صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

موضوع: تاریخ ایران: از پیدایش انسانهای اولیه تا پایان سلسله پهلوی

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2025
    شماره عضویت
    18411
    نوشته
    132
    تشکر
    65
    مورد تشکر
    82 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض تاریخ ایران: از پیدایش انسانهای اولیه تا پایان سلسله پهلوی


    امضاء

  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2025
    شماره عضویت
    18411
    نوشته
    132
    تشکر
    65
    مورد تشکر
    82 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پیشگفتار

    این مجموعه ای که در پیش رو دارید مختصری از تاریخ ایران است که ابتدا ، از پیدایش انسان های اولیه شروع می شود و تا پایان سلسله پهلوی امتداد میابد و در بخش پایانی نیز مروری بر پیشینه قوم الیفی بنوی«دهله ای بنوی»به میان آمده است.
    این کتاب دارای چهار فصل و هر فصل متشکل از چندین بخش می باشد و عناوین مطالب در هر بخش شماره گذاری شده است. در شیوه نگارش این مجموعه تلاش شده است که مطالب به صورت ساده نویسی و شفاف ارائه شود و از جملاتی با مفهوم و معنی سخت خودداری شده است تا همگان به آسانی بتوانند از آن استفاده نمایند. اگر چنانچه در قلم این حقیر لغزشی مشاهده شد، برمی گردد به سیاست و بی توجهی عمال حکومت پهلوی در قوم الیفی بنوی در مورد تعلیم و تربیت که خود نیز عضوی از این قوم می باشم.
    لذا از محضر شریف شما برادران محترم و خواهران محترمه استدعا دارم مرا به بزرگواری خودتان بخشیده و حلال کنید و اینجانب را از پیشنهادات و راهنمایی سازنده خود بهره مند نمائید.
    و من الله توفیق 12/11/1399
    جعفر قلی جعفری الیفی

    امضاء

  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2025
    شماره عضویت
    18411
    نوشته
    132
    تشکر
    65
    مورد تشکر
    82 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    فصل اول : از پیدایش انسان های اولیه تا پایان سلسله ساسانیان
    بخش اول انسان های اولیه
    اشاره

    1-پیدایش انسان :

