مثل نخ و سوزن به جان هم می افتند!
علامه طباطبایی میفرماید :
در روز قیامت ،
مستكبرین به مستضعفین میگویند:
اگر شما زنده باد نمیگفتید و ما رادر کارهایمان تشویق نمی کردید و در جایی که باید بر علیه ما قیام می کردید و سکوت نمی کردید ،
ما بالا نمی آمدیم و به کارهایمان ادامه نمی دادیم ،
مستضعفین نیز می گویند :
اگر شما راه کج را نمی رفتید،
انحراف را طی نمی کردید ،
ما به دنبال شما نمی آمدیم و بیچاره نمی شدیم .12
خلاصه هر دو گروه مانند سوزن و نخ با هم دعوا میكنند؛
نخ به سوزن میگوید :
اگر تو نمیرفتی من به دنبال تو نمی آمدم،
سوزن هم می گوید :
اگر تو به من بند نمی شدی ومرا همراهی نمی کردی ،
سوزن خالی را كسی به این طرف و آن طرف حركت نمیداد .
در آن موقع است که مستضعفین میگویند :
خدایا عذاب این مهرههای درشت و مستکبرین را چندین برابر حساب کن :
« رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَیْنِ مِنْ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِیرًا »13
خدا در پاسخ می فرماید :
ساکت شوید ! شما نیز گناهکار هستید ؛
« لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَلَكِنْ » 14
عذاب شما هم زیاد است ،
چرا که رهبرو راهنمای هر گروهی با تعریف و تمجید پیروان خود ،
بالا می رود و به اعمال خود ادامه می دهد .
خودتان خواستید، اجباری نبود!
عدهای از مستضعفین به مستكبرین می گویند :
« لَوْلَا أَنْتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِینَ »15
اگر شما نمیبودید
، ما مؤمن میشدیم و حق را پیدا می كردیم
، مستکبرین در پاسخ خواهند گفت :
« بَلْ لَمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِینَ
خودتان مایه نداشتید ،
خودتان خواستید وما را تشویق کردید ،
شما بودید که به ما نیروی حرکت می دادید وما را پشتیبانی می کردید ،
اجباری در کار نبود .
کمی به خود آییم وارزش و مقام خود را بیشتر بشناسیم و از عمرمان بهترین استفاده را ببریم و بدانیم که لحظه لحظه عمر ما در حال سپری شدن است و باز نخواهد گشت .

پی نوشت ها :
1- عصر / 2
2- بقره / 16
3- همان / 27
4- زمر /15
5- کهف /103
6- همان / 104
7- بقره / 261
8- بحار الانوار / ج 35 / ص 554
9- توبه / 72
10- تغابن / 9
11- زمر / 47
12- المیزان /علامه طباطبایی / ذیل آیه 68 احزاب
13- احزاب / 68
14- اعراف / 38
15- سباء / 31
16- صافات / 29