پنجاب هند است. از اینجا برخی از محققین استنباط مینمایند که این ممالک یا ولایات خط سیر انتشار آریایی ها را نشان می دهد. بنابراین خطوط انتشار آنها از این قرار بوده است: آریایی های ایرانی از سغد به طرف مرو آمده، بعد هرات و نیسایه وکابل را اشغال کرده اند و پس از آن به طرف رُخج و هیرمند رفته و چون به دریاچه هامون در سیستان رسیدند و دریاچه مزبور که در آن زمان گسترده تر از امروز بوده از آن نگذشته اند، به خصوص که در طرف جنوب آن، اراضی بلوچستان و مکران کنونی، شروع شده و آریایی ها به دلیل بی آبی و هوای بسیار گرم نتوانستند در آنجا بماند. از این جهت بعد از اشغال سیستان به طرف مغرب رفته و در ولایات جنوبی خراسان و صفحات ری و دماوند و به تدریج مرکز و جنوب و سایر نقاط دیگر فلات ایران را اشغال کردند. اما در مورد اینکه قبل از ورود آریایی ها چه مردمانی در فلات ایران زندگی می کردند، برخی از محققان به این نتیجه رسیده اند که در مغرب ایران مردمانی بودند موسوم به کاسی سو که نژاد آنها معلوم نیست. در استرآباد و طبرستان، تپوری ها، در جنوب غربی عیلامی ها که با مختصری از تاریخ آن ها آشنا خواهیم شد. در مورد بقیه قسمت های ایران عقاید محققین مختلف است. برخی از محققان معتقدند که در سواحل خلیج فارس و دریای عمان، حبشی ها یا به طور کلی مردمانی سیاه پوست سکونت داشتند. طبق مدارکی که از حفریات و تحقیقات به دست آمده نشان می دهد، تمام مردمانی که در فلات ایران و قفقازیه و اروپای جنوبی در زمان بسیار قدیم سکونت داشتند سیاه پوست و بد قیافه بودند. آریایی ها هنگامی که به فلات ایران آمدند به طوایف و اقوام مختلفی تقسیم شده بودند، هر یک از این طوایف و اقوام مناطقی از این سرزمین را اشغال کردند و به صورت ملوک طوایفه ای زندگی می نمودند.


    امضاء

  5. Top | #14

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2025
    شماره عضویت
    18411
    نوشته
    132
    تشکر
    65
    مورد تشکر
    82 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    مهم ترین این مردمان به ترتیب تاریخی سه قومی بودند :

    1- مادها 2-پارسی ها 3-پارتی ها

    زمانی که آریایی ها در سرزمین آیرانه وئجه که به احتمال زیاد بین دریای خزر و دریاچه آرال در آسیای مرکزی می باشد زندگی می کردند، آنها از اولین کسانی بودند که
    ص: 47
    با برنامه ریزیبرای اداره نمودن خود جامعه آن روزگار را به 3 طبقه تقسیم بندی کرده بودند. این طبقه بندی ها عبارت بود :
    1-کاهنان یا آذریان
    2- جنگجویان یا رتشتار
    3-گله داران ،چوپانان
    جامعه آریایی ها در همه جا بر اساس همین سه طبقه استوار بود. در این تقسیم بندی جای کشاورزان خالی است، به نظر می رسد در آن زمان کشاورزی وجود نداشته یا هم اگر وجود داشته از اهمیت چندانی برخوردار نبوده و ناچیز بوده که در تقسیم بندی جایی برایش در نظر گرفته نشده است.

    امضاء

  6. Top | #15

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2025
    شماره عضویت
    18411
    نوشته
    132
    تشکر
    65
    مورد تشکر
    82 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    طبق یک بررسی که به عمل آمده، به این نتیجه می رسیم که سرزمین بین دریای خزر و دریاچه آرال و کوه های بدخشان و به احتمال زیاد سرزمین ماوراءالنهر، آیرانه وئجه نام داشته که آریایی ها در آن سکونت داشتند. در اوستا آمده است آیرانه وئجه مملکتی بوده بسیار خوش آب و هوا و دارای زمین های حاصلخیز ولی ارواح بد دفعتاً زمین را سرد کرد. چون زمین قوت سکنه را نمی داد مهاجرت شروع شد. آریایی های ساکن در منطقه گفته شده بر اثر سرما و یخبندان شدید و متوالی که در آن ناحیه حکفرما شد، به ستوه آمدند و برای به دست آوردن چراگاههای بهتر و آب و هوای گرم تر به طرف جنوب سرازیر شدند.