    دیدگاه و عقیده اکثر دانشمندان علوم زیست شناسی بر این فرضیه استوار است که خاستگاه پیدایش انسان های اولیه قاره آفریقا بوده است. مطالعه بر روی سنگواره های خانواده انسان سایان که توسط دانشمندان انجام شده، نشان می دهد که این سنگواره ها متعلق به 15 الی 200 میلیون سال پیش بوده است که پالئوس 55 از خانواده انسان سایان جدا شدند. به نظر می آید که اورانگوتان ها که از خانواده کیبون ها هستند، حدود 14 میلیون سال پیش نخستین دودمان انسان تبارانی بودند که بر روی دو پا راه می رفتند که حدوداً در یک زمان با شامپانزه ها و گوریل ها راه می رفتند اندکی بعد فرگشت پیدا کرده و از دودمان خود جدا شدند و احتمالاً طبق فرضیه برخی دانشمندان، ساحل مردم یا آررین آخرین نیای مشترک ما و آنها بوده است. انسان سایانی که حدود 2 یا 3 یا 4 میلیون سال پیش در قاره آفریقا می زیستند، تکامل پیدا کردند. حدودا 2 الی 3 میلیون سال پیش انسان گاتنگی اولین گونه ثبت شده از انسان ماهر بودند که تکامل پیدا کردند. بر اساس نوشته دانشمندان، انسان ماهر اولین گونه بشر بوده که ابزار استفاده می کرده است. اندازه مغز انسان های نخستین ابتدا اندازه مغز شامپانزه ها بوده است. از آن زمان در طول این چند میلیون سال تا کنون فرآیند افزایش اندازه مغز انسان ادامه یافته، به طوری که با پیدایش انسان راست قامت، حجم جمجه آن به دو برابر حجم جمجه انسان ماهر افزایش یافته بود. این گونه انسان ها بین 1 الی 8 میلیون سال پیش، نخستین انسان هایی بودند که به خارج از قاره آفریقا مهاجرت کردند. انسان کارورز راست قامت تا 1 الی 3 میلیون سال پیش در آفریقا و آسیا و اروپا پراکنده
    ص: 27
    شدند. به نظر می رسد این گونه انسان ها اولین کسانی بودند که از آتش و ابزار پیچیده استفاده کردند.
    اولین آثاری که از انسان های واقعی به دست آمده از 30000سال قبل است و بیشتر آن ها نیز متعلق به اروپای غربی مخصوصاً فرانسه و اسپانیاست. این آثار و اشیا که قدیمی ترین یادگاری از اجداد مردمان این زمان به شمار می آید، عبارت است از: سنگ های تیز شده و استخوان های تراشیده و نقاشی بر در و دیوار غارها و غیره. اکنون آثار و بقایایی بدست آمده است که با وجود شک و تردید هایی که در تاریخ آنها وجود دارد، می توان گفت مربوط به انسان های پیش از تاریخ است. در سال 1929 میلادی یک دانشمند دیرینه شناس چینی به نام و.سی.پی در غاری در شوکوتین در شصت هزار متری پی پنگ، جمجه ای به دست آورد که دانشمندانی چون آبه بروی و الیوت اسمیت آن را جمجه انسان می دانند. نزدیک آن سنگواره هایی که بدون شک و تردید انسانی است در نئاندرتال نزدیک دوسلدروف آلمان در سال 1857 میلادی پیدا شد و ظاهراً متعلق به 40000 سال قبل بوده و شبیه آن است استخوان های انسان دیگری که در بلژیک و فرانسه و اسپانیا و حتی در سواحل دریای گالیله یافت شده تمام این اکتشافات علما را بر آن داشته تا تصور کنند نوعی از انسان به نام انسان نئاندرتال در حدود 40000 سال قبل از روزگار ما در تمام قاره اروپا می زیسته است. چنین به نظر می رسد که در حدود 20 هزار سال پیش از میلاد مسیح این نوع انسان منقرض شده و به انسان دیگری به نام انسان کرومانیون جانشین آن شده است و خود این اسم اشاره به غاری است به همین نام در دره دردونی فرانسه که به سال 1868 میلادی اولین آثار این نوع انسان در آنجا به دست آمده است. بقایای انسانی از این نوع که مربوط به همان زمان است در جاهای مختلفی از فرانسه، سوئیس، آلمان و کال در انگلستان نیز پیدا شده است، همه نماینده نژادی نیرومند که قد بلندی میان 77/1 و 93/1 را داشته و ظرفیت جمجمه اش بین 90/15 و 5/17 سانتی متر مکعب بوده است. انسان کرومانیون نیز مانند انسان نئاندرتال انسان غار نامیده می شده است. آنچه مورد قبول است، آن است که نقاشی هایی که در غار آلتامیرا در شمال اسپانیا و قسمت اعظم آثار هنری که از دوران ماقبل از تاریخ برجای مانده، مربوط به دوره گدالنی یعنی در حدود 16 هزار سال قبل از میلاد می باشد. همین طور نقاشی هایی که از حیث تاریخی جدیدتر می باشد در
    ص: 28
    غارهای متعددی در فرانسه اکتشاف شده مربوط به عصر حجر قدیم است
    .(1) انسان هایی که انسان خردمند نامیده می شوند، تنها گونه ای از بازماندگان انسان تباران «انسان امروزی» هستند که بین 400 هزار تا 250 هزار سال پیش فرگشت یافتند و از آنان انسان هایی به کالبد امروزی خردمند باستانی بنا به باور بسیاری از دانشمندان در اواسط دوره پارینه سنگی و حدود 200 هزار سال پیش تکامل پیدا کردند یا حدود 50 هزار سال پیش تکامل یافتند. هر چند عده ای از دانشمندان آغاز رفتار انسان هایی با رفتار نوین در انسان ها را همزمان با فرگشت انسان به کالبد امروزی می دانند. از آنجا که ادامه بیشتر این مطالب از حیطه این کتاب خارج است و این چند صفحه هم به دلیل آگاهی خوانندگان محترم در مورد نظریه اغلب دانشمندان زیست شناسی در رابطه با پیدایش انسان های اولیه بوده و هر چند هم که فرضیه است ولی بد نیست که بدانیم نظریه آنها در مورد پیدایش انسان های اولیه و تکامل آنها چیست و چگونه بوده است.
    بنده دانشمند نیستم و کوچک تر از آن هم می باشم که بتوانم پای درکفش دانشمندان و محققان جهانی نمایم ولی این را می دانم که اگر انسان اولیه مثل میمون بوده یا میمون بوده پس میمون چگونه بوده است پس چرا میمون هایی که اکنون وجود دارند تکامل پیدا نکردند و نمی کنند. آنچه به نظر می رسد، این فرضیه دانشمندان به دلیلی که گفته ام و خواهم گفت درست نیست و از نظر پیشرفت و تکامل عقلی می توان گفت که انسان تکامل پیدا کرده چون بنا به گفته خداوند انسان اشرف مخلوقات است و از نظر شکلی فکر می کنم که از ابتدا هم اینگونه بوده شاید کمی تغییر کرده باشد آن هم تغییرات ژنتیکی و پوششی. اما در مورد پیدایش اولین انسان در اوستا چنین آمده است. در مهرگان «روز 16 ام مهر» از دو شاخه گیاه ریواس مشی و مشیانه «میهری و میهرانه» اولین زوج به وجود آمد که یکی تبدیل به مرد و دیگری تبدیل به زن شد ولی در قرآن اولین انسان که آدم و حوا نامیده شده از خاک آفریده شده است. بنابراین به عقیده زرتشتیان انسان اولیه از شاخه گیاه ریواس و به عقیده مسلمانان از خاک آفریده شده است. اما آنچه در رابطه با پیدایش حضرت آدم و حوا که ابوالبشر است و در قرآن مجید نیز آمده است،صحیح است و نمی توان آن را انکار نمود و ملاک پیدایش انسان های اولیه از دیدگاه انسان همین است و از نظر دین اسلام کتابی معتبرتر از قرآن
    ص: 29


    1- - نقل از فصل ششم تاریخ تمدن، ویل دورانت آمریکایی ترجمه از احمد آرام
    نداریم زیرا در آن حضرت آدم ابوالبشر که از خاک آفریده شده بود و در بهشت به سر می برد به وسوسه شیطان از میوه ممنوعه در بهشت استفاده نمود و از آنجا طرد شد، انسان اولیه می باشد. بنابراین آنچه اغلب دانشمندان در مورد پیدایش انسان های اولیه می گویند یک فرضیه هست و سندیت درستی ندارد ولی آنچه در قرآن مجید در مورد حضرت آدم و حوا که انسانهای اولیه می باشند، آمده است صحیح است چون قرآن خود معتبرترین اسناد است که از سوی خداوند بر حضرت محمد صلی الله پیامبر اسلام نازل شده و در آن هم شکی نیست.


