از اين خلع و لبس تكوينى، كه بنيان تشريع عبادات و مناسك است، در مراتب گوناگون، تعبيرهاى مختلف آورده اند، چنانكه از اين حقيقت در جايى به توبه و انابه تعبير كرده اند. بدين معنا كه توبه با حقيقت خلع ارتباط پيدا مى كند و انابه با حقيقت لبس.
يا به صورت استعاذه و بِسْمله تعبير كرده اند، بدين معنا كه در آغاز نماز از دست شيطان به خدا پناه مى بريم و سپس با گفتن بسم اللّه به ساحت الهى پناهنده مى شويم. استعاذه با خلع و بسم اللّه با لبس ارتباط دارد.
از اين مسأله به زكات تكوينى و صلات تكوينى تعبير مى كنند؛ يعنى هر عبادتى اگر مظهر خلع است، زكات تكوينى است و اگر مظهر لبس است صلات تكوينى است. از ميان همه عبادات روزه به زكات تكوينى نزديكتر و نماز و حجّ به صلات تكوينى نزديكتر است.
اهمّيّت روزه آن اندازه است كه در حديث قدسى معروفى آمده: كه هر نكويى كه آدمى انجام مى دهد، دهها برابر آن جزا داده مى شود و اين جزا بيش از هفتصد برابر اصل عبادت ارتقاء پيدا نمى كند. مگر روزه كه روزه از من است و حدّى براى آن نيست و من به آن جزا مى دهم.[2] برخى هم انتهاى اين روايت را چنين قرائت كرده اند كه: «الصّومُ لى و اَنا اُجْزى به» روزه از آن من است و من خود جزاى آن هستم.
ادامه دارد ...