شهيدان راه عشق
اي جمال عشق و هستي حسن تابان شما
قبله آزادگي گلگشت بستان شما
با هزاران آفتاب آمد سپهر زندگي
آسمان تا آسمان قنديل ايوان شما
همنواي گردش گردون آواي ملك
نغمههاي عرشي مرغ غزلخوان شما
خندهاي جانبخش و شيرين است از مشكوي مهر
برق شكرخند مرواريد دندان شما
دل به سينه چون كبوتر ميتپيد و ميتپيد
چون كبوتر ميتپيد از بيم دستان شما
تا چهها در كار ايمان كرد خواهدان اي دريغ
اي دريغا عشوهي پيدا و پنهان شما
جلوهي جان است يا افسانه خرم بهشت
يا شكرخندي ز لعل شكرافشان شما
اي كدامين پرتو ديدار جان ز ايوان شهر
ز آينه گرداني صبح فروزان شما
بادهاي كز آن به گردش دور هستي آمدست
نشوهاي از نرگس مخمور فتان شما
تا بخندد زندگي در بزم دل از طاق مي
ميدمد هر دم به رخ گلهاي خندان شما
با دلي از دردها لبريز و بار دردها
دردهاي عالمي بر بوي درمان شما
با زبان روشن صبح و نواي ماهتاب
ميشنيدم نغمهي مرغ خوش الحان شما
خيره از اين سان تماشا را ندانم سوي كيست
اي تماشاگاه هستي چشم حيران شما
با چنين حسني فراز عرش استغنا كجاست؟
كي رسد دست نياز ما به دامان شما؟!
اي عجب گر خاطري مجموع ماندي اي عجب
با سر زلف گرهگير پريشان شما
اي شهيدان ره عشق اي عزيزان بسيج
مردم چشم هنر، جان من و جان شما
گرچه با خون شما سودا كند دور زمان
مي نخسبد هيچگه خون شهيدان شما
مهرداد اوستا




نقل قول