    امضاء

  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2025
    شماره عضویت
    18411
    نوشته
    132
    تشکر
    65
    مورد تشکر
    82 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    2-زندگی انسان های نخستین :

    انسان های اولیه در غار ها، شکاف کوه ها، دره ها و دشت ها و بیشه زارها و جنگل ها با دیگر حیوانات وحشی زندگی می کردند. آنها در ابتدا زندگی سخت و طاقت فرسایی داشتند. در مناطقی که ما اکنون در آن زندگی می کنیم یعنی دامنه های کوه های زاگرس جنوبی اکثر انسان های نخستین در غارها به سر می برد که آثار آنها هنوز موجود است. آنها از ترس جانوران درنده اگر در غارها بودند در امن ترین نقطه آن، اگر در جنگل ها بودند با استفاده از اتاقک هایی که در بالای درختان از چوب و نی می ساختند خود را در برابر دیگر حیوانات درنده محافظت می نمودند. در روستاهایی واقع در جنوب شهرستان کازرون فارس که قوم الیفی، بنوی در آن سکونت دارند، غارهای زیادی وجود دارد که با توجه به بررسی هایی که به عمل آمده خود بیانگر زندگی غارنشینی در این منطقه بوده است. در مورد زندگی انسان ها در غارها در دوران ماقبل از تاریخ تعدادی از افراد سالخورده محلی به این حقیر گفتند که در چند دهه گذشته ما به چشم خودمان دیده ایم مقدار زیادی خمرهای سفالی و سنگ هایی که به صورت جوغن درست کرده بودند وجود داشت که در داخل آنها پر از تخم گیاه توله که به گویش محلی و به تخم گیاه توله، پیر پیروک می گوییم، بود. در ضمن توله یک گیاه خوردنی است که در فصل زمستان و بهار در آن منطقه به صورت فراوانی می روید و این تخم های توله که داخل خمره های سفالی استفاده کرده بودند رویآن هم با کاه گل پوشیده بودند که زود خراب نشود تا بتوانند در زمان مورد نیاز از آن استفاده نماید. انسان های نخستین مانند حیوانات خام خوار بودند. گیاهان و میوه های وحشی که به دست می آوردند و حیوانات
    ص: 30
    وحشی که شکار می کردند را خام می خوردند زیرا چاره ای نداشتند چون آتش هنوز کشف نشده بود. آنها برهنه بودند چون لباس وجود نداشت که بپوشند زیرا همین برهنه بودن باعث می شد که بسیار زجر بکشند چون بدن آنها مثل دیگر حیوانات پشم و موی زیادی نداشت که بتوانند در برابر سرما و گرما مقاومت کنند. با کوچکترین تغییرات آب و هوایی بیمار می شدند و پوستشان به دلیل نازک بودن با برخورد به سنگ ها و شاخه درختان و غیره زخم برمی داشت. مدتی گذشت تا انسان های اولیه پی بردند که می توان از پوست حیواناتی که شکار می کنند به عنوان لباس، خود را بپوشانند. آنها از پوست حیوانات برای پوشش خود در برابر گرما و سرما استفاده نمودند. انسانهای اولیه کم کم به این نتیجه رسیدند که از پشم و موی بعضی از حیوانات وحشی مثل بز و میش و غیره که شکار می کنند، می شود با تابیدن پشم و موها به هم نخ درست کرد و پوست حیوانات را با نخ درست شده به هم وصل می کردند که میشد لباس و آن را می پوشیدند. این کشف یک تحول بسیار خوبی بود که در زندگی آنها روی داد. انسان های اولیه از شاخ و برگ نازک درختان به عنوان زیرانداز استفاده می کردند. بعداً آنها دریافتند که می توانند از شاخه و برگ نازک درختانی مثل بادام، بید، نخل لوازم زندگی مثل سبدهای مختلف و زیرانداز درست کرد. انسان های غارنشین از زلزله و رعد و برق و بارندگی سیل آسا و باد شدید و خورشید و ماه گرفتگی بسیار وحشت داشتند. هنگامی که این گونه اتفاقات روی می داد، به امن ترین مکان یعنی ته غارها پناه می بردند. اکثر غارنشینان در اواخر فصل های بهار و تابستان از غار بیرون می آمدند و در سایر نقاط از جمله جنگل ها، تپه ها، دره ها و دشت های مجاور تابستان گذرانی می کردند و در آغاز فصل سرما دوباره به غارهای خود برمی گشتند. مردمان ِنخستین، کم کم به این نتیجه رسیدند که بعضی از حیوانات وحشی را می توان اهلی کرد. آنها ابتدا حیواناتی مثل سگ، خر، اسب که شرایط اهلی کردن آنها آسان تر بود را اهلی کردند و در خدمت خود گرفتند و با تلاش، آنها بعضی از حیوانات دیگر مثل گاو، گاومیش، میش، بز و غیره نیز اهلی شدند. در ناحیه زاگرس جنوبی اغلب کوه ها، دشت ها، جنگل ها و رودخانه ها نزدیک هم قرار دارند. مردم با طی نمودن فاصله های چند فرسنگی از غار به جنگل و دشت و ماهور می رسیدند. در اکثر مناطق، غارها در جنگل هایی مثل بلوط و بادام کوهی قرار داشت. روی هم رفته در اکثر ناحیه زاگرس جنوبی غارها، جنگل ها، دشت ها و
    ص: 31
    تپه های ماهوری نزدیک هم هستند. هرچند در گذشته های بسیار دور وضعیت بارش برف و باران بنا به نوشته برخی از مورخین در جنوب فارس زمستان ها پر برف و باران و طولانی بوده ولی زندگی برای انسانهای اولیه در این منطقه به دلیل وجود پناهگاه هایی مثل غارها و شکاف کوه ها و جنگل ها از دیگر مناطق آسان تر بوده است. با گذشت زمان، مردمان نخستین به این نتیجه رسیدند که در فصل های پاییز و زمستان که برف و باران می بارد و هوا هم سرد است باید در غارها و شکاف کوه ها زندگی نمایند و در فصل های بهار و تابستان که هوا گرم و معتدل است در دشت و جنگل. بدین ترتیب مردمان نخستین اگر در مناطقی به سر می بردند که غار و شکاف کوه وجود داشت، فصل سرما در غارها به سر می بردند و در فصل بهار و تابستان به جنگل و دشت مجاور نقل مکان می کردند. اما لازم است به این نکته توجه فرمایید چون زاگرس جنوبی روی کمربند زلزله قرار گرفته فعل و انفعالات زمین در گذشته های بسیار دور باعث شکسته شدن زمین و ایجاد گسل و به وجود آمدن غار های آهکی و گچی گردیده است. هرچند امروزه قرار گرفتن این مناطق گسل زلزله باعث ایجاد زمین لرزه و ویرانی می گردد ولی در گذشته های نه چندان دور همین غارها و شکاف کوه ها جای مناسبی برای زندگی انسان های نخستین بوده است. به طور نمونه اگر ما از شیراز به طرف بوشهر حرکت کنیم در طول مسیر راه چندین مرتبه به شکسته شدن زمین و ایجاد گسل برمی خوریم، همین شکسته شدن زمین باعث به وجود آمدن دشت ارژن، دشت برم، جلگه کازرون، دریاچه پریشان، کنارتخته و دالکی گردیده است. هرشکستگی که در زمین اتفاق افتاده باعث تغییرات آب و هوایی آن منطقه شده است. این شکستگی های زمین از جلگه دشت ارژن شروع شده تا دالکی ادامه دارد و از دالکی به بعد زمین روی صفحه عربستان قرار گرفته است.
    مردمان نخستین در فصل تابستان میوه های درختانی مثل انگور، انجیر، کنار، زالزالک، بلوط، بادام کوهی و غیره که به صورت وحشی در جنگل ها فراوان بوده را خشک می نموده و برای استفاده در فصل سرمای سال در غارها انبار می کردند. یکی از درختانی که می توان گفت وجود آن برای زاگرس نشین ها یک موهبت الهی بوده درخت بلوط است زیرا میوه این درخت که بلوط نام دارد به وسیله دو قطعه سنگ که بردر «آسیاب دستی» نام داشت، آرد می کردند و به صورت قرص نان مورد استفاده قرار
    ص: 32
    می دادند. در خشکسالی هایی که در زمان های قدیم اتفاق می افتاد چون امکانات ماشینی و ارتباط مثل این زمان وجود نداشت، همان درخت بلوط بود که بسیاری از مردم ناحیه زاگرس نشین را از مرگ حتمی نجات داد. درخت بلوط یک حُسن دیگری هم دارد که برای به ثمر نشستن نیازی به تهیه گرده خارج از درخت ندارد بلکه خود ِدرخت در فصل بهار همزمان با رشد میوه، گل هایی می دهد که این گل ها خود عمل گرده افشانی یا همان لقاح انجام می دهد. انسان های نخستین بعد از مدتی به این نتیجه رسیدند که با جمع آوری تخم گیاهان وحشی که در فصول سال از آن به عنوان غذا استفاده می کردند، می توان در فصل زمستان با استفاده از وسایل ابتدایی مثل سنگ و چوب و غیره با ایجاد شیار هایی در زمین کاشت و برداشت بیشتری نمود. آنها از پوست و پشم و موی حیوانات علاوه بر پوشانیدن بدن خود ظرفی که امروزه خورجین و اُوکِش نامیده می شود، جهت حمل اثاثیه روی چهارپایان می گذارند، درست می کردند و به وسیله همین خورجین و اُوکِش از غارها به دشت و جنگل جابجا می شدند.

    امضاء

  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2025
    شماره عضویت
    18411
    نوشته
    132
    تشکر
    65
    مورد تشکر
    82 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    3-پیدایش آتش :

    در یکی از روزها هنگام بارندگی صاعقه ای شدید باعث آتش سوزی در جنگل و یا بوته زارهای اطراف محل سکونت انسان های اولیه گردید. آنها با دیدن آتش سوزی که بر اثر رعد و برق به وجود آمده بود، وحشت زده شدند و فرار کردند و از محل آتش سوزی دور شدند ولی از دور نظاره گر این صحنه بودند. آنان بعد از گذشتن ساعت ها که کم کم آتش سوزی فروکش کرد و محل آتش سوزی تبدیل به آتش و خاکستر گردید، آن ها کم کم جرأت پیدا کردند به آن نزدیک شدند و با ترس و لرز خود را به آتش رساندند. انسان های اولیه وقتی که به آتش نزدیک شدند،خود را با آن گرم نمودند فهمیدند چیزی خوبی است بسیار خوشحال شدند و بعد از آن کم کم به فواید آن پی بردند. آن ها در وهله اول به این نتیجه رسیدند که با آتش هم می شود خود را گرم نمود هم بدن و لباس خود را که بر اثر ریزش باران خیس شده بود، خشک کرد. این انسان ها آتشی را که پیدا کرده بودند، همراه خود به غار ها و دیگر محل سکونت خود بردند و برای بهتر زندگی کردن از آن استفاده نمودند. چون آتش همه روزه مورد استفاده قرار می گرفت و در زندگی نقش مهمی داشت آن را مقدس می شمردند. انسان های نخستین برای مقابله
    ص: 33
    با دیگر حیوانات درنده شب ها آتش روشن می کردند. آنها برای جلوگیری از خاموش شدن آتش آن را زیر خاکستر و یا پِهَن چهارپایان نگهداری می نمودند و نمی گذاشتند خاموش شود. آتش به مرور زمان بین تمام انسان های کره زمین پخش شد. روایت دیگری هم در مورد چگونگی پیدایش آتش وجود دارد که عده ای معتقدند هوشنگ پیشدادی از شاهان اساطیری ایران، هنگام پرتاب سنگ به اژدهایی، سنگ با سنگ دیگری برخورد می نماید که باعث جرقه و ایجاد آتش سوزی می شود. آنچه مسلم است اگر این اتفاق درست باشد، این سنگ که هوشنگ آن را پرتاب نموده سنگ چخماق بوده است. انسان های اولیه در یک اتفاق با مالیدن دو قطعه سنگ به یکدیگر باعث ایجاد جرقه آتش گردید و آنان پی بردند که نوع این سنگ با دیگر سنگ ها تفاوت دارد. بدین سان با پیدایش آتش تحول بزرگی در زندگی ایشان روی داد. انسان های اولیه ساکن در یکی از مناطق هنگام روشن نمودن آتش دیدند سنگ های اطراف آن هنگام گرم شدن با حرارت بالا نرم شده و انعطاف پذیر می گردد. آنها پی بردند که بعضی از سنگ ها این خاصیت را دارند و با حرارت بالا تغییر شکل می دهند و از جامد به مایع تبدیل و سپس در هوای آزاد دوباره جامد می گردد. آنان برای اولین بار پی بردند که با حرارت دادن این گونه سنگ ها می شود وسایلی مثل نیزه و شمشیر برای دفاع از خود و لوازمات کشاورزی و خانگی و غیره درست کرد. بدین ترتیب معادن آهن و کاربرد آن کشف گردید. با کشف آتش و در پی آن آهن، پیشرفت بیشتری در زندگی بشر روی داد. آنچه به نظر می رسد، انسان های اولیه بعد از پیدایش آتش و کشف آهن از موی بز برای ساختن سرپناه خود بُهون یا چادرسیاه درست کردند که برای زندگی کوچ نشینی اهمیت بسزاییداشت. انسان ها توانستند از آتش و آهن و اهلی کردن بعضی از حیوانات، بسیاری از لوازمات مورد نیاز خود را برای زندگی غارنشینی و کوچ نشینی و غیره فراهم آوردند. انسان های اولیه با استفاده از امکانات طبیعی موجود در محیط اطراف خود مثل سنگ، چوب، بیشه و شاخ و برگ درختان اقدام به ساختن آلونک برای سرپناه خود نمودند تا بتوانند در برابر سرما و گرما و حمله حیوانات درنده از خود محافظت نمایند. آن دسته از انسان هایی که در جنگل ها و بیشه زارها به سر می بردند برای اولین بار از بیشه یا همان نی و چوب جنگلی کومه ساختند و آن هایی که نیاز به کوچ داشتند از موی بز بُهون «چادر سیاه» درست کردند. عده ای که در کنار رودخانه ها بودند با
    ص: 34
    استفاده از سنگ و چوب و گل برای خود سرپناه درست کردند و به کشاورزی و در کنار آن دامپروری پرداختند. چون کنار رودخانه ها و زمین های جلگه ای اطراف آن برای کشاورزی از سایر نقاط دیگر مساعدتر بود، کم کم مردم در این مناطق تجمع کردند و ابتدا روستاها و سپس شهرها به وجود آمد. خلاصه از همان ابتدایی که سر و کله بشر روی این کره خاکی پیدا شد، برای پیمودن سیر تکامل به سوی پیشرفت در برابر موانع و مشکلات قد علم کرد و یکی یکی آن را پشت سر گذاشت. هرچند انسان در ابتدا مثل سایر حیوانات و با آن ها با هم در غارها و جنگل ها می زیستند، ولی انسان ذاتاً از هوش و استعداد سرشاری برخوردار بود به همین دلیل خداوند آنها را اشرف مخلوقات نامیده است به زودی از سایر حیوانات پیشی گرفت و استعداد خود را شکوفا نمود.
    ص: 35
    ص: 36

    امضاء

  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2025
    شماره عضویت
    18411
    نوشته
    132
    تشکر
    65
    مورد تشکر
    82 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    بخش دوم:آریایی ها
    اشاره

    1-فلات ایران :

    کشوری که اکنون ما در آن زندگی می کنیم، ایران نام دارد و قسمت بزرگی از سرزمین پهناوری است که در جغرافیا به آن فلات ایران گفته می شود. این سرزمین پهناور شامل جلگه وسیع و بلندی است که اطراف آن را کوه های بلند در بر گرفته است. این سرزمین از مشرق به سه رشته کوه معروف به کوه های سلیمان و در شمال این فلات، رشته کوه البرز قرار دارد و این رشته کوه از ارمنستان شروع و به سوی شرق کشیده شده است و از جنوب به دریای خزر گذشته و به کوه بابا وصل و از این طریق به کوه های هندوکش و هیمالیا متصل شده است. در مغرب این فلات، کوه های زاگرس واقع شده است که از شمال به جنوب کشیده شده و از جنوب به شرق برگشته و به دریای عمان امتداد می یابد. کوه های جنوب و مشرق از مواد آهکی تشکیل شده در کوه های مغرب نزدیک دریاچه ارومیه «چی چست» سنگ خارا نیز دیده می شود. در بعضی از نقاط کوه های شمال، از مواد آتشفشانی ترکیب یافته است یعنی مواد آن از قعر زمین بیرون آمده است مانند دماوند در مازندران و سبلان در آذربایجان. این آتشفشان ها اکنون خاموش می باشند. اعلاء درجه بلندی فلات ایران در جنوب آن سراشیبی، فلات از جنوب به شمال است زیرا در کرمان ارتفاع آن حدود 1600 متر می باشد و حال آنکه در مشهد 1050 و در تبریز از 1200 تجاوز نمی کند. مساحت فلات ایران 2 میلیون و 600 هزار کیلومتر مربع است. سرزمین ایران امروزی از این مساحت دارای 63 درصد یا تقریباً دو سوم از کل است و آنچه باقی می ماند متعلق به ممالکی است مانند افغانستان و پاکستان و غیره که به دلیل بی لیاقتی پادشاهان قاجار از ایران جدا شده است. آب و هوای فلات
    ص: 39
    ایران به جز استان های گیلان و مازندران و گلستان که آب و هوای مدیترانه ای دارند، سواحل خلیج فارس و دریای عمان که بارندگی نسبتاً خوبی می بارد، بقیه نقاط خصوصاً در قسمت های مرکزی که کویر لوت و دشت کویر واقع شده است و یکی از گرم ترین جاهای دنیااست، در سایر نقاط ایران در مجموع مقدار بارندگی تقریباً در طول سال از 22 الی 28 سانتی متر تجاوز نمی کند. در شمال ایران بادهای باران آور زیادی می وزد. وقتی که این بادها به کوه های بلند البرز که به شکل دیواری از غرب به شرق کشیده شده برخورد می کند، غالباً به طرف جنوب آن تجاوز نمی کند. از این جهت در استان های گلستان، مازندران و گیلان بارندگی فراوان می بارد، در صورتی که در صفحات جنوبی این کوه خشک است. بادهایی که در ایران می وزد از دو سمت است، شمال غربی و جنوب شرقی. بادهای شمال غربی از اثر بادهای تند شمال آمریکا است که از اقیانوس اطلس عبور می نماید از طریق دریای مدیترانه به شامات و آسیای صغیر می رسد و از آنجا وارد ایران می شود و سپس به طرف هند می رود. بادهای جنوب شرقی، در اقیانوس هند به وجود می آید و به طرف ایران می وزد. علت اینکه جهت این بادها تغییر نمی کند، این است که این بادها باید از دالان تنگ سلسله های کوه بگذرد بدیهی است که کوه ها ثابت می باشند و جا عوض نمی کنند. در بعضی از نقاط ایران، باد ها مانند باد یک صد و بیست روزه سیستان وزش منظم و تندی دارد. در وسط فلات ایران تنها رودی که قابل کشتیرانی می باشد، کارون است که از کوه های بختیاری سرچشمه می گیرد و پس از مشروب نمودن جلگه خوزستان، وارد اروندرود می شود و سپس به خلیج فارس می ریزد.
    امضاء

  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2025
    شماره عضویت
    18411
    نوشته
    132
    تشکر
    65
    مورد تشکر
    82 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    رودهای دیگر ایران به این شرح است :

    در شمال رود ارس و قزل اوزن که پس از اینکه به شاهرود پیوست، سفیدرود نامیده می شود و رود اترک. این رودخانه به دریای خزر «کاسپین» می ریزد. در مرکز ایران زاینده رود است که از کوه های بختیاری سرچشمه گرفته و پس از عبور از اصفهان به باتلاق گاوخونی می ریزد. در طرف مشرق مرغاب و هریرود در شن زارهای صحرای ترکمن فرو می روند. در سیستان رود هیرمند که از کوه های افغانستان سرچشمه گرفته به دریاچه هامون در زابل ایران می ریزد. در شمال شرق فلات ایران رود بزرگ آمو از کوه های بدخشان سرچشمه گرفته و به دریاچه آرال می ریزد. در زمان هخامنشیان این رود به دریای خزر می ریخته و کشتی های تجارتی از ماوراءالنهر به دریای خزر واز آنجا
    ص: 40
    از طریق رود کورا «کورش» به قفقاز می رفتند و تجارت و داد و ستد آن سامان از این طریق صورت می گرفت ولی بعداً این رود مجرای خود را تغییر داده است و اکنون به دریاچه آرال می ریزد. در فلات ایران چندین دریاچه وجود دارد که برخی از دانشمندان آنها را باقی مانده دریا می دانند چون معتقدند که در گذشته قسمت اعظمی از فلات ایران در زیر آب بوده است. در شمال و غرب این فلات و صفحات مجاور آن دریاچه ارومیه در غرب آذربایجان و دریاچه وان در ترکیه و در 15 فرسخی حدود ایران و دریاچه کی چایی در ماورای قفقاز. مهمترین این دریاچه ها دریاچه ارومیه است که عمق آن 15 زرع و آب آن شور است و تقریباً در ارتفاع هزار متری از آب های آزاد جهان قرار دارد. در فارس چندین دریاچه وجود دارد که مهمترین آنها دریاچه مهارلو ، نیریز و پریشان است و در کرمان دریاچه جزموریان و در سیستان دریاچه هامون وجود دارد. در بین تهران و قم دو دریاچه به نام دریاچه قم و حوض سلطان وجود دارد. در شمال این فلات دریای خزر وجود دارد و نام این دریا از نام اقوام خزرها که قرن های متمادی در سواحل آن زندگی می کرده اند، گرفته شده است. دریای خزر از نظر عمق به سه قسمت تقسیم شده است: عمیق ترین جای آن در قسمت جنوبی است زیرا شمال آن به دلیل لایه های رسوبی که رود بزرگ ولگاه با خود می آورد و در این قسمت می ریزد، کم عمق است. این دریا حدود 26 متر پایین تر از سطح آب های آزاد جهان قرار دارد و عمق بقیه قسمت حد متوسطی دارد. چنانچه تجربه نشان داده است این دریا همواره فرو می رود و برخی علت آن را تابستان های گرم و تبخیر زیاد آب دریا می دانند. فلات ایران از طرف جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود می باشد. خلیج فارس که یکی از نقاط گرم دنیاست، این فلات را از شبه جزیره عربستان جدا می کند و به وسیله تنگه هرمز و جزایر آن به دریای عمان و اقیانوس هند متصل می شود و از این طریق ایران با تمام دنیا ارتباط دریایی دارد. اروندرود «شطه العرب» از رودخانه های دجله و فرات و کارون تشکیل می شود و به خلیج فارس می ریزد. ملل قدیم دنیا مانند سومری ها، اکدی ها، عیلامی ها ،کلدانی ها، پارس ها و عرب ها ارتباط تاریخی و نزدیکی با این خلیج داشته و سواحل و جزایر آن مهد تمدن های خاموش عهد قدیم است. تعداد زیادی جزیره در خلیج فارس وجود دارد که بزرگترین آن قشم و بحرین است. همه نوعمعادن در فلات ایران یافت می شود که مهمترین آن امروزه نفت است که برخی از دانشمندان بر این عقیده اند که
    ص: 41
    قسمت اعظمی از فلات ایران روی نفت قرار گرفته است. محصولات این فلات بیشتر زراعتی است و به دلیل آب و هوای بری و کمی بارندگی، زراعت آبی است ولی در اکثر نقاط فلات زراعت به صورت دیم کاشته می شود.
    امضاء

  9. Top | #8

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2025
    شماره عضویت
    18411
    نوشته
    132
    تشکر
    65
    مورد تشکر
    82 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    در استان های شمال و مغرب این فلات از حیث نباتات غنی تر از استان های مرکزی و شرقی می باشد و علت آن در شمال وجود سلسله کوه البرز و دریای خزر و در غرب اثر دریای مدیترانه ای است که هرچند در فلات ایران که با آن دریا فاصله زیادی دارد، ضعیف می باشد ولی باز قسمت غربی آن نافذ است. در این فلات هر کجا آب وجود داشته باشد خاک دره ها حاصلخیز است و نباتات قوت زیادی دارد. خاک دره ها و دامنه های کوهستان ها، رسوبی یعنی از خاک هایی که آب سیلاب ها از روی کوه ها و دره ها به همراه خود آورده و در زمین های هموار روی هم انباشته کرده اند، تشکیل شده است و این خاک بسیار حاصلخیز است ولی وقتی که از سطح زمین قدری پایین تر برویم غالباً به سنگ و ریگ و ماسه می رسیم. اگر چه عرض جغرافیایی فلات ایران حدوداً از 24 الی 22 شمالی است و نمی بایستی در این عرض، اختلاف زیادی بین آب و هوای مناطق مختلف فلات ایران وجود داشته باشد ولی به دلیل اختلاف ارتفاع یا موقعیت خاص در سواحل دریاها و دریاچه ها یا در پناه رشته کوه ها یا در اطراف کویر اختلاف زیادی در آب و هوای قسمت های مختلف این فلات به وجود آورده است، به همین جهت همه نوع درخت و گل و گیاه و سبزه در ایران می روید. در مورد راه های مواصلاتی برای رونق اقتصادی و تجارتی همان راه هایی است که در عهد گذشته وجود داشته است. برخی از این راه ها که از اهمیت بیشتری برخوردار است و بدین شرح است :
    الف ) راهی که از بین النهرین به فلات ایران می آمد، از جایی که بعدها سلوکیه نامیده شد و در حوالی بغداد کنونی واقع شده بود از دجله و صحرای دیاله می گذشت و به ارتی مینا در نزدیکی قزل رباطه امروزی می رسید و سپس به شالا که مرکز حلوان «قلعه ای که در کوههای کردستان نزدیکی کرکوک» بود، منتهی می شد از اینجا صعود به فلات ایران شروع می شد. راه گفته شده پساز عبور از کوه های زاگرس کامبادن «تقریبا کرمانشاه امروزی» وارد وادی بلند کرخه می شد و پس از عبور از کنگاور به همدان منتهی می شد و همدان به وسیله راه های مختلف با شوش و دیگر شهرها ارتباط پیدا می کرد.
    ص: 42
    امضاء

  10. Top | #9

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2025
    شماره عضویت
    18411
    نوشته
    132
    تشکر
    65
    مورد تشکر
    82 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ب ) راه هایی که از فلات ایران به هندوستان می رفت. یکی از این راه ها از کابل شروع شده و پس از عبور از رشته کوه های سلیمان به پیشاور می رسید و راه دیگر که کوتاه تر بود از تنگه خیبر می گذشت و نادر شاه افشار و دیگر فاتحین هندوستان از این راه خود را به آن مملکت می رسانیدند.
    ت ) راهی که افغانستان کنونی را به ماوراءالنهر متصل می نمود، اکنون هم از اهمیت خاصی برخوردار است. این راه از بامیان و بلخ شروع شده و پس از عبور از کوه های هندوکش به ماوراءالنهر می رسد.
    پ ) سایر راه های ایران یعنی از ری به آذربایجان و گیلان و مازندران و گرگان و خراسان و از خراسان به آسیای میانه و از بندر گمبرون «بندرعباس اکنون» به شیراز و از ری از راه دامغان به طبرستان می رفته است، همان بوده که اکنون هم وجود دارد.
    جمعیت فلات ایران در گذشته به دلیل نبودن وسایل سرشماری اصلا مشخص نبوده و اگر کسی هم در این مورد چیزی نوشته تخمین بوده و سایر اطلاعات جغرافیایی چون ارتباط مستقیمی با تاریخ ندارد از آن می گذریم. لازم است بدانید که فلات ایران مانند پلی ست که شرق و غرب آسیا را به هم وصل نموده و در گذشته و حال و آینده نیز این فلات از اهمیت خاصی برخوردار بوده و خواهد بود. چون این فلات در چهارراه دنیای قدیم واقع شده بود و وسیله ارتباط مردمان بسیاری از نژادها و ملل مختلف بود. از این موقعیت جغرافیایی نتایجی که به دست آمده از تاریخ آن معلوم است بدین شرح می باشد.



    2- نژادها :
    دانشمندان و محققان تمام سکنه کره زمین را از حیث نژادی به 5 دسته بدین شرح تقسیم کرده اند :
    1- نژاد سفیدپوست یا ابیض
    2- نژاد زرد پوست یا اصغر
    3- نژاد سرخپوست یا احمر
    4- نژاد سیاه پوست یا اسود
    5- نژاد ماله : نژاد ماله هیچ گونه ارتباطی با موضوع این کتاب ندارد.
    ص: 43

    امضاء

  11. Top | #10

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2025
    شماره عضویت
    18411
    نوشته
    132
    تشکر
    65
    مورد تشکر
    82 در 58
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    برخی از دانشمندان نژاد زرد پوست را نژاد مغولی نیز نامیده اند. اکثر محققین نژاد شناسی این نژاد را به سه دسته بدین گونه تقسیم کرده اند :
    نژاد چینی، تبتی
    نژاد مغولی، منچو
    نژاد ترک، تاتار
    اکثر این مردمان در آسیای شرقی و میانه و سیبری سکونت دارند و شعبه هایی از این ها نیز در آسیای غربی و اروپا ساکن شده اند؛ مانند بعضی از ساکنین قفقاز و تاتارهای قدیم و ترکها و مجارها و فین ها و غیره. محققین نژاد شناس، نژاد سفید را به سه دسته تقسیم نموده اند: نژاد هند و اروپایی و سامی و حامی. بنی حام چنان که در تورات آمده است، از حام پسر حضرت نوح بوده اند. محل زندگی آنها بین محققان اختلاف عقیده وجود دارد، برخی وطن اصلی آنان را بابل در بین النهرین «عراق کنونی» دانسته اند و عقیده داشتند که این مردم از آسیا به آفریقا رفته و در کشورهای مصر و لیبی و غیره ساکن شده اند. ولی نُلدِکِه خاورشناس معروف، عقیده داشت که همیشه مسکن آنها آفریقای شمال شرقی بوده زیرا از حیث شکل و قیافه و غیره به سیاهپوستانآفریقایی شباهت بیشتری دارند. بیشتر محققان مصر قدیم «قبطی ها» و نیز بربری ها لیبی و کوشی ها «حبشی ها» از بنی حام دانستند و در حال حاضر حامی ها یا نژادهای دیگر اختلاط پیدا کرده اند. بنی سام که یکی از شاخه های بزرگ نژاد سفید پوست است، اکثراً در عربستان، شامات، بین النهرین و شمال و شمال شرقی قاره آفریقا سکونت دارند و شعبه ای از آنها که قوم بنی اسرائیل می باشد در جاهای مختلف آسیا و اروپا پراکنده بودند و اکنون جمع شده اند و در سرزمین فلسطین دولت تأسیس نموده اند. ملل سامی نژاد قدیم این ها بودند: کلدانی ها، آسوری ها، فینیقی ها، بنی اسرائیل، قوم یهود و آرامی ها و اعراب. در تورات آمده است، فینیقیه ها از نژاد حامی می باشند و اکثر نژاد شناسان آنها را نژاد سامی می دانند. زبان های تمام مردمان با یکدیگر بسیار نزدیک بوده چنانچه در تورات آمده است که مردم قوم بنی اسرائیل در 1500 سال قبل از میلاد مسیح زبان عربی را بدون ترجمه می فهمیدند. مردمان هند و اروپایی چنانچه که خود لفظ می رساند، مردمانی هستند که مساکن آنها از هندوستان تا اقصی بلاد اروپاست، یعنی در اروپا کلیه سکنه آن به استثنای مردمانی که از نژادهای دیگر و در اقلیت
    ص: 44
    هستند و در آسیا فقط هندی های آریایی و ایرانی ها به معنی اَعَم «یعنی تمام مردمانی که از شاخه ایرانی آریایی منشعب شده اند» و ارامنه مردمان هند و اروپایی را موافق موازین علمی به 8 شعبه تقسیم کرده اند :
    1- آریایی ها 2- یونانی و مقدونی 3- ارمنی 4- آلبانی «ساکنین شبه جزیره بالکان» 5- ایتالیایی ها 6- سلتی بومیان اروپای غربی 7-ژرمن ها «آلمانی ها» 8- لیتوانی و اسلاوی ها


    امضاء

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi