چرا امشب سحرگاهى ندارد
چرا اين دل دگر آهى ندارد
چه كس گفته كه روى ماه رويان
وصال دور و جانكاهى ندارد
چه كس گفته كه آن ماهى ندارد
منم آنكس كه غرق بحر هجر است
شب هجران چه تاريك است و دلگير
چرا اين آسمان ماهى ندارد
تو گويى رستن از چنگ تو اى غم
به شادى لحظه اى راهى ندارد
و يا راه رسيدن تا به معشوق
خس و خاشاك يا چاهى ندارد
نبايد كرد شكوه از غم و درد
جز اين گاهى دلم راهى ندارد






نقل قول
