از وجود مبارك رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ روايتي نقل شده كه فرمودهاند: «القرآن مأدُبة الله فتعلّموا مأدُبَته ما اسْتطعتم»[7] در اين روايت نوراني قرآن به عنوان «مأدبة الله» معرفي شده است. «مأدبه» به معناي مائده و سفره نيست بلكه غذاي پخته و آماده را مأدبه ميگويند. رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه به فرمودهي خداي سبحان بخل و ضنت ندارد و به فرمودهي خودش «أجود بني آدم» و بخشندهترين انسانهاست، همهي مردم را به قرآن كه غذاي آمادهي روح و «مأدبة الله» است دعوت كرده است. اگر قرآن سفرهي خالي ميبود، ميشد كه هر كس غذايش را بياورد و در اين سفره بخورد ولي اگر قرآن غذاي آماده است، نبايد انسان افكار و برداشتهاي علمي و يا بافتههاي خود را به همراه بياورد و به اسم قرآن استفاده كند. اگر كسي با عقايدي خاص بيايد به محضر قرآن، هرگز از آن بهرهأي نميبرد و با همان افكاري كه با خود آورده باز خواهد گشت.
مقصود از بيرنگ بودن ذهن
براي فهميدن قرآن و بهرهمندي از آن بايد «خالي الذهن» بود و با ذهن بيرنگ به محضر قرآن رفت. معناي اين سخن آن نيست كه يك مفسّر يا محقّق هيچ اصل موضوعي و هيچ برداشتي از انسان و جهان در ذهنش نباشد ـ چنانكه بعضي چنين خيال كردهاند ـ تا اينكه بگويند محال است ذهني خالي باشد. مقصود آن است كه انسان قصد تحميل دانش خود بر قرآن را نداشته باشد. اگر يك قاضي، از پيش نسبت به يكي از دو طرف منازعه گرايشي داشته باشد، در حكم وقضاي خود به انحراف ميرود و عقل انسان نيز كه در مسائل علمي، قاضي و حاكم است، اگر در مراجعهي خود به قرآن، به اصول موضوعهي رشتهي علمي خود و به يافتههاي درست يا نادرست خويش گرايش داشته باشد و بخواهد با مراجعه به قرآن، فقط يافتههاي خود را تأييد كند و حاضر نباشد خطاهاي خود را اصلاح كند، چگونه ميتواند فهم درستي از آيات داشته باشد؟
البتّه همانطوركه اشاره شد، قرآن كريم با مسائل مسلّم عقلي مطابق است و هميشه انسانها را دعوت به تعقل و درست انديشي ميكند و با پيشرفت علوم عقلي ، معارف اصول قرآني نيز بهتر ظهور دارد و انسان از قرآن بهتر بهرهبرداري ميكند ولي تحميل نكات ادبي يا فقهي يا كلامي يا فلسفي و يا عرفاني بر قرآنْ كار درستي نيست و سر از «تفسير به رأي» در ميآورد كه پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود خداي سبحان ميفرمايد «ما آمن بي من فسّر برأيه كلامي»[8] ايمان به من نياورده كسي كه كلام مرا به رأي و نظر خود تفسير كند.
در علوم تجربي اگر فرضيّهأي با پيشرفت علم، صحيح شناخته شد و تثبيت گرديد و انسان به آيهأي كه مربوط به جهان طبيعت است برخورد كرد، ميتوان گفت كه شايد نظر قرآن همين مطلب باشد. امّا نميتوان آن را به طور انحصار، به قرآن نسبت قطعي داد و اگر كسي هر سخن نارواي علمي را به قرآن نسبت دهد، از آنجا كه قرآن كريم، عزيز و نفوذ ناپذير است وهيچ بطلاني در آن راه ندارد، تحميل پذير هم نيست و در آيندهأي نه چندان دور، بطلان آن سخن، و نزاهت خود را از آن، براي همگان آشكار ميسازد.
البته اصول مبرهن هر كسي ناخودآگاه تأثيري در كيفيت استفادهي وي از ظواهر آيات قرآني دارد ولي سلطهي بر ذهن، استيلاي بر خاطرهها و فرض تخليه ذهن از پيش داوريها در صورت امكانْ سهم مؤثّري در استماع راستين و دريافت اصيل پيام قرآني دارد، و چنين كاري گرچه دشوار است ليكن، به دليل تحوّل فكري كه در برخي از صاحبان مكاتب مادي بعد از تدبر در قرآن پديد آمده ممكن است.
***********************
[1] ـ سورهي نكبوت، آيهي 43.
[2] ـ سورهي سباء، آيهي 6.
[3] ـ سورهي آل عمران، آيهي 7.
[4] ـ سورهي بقره، آيهي 269.
[5] ـ نهج البلاغه، حكمت 147.
[6] ـ سورهي فصّلت، آيهي 42.
[7] ـ بحار، ج 89، ص 19.
[8] ـ بحار، ج 2، ص 279، ح 17.
آيت الله جوادي آملي - قرآن در قرآن