شهید محمدرضا تورجی زاده
شهید محمدرضا تورجی زاده
*خادمه رقیه خاتون(س)* (12-08-2015), منتظرظهور یوسف زهرا(عج) (08-01-2013), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (12-08-2015), نرگس منتظر (10-01-2013), یاس بهشتی* خادمه باب الحوائج جواد الائمه (ع)* (09-01-2013), آستان جانان (08-01-2013), شهاب منتظر (24-08-2014)
موضوعات تصادفی این انجمن:
- شهادت تیمسار سرلشکر افشارطوس و اوج بدشانسی...
- روحانی نماها این جا نیایند
- مقام شهدا در قران و احادیث
- شهید علیاکبر صحرانورد
- زندگی نامه شهید * شهيد غلام رضا دبير *
- شهید سید محمود جعفری
- شهید حسن تقی خزابی
- نامه عاشقانه یک خلبان به همسرش
- زندگی نامه *شهید سید هادی مرقاتی خویی*
- زندگی نامه* شهيد عباس دوران*
شهید محمد رضا تورجی زاده در سال چهل و سه در شهر شهیدان اصفهان به دنیا آمد . در همان دوران کودکی عشق و ارادت به خاندان نبوت و امامت داشته و با شور وصف ناپذیر در مجالس عزا داری شرکت می نمود . در کودکی بسیار با وقار نظیف و تمیز بوده به گونه ای که در میان همگنان ممتاز بود.
ایشان دوران تحصیل را همراه با کار و همیاری در مغازه پدر آغاز نمود . پدرش به دلیل علایق مذهبی برای دوره ی راهنمایی به مدرسه ی مذهبی احمدیه ثبت نام نمود .
کلاس سوم راهنمایی شهید مقارن با قیام مردم قم شده بود که شهید با جمعی از دوستان هم کلاسی ،چند نوبت تظاهراتی در مدرسه تدارک دیده و از رفتن به کلاس خودداری کرده بودند . با اوج گرفتن انقلاب ، شهید با چند تن از دوستان فعالیت های سیاسی خود را در مسجد ذکر الله آغاز نمود و در تظاهرات ضد حکومت شرکت می نمود که چند بار مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفت . شب ها را شعار نویسی و چاپ عکس حضرت امام روی دیوار ها اقدام می نمود . با پیروزی انقلاب فعالیت های خود را در مسجد ذکر الله و حزب جمهوری اسلامی و دیگر پایگاه های انقلابی پیگیری نمود . وی که از فعالان مبارزه با گروهک های ضد انقلاب و بنی صدر بود بار ها مورد ضرب و شتم طرفداران بنی صدر و اعضای این گروهک ها قرار گرفت .
*خادمه رقیه خاتون(س)* (12-08-2015), منتظرظهور یوسف زهرا(عج) (08-01-2013), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (12-08-2015), نرگس منتظر (10-01-2013), یاس بهشتی* خادمه باب الحوائج جواد الائمه (ع)* (09-01-2013), آستان جانان (08-01-2013), شهاب منتظر (24-08-2014)
ایشان به شهید مظلوم بهشتی و آیت الله خامنه ای علاقه ی فراوانی داشتند .
شهید تورجی زاده مداحی و روضه خوانی را در دبیرستان هاتف با دعای کمیل آغاز کرد
شبهای جمعه در جمع دانش آموزان زیبا ترین مناجات را با خدای خویش داشت .
در سال شصت و یک به جبهه عزیمت نمود و در تیپ نجف اشرف به خدمت مشغول شد . و در عملایات های محرم والفجر ها و کربلا ها شرکت نمودند .پس از عزیمت به جبهه در جمع رزمندگان به مداحی و نوحه سرایی پرداخت و بسیاری از رزمندگان جذب نوای گرم و دلنشین او می شدند و در وصیت نامه های خود تقاضا داشتند در مراسم هفته ی آن ها ایشان دعای کمیل را بخوانند . این علاقه و تقاضا های رزمندگان بود که باعث شد ایشان هیئت گردان یازهرا را تاسیس کنند که هر دوشنبه در جبهه در محل گردان و در هنگام مرخصی در اصفهان برگذار می شد . که این هیئت بعد ها به هیئت محبان حضرت زهرا و هیئت رزمندگان اسلام شهر اصفهان تغییر نام داد.
*خادمه رقیه خاتون(س)* (12-08-2015), منتظرظهور یوسف زهرا(عج) (08-01-2013), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (12-08-2015), نرگس منتظر (10-01-2013), یاس بهشتی* خادمه باب الحوائج جواد الائمه (ع)* (09-01-2013), آستان جانان (08-01-2013), شهاب منتظر (24-08-2014)
شهید به حضرت زهرا سلام الله علیه علاقه ی وافری داشتند و در غالب مداحی هایشان از مصائب ایشان می خواندند . همچنین ایشان وصیت نمودند که بروی سنگ قبر ایشان بنویسند : یا زهرا
ایشان به نماز اول وقت اهمیت فراوانی می دادند . و قران کریم را بسیار تلاوت می نمودند . همیشه دو ساعت قبل از نماز صبح به راز و نیاز می پرداختند . صدای گریه های ایشان بعضا موجب بیدار شدن دیگران می شد . این عبادت و راز و نیاز با معبود تا طلوع آفتاب ادامه داشت .
