در كتاب آيين وهابيت نوشته استاد جعفر سبحانی آمده است كه:
عمر خطاب به عموي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ توسل مي جست و از خدا مي خواست باران ببارد و خدا باران مي فرستاد آيا با توجه به ماهيت عمر در غصب حق حضرت علي ـ عليه السلام ـ و درگيري با حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ چطور خداوند دعاي او را مستجاب مي كرد و اين باعث پيروي و وفادار ماندن جماعت اهل سنت تا قيامت به او نمي شود؟
پاسخ:
نکته اول:
من کتاب آیین وهابیت را که نگاه کردم اصل داستان به این قرار بود:
در كتاب آيين وهابيت آمده است كه: «و استسقي عمر بن الخطاب بالعباس عام الرماده إشتد القحط فسقاهم الله تعالي به و اخصبت الارض. فقال عمر هذا: و الله الوسيله الي الله و المكان منه.
در سال رماد وقتي قحطي به اوج رسيد، عمر بوسيله عباس طلب باران نمود، خداوند به وسيله او آنان را سيراب كرد و زمين ها سر سبز گرديد، پس عمر رو به مردم كرد و گفت به خدا سوگند: عباس وسيله ماست به سوي خدا و مقامي نزد خدا دارد».(، آیین وهابیت، موسسه دار القرآن الکریم، 1364، ص 155)
در ادامه عمر خطّاب چنين مي گويد:
«اي مردم، پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به عباس از ديده پدري مي نگريست از او پيروي كنيد و او را وسيله خود به سوي خدا قرار دهيد».( آیین وهابیت، موسسه دار القرآن کریم، تابستان 1364، ص 156)
پس,عمر برای این که باران ببارد به عباس عموی پیامبر متوسل شد نه این که خودش دعا کرد برای باران
نکته دوم:
البته نویسنده کتاب آیین وهابیت این مطلب را در رد عقیده وهابیت آورده چون که آن ها معتقدند توسل به غیر خدا موجب شرک است
نکته سوم:
حالا ما فرض را بر این می گذاریم که با دعای عمر بوده که باران باریده است ,اما این مساله هرگز دلیل بر حقانیت عمر نمی شد چرا که گاهی اوقات خدا دعای کافران را هم مستجاب می کند و این استجابت دعای کفار به علت این است که رحمت خدا بر همه بندگان گسترده می باشد
وَ رَحْمَتي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ(اعراف آیه 156) و رحمتم همه چيز را فراگرفته
که رحمت واسعه خدا در این آیه ممكن است اشاره به نعمتها و بركات دنيوى باشد كه شامل حال تمام بندگان می شود و همه بندگان از آن بهرمند می شوند

نقل قول
