اقبال لاهوری و قرآن خواندن
اقبال لاهوری در دوران کودکی هر روز صبح و عصر به قرائت قرآن مشغول می شد. پدرش هر روز صبح از او می پرسید: چه می خوانی؟
اقبال در جواب می گفت: قرآن می خوانم.
سه سال بر این منوال گذشت تا اینکه روزی اقبال از پدرش پرسید: شما هر روز از من فقط یک سؤال می پرسی و من نیز فقط یک جواب می دهم. منظور شما چیست؟
قرآن، دو کار اساسی نسبت به انسانها بر عهده دارد:نخست آنها را از هرگونه بیماری، عیب، ظلمت و نارساییهای فکری، اخلاقی و عملی پاک میسازد؛ سپس برای جوانه زدن شکوفههایِ فضایل انسانی، آنها را به سوی ارزشها و صفات پسندیده و خداگونه هدایت و تربیت میکند
پدرش گفت: می خواهم که به قرآن کریم تمایل پیدا کنی. می خواهم بدانم که قرائت قرآن چگونه در تو تأثیر می کند. ای فرزندم قرآن را آنگونه بخوان که گویا بر تو نازل شده است. اقبال می گوید: از آن روز به بعد خواندن جدیدی از قرآن را با قلب و حواس و فکرم و با تمام توان و نیرویی که داشتم، شروع نمودم تا این که احساس کردم که آدم دیگری شده ام. فهم و درکم از زندگی غیر از آنچه بود که قبلاً درک کرده بودم. در حقیقت قرآن، زمانی بخشی از خود را در اختیار شما می گذارد که شما تمام وجود خود را در اختیار آن گذاشته باشید.
نقش قرآن چون در این عالم نشست
نقش های پاپ و کاهن را شکست
فاش گویم آنچه در دل مضمر است
این کتابی نیست، چیز دیگر است
چون به جان در رفت، جان دیگر شود
جان که دیگر شد، جهان دیگر شود
همچو حق پنهان و هم پیداست این
زنده و پاینده و گویاست این
اندر او تدبیرهای غرب و شرق
قدرت اندیشه پیدا کن چو برق