كعبالاحبار در سال 18ق در زمان خلافت عمر مسلمان شد و اين در حالى بود كه عمر به بيتالمقدس رفته بود.
وقتى خليفه درآنجا با كعبالاحبار روبهرو شد، از مسلمان شدن او خوشحال گرديد و به او گفت: آيا ميل دارى كه با من به مدينهبيايى تا قبر پيامبر«صلىالله عليه و آله و سلم» را زيارت كنى و از زيارت او لذت ببرى؟
او گفت: آرى يا اميرالمؤمنينچنين خواهم كرد.
كعبالاحبار به مدينه سفر كرد و به زودى موقعيت ويژهاى يافت.
او با تكيه بر كتابهاى قديمى كه در اختيار داشت، مطالب خود را بيان مىكرد و عمر به سخنان او گوش مىداد و مردم را در شنيدن سخنان او آزاد گذاشته بود و مردمسخنان او را مىشنيدند و براى همديگر نقل مىكردند.
كعب مدعى بود كه همه چيز در تورات مكتوب است.
يك وجب از زمين نيست كه در تورات از آن ياد نشده باشد و هرچيزى كه تا قيامت اتفاق مىافتد در تورات آمده است.
روزى كعبالاحبار در مجلس عمر راجع به عرش سخنى گفت و اظهار داشت كه خداوند پيش از خلقت، در صخرهاىاز بيتالمقدس قرار داشت!
على«عليهالسلام» كه درآن مجلس حاضر بود، به عنوان اعتراض مجلس را ترك كرد.
خليفه او را قسم داد كه برگردد و امام برگشت و سخن او را رد كرد.
ابن ابىالحديد نقل مىكند كه على«عليهالسلام» همواره مىگفت: كعبالاحبار كذاب است




نقل قول

