4. اقدام به كار
آیا همه كارها نیاز به انگیزه دارد؟ آیا نمی توان كاری را بدون انگیزه آغاز كرد؟ اشخاص اهمال كار همیشه توجیه می كنند كه اكنون انگیزه ای برای اقدام به كار ندارم و حال آن كه آن ها توجه ندارند كه انگیزه خود به خود هرگز از راه نمی رسد. برای پیدایش انگیزه و شدت آن، باید شروع به كار كرد. افراد موفّق خوب می دانند كه كار، مقدّم بر انگیزه است.. وقتی كار را شروع كنید، می بینید، آن قدر هم كه فكر می كردید وحشتناك نیست، احساس می كنید كه به انجامش راغب هستید.
5. توجه به توانایی ها و موفقیت های خود
اگر فرد به توانایی های خود توجه داشته باشد، به آن ها ارج بنهد و باور داشته باشد كه دیگران نیز برایش ارزش قایلند، تصوری مثبت از خود و كارش پیدا می كند. وضعیت هركس نتیجه تجارت و اندوخته های گذشته اوست. بزرگ ترین نیروی انگیز ه بخش در جهان، احساس شور و هیجان و رضایت از كاری است كه انجام می دهید. اگر احساس كنید كه مثبت هستید و كاری مثبت انجام می دهید، برای كار بیش تر تشویق می شوید.
6. منطقی اندیشیدن و پیش بینی كردن مشكلات
هر كاری را كه می خواهید شروع كنید، باید از پیش، خود را برای مواجه شدن با برخی مشكلات آماده سازید. احتمال بروز مشكلات كاملاً طبیعی و منطقی است. ترك كردن كاری به دلیل احتمال مواجهه با مشكل، در واقع، از دست دادن منافع و مزایای آن كار است. با چنین تفكری، انسان هرگز موفق به انجام كار نمی شود و در نتیجه، با اهمال كاری مواجه می گردد.
هر كاری با یك ناراحتی موقت همراه است كه در صورت استمرار، آن نیز عادی می شود، امّا به تعویق انداختن كار، رنجی دو چندان در پی دارد.
7. نحوه بیان تكلیف
مسامحه كارها معمولاً به خود می گویند: «باید این كار را انجام بدهم.» عبارت های «باید دار» معمولاً مؤثر نیستند؛ زیرا احساسی از گناه تولید می كنند و در نتیجه، شرایطی فراهم می سازند كه از انجام آن خودداری می نمایند. گاهی اوقات هرچه بیش تر به خود بگوییم كه باید كاری صورت دهیم، انجامش به همان اندازه دشوار می شود. طرز بیان و كیفیت ادای مطالب می تواند در بهبود روحیه و خصوصیات روانی فرد نقش داشته باشد؛ مثلاً به جای این جمله «من باید بیش تر كار كنم» بهتر است بگوید: «اگر بیش تر كار كنم، نتایج بهتری به دست خواهم آورد».