    امضاء

  7. Top | #16

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2025
    شماره عضویت
    18411
    نوشته
    132
    تشکر
    65
    مورد تشکر
    82 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آریایی ها از همان ابتدای امر به دو قسمت تقسیم شدند و گروهی به سوی هندی و گروهی هم به ایران آمدند. آریایی ها وقتی که وارد سرزمین جدید شدند، به هر قیمتی که شده بر بومیان این دیار غلبه کردند و ساکن شدند و به عمران و آبادانی پرداختند. آریایی های مهاجر که آیین مزد یسنا داشتند، به بومیان و آنهایی که به خدای آریایی اعتقاد نداشتند را دیو یا دیو آلازنگی می نامیدند. چون زادگاه اصلی آریایی ها آیرانه وئجه نام داشت، به سرزمین جدیدی که تازه واردشدند نیز ایران ویچ یعنی مملکت آریایی ها نام نهادند. همانگونه که گفته شد، کم کم کلمه آیریا و ایران یعنی نجیب و باوفا جایگزین ایران ویچ شد. جمعی از دانشمندان بر این عقیده اند که ایرانیان عهد آیرانه وئجه و هندوهای عهد ودا که در کنار هم زندگی می کردند. موارد مشترکی مثل نوشیدن عصاره هوم «نوشابه سکرانگیز» که عصاره یک گیاه مقدس است و نیایش آتش
    ص: 48
    و قربانی کردن حیوانات خاصی مثل اسب وجود داشت.

    امضاء

  8. Top | #17

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2025
    شماره عضویت
    18411
    نوشته
    132
    تشکر
    65
    مورد تشکر
    82 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    در کتاب مقدس هندوها به نام ریگ ودا و در کتاب مقدس ایرانیان به نام اوستا این یک وجه مشترک است که بین ایرانیان و هندو ها وجود داشته است. بیشتر آنچه در کتاب ودا از شعائر مذهبی و پرستش خدایان و قربانی های هندی ها می بینیم، کم و بیش در بین قبیله های مادی و پارس که اکثراً کشاورز و دامپرور بودند، نیز رواج داشت. از جمله نوشیدن شراب از شعائر دینی آنها محسوب می شد و شراب تندی که مستی شدید می آورد. در کتاب ودا به نام سُوَم که نزد مادها و پارس ها هوم نامیده می شد. پیامبر زرتشت در مورد این شراب در اوستا گوید: خداوندا کی خواهد بود که روسای این سرزمین از گمراهی نجات یابند؟ چه وقت آیا مردم از دست نابکاری کرپان ها و کاوی ها نجات خواهند یافت؟ آیا روزی فرا خواهد رسید که این شراب ناپاکی که مردم را به وسیله آن فریب می دهند ریشه آن از زمین کنده شده و اثرش از جهان گم شود ؟ « یسنا 10:48
    »
    زرتشت در جای دیگر گوید: این گمراهان همه قربانی می کنند و حیوانات را می کشند و از عمل خود نیز خرسند هستند. «یسنا 32»
    امضاء

  9. Top | #18

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2025
    شماره عضویت
    18411
    نوشته
    132
    تشکر
    65
    مورد تشکر
    82 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    زرتشت تمام آیین های قبل از خود از جمله خورشید پرستی و آتش پرستی را منع کرد و اعلام نمود فقط خدا یکی است آن هم خدای یکتا.
    مجوس یعنی آتش پرستی فردوسی در این باره می فرماید :
    مگویی که آتش پرستان بدند *** پرستنده نیک یزدان بدند
    پیامبر زرتشت اعتقاد به دو اصل خیر و شر داشت. ولی هیچ وقت آن را به صورت دو خدا برابر یکدیگر قرار نداده است و فقط مغ های قبل از زرتشت اعتقاد به دو خدای شر و خیر داشتند که آن هم مورد قبول اشو زرتشت نبود و اشو زرتشت فقط به یگانگی خدا ایمان داشت. باید دانست که آیین مجوسی که قبل از زرتشت وجود داشت، غیر از دین زرتشتی بوده است. اشو زرتشت بزرگ ترین پیامبر نژاد آریایی هست که پرستش خدای یگانه دانا و توانا به نام اهورا مزدا را به مردم آموخت و کتاب آسمانی او اوستا نام دارد. دین زرتشت بر پایه گفتار نیک و کردار نیک و پندار نیک و اعتقاد به سرای آخرت استوار است. نماز های پنج گانه «بامداد، نیم روز، بعد از ظهر، شام گاه و سحرگاه»، تربیت فرزندان صالح و راستگو و امانت دار، مبارزه با فساد اخلاقی اجتماعی و اقتصادی و جهل و ناراستی و آن چه منش اهریمنی دارد، ایجاد عمران و آبادانی و کمک به
    ص: 49
    مستمندان و احترام به پدر و مادر و ایجاد فضای شادی و نشاط برای عموم مردم از آموزه های دین زرتشت است.

