معرفت و پارسایی
زهد و پارسایی از ویژگیهای برجستة یاران ائمه((ع)) میباشد. معرفت، هنگامی پیروی از امام را به دنبال دارد که آمیخته به حب دنیا نباشد. از این رو، منتظران واقعی کسانی هستند که در سایة کسب معرفت، نفس خویش را از دنیازدگی خالص میکنند.یاران امام حسین(ع) انسانهایی بودند که دل بستگی به دنیا و فرزند و مال را کنار گذاشته و همه را، همراه جان خویش تقدیم امام نمودند.
__________________________________________________ __________
هنگامی که اباعبدالله(ع) به فرزندان عقیل فرمود: «... شهادت مسلم، خانوادة شما را بس است. من به شما رخصت میدهم که به سوی خانههای خود بروید»، فرزندان عقیل در پاسخ امام گفتند: «آیا به مردم بگوییم امام و رهبر و بزرگ خود را در میان دشمنان تنها گذاردیم و از او دفاع نکردیم؟ سوگند به خدا، چنین نخواهیم کرد؛ بلکه جان و مال خود را فدای تو خواهیم نمود».
__________________________________________________ __________
در مقابل نیز، کسانی را میبینیم که در اثر دلبستگی به دنیا و با وجود معرفت به حقانیت امام، حاضر به پیروی از ایشان نیستند. یکی از این اشخاص، عبیداللهبن حر جعفی است. او کسی بود که کاروان امام حسین(ع) در مسیر خود با او برخورد کرد. امام با او به گفتوگو نشست و او را به همراهی خود، فراخواند؛ اما عبیدالله در جواب گفت: «به خدا سوگند؛ میدانم که هر که شما را دنبال کند، در آخرت، سعید و خوشبخت خواهد شد...، اما این طرح و نقشه را بر من تحمیل مکن؛ زیرا نفس من بر مرگ آمادگی ندارد».
______________________________________
مردم کوفه نیز که با امام بیعت کرده بودند و به ایشان قول همکاری داده بودند، به جهت دلبستگی به دنیا، به ایشان خیانت کردند. چنانچه در تاریخ، نقل شده است که امام از چند تن از اهالی کوفه ـ که پس از شهادت مسلم، به ایشان پیوسته بودند ـ دربارة رأی و نظر مردم کوفه پرسیدند و آن چند نفر در پاسخ گفتند: «در بین اشراف، رشوههای بزرگ رد و بدل میشود و اگر چه دلهای سایر مردم با شماست، اما شمشیرهایشان علیه شما آماده گشته است».
______________________________________
آنگاه حضرت اباعبدالله(ع) فرمود: «الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی ألسنتهم؛ مردم، بندة دنیا هستند و دین، لقلقة زبان آنهاست».در هنگامة ظهور نیز کسانی که به ظاهر، منتظر امام(ع) بودهاند، از ایشان جدا میشوند. چنانچه امام صادق(ع) در اینباره میفرمایند: «إذا خَرَجَ القائم خَرَجَ مِن هَذا الأمر من کان یری من أهله... ؛ هنگامی که قائم(ع) قیام کند، کسانی که به نظر میرسید از یاران او باشند، از امر (ولایت) بیرون میروند...».