تنبلی، عامل فقر
همان گونه که کار و تلاش عاملی اصلی دارایی و ثروت در همه زمینه های کمالی، مادی و معنوی و دنیوی و اخروی است، تنبلی عامل اصلی فقر و نداری در همه این عرصه ها و حوزه هاست. کسی که تلاش می کند، به مقامات کمالی می رسد و از نواقص وجودی و عیوب رهایی می یابد. در زندگی با تلاش و کوشش به ثروت و دارایی می رسد و در دنیا علم و دانش کسب می کند و راه های بهره گیری از هر چیز و وسیله ای را می آموزد و از آن برای امنیت و آسایش خویش سود می برد.
اما کسی که راه تنبلی و تکاسل را در پیش می گیرد جز فقر چیزی را درو نمی کند و درخرمنگاه خویش جز حسرت گرد نمی آورد. امیرمؤمنان علی(ع) می فرماید: ان الاشیاء لما ازدوجت ازدوج الکسل و العجز فنتجا بینهما الفقر؛ هنگامی که موجودات جفت شدند تنبلی با ناتوانی با هم جفت و زوج شدند که فرزند آن ها فقر است. (کافی، ج۵، ص ۸۶)
اگر کسی به جایی رسید و چیزی از دنیا و آخرت از کمال و کمالیات به دست آورد، تنها از راه تلاش و مجاهدت و ترک تنبلی و راحت جویی بوده است. از امام باقر(ع) روایت است که فرمود: ایاک و التوانی فیما عذر لک فیه؛ از سستی و تنبلی در کارهایی که در ترک آن عذری نداری بپرهیز که انسان با تنبلی به جایی نمی رسد. (بحارالانوار، ج۷۸، ص ۱۶۴)در روایت است که یکی از اصحاب رسول اکرم(ص) زندگی اش بسیار سخت می شود و به تهی دستی گرفتار می آید، به اندازه ای که همسرش گفت: ای کاش به حضور پیامبر(ص) می رفتی و از او چیزی می خواستی. آن شخص نزد پیامبر(ص) می رود ولی هنوز سخنی بر زبان نرانده بود که پیامبر(ص) فرمودند؛ من سالنا اعطیناه و من استغنی اغناه الله؛ هر کسی از ما چیزی بخواهد به او می دهیم ولی اگر بی نیازی جوید، خداوند او را بی نیاز سازد. صحابی با خود گفت: ما یعنی غیری؛ مقصود این سخن جز من کسی نیست. پس بی آن که درخواستی کند به خانه اش بازگشت و سخن پیامبر(ص) را به همسرش گفت. زن گفت: پیامبر(ص) نیز بشری چون ماست. نزد او برو و وضعیت خود را بیان کن.
صحابی دوباره به سوی پیامبر(ص) رفت و هنوز سخنی نگفته بود که آن حضرت دوباره همان جمله را تکرار کرد. صحابی دوباره بازگشت و سخن پیامبر(ص) را نقل کرد. زن دوباره او را وادار کرد تا نزد آن حضرت برود و درخواست خود را به طور مستقیم عرضه کند. اما چون بار سوم بازگشت بی آن که سخنی بگوید همان سخن را از پیامبر(ص) شنید.
صحابی تصمیم گرفت که دست از بی کاری و تنبلی بشوید و کاری را انجام دهد. از این رو به نزد همسایه ای رفت و تیشه ای را امانت گرفت و به سوی دشت رفت و مقداری خار و خاشاک گرد آورد و به مدینه برد و فروخت. از آن غذایی را خرید و به خانه برد. روزهای دیگر نیز چنین کرد تا آن که برای خود تیشه و دو شتر و غلامی خرید و این گونه ثروت مند شد. روزی خدمت پیامبر(ص) آمد و ماجرای کار و درآمد خود را به عرض پیامبر(ص) رسانید و این که سه بار نزدشان آمد تا درخواست کمکی نماید. پیامبر(ص) فرمودند: قلت لک من سالنا اعطیناه و من استغنی اغناه الله، من به تو گفته بودم که هر کسی از ما چیزی بخواهد به او می دهیم ولی اگر (از خلق) بی نیازی جوید، خداوند او را بی نیاز سازد. (اصول کافی، ج۳، ص ۲۰۸)
خداوند در قرآن می فرماید که برای انسان چیزی جز سعی و تلاش نیست: لیس للانسان الا ما سعی (سوره نجم آیه ۳۹) بنابراین هر چه انسان دارد همان عمل و کارش است.
نابرده رنج گنج میسر نمی شود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
پیامبر اکرم(ص) عامل عصیان پروردگار را شش خصلت از جمله تنبلی برمی شمارد و می فرماید: اول ما عصی الله تبارک و تعالی بست خصال: حب الدنیا و حب الرئاسه و حب الطعام و حب النساء و حب النوم و حب الراحه ؛ اولین بار که خداوند تبارک و تعالی را نافرمانی کردند، به سبب شش خصلت بود که عبارت از دوست داشتن دنیا و ریاست و غذا و زن و خواب و آسایش و رفاه طلبی بود.(وسایل الشیعه، ج۱۱، ص ۹۶۲)
قرآن نسبت به تنبلی افراد در مواردی چون جهاد و نماز و برخی از اعمال عبادی دیگر توجه داده است. از نظر قرآن ریشه تنبلی در اموری چون جهاد و اعمال و تکالیف سخت و دشوار را می بایست در شک و تردیدی دانست که آنان نسبت به خدا و دین دارند. فقدان ایمان کامل موجب می شود تا شخص نسبت به تکالیف سخت و دشوار واکنش مثبتی نشان ندهد و با برخورد سرد خود، آن را به کناری نهد؛ زیرا کسانی که به خدا و آخرت ایمان دارند، می کوشند تا به آموزه های دستوری خدا و قرآن و پیامبران عمل کنند. شک و تردید در خدا و یا آخرت موجب می شود تا تکاهل و تسامح و تنبلی را پیشه خود قرار دهد و با جان و مال به دفاع از دین خدا و آموزه های آن نپردازد.(توبه آیه ۵۴ و ۶۴)