همچنین از آن اسباب استفاده نمود و حرکت کرد تا به بین دو سدی رسید که در آنجا جماعتی بودند که از تمدن و انسانیت بهره ای نداشته و گفتاری را به هیچ وجه تعقل نمی نمودند.
آن جماعت به ذوالقرنین گفتند: یأجوج و مأجوج در روی زمین فساد می کنند؛ آیا قبول می کنی که ما مخارج سدی را به تو بدهیم که بین ما و آن ها سد محکمی بنا کنی؟
او دنیا داری آخرت گرا، با قلمرویی گسترده و امکانات فراوان از سوی خداوند تعالی بود. نعمت های الهی را به شایستگی به کار می گرفت. او دادگستری برجسته و یاور ستمدیدگان و دشمن ستمگران، دعوت کننده به ایمان و عمل صالح و بازدارنده از زشتی و ستم و فرمانروایی در خدمت ارزشش های الهی بود
ذوالقرنین گفت: آنچه پروردگار من از اموال وعده به من داده، بسیار پسندیده و نیکوست؛ فقط شما با افراد و عدة خود به من کمک دهید تا من سدی محکم و استوار برای شما بکشم. شما قطعات بزرگ آهن را بیاورید و بین این دو کوه بچینید تا بر فراز دو کوه، این فرجه و شکاف را پر کند؛ و چون چنین کردند، گفت: اینک با دم های آهنگری قطعات آهن را داغ و تفته کنید و در این حال گفت: قطعات مس را ذوب نموده و در خلل و فرج قطعات آهن بریزند تا همة شکاف ها پر شود و یک سد محکم و یکپارچه تشکیل گردد و بین دو کوه کاملا مسدود شود.در این حال بود که دیگر یأجوج و مأجوج نتوانستند از فراز آن سد بیایند و آن قوم را آزار کنند، و نیز نتوانستند که آن سد را سوراخ کنند و به واسطة نقبی که در زیر آن ایجاد کنند، باز برای خود امکان رفت و آمد داشته باشند.