دل نوشته شهيد دكتر چمران در عمليات سوسنگرد:
احساس مي كردم كه عاشوراست/ به خون نهيب زدم: آرام باش!
نويد شاهد: احساس ميكردم كه عاشوراست، و در ركاب حسين(ع) ميجنگم، و هيچ قدرتي قادر نيست كه مرا از مبارزه باز دارد، مرگ، دوست و آشناي هميشگي من، در كنارم بود و راستي كه از مصاحبتش لذت ميبردم. احساس ميكردم كه حسين(ع) مرا به جنگ كفّار فرستاده و از پشت سر مراقب من است...
![]()
به گزارش خبرنگار نويد شاهد دل نوشته سردار رشيد اسلام شهيد دكتر چمران فرمانده جنگ هاي نامنظم در عمليات سوسنگرد عنوان مي شود:
شب تاسوعا بود و تصور عاشورا؛ و لشكريان يزيد كه مرا محاصره كرده بودند و ديوار آهنين تانك ها اطراف مرا سد كرده و آتشبار شديد آنها مرا مي كوبيد و هجوم كه مرا قطعه قطعه كنند و به خاك بيندازند...
ومن تصميم گرفته بودم كه پيروزي حتمي ايمان را بر آهن به ثبوت برسانم، و برتري قاطع خون را بر آتش نشان دهم، و برّندگي اسلحه شهادت را در ميان سيل دشمنان بنمايانم، و ذلت و زبوني صدها كماندوي صدام يزيدي را عملا ثابت كنم.
احساس ميكردم كه عاشوراست، و در ركاب حسين(ع) ميجنگم، و هيچ قدرتي قادر نيست كه مرا از مبارزه باز دارد، مرگ، دوست و آشناي هميشگي من، در كنارم بود و راستي كه از مصاحبتش لذت ميبردم. احساس ميكردم كه حسين(ع) مرا به جنگ كفّار فرستاده و از پشت سر مراقب من است، حركات مرا ميبيند، سرعت عمل مرا تمجيد ميكند، فداكاري مرا ميستايد، و از زخمهاي خونين بدنم آگاهي دارد؛ و براستي كه زخم و درد در راه او و خداي او چقدر لذتبخش است.
با پاي مجروح خود راز و نياز ميكردم: اي پاي عزيزم، اي آنكه همه عمر وزن مرا تحمل كردهاي، و مرا از كوهها و بيابانها و راههاي دور گذراندهاي، اي پاي چابك و توانا، كه در همه مسابقات مرا پيروز كردهاي، اكنون كه ساعت آخر حيات من است از تو ميخواهم كه با جراحت و درد مدارا كني، مثل هميشه چابك و توانا باشي، و مرا در صحنه نبرد ذليل و خوار نكني…وبراستي كه پاي من، مرا لنگ نگذاشت، وهرچه خواستم و اراده كردم به سهولت انجام داد.
به خون نيز نهيب زدم: آرام باش، اين چنين به خارج جاري مشو، من اكنون با تو كار دارم و ميخواهم كه به وظيفهاي درست عمل كني…
رگبار گلوله ازچپ و راست همچنان ميباريد، ومن نيزمرتب جابجا ميشدم، و با رگبار گلوله از نزديك شدن آنها ممانعت ميكردم...
«پيروزي تاريخي سوسنگرد»
اين پيروزي بزرگ نتيجه قطعي يك همكاري و هماهنگي نزديك بين نيروهاي ارتشي و مردمي (سپاه و نيروهاي چريك) بود. هيچ يك به تنهايي قادرنبود كه چنين موفقيتي را تأمين كند. ارتش بدون نيروهاي مردمي، آن قدرت و جسارت حمله را نداشت، بخصوص آن كه نيروهايش كمتر از دشمن بود، و نيروهاي مردمي نيز بدون پشتيباني ارتش، و وجود توپخانه و هيبت تانكهاي ارتش در پشت، هيچكاري نميتوانستند انجام دهند، و بدون نتيجه متلاشي ميشدند. اين وحدت بين ارتش ومردم، كارآيي هر يك را چندين برابر ميكرد، و تجربهاي جديد را در جنگهاي كلاسيك و چريكي به دنيا ارائه ميداد.
پيروزي سوسنگرد، درسي عبرتآموز براي ملت ما و شكستي تعيينكننده براي دشمن بود.
منبع: مجمع پيشكسوتان جهاد و شهادت جبهه سوسنگرد




نقل قول
