


رفتن دلیل نبودن نیست
من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم
که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .
*آیه های انتظار* (11-06-2012), قیام (08-06-2012), مدير اجرايي (08-06-2012), نرگس منتظر (08-06-2012), شهیده (11-06-2012)
موضوعات تصادفی این انجمن:
- *** بن بست آسمانی ***
- تصاویر شهید سید مرتضی آوینی
- شهادت استاد خلبان رضوان قره داغی با ۱۷ ترکش...
- همزمان با سالروز ورود آزادگان سرافراز به...
- هفت سین اسارت
- نامه منتشرنشده حاج قاسم برای کتاب «من...
- وقتی دوربین عراقیها باعث شهرتمان شد
- خانواده شهدا؛از رویا تا واقعیت
- مراسم تشییع یک شهید گمنام در پادگان ۰۱ ارتش...
- اسامی شهدای غیرنظامی ارامنه در جنگ ایران و...

من که نتونستم عنوان بذارم...
یَومٌ عَلی صَدر المصطفی...
حسین جان ، روزی جات رو سینه ی پیغمبر بود...
*آیه های انتظار* (11-06-2012), مدير اجرايي (08-06-2012), نرگس منتظر (26-06-2012), شهیده (11-06-2012)






| ❤ |
عشق یعنی استخوان و یک پلاک ...
سالها تنهای تنها زیر خاک ....
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
*آیه های انتظار* (11-06-2012), مدير اجرايي (08-06-2012), نرگس منتظر (26-06-2012), شهیده (11-06-2012)





| ❤ |
اللهم تقبل منا هذا القربان
*آیه های انتظار* (11-06-2012), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (09-06-2012), نرگس منتظر (26-06-2012), شهیده (11-06-2012)




چی میشه گفت با دیدن این عکس
فقط میتونیم بگیم
برا مون دعا کنین
تا شرمنده تون نشیم
*آیه های انتظار* (11-06-2012), مدير اجرايي (26-08-2012), نرگس منتظر (26-06-2012)






| ❤ |
دیدن یک عکس منقلبم کرد.یادم هست جایی شعری خواندم که بیت اخرش این بودخبر آوردند؛برای پیرمرد که پسرت برگشته؛گفتند برگشته ولی نگفتند شهید ,گفتند شهید ولی نگفتند... ,ولی نگفتند...
این شعر داغ زده به دلم تا نوشته شد
این بیت ها مرا به چه رنجی که وا نداشت
این داستان و این عکس هم مرا به چه رنجی که وا نداشت
پیرمرد سالها را یادش رفته بود از بس که عکس پسر را نگاه میکرد///میترسید؛پیرمرد میترسید که چهره ی پسرش را روزگار از یادش ببرد
خبر که آمد،پیرمرد کمر راست کرد؛دلش که هزار راه رفته بود ؛با آمدن خبر برگشت ؛کمر راست کرد لباس های خوبش را از کمد بیرون آورد//خدایا پسرم برگشته؛خدایا شهید شده درست؛لااقل چهره اش را میبینم و میمیرم؛خدایا شکر قد و بالای پسرم را دوباره میبینم؛خدایا مادرش که دق کرد؛خوش به حال من پسرم را میبینم و میمیرم
پیرمرد زیر لب ترانه ی لالایی میخواند شاید به یاد زنش بود ؛ و لالایی زن برای پسرش؛وقتی از تنهایی میگفت و غربت
پیرمرد عصا را محکم به زمین میکوبید و میرفت تا به جمعیت رسید ؛جمعیت همه عقب نشستند؛درتابوت بسته بود،پیرمرد دلش هوای لب پسرش را کرد؛هوای قد پسرش را کرد،دلش خواست صورت پسر را ببوسدو بمیرد
درتابوت را که برداشتند؛کمرش شکست؛چشمش تازه بعد از بیست سال تر شد؛حالا رفتن پسر را باور کرد؛خواست لب پسر را ببوسد نشد؛خواست قد و بالای پسر را ببیند و حظ کند ؛نشد؛خواست آغوشش کشد نشد,خواست گریه کند؛بخندد؛داد بزند نشد که نشد که نشد
همانجا پای تابوت نشست ؛به چشم بی چشم پسر چشم دوخت،حرف زد ؛درد و دل کرد،حرف زد؛گریه کرد,گریه کرد,گربه کرد؛ای پسر بی رحم؛ پسر ناسپاس کوچک که بودی گریه میکردی من از جا بلند میشدم و بغلت میکردم,ناسپاس بلند شو گریه های غربت بیست ساله ی بابا را در آغوش بگیر؛تو که برای من میمردی,
بی فایده بود,از پسر اثری نبود؛پیرمرد چشمش را بست چشمش ترشد؛سفید شد؛سرخ شد؛رنگ خون،مردی را دید که پسرش اربا اربا شده؛پسر غرق خون بود؛پدر کمر شکسته و نالان ,دنبال لب پسر میشگت برای آخرین بوسه ,اما پیدا نمیکرد؛حسین بود و دنیای بعد از علی اکبر؛
پیرمرد همانجا ماند؛خجالت کشید؛از حسین خجالت کشید؛ چشمش را باز کرد,به زحمت برخاست ؛محکم ایستاد ؛سر پسر را بوسیدو گفت؛فدای یک تار موی علی اکبر؛
حرف آخر این داستان این که شهدا شرمنده ایم
منبع : وبلاگ قدم رنجه
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
مولاتی یا فاطمه الزهرا(س) (26-08-2012), مدير اجرايي (26-08-2012), نرگس منتظر (26-08-2012)



| ❤ |
من و تنهایی
تو و شیدایی
خواستم بر دامنم بگذارمت اما نشد
خواستم از خاک بر دارمت اما نشد
این تن صد پاره را همیاری یک بوسه نیست
خواستم بی بوسه بسپارمت اما نشد
مدير اجرايي (26-08-2012), نرگس منتظر (27-08-2012)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)