ایشان در جبهه بار ها مجروح شدند به گونه ای که در میان دوستان به شهید زنده معروف شدند . و هر بار پیش از بهبودی کامل باز به جبهه عزیمت کردند .
سر انجام این مجاهد خستگی ناپذیر در پنجم اردیبهشت سال شصت و شش در ارتفاعات شهر بانه در استان کردستان در ساعت هفت و سی دقیقه صبح حین فرماندهی گردان یا زهرا در سنگر فرماندهی به شهادت رسیدند . جراهتی که موجب شهادت ایشان شد همچون حضرت زهرا بود : جراحاتی بر پهلو و بازو و ترکش ها یی مانند تازیانه بر کمر ایشان
*خادمه رقیه خاتون(س)* (12-08-2015), منتظرظهور یوسف زهرا(عج) (08-01-2013), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (12-08-2015), نرگس منتظر (10-01-2013), یاس بهشتی* خادمه باب الحوائج جواد الائمه (ع)* (09-01-2013), آستان جانان (08-01-2013), شهاب منتظر (24-08-2014)
محمد رضا تورجی زاده بسیار به زیارت امام رضا علاقه داشت. هر بار که فرصتی پیش می آمد به زیارت غریب الغربا می شتافت.
در زیارت هم اخلاق خاصی داشت که برگرفته از آداب زیارت بود. معمولا قدم ها را آهسته بر می داشت. در طی مسیر با کسی حرف نمی زد. با تمام وجود متوجه مولایش بود.
وقتی وارد می شد، یکباره به کنار ضریح نمی رفت. روز های اول را در صحن گوهرشاد می ماند و از همان جا زیارت می خواند. معمولا روزهای آخر به کنار ضریح می رفت و...
نوروز سال 1366 برای چندمین بار مجروح شد. برای مرخصی آمده بود اصفهان. با چند نفر از دوستان راهی مشهد شد اما این بار فرق می کرد، گریه امانش نمی داد. تمام دوستانی که با هم بودند همگی شهید شده بودند.
محمدرضا احساس می کرد که قافله رفته و او جامانده است. برای همین به امام رضا عرض کرد: آقاجان این بار به کنار ضریح نمی آیم! خودتان به من اذن دخول و برات شهادت را بدهید.
این اواخر نمازها و سوز و دعای او تغییر کرده بود، به همه ی وجودش خداوند را صدا می زد. هنوز چند روزی از حضور ما در مشهد نگذشته بود که دیدم محمد رضا به کنار ضریح آمده و عاشقانه مشغول صحبت با مولای خود است. تعجب کردم. او که گفته بود... نکند که...!
به هر حال آن شب با او صحبت کردیم. معلوم شد که هم برات شهادتش را گرفته هم اذن دخول به حرم را !
آخرین باری که به کنار حرم آمد یک پارچه را تبرک کرد. فهمیدم برای خودش کفن خریده. بعد لباس سبز سپاه را هم که همراهش بود متبرک کرد.
وقتی به اصفهان رسیدیم برای آخرین بار به گلستان شهدا رفت، در کنار مزار دوست عزیزش {برادر دینی اش} سید رحمان هاشمی ، یک قبر خالی وجود داشت، گفت : «اینجا را برای من نگه دارید!»
مدتی بعد و در جریان عملیات کربلای 10 به همراه دیگر رزمندگان گردان یازهرا(سلام الله علیه) به ارتفاعات منطقه ی بانه رفتند. در آنجا مهمترین محور عملیاتی به محمد رضا و نیروهای تحت امر او واگذار شد.
آنها به خوبی منطقه را پاکسازی کردند. در جریان همین عملیات بود که سردار شهید تورجی زاده به یاران شهیدش پیوست.
اللهم ارزقنا...
ـــــــــــــــــــــ
از: کتاب کبوتران حرم از کتاب یازهرا(سلام الله علیه)
*خادمه رقیه خاتون(س)* (12-08-2015), منتظرظهور یوسف زهرا(عج) (08-01-2013), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (12-08-2015), نرگس منتظر (10-01-2013), یاس بهشتی* خادمه باب الحوائج جواد الائمه (ع)* (09-01-2013), آستان جانان (08-01-2013), شهاب منتظر (24-08-2014)
من کلاس اول دبستان بودم. محمد کلاس چهارم. دبستان حسینی در کنار مدرسه صدر خواجو قرار داشت.
مدرسه از صبح تا ساعت 12 ظهر دایر بود. بعد یک ساعت وقت ناهار و استراحت داشتیم. بعد هم زنگ آخر برقرار می شد.
مدتی از آغاز سال تحصیلی گذشت. در بین بچه ها محمد به عنوان یک بچه بسیار مذهبی و درسخوان شناخته شده بود. بیشتر بچه ها بعد از ناهار در گوشه سالن، نمازشان را می خواندند.
یک روز محمد پیشنهاد کرد برای نماز به مدرسه صدر برویم. آنجا مسجد دارد. لااقل نمازمان را به جماعت می خوانیم. ظهر بعد از ناهار با بیست نفر از بچه های مدرسه حرکت کردیم.
خادم مسجد خیلی تاکید داشت که بچه ها شلوغ نکنند. محمد گفت: من مواظب بچه ها هستم!
محمد یکی از بچه ها را به عنوان پیش نماز قرار داد. خودش هم در کناری ایستاد و مواظب بچه ها بود. بعد از آن هررزو نماز بچه ها به جماعت برگزار می شد. برای مردم جالب بود؛ یک پسر بچه چهارم دبستانی بقیه بچه ها را مدیریت می کرد!
در حیاط مدرسه ایستاده بودم، بچه های کلاس پنجم محمد را به هم نشان می دادند. می گفتند: او سردسته بچه های مومن مدرسه است. همه بچه ها محمد را به خاطر اخلاق و رفتارش دوست داشتند.
*خادمه رقیه خاتون(س)* (12-08-2015), منتظرظهور یوسف زهرا(عج) (08-01-2013), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (12-08-2015), نرگس منتظر (10-01-2013), یاس بهشتی* خادمه باب الحوائج جواد الائمه (ع)* (09-01-2013), آستان جانان (08-01-2013), شهاب منتظر (24-08-2014)
تعریفش را از برادرم که همرزم او بود شنیده بودم . یکبار یکی از نوارهایش را گوش کردم . حالت عجیبی داشت .
سوخته
از آنچه فکر می کردم زیباتر بود . نوایی ملکوتی داشت . بعد از آن همیشه در حجره به همراه دیگر طلبه ها نوارهایش را گوش می کردیم .
بسیاری از دوستان مجذوب صدای او بودند . دعای کمیل و توسل او مسیر زندگی خیلی از افراد را عوض کرد .
شب بود که به همراه چند نفر از دوستان دور هم نشسته بودیم . دعای توسل شهید تورجی در حال پخش بود . هر کسی در حال خودش بود .
صدای در آمد . بلند شدم و در را باز کردم .
در نهایت تعجب دیدم استاد گرامی ما حضرت آیت اللـه جوادی آملی پشت در است . با خوشحالی گفتم بفرمایید . ایشان هم در نهایت ادب قبول کردند و وارد شدند . البته قبلا هم به حجره ها و طلبه هایشان سر می زدند .
سریع ضبط را خاموش کردیم . استاد در گوشه ای از اتاق نشستند . بعد گفتند : اگر مشکلی نیست ضبط را روشن کنید .
صدای سوزناک و نوای ملکوتی او در حال پخش بود . استاد پرسیدند : اسم ایشان چیست ؟
گفتم : محمدرضا تورجی زاده . استاد پس از مکثی فرمودند : ایشان (در عشق خدا) سوخته است.
گفتم : ایشان شهید شده . فرمانده گردان یازهرا علیهاالسلام هم بوده
استاد ادامه داد : ایشان قبل از شهادت سوخته بوده
خاطره از شهید : روحانی وارسته سید محمد حسین نواب در سال 73 در منطقه بوسنی به شهادت رسید.
از کتاب یازهرا علیهاالسلام
*خادمه رقیه خاتون(س)* (12-08-2015), منتظرظهور یوسف زهرا(عج) (08-01-2013), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (12-08-2015), نرگس منتظر (10-01-2013), یاس بهشتی* خادمه باب الحوائج جواد الائمه (ع)* (09-01-2013), آستان جانان (08-01-2013), شهاب منتظر (24-08-2014)
دور از حریم وصلت گل رنگ و بو ندارد
سرچشمه ی طراوت آبی به جو ندارد
ای چلچراغ ایمان ای جلوه گاه قرآن
حیف از تو گر برد نام هر کس وضو ندارد
راه وصال بستی ، با دیگران نشستی رو کن به هر که خواهی، گل پشت و رو ندارد
![]()
*خادمه رقیه خاتون(س)* (12-08-2015), منتظرظهور یوسف زهرا(عج) (08-01-2013), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (12-08-2015), نرگس منتظر (10-01-2013), یاس بهشتی* خادمه باب الحوائج جواد الائمه (ع)* (09-01-2013), آستان جانان (08-01-2013), شهاب منتظر (24-08-2014)



| ❤ |
ویرایش توسط *خادمه رقیه خاتون(س)* : 12-08-2015 در ساعت 00:52
.
.
اللهمّ عجّل لولیّک الفرج
.
نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (12-08-2015), شهاب منتظر (12-08-2015)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)