    امضاء

  10. Top | #19

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2025
    شماره عضویت
    18411
    نوشته
    132
    تشکر
    65
    مورد تشکر
    82 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ​در دین زرتشت اهورا مزدا به عنوان خدای بزرگ و یکتا پرستش می شود. علاوه بر اهورا مزدا موجودات مقدس دیگری به نام امشا سپندان و ایزدان «فرشتگان» مورد نیایش قرار می گیرد. بنیاد امور کیهانی و خلقت جهان دو گانه است. از این دو مصدر یکی نیکی است و دیگری بدی. مصدر نیکی اهورا مزدا و مصدر بدی اهریمن نامیده می شود. وظیفه هر فرد مومن زرتشتی این است که همواره با قوای اهریمنی مبارزه نماید و به تقویت قوای اهورا مزدایی بپردازد. مبارزه با اهریمن از طریق رعایت اصول اخلاقی و پاکدامنی و اجرای مراسم و ترتیبات خاص دینی انجام می شود. تمامی زندگانی یک فرد مومن زرتشتی همان گونه که گفته شد بر مبنای دستورالعمل کلی گفتار نیک، کردار نیک و پندار نیک استوار است و پایه های اعتقادی زرتشتیان یکتا پرستی، پیامبری اشو زرتشت و روز معاد و پاداش کارهای نیک و بد است. تعلیمات اشو زرتشت اکثراً روی عمران و آبادانی و اخلاق و فضیلت دور می زند. بر اساس آموزه اشو زرتشت 4 عنصر آتش، باد، آب و خاک مورد احترام است. زرتشتیان به آفتاب که بزرگ ترین مظهر قدرت خدای یکتاست احترام می گذارند. در دین زرتشت از فرشته و ابلیس به صورت موجوداتی خارج از انسان سخن گفته نشده است بلکه این دو افکار نیک و بد ما هستند. از مشترکات ایرانیان وهندوها زبان سانسکریت است. زیرا زبان اوستایی خویشاوند زبان سانسکریت است. کاتها سروده های مقدس که توسط زرتشت سروده شده است، طنینی عتیق مانند سرودهای ریگ ودا دارد. همچنین نزدیکی محسوسی میان دستور زبان و وزن و سبک سروده های ریگ ودا و دستور زبان و سبک کاتهای زرتشت موجود است. ولی در حقیقت ساختمان حرفی زمان کاتاها از ساختمان حرفی سرودهای ریگ ودا ابتدایی تر و ساده تر می باشد. به هر حال این دیدگاه وجود دارد که تصنیف کاتها نمی تواند به طور جداگانه و در یک فاصله زمانی دور از زمان تصنیف ودا صورت گرفته باشد و این نظریه عصر زرتشت را حدود یک هزار سال پیش از مسیح می داند
    .
    و اما دیدگاه جامعه زرتشتیان ایران پیرامون زادروز و وفات زرتشت :
    در برخی منابع و کتاب های جدید تاریخ تولد زرتشت را 6 فروردین 1768 قبل از میلاد مسیح و تاریخ وفات او را 5 دی 1691 پیش از میلاد مسیح ذکر شده است.
    ص: 50
    خاستگاه این دیدگاه محاسبات ذبیح الله بهروز پژوهشگر ایرانی می باشد که در کتابی تحت عنوان تقویم و تاریخ در ایران نوشته است. او به چند روش روز تولد و وفات زرتشت را رسد و محاسبه نموده است. چند دهه است که این محاسبه از سوی جامعه زرتشتیان ایران به رسمیت شناخته شده است و در گاهنامه های زرتشت «مانند گاهنمای راستی» به کار می رود. ولی این امر از قدمت تاریخی نزد زرتشتیان برخوردار نمی باشد. به طوری که در نوشته های تاریخی زرتشتیان پس از اسلام از گاه شماری یزدگردی بهره گرفته شده است. تاریخ تولد زرتشت در6 فروردین از اعتقادات جدید می باشد و زرتشتیان هندوستان آن را قبول ندارد. تاریخ و محل تولد و وفات حتی زمان ظهور پیامبر زرتشت «زردتشت» در پرده ابهام قرار دارد. دانشمندان قدیم و جدید با تحقیقات و پژوهش هایی که انجام داده اند، نتوانستند به موارد گفته شده دست یابند و آنچه در این مورد گفته شده یک نظریه است که بعضی از دانشمندان ارائه داده اند و این نظریه پردازی ها بسیار با هم تفاوت دارد. آنچه به نظر می رسد، تاریخ تولد و وفات پیامبر زرتشت یک تاریخ قراردادی است و سندیت درستی ندارد اشکالی هم در آن دیده نمی شود. بعضی از دانشمندان محل تولد زرتشت را آیرانه وئجه کهگفته شد سرزمین بین دریاچه اورال و خزر است، می دانند. عده ای از جمله سورنا فیروزی نویسنده معتقدند که اشو زرتشت در یکی از روستاهای ری که آن زمان راکاه نام داشت، زاده شد. بسیاری از دانشمندان محل تولد زرتشت را ترشیز یا شیز آذربایجان می دانند. آنچه به واقعیت بسیار نزدیک است، این می باشد که اشو زرتشت در آذربایجان ظهور کرد و در آتشکده بلخ هم به قتل رسید. پدر زرتشت ویشتاسب و مادرش دغدوو نام داشت و پیامبریش مصادف بود با پادشاهی گشتاسب کیانی. در کتاب زند و هومن یسن صفحه 51 بند 8 و 9 چنین آمده است : «اهورا مزدا خطاب به زرتشت چنین می فرماید : ای سپتمان زرتشت چنان هزاره سر برود همه ده های ایران به سم اسب ایشان (تازیان و رویان و دیگر دشمنان ایران) کنده شود و درفش ایشان تا به پتشخوارگر برسد و با فرمانروایی ستمگرانه جایگاه دین را از آنجا ببرند


    امضاء

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi