نظامهای سیاسی معاصر بر پایه اعتماد عمومی و اراده مردمی استوار میشوند و استمرار و اقتدار آنها وابسته به ضریب نفوذ مشارکت و دخالت مردم است.
مشارکت مردم در تحولات و رویدادهای سیاسی نظیر انتخابات، شاخصی برای سنجش میزان مردم سالار بودن یک جامعه تلقی میشود. این مشارکت البته در قالبها و چارچوبهای مختلفی شکل میگیرد؛ از جمله شرکت مردم در انتخابات و همه پرسیها و حساسیت نسبت به نوع جریان امور در کشور تا میزان دلبستگی آنها به نظام حاکم بر جامعه و حمایت از آن.
با این همه یکی از بارزترین نمونه های مشارکت مردمی، مشارکت در امور سیاسی است که شاخصی بارز در حفظ وحدت و همبستگی ملی میکند. به واقع می توان گفت که بزرگ ترین نماد مشارکت سیاسی و روشن ترین نمود دخالت مردم در امور سیاسی، شرکت آنان در انتخابات است و هر چه میزان مشارکت مردم در گزینش زمامداران و یا نمایندگان بیشتر باشد، حکومت از مقبولیت مدنی، استحکام اجتماعی و ثبات سیاسی بیشتری برخوردار خواهد بود.
ظهور مردمسالاری و حاکمیت مردم، از طریق حضور و مشارکت آنان در صحنههای انتخابات و تعیین سرنوشت جمعی تبلور مییابد. در چارچوب چنین گفتمانی، عرصه ها و عرضههای مشارکت سیاسی و مشارکت کنندگان سیاسی حائز اهمیت است؛ چرا که مفهوم سازی و تبیین نمایی هر دو مقوله به مفهوم سازی حاکمیت سیاسی و منشأ و خاستگاه مدنی آن مربوط میشود.
تعریف چنین قلمرویی از مشارکت سیاسی- به مثابه یک آبشخور اجتماعی و فرهنگی- میتواند جهت گیری ملی به مفهوم سیاسی از مشارکت سیاسی ارائه دهد. ساخت و پرداخت اصولی و متعالی از مشارکت سیاسی باعث فربه شدن حاکمیت ملی خواهد شد. چنان که بی توجهی و بی مبالاتی نسبت به آن نیز، پیامدهای ناگواری از جنس ناکارآمدی و ناتوانی حاکمیت ملی در مشروعیت، مقبولیت و قانونیت را به همراه خواهد آورد، از اینرو ناگفته پیداست که بیمه عمر نظام حاکمیتی دلبستگی و وابستگی مردمی از طریق مشارکت و دخالت در تشکیل و تکمیل نظام سیاسی است.




نقل قول

